با وجود فشار و بازرسی فزاینده بین‌المللی، یا شاید در واکنش به آن، ایران یک سازمان جانشین برای شبکه فخری‌زاده در دانشگاه مالک‌اشتر ایجاد کرد؛ سازمانی که امید داشت بهتر بتواند رازهایش را پنهان کند، دارایی‌های انسانی‌اش را محافظت کند، و در عین حال راهبرد تسلیحاتی هسته‌ای پساآماد را ادامه دهد. بر پایه گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در فوریه ۲۰۱۱ فخری‌زاده از سمت اصلی خود در MUT کنار رفت و «محل عملیات خود را از MUT به مکانی مجاور به نام سایت موجده منتقل کرد و سازمان نوآوری و پژوهش دفاعی را بنیان گذاشت». این سازمان با حروف اختصاری فارسی خود، SPND یا SEPAND، شناخته می‌شود و نام کامل آن نیز همان «سازمان نوآوری و پژوهش دفاعی» است.

این گروه تازه، همه نشانه‌های سازمان‌های پساآماد را داشت: مجموعه‌ای از مراکز مختلف که زیر نظر وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (MODAFL یا MOD) در حوزه‌های گوناگون پژوهش و توسعه دفاعی، از جمله پژوهش‌های مرتبط با تسلیحاتی‌سازی هسته‌ای، کار می‌کردند. یک مقام ارشد اطلاعاتی اروپایی در سال ۲۰۱۱ به مؤسسه گفت که SPND مأموریت دارد «قابلیت‌های هسته‌ای گوناگونی را توسعه دهد که در صورت تصمیم ایران، آن را برای تولید سلاح هسته‌ای در موقعیت بهتری قرار دهد». ستون تسلیحاتی هسته‌ای ایران بخشی از حوزه مأموریت SPND است.

SPND همان سنت پیشینیان خود را ادامه داد: کارکنانش در عین حال در دانشگاه‌های ایرانیِ مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و وزارت دفاع هم سمت داشتند، و دیگر کارکنانش با اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های بزرگ ایران روی پروژه‌ها و مقاله‌های پژوهشی همکاری می‌کردند. به نظر می‌رسد دانشگاه‌ها همچنان نقش پوششی برای به‌دست‌آوردن برخی فناوری‌ها و تجهیزات را هم ایفا می‌کردند.

فریدون عباسی-دوانی SPND را محل تمرکز بر توسعه طیف گسترده‌ای از فناوری‌های دفاعی پیشرفته توصیف کرده است. به گفته بریف‌کنندگان اسرائیلی، SPND به سازمانی شبیه دارپا (DARPA) در آمریکا تبدیل شده است؛ آژانسی مستقل در وزارت دفاع ایالات متحده که مأمور برنامه‌ریزی و واکنش سریع و نوآورانه به چالش‌های دفاع ملی است. با آن‌که SPND از نظر بودجه و استعداد بسیار کوچک‌تر از دارپا است، به‌نظر می‌رسد دامنه پژوهش دفاعی خود را گسترش داده و به محلی برای تحقیق و توسعه فناوری‌های دفاعی مدرن بدل شده است. اما در سراسر فعالیت‌هایش، یک نخ ثابت دیده می‌شود: نگهداری و ارتقای توانایی‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای.

دولت آمریکا نخستین‌بار در اوت ۲۰۱۴ SPND را تحریم کرد و آن را نهادی «که اساساً مسئول پژوهش در حوزه توسعه سلاح‌های هسته‌ای است» و به رهبری فخری‌زاده توصیف کرد. خود فخری‌زاده پیش‌تر در سال ۲۰۰۸ از سوی ایالات متحده و در سال ۲۰۰۷ تحت قطع‌نامه ۱۷۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریم شده بود. در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰، آمریکا تحریم‌های بیشتری علیه SPND و کارکنانش اعمال کرد؛ بسیاری از این افراد بعدها در اسناد آرشیو هسته‌ای به‌عنوان کارکنان سابق برنامه آماد شناسایی شدند. متحدان آمریکا و سازمان ملل نیز SPND و نیروهای آن را تحریم کردند. در اطلاعیه وزارت خزانه‌داری آمریکا در مارس ۲۰۱۹ آمده بود که طیفی گسترده از دانشمندان ایرانی «به‌نمایندگی از سازمان‌های SPND در پژوهش‌ها و آزمایش‌های حساس به اشاعه مشارکت دارند» و این سازمان‌ها هر سال میلیون‌ها دلار برای دامنه وسیعی از پروژه‌های مرتبط با دفاع هزینه می‌کنند. این تحریم‌های مداوم نشان می‌دهد که نگرانی دولت‌ها درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران، بیش از ۱۵ سال پس از تغییر جهت برنامه آماد، همچنان ادامه داشته است.

شناخت این‌که ایران کدام فعالیت‌های تسلیحاتی هسته‌ای را حفظ کرده، همچنان دشوار است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ارزیابی نهایی خود درباره مسائل حل‌نشده گذشته و حالِ برنامه هسته‌ای ایران در اواخر ۲۰۱۵ اعلام کرد که مدرک بیشتری از کارهای تسلیحاتی پس از ۲۰۰۹ نیافته است؛ با این حال، همان گزارش نتوانست با قطعیت نتیجه بگیرد که برنامه در ۲۰۰۹ پایان یافته است. مؤسسه، این گزارش را سطحی و ناکافی می‌دانست و معتقد بود رویکرد، و حتی نوعی سوگیری، در آن دیده می‌شود که به‌نظر می‌رسید با نخواستنِ آژانس برای پیچیده‌کردن اجرای قریب‌الوقوع برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) مرتبط بود. فشار بین‌المللیِ افزایش‌یافته در ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ و سپس بازسازماندهی به SPND احتمالاً باعث شد امنیت فیزیکی کارکنان و ضدجاسوسی علیه افشاگران شدیدتر شود و برنامه تسلیحاتی هسته‌ای را بیشتر به زیر زمین ببرد؛ در نتیجه، کشف شواهد مستقیم برای آژانس هم دشوارتر شد.

با این حال، شواهد معتبرِ مربوط به کارهای هسته‌ای از سوی روزنامه‌نگاران و بر پایه اطلاعات اطلاعاتیِ غربی کشف شد. کادر فرعی این فصل درباره همکاری هسته‌ای کره شمالی و ایران، گزارش تحقیقیِ دقیقی را از روزنامه Süddeutsche Zeitung در ۲۰۱۱ بررسی می‌کند؛ گزارشی که مدعی بود کره شمالی داده‌ها و نرم‌افزار هسته‌ای در اختیار ایران گذاشته است، چیزهایی که برای تلاش نظری ایران در زمینه سلاح هسته‌ای ارزشمند بودند. این انتقال شامل دیدار متخصصان هسته‌ای کره شمالی با گروهی از متخصصان ایرانی بود که به‌احتمال زیاد بخشی از SPND بودند. چند سال بعد، شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) اعلام کرد که این همکاری ادامه یافته و به‌طور مشخص نام یک مرکز در SPND را به‌عنوان طرف ایرانیِ ارتباط با کره‌شمالی ذکر کرد و افزود که فخری‌زاده از آزمایش هسته‌ای زیرزمینی کره شمالی در ۲۰۱۳ بازدید کرده است. هرچند گزارش NCRI را نمی‌توان به‌طور مستقل تأیید کرد، هرگونه همکاری هسته‌ای با کره شمالی احتمالاً با SPND مرتبط بوده است. از آن‌جا که کره شمالی در دهه ۲۰۱۰ به سمت تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی رفت، شاید به طراحیِ کوچک‌شده ایران برای سلاح اورانیوم با غنای تسلیحاتی نیز علاقه‌مند شده باشد؛ طراحی‌ای که با اجزای نوآورانه‌اش می‌توانست مسیر استقرار سریع‌تر سلاح هسته‌ای را کوتاه کند.

برای تأیید این‌که ایران در پی همکاری هسته‌ای با کره شمالی بوده، محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه، گفته است که در دوران فرماندهی‌اش از ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۷، با کره شمالی به توافق‌هایی رسیده بود. او گفت: «وقتی من فرمانده کل سپاه پاسداران بودم، به کره شمالی رفتم و توافق‌هایی انجام شد. اما بعضی افراد داخل [ایران]، با استناد به کمبود ارز خارجی، جلوی این اقدامات را گرفتند، و ما می‌توانستیم در حوزه هسته‌ای از [فناوری] موشکی هم پیشرفته‌تر باشیم.» ایران در دهه‌های بعد بخشی از آن محدودیت‌ها را کاهش داد، اما در مجموع، همکاری موشکی و متعارفِ ایران و کره شمالی ظاهراً از همکاری هسته‌ای فراتر رفت. با این حال، رضایی روشن کرد که سپاه در دوران او به‌دنبال همکاری هسته‌ای هم بوده است.

گزارش Süddeutsche Zeitung گروه نظری/نرم‌افزاری را در میان چندین گروهِ مشغول به جنبه‌های مختلف سلاح هسته‌ای قرار می‌داد. این گروه‌ها برای کاهش خطرِ افشا و نفوذ، به‌صورت سلولی و مجزا سازمان‌دهی شده بودند. اطلاعات نشان می‌دهد که برنامه شامل ده‌ها کارشناس بوده، که احتمالاً بعضی از آن‌ها در دانشگاه‌ها سمت‌هایی هم داشته‌اند. علاوه بر کارهای مرتبط با سلاح هسته‌ای، ممکن است روی پروژه‌های علمی نظامی غیرهسته‌ای یا غیرنظامی هم کار کرده باشند.

بازسازماندهی به SPND با دوره‌ای هم‌زمان شد که ایران سرسختانه از همکاری با آژانس درباره کارهای گذشته یا شاید در جریانِ تسلیحاتی هسته‌ای خود سر باز می‌زد. تقریباً همه‌جا، ایران دسترسی بازرسان به سایت‌های نظامی و افراد کلیدی را رد می‌کرد. در ۲۰۱۱، تلاش تازه آژانس برای شفافیت و دسترسی به سایت‌های ایرانی خیلی زود شکست خورد. ایران نه اظهاریه‌ای تازه درباره مواد و فعالیت‌های هسته‌ای خود ارائه داد و نه با وجود درخواست‌های متعدد آژانس، دسترسی به کارکنان نظامی مهم را پذیرفت.

JCPOA در ۲۰۱۵ این بن‌بست را به‌طور بنیادی تغییر نداد. مذاکره‌کنندگان آمریکایی حاضر شدند این موضع ایران را بپذیرند که حل پرسش‌ها و نگرانی‌های آژانس درباره فعالیت‌های گذشته تسلیحات هسته‌ای، پیش‌شرط اجرای توافق در اوایل ۲۰۱۶ نیست. از آن زمان تا امروز، همکاری ایران با آژانس در موضوع تسلیحاتی‌سازی هسته‌ای حداقل بوده است؛ دست‌کم آن‌گونه که در گزارش‌های آژانس به اعضا منعکس شده. بازرسان نتوانسته‌اند با دانشمندان و مهندسان سابق آماد دیدار کنند؛ آژانس در راستی‌آزماییِ بندی از JCPOA موسوم به بخش T هم تقریباً به جایی نرسید. این بخش، اعلام و تأیید استفاده از برخی تجهیزات دوگانه‌کاربردِ مرتبط با سلاح هسته‌ای را از ایران می‌خواست. ایران قطعاً چنین تجهیزاتی را در اختیار دارد و احتمالاً آن‌ها را در نقض بخش T به‌کار می‌برد. حتی پس از افشاگری‌های آرشیو هسته‌ای نیز بازرسان کند بودند و بیشتر بر مواد هسته‌ای اعلام‌نشده‌ای متمرکز شدند که در دوران برنامه آماد تولید شده بود، در حالی که ایران همچنان می‌گفت هرگز برنامه سلاح هسته‌ای نداشته و اسناد آرشیو همه جعلی‌اند؛ با این امید که مردم به این دروغ‌ها باور کنند یا از فرط خستگی دست بکشند.

عدم همکاری ایران با آژانس نگرانی‌ها را افزایش داده است که بخشی از فعالیت‌های SPND همچنان بر حفظ یا ادامه فعالیت‌های برنامه آماد متمرکز مانده باشد. بدون دسترسی و اظهاریه‌های معنادار از سوی ایران، و در حالی که کارکنان SPND نیز از دسترس آژانس دور مانده‌اند، ماهیت فعالیت‌های SPND به معما تبدیل شده و تردیدی تقریباً همگانی برانگیخته است.

سایت موجده: مقر جدید SPND

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «سایت موجده» را مقر جدید فخری‌زاده و SPND معرفی کرد. این مکان به‌نظر می‌رسد همان جایی باشد که SADAT از آن به‌عنوان ستاد خود استفاده می‌کرد. اگر چنین باشد، فخری‌زاده پس از چند سال حضور در دانشگاه مالک‌اشتر، عملاً به مقر اصلی پیشاآماد خود بازگشته بود.

در سال‌های بعد، این سایت و نواحی پیرامون آن شاهد ساخت‌وساز قابل‌توجهی بودند. شکل ۱۴.۱ گسترش سایت موجده را تا ۲۰۱۵ نشان می‌دهد. تصاویر تجاری ماهواره‌ای، ساختمان‌های تازه و افزایش محسوس تردد خودروها را پس از ۲۰۱۱ نسبت به قبل نشان می‌دهند. در تصویر ۲۰۱۵، یک دیوار امنیتیِ بزرگِ دیداری دیده می‌شود که در ۲۰۱۲ ساخته شده بود و احتمالاً برای مسدود کردن دید از ساختمان‌های مجاور به کار می‌رفت.

شکل ۱۴.۱. تصاویر Google Earth از سایت موجده که گفته می‌شود از ۲۰۱۱ به بعد محل SPND بوده است و تغییر آن را از سال ۲۰۰۰، وقتی که انبار اتوبوس بود، تا ۲۰۱۵، وقتی به مکانی مهم برای SPND تبدیل شد، نشان می‌دهد. NCRI نخستین گروهی بود که این سایت را علناً شناسایی کرد. این مکان در Wikimapia نیز با نام «مؤسسه فیزیک کاربردی (IAP)» برچسب خورده است. اعتبار شناسایی: فرانک پابین.
شکل ۱۴.۱. تصاویر Google Earth از سایت موجده که گفته می‌شود از ۲۰۱۱ به بعد محل SPND بوده است و تغییر آن را از سال ۲۰۰۰، وقتی که انبار اتوبوس بود، تا ۲۰۱۵، وقتی به مکانی مهم برای SPND تبدیل شد، نشان می‌دهد. NCRI نخستین گروهی بود که این سایت را علناً شناسایی کرد. این مکان در Wikimapia نیز با نام «مؤسسه فیزیک کاربردی (IAP)» برچسب خورده است. اعتبار شناسایی: فرانک پابین.
شکل ۱۴.۲. نمای نزدیک از سایت موجده در ۲۰۱۵ که ساخت‌وساز تازه و یک دیوار امنیتی بزرگ را نشان می‌دهد. اعتبار شناسایی: فرانک پابین.
شکل ۱۴.۲. نمای نزدیک از سایت موجده در ۲۰۱۵ که ساخت‌وساز تازه و یک دیوار امنیتی بزرگ را نشان می‌دهد. اعتبار شناسایی: فرانک پابین.

همکاری هسته‌ای کره شمالی و ایران

همکاری ایران و کره شمالی در حوزه موشک‌های بالستیک و تسلیحات متعارف به‌خوبی مستند شده است. اما همکاری هسته‌ای، هرچند بارها مظنون بود، به‌ندرت فراتر از شک منطقیِ معقول اثبات شد. با این حال، در ۲۰۱۱ یک مورد همکاری هسته‌ای توسط پل-آنتون کروگر در Süddeutsche Zeitung گزارش شد. هرچند آژانس هرگز به‌طور علنی درباره این پرونده گزارش نکرد، یکی از نویسندگان این کتاب توانست بخشی از اطلاعات را با یک سازمان اطلاعاتی اروپایی تأیید کند.

در جریان بررسی فعالیت‌های تسلیحاتی هسته‌ای ایران، کروگر از منبعی با سابقه خوب درباره همکاری هسته‌ای کره شمالی و ایران مطلع شد. منبع ابتدا گفت که در ۲۰۱۰ یا ۲۰۱۱ کره شمالی نسخه‌ای پیشرفته از کد Monte Carlo Neutron Processing، یعنی MCNPX 2.6.0، را در اختیار ایران گذاشته است؛ کدی که در آزمایشگاه ملی لوس‌آلاموس توسعه یافته بود. این نرم‌افزار کاربردهای غیرنظامی زیادی دارد و محرمانه نیست، اما می‌توان آن را برای پیش‌بینی و فهم انفجارهای هسته‌ای به‌کار گرفت و از این رو، مشمول کنترل صادرات است. گرچه باور بر این است که ایران نسخه‌های قدیمی‌تر این کد را به دست آورده بود، شاید همچنان به‌دنبال جدیدترین نسخه بوده است. نسخه تازه‌تر می‌توانست به حفظ توان علمی کمک کند و به اصلاح کدهای هسته‌ای موجود ایران یاری برساند.

نگران‌کننده‌تر این‌که، انتقال ادعایی دانش شامل آموزش ۲۰ کارمند وزارت دفاع ایران بود که با گروهی کار می‌کردند که روی کدهای سلاح هسته‌ای فعالیت داشت. برای این منظور، گفته شد که یک هیئت سری کره شمالی در اواسط فوریه ۲۰۱۱ به ایران رسید؛ هیئتی متشکل از دو مقام ارشد از مجموعه هسته‌ای یونگ‌بیون و سه فیزیکدان ارشد از دومین آکادمی علوم طبیعی کره شمالی، که اکنون آکادمی علوم دفاع ملی نام دارد و به‌خوبی به‌عنوان بخشی از برنامه موشک بالستیک کره شمالی شناخته می‌شود. این تیم به‌وضوح صلاحیت انتقال دانش و تجربه مهم هسته‌ای را داشت.

ایران از کره شمالی خواسته بود دانش عملی لازم برای کار با کد مونت‌کارلو را منتقل کند؛ دانشی که به کارشناسان دفاعی ایران کمک می‌کرد از نظر فنی و عملی با استفاده از این نرم‌افزار، شبیه‌سازی‌های مربوط به انفجارهای هسته‌ای را اجرا و ارزیابی کنند.

برای ارزش‌افزودن به انتقال کد، کره شمالی ظاهراً کتابخانه‌های داده هسته‌ای هم ارائه کرده بود؛ کتابخانه‌هایی که برای دقت شبیه‌سازی‌های انفجاریِ هسته‌ای بسیار مهم‌اند. گزارش شده بود که این کتابخانه‌ها حاوی داده‌هایی از آزمایش‌های انجام‌شده در کره شمالی، از جمله آزمایش‌های زیرزمینی هسته‌ای، بوده‌اند. به گفته منبع کروگر، یکی از ارزش‌های این پایگاه‌های داده این بود که به پژوهشگر اجازه می‌داد دقت شبیه‌سازی‌ها را بهتر تعیین کند. یکی از نویسندگان (آلبرايت) نیز تحویل این داده‌ها را تأیید کرد و منابع اروپایی افزودند که این پایگاه داده، اطلاعات بیشتری از آن‌چه کره شمالی می‌توانست به‌تنهایی تولید کند، در بر داشت. آنان گمان می‌بردند کره شمالی داده‌های محرمانه‌ای را از یک دولت دارای سلاح هسته‌ای دیگر به دست آورده و سپس منتقل کرده است؛ و چین محتمل‌ترین مظنون بود. تا حدود ۱۹۸۵، چین سیاست انتشار اطلاعات مرتبط با سلاح هسته‌ای را دنبال می‌کرد و در توانمندکردن پاکستان برای تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای نقش کلیدی داشت. با این حال، مشخص نیست که آیا کره شمالی داده‌ها را مستقیماً از چین گرفت یا از رهگذر همکاری با شبکه A.Q. Khan.

گفته می‌شود این آموزش‌ها حدود سه ماه در یک پایگاه سری سپاه ادامه داشته است. قرار بود هیئت دیگری از کره شمالی در اواخر همان سال به ایران برود، بخشی برای پشتیبانی از شبیه‌سازی‌های مشخص و بخشی هم برای ارزیابی شبیه‌سازی‌های انجام‌شده توسط ایران.

منبع کروگر گفته بود که ایرانی‌های دریافت‌کننده آموزش و کمک، در یکی از چندین گروه سلاح هسته‌ای قرار داشتند که حوزه‌هایی مثل علم مواد، مواد منفجره، نوترونیک، اپتیک و الکترونیک را پوشش می‌دادند. به ادعای منبع، این گروه‌ها برای کاهش خطرِ افشا و نفوذ، به‌صورت مجزا سازمان‌دهی شده بودند. او همچنین گفت هسته‌ای شامل ۴۰ تا ۸۰ دانشمند ایرانی در کار بوده که بعضی از آن‌ها سمت‌های معتبری در دانشگاه‌ها داشتند و هم‌زمان روی پروژه‌های علمی غیرنظامی یا غیرهسته‌ای هم کار می‌کردند.

گزارش شده بود که نرم‌افزار و آموزش بخشی از توافق گسترده‌تر ایران و کره شمالی به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار بوده است؛ توافقی که شامل خریدهای فراوان دیگر و شاید کمک موشکی نیز می‌شد. بخشی از پرداخت ایران به‌صورت نقدی و در همان هواپیمایی انجام شد که نخستین هیئت کره شمالی را به پیونگ‌یانگ بازمی‌گرداند.

شکل ۱۴.۳. لوگوی SPND، با نام کامل آن در زیر به فارسی. گاهی فقط سرنام SPND به فارسی زیر لوگو دیده می‌شود. منبع تصویر: Iran Redline.
شکل ۱۴.۳. لوگوی SPND، با نام کامل آن در زیر به فارسی. گاهی فقط سرنام SPND به فارسی زیر لوگو دیده می‌شود. منبع تصویر: Iran Redline.
شکل ۱۴.۴. محسن فخری‌زاده در تصویر سمت راستِ هر دو عکس دیده می‌شود. این تصاویر هنگام سخنرانی ۲۳ ژانویه ۲۰۱۹ رهبر جمهوری اسلامی گرفته شده‌اند. فخری‌زاده در جلسه‌ای با حضور مسئولان و پژوهشگران شورای علوم شناختی و فناوری‌ها حضور داشت. تصویر سمت چپ مستقیماً از صفحه وب رهبر جمهوری اسلامی و تصویر سمت راست فریمِ ثابتِ ویدئوی همان سخنرانی است. منبع: KHAMENEI.IR.
شکل ۱۴.۴. محسن فخری‌زاده در تصویر سمت راستِ هر دو عکس دیده می‌شود. این تصاویر هنگام سخنرانی ۲۳ ژانویه ۲۰۱۹ رهبر جمهوری اسلامی گرفته شده‌اند. فخری‌زاده در جلسه‌ای با حضور مسئولان و پژوهشگران شورای علوم شناختی و فناوری‌ها حضور داشت. تصویر سمت چپ مستقیماً از صفحه وب رهبر جمهوری اسلامی و تصویر سمت راست فریمِ ثابتِ ویدئوی همان سخنرانی است. منبع: KHAMENEI.IR.

ساختار سازمانی

گرچه ساختار سازمانیِ بناشده در SADAT، که مبتنی بر «مراکز» بود، در SPND هم ادامه یافت، نام‌های زیرمجموعه‌ها در طول زمان تغییر کرد؛ به‌ویژه در واکنش به تحریم‌های آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل، و نیز به‌دلیل گسترش مأموریت‌های نظامی SPND. افزون بر این، ایران برای مبهم‌سازیِ سازمان‌ها و فعالیت‌های SPND گام‌هایی برداشت و در برخی موارد از نام‌های جایگزینی مانند مؤسسه فیزیک کاربردی یا پردیس استفاده کرد؛ دومی بخشی از نام یکی از سازمان‌های جانشینِ پساآماد بود. در سال‌های اخیر، SPND شاید هنوز بخشی از فعالیت‌هایش را پشت نام‌های جایگزین پنهان کند، اما نسبت به گذشته آشکارتر شده است. نشریه‌ها و وب‌سایت‌های رسمی ایرانی گاهی SPND را نشان می‌دهند و لوگوی آبی‌وسفید آن را به نمایش می‌گذارند.

سال‌ها بود که ردگیری فعالیت‌های فخری‌زاده دشوار بود و تصویر اندکی از او وجود داشت؛ احتمالاً این امر بخشی از تدابیر محافظتی در برابر ترور او و همکارانش بود. نام معاونانش هم در هاله‌ای از محرمانگی قرار داشت. با این حال، پس از سال‌ها کم‌نمایی، در ۲۰۱۹ فخری‌زاده بیشتر روی وب‌سایت‌ها و نشریات دولتی ایران ظاهر شد. در وب‌سایت رهبر جمهوری اسلامی، فخری‌زاده‌ای مسن‌تر دیده می‌شود که در ردیف عقبِ جلسه شورای علوم شناختی و فناوری‌ها نشسته و به سخنرانی ۲۰ دقیقه‌ای رهبر درباره ضرورت پیشرفت در علم و شکست مداخله غرب گوش می‌دهد. دست‌کم یکی از معاونان فخری‌زاده، دکتر کریمی، نیز در وب‌سایت‌های دولتی ایران ظاهر شده است.

از بیانیه‌های تحریمی آمریکا می‌توان سرنخ‌هایی درباره ساختار سازمانیِ کنونی SPND به دست آورد. نام‌های جدیدِ مراکز یا زیرگروه‌های SPND از اصطلاحات فنیِ قدیمی فاصله گرفته‌اند. ایران اکنون نام‌هایی غیرتوصیفی‌تر را ترجیح می‌دهد. بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا در ۲۲ مارس ۲۰۱۹ چند نام از زیرگروه‌های SPND و نهادهای پشتیبان آن را همراه با نام کارکنان کلیدی و کارفرمایان پیشین آنان، از جمله کسانی که زیر برنامه آماد کار کرده بودند، فهرست کرد.

گروه شهید کریمی

در اعلامیه مارس ۲۰۱۹، وزارت خزانه‌داری آمریکا گفت نهادی با نام گروه شهید کریمی روی پروژه‌های موشکی و مواد منفجره برای SPND کار می‌کند. هرچند پیوند‌دادن نام‌های تازه مراکز ایرانی به نام‌های قدیمی دشوار است، این نهاد ظاهراً METFAZ را دربر می‌گیرد یا جانشین مرکز پژوهش و توسعه فناوری انفجار و ضربه SADAT است که در فصل ۱۳ به آن پرداخته شد. خزانه‌داری، محمدرضا مهدی‌پور را به‌عنوان رئیس گروه شهید کریمی معرفی کرد؛ کسی که می‌دانیم در پژوهش‌های SPND درباره انفجار و ضربه نقش داشته است. فرد تحریم‌شده دیگری به نام اکبر مطلبی‌زاده پیش‌تر رئیس این گروه بود. او همچنین به‌عنوان مشاور محسن فخری‌زاده خدمت می‌کرد و در برنامه آماد هم دست داشت.

گروه شهید چمران

زیرمجموعه دیگر SPND، گروه شهید چمران، بنا بر اعلام وزارت خزانه‌داری آمریکا روی شتاب‌دهی الکترون و انتقال جرم کار کرده است. این گروه همچنین پژوهش‌هایی برای SPND در حوزه الکترومغناطیس، توان پالسی و تولید موج انجام داده است. فرد تحریم‌شده‌ای به نام سید اصغر هاشمی‌تبار به‌عنوان کارشناس مدیریتی در گروه شهید چمران خدمت کرده و در آن‌جا بر پژوهش‌های توان پالسی متمرکز بوده است.

در برنامه آماد نیز پروژه‌ای با نام شهید چمران وجود داشت که جنبه‌های نظری ساخت یک سایت آزمایش هسته‌ای را بررسی می‌کرد و در فصل ۹ به آن پرداخته شد. این پروژه شاید بخشی از گروه شهید چمران SPND باشد. NCRI نیز گفته است که گروه چمران دارای بخشی برای ژئوفیزیک است.

گروه شهید فخرمقدم

گروه شهید فخرمقدم، که آن هم زیر تحریم‌های آمریکا قرار دارد، روی ساخت شبیه‌سازهای انفجار و نیز سامانه‌های پایش و آشکارسازی پرتو و نوترون کار کرده است. افزون بر این، این نهاد به SPND کمک کرده تا مؤسسه‌ای اختصاصی برای محاسبات فیزیکی تأسیس کند. فرد تحریم‌شده دیگری، روح‌الله قدیری برمی، مدیر این گروه است و بر تولید و ساخت نظارت دارد. قدیری در تلاش‌های گروه شهید فخرمقدم برای خرید تجهیزات پرتو ایکس از تأمین‌کنندگان خارجی نقش داشته است. محمدجواد صفاری نیز کارشناس محاسبات و اندازه‌گیری در این گروه است.

بخش پژوهش و توسعه فناوری

SPND یک بخش پژوهشی دارد که در برخی نوشته‌ها «پژوهش و توسعه فناوری» نامیده می‌شود. درباره این بخش، اطلاعات عمومی اندکی وجود دارد. در گذشته، منصور عسگری، یکی از افراد تحریم‌شده و مدیر پیشین برنامه آماد، ریاست این بخش را بر عهده داشت.

در ۲۰۱۹، معاون این بخش احمد حقیقی‌طلب بود؛ شخصی که suSPNDed.org او را در پروژه میدانِ برنامه آماد دخیل دانسته بود. عنوان او بر نامه‌ای در ۲۰۱۹ نقش بسته که در وب‌سایت suSPNDed.org به دست آمده و او در آن با دانشگاه تهران درباره جذب دانشجویان ممتاز برای کار در SPND به‌جای خدمت سربازی مکاتبه کرده است. این یادداشت با لوگوی SPND همراه است.

پروژه ۱۱۱

به‌جز تحریم‌های آمریکا، سرنوشت پروژه‌های دیگر آماد دشوارتر است. معلوم نیست پروژه ۱۱۱ برنامه آماد چه شد؛ پروژه‌ای که برای یکپارچه‌سازی کلاهک هسته‌ای در یک وسیله بازگشتِ مجددِ حامل طراحی شده بود. آیا پروژه ۱۱۱ به مرکز پژوهش و توسعه فناوری هوافضای نوین SADAT، یا در ترجمه‌ای دیگر، مرکز پژوهش و توسعه فناوری‌های پیشرفته هوایی، تبدیل شد؟ آیا SPND آن را به ارث برد؟ یا این کار، یا بخشی از آن، به SHIG رفت، به‌عنوان پروژه‌ای ویژه در کنار برنامه‌اش برای توسعه طیفی از موشک‌های بالستیکِ توانمند به حمل سلاح هسته‌ای؟ به گفته بریف‌کنندگان اسرائیلی، SHIG همچنان روی فناوری‌هایی کار می‌کند که برای یکپارچه‌سازی کلاهک هسته‌ای در موشک‌ها مفیدند و اسرائیل نیز همچنان چنین فعالیت‌هایی را در SHIG رصد می‌کند.

در ۲۰۲۰، وزارت بازرگانی آمریکا رئیس پیشین پروژه ۱۱۱، کامران دانشجو، را تحریم کرد. او از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ وزیر علوم، تحقیقات و فناوری بود. نکته مهم این است که دانشجو پیش از پایان مذاکرات JCPOA فعالانه علیه بازرسی‌های بین‌المللیِ مزاحم از برنامه هسته‌ای ایران کارزار به‌راه انداخت.

کمک به AEOI و مذاکرات هسته‌ای

فخری‌زاده و سازمان‌هایش معمولاً با تولید سوخت هسته‌ای یا رآکتور آب سنگین اراک شناخته نمی‌شوند. اما نقشه راه هسته‌ای ایران در اواخر دهه ۱۹۹۰ چنین فعالیت‌هایی را هم در بر می‌گرفت. بنابراین عجیب نیست که وقتی ایران در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ به سوخت هسته‌ای با غنای نزدیک به ۲۰ درصد برای راکتور پژوهشی تهران نیاز داشت، سازمان فخری‌زاده با سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) هماهنگ شد؛ در آن زمان ریاست آن را عباسی-دوانی بر عهده داشت که از فوریه ۲۰۱۱ تا اوت ۲۰۱۳ در این سمت بود. این دو تیم‌های مشترکی برای توانمندی تولید سوخت داخلی تشکیل دادند. به همین ترتیب، سازمان‌های فخری‌زاده در ساخت اولیه رآکتور اراک نیز نقش داشتند.

در جریان مذاکرات ۲۰۰۳ میان ایران و تروئیکای اروپایی E3 (بریتانیا، فرانسه و آلمان) که به توقفِ غنی‌سازی و بازفرآوری ایران انجامید، فخری‌زاده به‌همراه عباسی-دوانی و دیگر همکاران، در مقام دانشمندان کلیدیِ زیر نظر وزارت دفاع، پشتیبانی فنیِ دولت را فراهم می‌کردند. فخری‌زاده همچنین در مذاکرات JCPOA هم دخیل بود و بعداً در یک مراسم محرمانه از سوی رئیس‌جمهور روحانی جایزه‌ای دریافت کرد؛ مراسمی که پس از یک مراسم عمومی برای دیگر مقام‌ها برگزار شد. موضع او نسبت به JCPOA بلافاصله پس از مذاکرات روشن نیست، هرچند حالت خندان و در آغوش گرفتن رئیس‌جمهور در عکس‌های رسمیِ اکنون عمومی احتمالاً نارضایتی او از توافق را پنهان می‌کرد. با این حال، فخری‌زاده لابد خرسند بود که مذاکره‌کنندگان ایرانی اطمینان داده‌اند توافق، دسترسی آژانس به او یا همکارانش را دشوار خواهد کرد و بازرسان، در بدترین حالت، فقط دسترسی محدود به سایت‌های کلیدی نظامی خواهند داشت. او همچنین احتمالاً از این‌که ایران بر دو خط قرمز مهم دیگر پای فشرد، خشنود بود: سانتریفیوژهای برچیده‌شده نابود نمی‌شوند و سایت غنی‌سازی فردو هم تعطیل نمی‌شود. البته احتمالاً از بندهایی مانند اصلاح رآکتور اراک و محدودیت بر ذخایر اورانیوم غنی‌شده و تعداد سانتریفیوژهای فعال ناراحت بود. معلوم نیست او درباره تصمیم به جمع‌آوری و انتقال تمام اسناد برنامه آماد، و شاید تجهیزات و مواد آن، به سایت‌های امن و بسیار محرمانه، چه فکر می‌کرد. اما در مجموع، فخری‌زاده ظاهراً جز لبخند زدن و لذت بردن از لحظه کاری از دستش برنمی‌آمد. او بیشتر باید بر حفظ و تأمین مالی SPND و تضمین سالم ماندن توانمندی‌هایش علی‌رغم توافق هسته‌ای تمرکز می‌کرد؛ آینده‌ای که در عمل یعنی ایران باید تا پایان محدودیت‌های JCPOA صبر کند.

افراد در تقاطع SPND و آماد

شک نسبت به فعالیت‌های SPND در سطح بین‌المللی شدیدتر شد، چون این‌قدر از کارکنان برنامه آماد در SPND قرار داشتند و از دسترس آژانس دور مانده بودند. بر پایه گروهی از پژوهشگران مرکز بلفر دانشگاه هاروارد برای علوم و امور بین‌الملل، که در تل‌آویو نیز از مقام‌های اسرائیلی درباره آرشیو شرح مفصلی شنیده بودند، «مقام‌های اسرائیلی برآورد می‌کنند حدود ۷۰ درصد کارکنانی که زمانی در پروژه آماد کار می‌کردند، به SPND منتقل شدند». این افراد چه کسانی‌اند؟

به‌دلیل آرشیو هسته‌ای، کارکنان سابق برنامه آماد امروز بسیار بهتر از گذشته شناخته شده‌اند. یکی از اسناد مهم آرشیو که پیش‌تر درباره‌اش صحبت شد، یک صفحه گسترده بود که نام صدها نفر از کارکنان پروژه ۱۱۰ را با تاریخ تولد، نام پدر، مدرک تحصیلی، رشته، عنوان شغلی و دیگر داده‌های شخصی و حرفه‌ای فهرست می‌کرد. با ترکیب این سند با دیگر اسناد آرشیو، دولت‌های غربی اکنون موقعیت بسیار بهتری برای شناخت دقیق افراد پروژه ۱۱۰ و محل کنونی آن‌ها دارند. اقدام‌های اخیر دولت آمریکا برای تحریم ایرانیانی که برای SPND یا با SPND کار می‌کردند، ظاهراً از همین اطلاعات استفاده کرده است.

فهرست کارکنان پروژه ۱۱۰ علنی نشده است. با این حال، تصویری از پیوند چند نفر از کارکنان کلیدی آماد و SPND در اسلایدی که اسرائیل در تابستان ۲۰۱۸ به رسانه‌ها ارائه کرد دیده می‌شود.

شکل ۱۴.۵. اسرائیل از یک سند فارسیِ آرشیو ایرانی در یک اسلاید استفاده کرد تا نام مقام‌هایی را فهرست کند که بعدها مسئول عناصر مختلف برنامه پراکنده شدند یا با آن مرتبط بودند؛ برنامه‌ای که تا ۲۰۱۱ با نام «سازمان نوآوری و پژوهش دفاعی» (SPND) شناخته می‌شد. تصویر درون‌نما بخشی از سند منتشرنشده را نشان می‌دهد که چند مقام حاضر یا غایب از جلسه را مشخص می‌کند.
شکل ۱۴.۵. اسرائیل از یک سند فارسیِ آرشیو ایرانی در یک اسلاید استفاده کرد تا نام مقام‌هایی را فهرست کند که بعدها مسئول عناصر مختلف برنامه پراکنده شدند یا با آن مرتبط بودند؛ برنامه‌ای که تا ۲۰۱۱ با نام «سازمان نوآوری و پژوهش دفاعی» (SPND) شناخته می‌شد. تصویر درون‌نما بخشی از سند منتشرنشده را نشان می‌دهد که چند مقام حاضر یا غایب از جلسه را مشخص می‌کند.

نقطه آغاز ارزیابی اسرائیل، سندی ایرانی است که بخشی از آن در اسلاید دیده می‌شود و نشان می‌دهد چه کسانی در جلسه محرمانه ۳۰ اوت ۲۰۰۳ در دفتر پروژه ۱۱۰ حضور داشتند. این سند، که صورت‌جلسه همان نشست است، گروهی از کارکنان مهم برنامه آماد را یا به‌عنوان حاضر و یا غایب فهرست می‌کند. در یکی از سطرهای صورت‌جلسه که در اسلاید نمایش داده شده، آمده است: «با توجه به این‌که صورت‌جلسه طبقه‌بندی‌شده است، لطفاً دقت کنید، از … خارج نمی‌شود». بقیه جمله در برش دیده‌شده قطع شده است.

شکل ۱۴.۶. جدولِ کارکنان برنامه آماد از شکل ۱۴.۵ که در جلسه ۳۰ اوت ۲۰۰۳ حضور داشتند، بر پایه فهرست نام‌های فارسیِ صورت‌جلسه آن نشست.
شکل ۱۴.۶. جدولِ کارکنان برنامه آماد از شکل ۱۴.۵ که در جلسه ۳۰ اوت ۲۰۰۳ حضور داشتند، بر پایه فهرست نام‌های فارسیِ صورت‌جلسه آن نشست.
نام در صورت‌جلسه نام کامل وضعیت
دکتر مسعودمسعود علی‌محمدیدرگذشته
مهدیمهدی تهرانچیوابسته به SPND
سعیدسعید برجیمقام SPND
محمدمهدیمحمدمهدی هداویمقام وزارت دفاع
محسنمحسن فخری‌زادهرئیس SPND، درگذشته
احادنامشخصنامشخص
محمدنامشخصنامشخص
محمودنامشخصنامشخص
مجیدمجید شهریاریدرگذشته
فریدونفریدون عباسی-دوانیوابسته به SPND
اکبراکبر مطلبی‌زادهمقام SPND

از میان افراد حاضر در جلسه، پنج مقام ارشد برنامه آماد بعدها در SPND کار کردند یا با آن مرتبط شدند. اکبر مطلبی‌زاده، که با نام علی‌اکبر مطلبی‌زاده نیز شناخته می‌شود و در سند به‌عنوان مقام SPND آمده، از سوی استرالیا نیز تحریم شد. همان‌طور که گفته شد، اکبر پیش‌تر رئیس گروه شهید کریمی بود و در آن‌جا بر پروژه‌های SPND نظارت داشت. او همچنین مشاور محسن فخری‌زاده بوده است.

سعید برجی کارشناس مواد منفجره و فلزات در گروه شهید کریمیِ SPND است و به تلاش‌های این سازمان برای تهیه تجهیزاتی که برای مهار انفجار به کار می‌روند کمک کرده است. مطلبی‌زاده و برجی هر دو با کارهای انفجاریِ پرقدرت در اتاقک‌های انفجارِ تله‌غان در پارچین پیوند دارند. آن‌ها همچنین روی پژوهش نانو‌الماس با هم کار منتشر کردند؛ زیرمجموعه‌ای از کارهایی که در پارچین با کمک ویاچسلاو دانیلنکو و در ارتباط با اجزای کلیدی سلاح هسته‌ای انجام شده بود. گفته می‌شود این دو با دیگر همکاران خارجیِ درگیر در کمک به برنامه آماد هم مقاله مشترک داشته‌اند.

محمدمهدی هداوی، که در شکل ۱۴.۵ مقام وزارت دفاع معرفی شده، در بحث‌های ۲۰۰۳ درباره جداکردن برنامه آماد به بخش‌های پنهان و آشکار هم مشارکت داشت. دولت آمریکا در مارس ۲۰۲۰ او را در فهرست نهادهای وزارت بازرگانی قرار داد و اعلام کرد که او سرپرست برنامه آماد بوده است.

دو مقام وابسته به SPND، مهدی تهرانچی و فریدون عباسی-دوانی، همچنان نفوذ بسیار زیادی دارند. عباسی-دوانی برای چند سال رئیس سازمان انرژی اتمی ایران شد. او اکنون عضو مجلس ایران است و به‌شدت با JCPOA مخالف است و از رشد برنامه سانتریفیوژ و راکتورهای ایران دفاع می‌کند.

شکل ۱۴.۷ تصویری از آرشیو هسته‌ای است که محمدمهدی تهرانچی را در حال حضور در آزمایش یک اشعه ایکسِ فلش در تله‌غان ۲، در پارچین، در اوایل دهه ۲۰۰۰ نشان می‌دهد. در آن زمان او بر پروژه ۳.۳۰، یعنی مسئولیت تشخیص و اندازه‌گیری، نظارت داشت. او فیزیک‌دان و تحصیل‌کرده روسیه است. اکنون تهرانچی رئیس موقت دانشگاه آزاد اسلامی و رئیس شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری است. پیش‌تر هم رئیس دانشگاه شهید بهشتی بود. وزارت بازرگانی آمریکا او را همراه با تحریم‌های مارس ۲۰۲۰ علیه دانشمندان هسته‌ای ایران در فهرست نهادها قرار داد. دولت آمریکا تأیید کرد که تهرانچی همچنین ناظر برنامه آماد و مسئول پروژه ۳.۳۰ بوده است.

دیگر کارکنان پیشین آماد در SPND را می‌توان از طریق تحریم‌ها شناسایی کرد. جلال امامی قرا حاجلو، عضو گروه شهید کریمی، به‌عنوان کارشناس ارشد و مدیر کنترل کیفیت برای برنامه آماد کار کرده بود.

دولت آمریکا همچنین منصور عسگری را تحریم کرد؛ همان‌طور که گفته شد، او ریاست بخش پژوهش و فناوری SPND را بر عهده داشته است. پیش‌تر، عسگری مدیر یکی از واحدهای برنامه آماد بود و روی پروژه‌های مرتبط با مواد منفجره و چاشنی‌های EBW در پروژه ۱۱۰ نظارت می‌کرد. او همچنین در نشست‌های کمیته فنی ارشد برنامه آماد برای پروژه ۳، که نام رمزی دیگری برای پروژه ۱۱۰ بود، شرکت داشت.

طبق اطلاعات دولت آمریکا، علی مهدی‌پور عمرانی، مهندس مکانیک یا مواد منفجره، نیز به‌عنوان کارشناس ارشد در زیرپروژه ۳.۱۱ برنامه آماد کار می‌کرد؛ پروژه‌ای برای شبیه‌سازی سلاح هسته‌ای که «مسئول طراحی سلاح هسته‌ای» توصیف شده بود. NCRI ادعا کرده است که عمرانی یک بخش پیش‌ساز دیگر از SPND را در قالب SADAT، یعنی مرکز پژوهش و تولید صنعتی، اداره می‌کرد.

فرد تحریم‌شده دیگر غلامرضا اعتصامی است، کارشناس فیزیک کاربردی و مدیر ارشد SPND که بر برخی حساس‌ترین پروژه‌های SPND نظارت می‌کند. یک مقام ارشد پیشین آژانس گفته بود که اعتصامی بخشی از برنامه آماد بوده است. او همچنین مقاله‌هایی درباره نوترونیک و طیف‌سنجی نوترون با عباسی-دوانی منتشر کرده است. در ۲۰۰۶، او در مؤسسه فیزیک کاربردی مشغول به کار ثبت شده بود؛ مؤسسه‌ای که شاید به دانشگاه شهید بهشتی یا به آماد و سازمان‌های جانشینش وابسته بوده است.

همچنین رضا ابراهیمی تحریم شد. او ریاست پژوهشگاه هوافضای ایران (ARI) را بر عهده داشت و توسعه کاوشگر، یک پرتاب‌گر فضایی مبتنی بر موشک بالستیک شهاب ۳، را هدایت می‌کرد. ابراهیمی پیش‌تر روی برنامه آماد ایران کار کرده بود و در شمار زیادی از آزمایش‌های انفجاری مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ای نقش داشت.

در مارس ۲۰۲۰، وزارت بازرگانی آمریکا عارف بلی‌لاشک را هم به فهرست نهادهای خود افزود. او به‌عنوان متخصص الکترونیک و لرزه‌شناسی و کارشناس ارشد برنامه آماد شناسایی شد. NCRI باور دارد که لشک همچنین رئیس مرکز پژوهش و گسترش فناوری‌های انفجار و ضربه، یا همان METFAZ، و بخشی از SADAT بوده است.

در ۲۰۱۷، NCRI گفت مدیر مرکز پژوهش و توسعه فناوری‌های انفجار و ضربه، یعنی METFAZ، که بخشی از SPND است، مهندسی به نام محمد فردوسی بوده است. او از ۱۹۸۶ در وزارت دفاع کار می‌کرد و کارشناس انفجار پرقدرت بود. او همچنین رئیس هیئت‌مدیره انجمن مواد منفجره پرقدرت در دانشگاه مالک‌اشتر بود. اما نقش پیشین او در آماد به‌طور قطعی روشن نشده است.

بر پایه اطلاعات دیگری که در اختیار مؤسسه قرار داشته، فیزیک‌دانی به نام م. سبزیان نیز بخشی از SPND است؛ احتمالاً محمد سبزیان، هرچند روشن نیست که او در برنامه آماد هم بوده یا نه. او به‌طور منظم در رویدادهای کمیسیون مقدماتی معاهده منع جامع آزمایش هسته‌ای (CTBT) شرکت کرده، از جمله کارگاهی برای بازرسی در محل که در ۲۰۱۰ برگزار شد. سبزیان همچنین روی آشکارسازهایی برای زنون رادیواکتیو کار کرده است؛ رادیونوکلیدی حیاتی که در انفجار هسته‌ای آزاد می‌شود. وابستگی‌های ثبت‌شده او دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه شهید بهشتی و وزارت امور خارجه ایران است.

این فصل فقط نمونه‌ای از افرادی را نشان می‌دهد که همچنان کارهای حساس را در SPND ادامه می‌دهند و پیشینه‌هایشان را بیان می‌کند. سازمان‌های دیگر هم فهرست‌های گسترده‌ای از افراد مرتبط با کار هسته‌ای ساخته‌اند. suSPNDed.org فهرست بلندی از مقام‌های SPND دارد. NCRI هم فهرست‌های طولانی از کارکنان SPND و برنامه آماد تهیه کرده است. مارک گورویتز، کارشناس فناوری‌های هسته‌ای و ادبیات علمیِ متن‌باز، فهرستی شامل بیش از ۱۰۰۰ دانشگاهی ایرانی درگیر در پژوهش‌های دوگانه‌کاربرد گرد آورده است که برخی با SPND یا برنامه آماد مرتبط‌اند. با این همه، تأیید مشارکت در آماد بدون دسترسی به سوابق پرسنلیِ آرشیو هسته‌ای دشوار باقی می‌ماند. بدون آن سوابق، دولت آمریکا همچنان معتبرترین منبع عمومی برای شناسایی کارکنان SPND و نیز سوابق کار پیشین در آماد یا دیگر نهادهای حساس و محرمانه ایرانی است. این دولت به مجموعه متنوعی از اطلاعات علنی و محرمانه، از جمله سوابق پرسنلیِ آرشیو هسته‌ای، دسترسی دارد.

نقش کلیدی دانشگاه‌ها

بسیاری از اعضای برنامه آماد و سازمان‌های جانشین آن، از جمله SPND، سمت‌های موازی در دانشگاه‌ها هم داشته‌اند یا به‌صورت قراردادی یا پاره‌وقت برای SPND کار می‌کرده‌اند.

پرورش رابطه با دانشگاه‌های ایرانی، به‌ویژه دانشگاه‌های مرتبط با سپاه و وزارت دفاع، بخش مهمی از راهبرد بازجهت‌دهی پساآماد بود. دانشگاه‌ها می‌توانستند برای انجام برخی کارهای تسلیحاتی‌سازی استفاده شوند، یا دست‌کم بخش‌هایی از کار که می‌شد با یک داستان پوششی معتبر در فضای باز انجام داد، از پوشش دانشگاه بهره ببرند. SPND این سنت را ادامه داد، اما همکاری خود را به بخش‌های دفاعی دیگر هم گسترش داد و در چند مورد دیگر، وابستگی‌اش را پنهان نکرد.

بسیاری از دانشمندان و مهندسان شاغل در سازمان‌های پساآماد، مقاله‌ها و گزارش‌های پژوهشی منتشر کردند. این انتشارات حوزه‌های محرمانه را دور می‌زدند، اما بسیاری از آن‌ها درباره موضوعاتی مرتبط با کارهای پنهان تسلیحاتی بودند؛ مانند نمونه‌های پیشینِ کارهای برجی و مطلبی‌زاده درباره تولید نانو‌الماس در اتاقک‌های انفجار پرقدرت، شبیه همان‌هایی که در پارچین بود. عباسی-دوانی نیز مقاله‌های متن‌باز زیادی درباره تولید و آشکارسازی نوترون نوشته که به کارهای آماد و پساآماد او روی آغازگر نوترونیِ دوتراید اورانیوم مرتبط است. گورویتز صدها کار منتشرشده از سوی عباسی-دوانی، برجی و همکارانشان را فهرست کرده که می‌توان آن‌ها را به برنامه آماد یا سازمان‌های جانشینش پیوند داد.

گاه دانشمندان پیشین آماد مقاله‌هایی منتشر کرده‌اند که هیچ ربطی به کار تسلیحاتی هسته‌ای نداشته‌اند. علی‌محمدی در موضوع‌های گوناگونی در فیزیک مقاله‌های فراوانی منتشر کرد. پس از مرگ او، اسکات پترسون از The Christian Science Monitor با همسرش گفت‌وگو کرد و او گفت: «او همیشه به این افتخار می‌کرد که ۵۵ مقاله‌ای که داده بود، کاملاً متفاوت از کار هسته‌ای‌اش بود، بنابراین همیشه می‌گفت نوعی تردید درباره کاری که انجام می‌داد وجود دارد». آرشیو هسته‌ای به آن تردیدها پایان داد. بیوه او نه‌تنها شوق علمیِ فراتر از سلاح هسته‌ای را نشان داد، بلکه روشن کرد که این کار برای فعالیت‌های حساس پوشش اضافی فراهم می‌کرد.

با این‌حال، سمت‌های دانشگاهی مستلزم آن بود که دانشمندان کلاس تدریس کنند و در نشست‌های منظم با دانشجویان شرکت کنند، و همین باعث می‌شد سرویس‌های اطلاعاتی غربی راحت‌تر رفت‌وآمدشان را ردیابی کنند. فخری‌زاده در دانشگاه امام‌حسین به تدریس ادامه داد. در واقع، وقتی علی‌محمدی کشته شد، او در راه یکی از سمینارهای فخری‌زاده درباره فلسفه علم بود؛ موضوعی که فخری‌زاده بسیار به آن علاقه داشت. تا آن زمان، فخری‌زاده وبلاگ خودش را هم راه انداخته بود و در آن از موضوعات علمی و دینی می‌نوشت. بیشتر نوشته‌هایش مربوط به سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ بود و آخرین یادداشت در ۱۳۹۳ ثبت شده است. او همچنین شیفته بزرگِ شاعر فارسی، حافظ، بود؛ پوسترهایی با سخنان این شاعر معروف را در دفترش می‌زد و به همکارانش می‌داد.

عباسی-دوانی نیز در دانشگاه امام‌حسین تدریس می‌کرد. امروز او دانشگاهی‌ای بسیار متعهد است، با فهرست طولانی از مقاله‌های منتشرشده در حوزه هسته‌ای، و خود را وقف آموزش دانشجویان کرده است. او گفته بود که به کار در یک سایت بسته در بیابان علاقه‌ای ندارد؛ می‌خواهد در شهر زندگی کند، تا حدی از سر ملاحظه خانواده‌اش، و شاید همین توضیح دهد که چرا در ۲۰۰۸ محافظت شخصی اضافی را نپذیرفت. او گفت کارهای «استراتژیک» به او ارجاع می‌شود و آن‌ها را در کنار بقیه کارهایش انجام می‌دهد، و این تصور را تقویت می‌کند که تعهد اصلی او را هنوز زندگی دانشگاهی و خدمت به کشور می‌داند.

دانشگاه‌ها همچنین به‌عنوان ذخیره‌ای از استعداد برای SPND و سازمان‌های جانشین پیشین آماد عمل کرده‌اند و امکان استخدام کارشناسان تمام‌وقت یا پاره‌وقت را فراهم کرده‌اند. برای اعضای هیئت علمی، عضویت قبلی در آماد می‌توانست امتیاز باشد، چون فرد از پیش مهارت‌های تسلیحاتی‌سازی و آشنایی با شیوه‌های پنهان‌کاری و امنیت را داشت. جذب فارغ‌التحصیلان دانشگاهی هم از اولویت‌های SPND بوده است. یکی از تاکتیک‌ها، جذب دانشجویان ممتاز برای کار دو‌ساله در SPND به‌جای خدمت سربازی اجباری بوده؛ همان‌طور که در نامه احمد حقیقی‌طلب به دانشگاه تهران دیده می‌شود.

SPND همچنین ظاهراً همان راهبرد پیشین ایران را تکرار کرده است: استفاده از نام‌های بی‌خطرِ مؤسسه فیزیک به‌عنوان راهی برای ایجاد رابطه همکاری با دانشگاه. پس از شکل‌گیری این همکاری، کارکنان SPND می‌توانستند پژوهش‌های علنیِ مفید برای اهداف پنهان انجام دهند، تجهیزات تهیه کنند و نیرو جذب کنند. Iran Redline یادداشتی همکاری میان مؤسسه فیزیک کاربردی (IAP) و شعبه مرکزی دانشگاه اسلامی آزاد تهران در سال ۲۰۱۶ منتشر کرد؛ همکاری‌ای برای تجهیز آزمایشگاه‌های پیشرفته پرتو، انجام پژوهش مشترک و تسهیل جذب دانشجویان تحصیلات تکمیلی برای IAP. اما Redline چند پیوند به SPND پیدا کرد: نخست، آدرس IAP در یادداشت، خیابان موجده بود؛ همان جایی که SPND قرار دارد. شماره تلفن‌ها هم یکی بود. دوم، فردی که به نام IAP امضا کرده بود، رئیس آن، روح‌الله قدیری بود؛ و روح‌الله قدیری برمی توسط وزارت خزانه‌داری به‌عنوان رئیس گروه شهید فخرمقدمِ SPND معرفی شده بود. سوم، هم‌زمانیِ انتصاب تهرانچی به ریاست شعبه مرکزی دانشگاه اسلامی آزاد تهران پس از امضای همین یادداشت، یک قرینه دیگر بود. در مجموع، IAP به‌نظر می‌رسد نقش پوششی برای SPND در یک پروژه همکاری بزرگ با یکی از دانشگاه‌های مهم ایران داشته باشد. این رویکرد یادآور مؤسسه فیزیک است که در میانه دهه ۲۰۰۰ در دانشگاه شهید بهشتی به‌عنوان بخشی از کار علنی مرتبط با آغازگر نوترونی راه‌اندازی یا جذب شد، زمانی که محمدمهدی تهرانچی در آن دانشگاه مسئول ارشد بود.

کارکنان SPND به‌طور علنی هم در حوزه‌های پژوهشی مرتبط با دفاع هسته‌ای همکاری می‌کنند. یک نمونه مربوط به سه مهندس SPND است که با اعضای هیئت علمی فیزیک دانشگاه کاشان کار می‌کردند. این گروه دزهای پرتوی پس از حادثه در یک رآکتور قدرت هسته‌ای را محاسبه کرد؛ محاسباتی که در فهم و بهبود حفاظت در خودروهای زرهی کاربرد داشت. آنان مدلی برای محاسبه دوز در فاصله‌های مختلف و حفاظت در برابر سایت حادثه هسته‌ای با استفاده از نرم‌افزار HotSpot توسعه دادند؛ سپس این مدل را با کد MCNPX شبیه‌سازی و اعتبارسنجی کردند. چهار نویسنده بعداً مقاله‌ای درباره این موضوع در هفتمین کنفرانس ملی «دفاع در جنگ‌های مدرن» در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۸) که در دانشگاه جامع امام‌حسین برگزار شد، نوشتند و ارائه دادند. SPND از حامیان این کنفرانس بود.

یکی از نویسندگان این مقاله، پرویز کتانی، در میانه ۲۰۱۸ مدیر دفتر هماهنگی ایمنی پرتو در وزارت دفاع بود و آدرسش در خیابان موجده قرار داشت؛ همان خیابانی که SPND در آن مستقر است. همین امر باعث شد گمانه‌زنی شود که این دفتر ایمنی پرتو در واقع بخشی از SPND است. شاید این دفتر جانشین گروه ۷ آماد، یعنی بهداشت و ایمنی، باشد که در فصل‌های پیشین به آن اشاره شد.

کارکنان SPND و کارکنان سابق آماد همچنین در انجمن‌های حرفه‌ای مهم ایران فعال‌اند، از جمله انجمن هسته‌ای ایران، انجمن علمی مواد انرژی‌زا و شاید انجمن مهندسی آکوستیک ایران. عباسی-دوانی و مجید شهریاری، هر دو از کهنه‌کاران ارشد برنامه آماد، از نخستین مدیران انجمن هسته‌ای ایران بودند. چنین پیوندهایی برای SPND سودمند است، چون هم محلی برای ترویج پروژه‌هایش فراهم می‌کند و هم برای جذب نیروهای مستعد. عباسی-دوانی گفته است فخری‌زاده در نیروهای مسلح ایران روی آکوستیک کار می‌کرد و در SPND مؤسسه‌ای برای آکوستیک تأسیس کرده بود.

شکل ۱۴.۸. پوستر هفتمین کنفرانس ملی «دفاع در جنگ‌های مدرن» در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۸)، که به‌وسیله دانشگاه جامع امام‌حسین برگزار شد. لوگوی SPND در سمت چپ دیده می‌شود.
شکل ۱۴.۸. پوستر هفتمین کنفرانس ملی «دفاع در جنگ‌های مدرن» در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۸)، که به‌وسیله دانشگاه جامع امام‌حسین برگزار شد. لوگوی SPND در سمت چپ دیده می‌شود.

سازمان‌های پشتیبان دیگر SPND

بر اساس اعلام وزارت خزانه‌داری آمریکا، گروه‌ها و نهادهای زیادی به SPND کمک می‌کنند. تنوع تخصص‌های آن‌ها نشان می‌دهد که پروژه‌های نظامیِ SPND گسترده‌تر شده‌اند و حوزه‌هایی مانند لیزر، ماهواره، موشک، سایبر، پهپادهای مسلح و زیست‌فناوری را در بر می‌گیرند.

SPND برای تهیه کالاهای حیاتی از خارج، ترتیب پرداخت‌ها و انواع دیگر پشتیبانی نیز از مجموعه‌ای از سازمان‌های پوششی و واسطه استفاده کرده است. بنا بر همان برگه اطلاعاتی وزارت خزانه‌داری آمریکا، شرکت تهران‌محور Pulse Niru انواع گوناگونی از پشتیبانی را برای SPND فراهم کرده است. این شرکت دستگاه‌های توان پالسی طراحی و تولید می‌کند، فناوری همجوشی کنترل‌شده را توسعه می‌دهد و شتاب‌دهنده‌های ذرات می‌سازد. همچنین کوشیده است از تأمین‌کنندگان چینی، روسی و سایر تأمین‌کنندگان خارجی برای SPND تجهیزات و فناوری‌های پیشرفته تهیه کند. کارکنان این شرکت خدمات تخصصی هم به SPND ارائه داده‌اند.

شرکت ایرانی کیمیای پخش شرق (KPS) زیرمجموعه SPND است و از مقام‌های ارشد SPND دستور می‌گیرد. این شرکت از تأمین‌کنندگان خارجی، مانند رادیوایزوتوپ‌ها، مواد تهیه می‌کند. این مواد کاربردهای پزشکی مشروع دارند، اما می‌توانند در فرایندهایی نیز به کار روند که جوش‌ها و قطعات تحت فشار، قطعات ماشین‌کاری‌شده، مخازن ذخیره با ظرفیت بالا و بتن را آزمایش و درجه‌بندی می‌کنند. همان مواد را می‌توان برای شناسایی ناهنجاری‌های ساختاری ناشی از آسیب مکانیکی و خوردگی و نیز برای کشف عیوب در قالب‌های فلزی به کار برد. مهدي معصومیانِ SPND مدیرعامل KPS است.

شرکت پارادایس مدیکال پایونیرز (PMP) یک شرکت پوششی یا/و یک انشعاب تجاری است که روی کامپوزیت‌ها، فولادها، پلیمرها و مواد دیگر برای مشتریانی از جمله SPND پژوهش و تولید می‌کند. PMP از نظر اداری زیرمجموعه SPND است و مقام‌های ارشد SPND سمت‌های مختلفی در آن دارند.

دیگر مکان‌های SPND

فراتر از مقر گزارش‌شده‌اش در خیابان موجده که اکنون خیابان مغداسی نامیده می‌شود، SPND مکان‌های وابسته دیگری هم دارد. طبق گفته بریف‌کنندگان اسرائیلی، این سازمان سایت‌های هسته‌ای سانجریان، ماریوان و تأسیسات پارچین را به ارث برده است. اما نظارت بر دیگر سایت‌ها دشوارتر است، به‌ویژه آن‌هایی که از سوی گروه‌های مخالف ایرانی ارائه می‌شوند.

NCRI محتمل‌ترین سایت‌ها را شناسایی کرده است. این گروه در نشریات خود گفته که SPND ساختمان‌ها و مناطق نزدیک سایت موجده، یعنی مناطقی که از ۲۰۱۰ به بعد ساخت‌وساز مهمی در آن‌ها انجام شده، را کنترل می‌کند. همچنین آن‌ها یک مقر تازه‌تر برای SPND را در خیابان سنایا، در ساختمانی بازسازی‌شده و حدود ۷٫۵ کیلومتر دورتر از سایت موجده، معرفی می‌کنند.

NCRI گفته است METFAZ، که بعدها بخشی از گروه شهید کریمی شد، از سانجریان به مکان دیگری منتقل شده است؛ مکانی که NCRI آن را «آکادمی پژوهش» نامیده و مدعی شده در تونل‌هایی نزدیک سد ماملو، شمالِ محل پیشین تأسیسات آزمایش انفجار پرقدرت پارچین، قرار دارد. مؤسسه نتوانست فعالیت‌های ادعایی در آکادمی پژوهش را تأیید کند، هرچند سایت پارچین نزدیک سد ماملو واقعاً یک مجموعه بزرگ و جداشده با امنیت بالا برای پژوهش، توسعه و تولید مواد منفجره دارد.

NCRI همچنین گفته است گروه چمران از یک سایت تازه‌تر SPND در سرخه‌حصار، شرق تهران، استفاده می‌کند. این مکان در شمال سایت‌های موشکی خجیر و جنوب‌شرقی مجموعه SHIG و سایت قدیمی توسعه هسته‌ای شهید محلاتی قرار دارد. ساخت‌وساز در این سایت ادعایی از ۲۰۱۲ آغاز شده و طی چند سال ادامه یافته و امروز عمدتاً کامل به نظر می‌رسد. شکل‌های ۱۴.۹ و ۱۴.۱۰ این سایت و پیرامون آن را نشان می‌دهند. مؤسسه نتوانست ادعای NCRI را تأیید کند، اما تصاویر ماهواره‌ای تجاری نشان می‌دهد این محل می‌تواند کاربری‌های چندگانه داشته باشد. یک آرایه آزمایشی آنتن هم در ۲۰۱۳ در آن نصب شده است، اما ظاهراً ارتباطی با توسعه سلاح هسته‌ای ندارد. NCRI گفته است یک بخش ژئوفیزیک که در گروه چمران SPND قرار دارد، از سایت موجده به سایت تازه سرخه‌حصار منتقل شده است.

شکل ۱۴.۹. سایتی ادعایی متعلق به گروه چمران SPND در سرخه‌حصار. نشانه‌گذاری: فرانک پابین.
شکل ۱۴.۹. سایتی ادعایی متعلق به گروه چمران SPND در سرخه‌حصار. نشانه‌گذاری: فرانک پابین.
شکل ۱۴.۱۰. نمای نزدیک از سایتی ادعایی متعلق به گروه چمران SPND در سرخه‌حصار. نشانه‌گذاری: فرانک پابین.
شکل ۱۴.۱۰. نمای نزدیک از سایتی ادعایی متعلق به گروه چمران SPND در سرخه‌حصار. نشانه‌گذاری: فرانک پابین.

وب‌سایت suSPNDed.org تصویری از یک تأسیسات نزدیک شهر ورامین، حدود ۵۰ کیلومتری جنوب‌شرق تهران، منتشر کرده است. نویسندگان آن وب‌سایت می‌گویند این تأسیسات یک سایت SPND است، اما هیچ جزئیاتی درباره فعالیت‌های آن ارائه نمی‌کنند. یک دولت غربی که مؤسسه با آن مشورت کرده بود، تأیید کرد که این سایت توسط SPND استفاده می‌شود، اما اطلاعات بیشتری درباره نوع کاربری یا اهمیت آن در اختیار نداشت. شکل ۱۴.۱۱ تصاویر Google Earth این سایت را نشان می‌دهد که تصویرهای سایت suSPNDed در آن هم‌گذاری شده‌اند. همان‌طور که دیده می‌شود، این تأسیسات پیش از ۲۰۱۰ ساخته شده و پس از آن تغییرات زیادی نداشته است.

شکل ۱۴.۱۱. سایتی منتسب به SPND با کاربری نامشخص، برگرفته از وب‌سایت suSPNDed.org. نشانه‌گذاری: فرانک پابین. اعتبار تصویر: Maxar Technologies/Google Earth.
شکل ۱۴.۱۱. سایتی منتسب به SPND با کاربری نامشخص، برگرفته از وب‌سایت suSPNDed.org. نشانه‌گذاری: فرانک پابین. اعتبار تصویر: Maxar Technologies/Google Earth.

بودجه

بودجه SPND در سطح معادل میلیون‌ها دلار، و در سال‌های اخیر ده‌ها میلیون دلار در سال، اندازه‌گیری می‌شود. اما تعیین بودجه کل آن دشوار است، زیرا ظاهراً یک ردیف بودجه‌ای واحد در ذیل MODAFL، سازمان مادرش، ندارد. افزون بر منابع MODAFL، SPND از ردیف‌های بودجه‌ای دیگر هم تأمین مالی می‌شود؛ بخشی از آن شاید محرمانه باشد و حتی از منابعی تحت اختیار رهبر جمهوری اسلامی یا شورای عالی امنیت ملی بیاید. منابع دیگر می‌تواند از شرکت‌های خصوصی متعدد سپاه هم تأمین شود. SPND همچنین ممکن است شرکت‌های تجاری خودش را راه انداخته باشد یا عملیات قانونی و غیرقانونی انجام داده باشد که درآمد اضافی تولید می‌کنند. دست‌کم بر پایه گزارش‌های ضدفسادِ رسانه‌های ایرانی، این ظن وجود دارد که برخی از این فعالیت‌های تجاری یا شرکت‌های منشعبِ خصوصی، شاید نه به نفع SPND بلکه به نفع مقام‌ها یا اعضای خانواده آن‌ها سودآوری کرده باشند.

عباسی-دوانی، همکار نزدیک فخری‌زاده، گفته است که SPND خیلی زود پس از روی کار آمدن دولت روحانی در ۲۰۱۲ وارد نبردی بر سر تأمین مالی شد؛ نبردی که به گفته او با هدف تضعیف SPND انجام می‌شد. در واکنش، او افزوده، SPND از منابع و حمایت‌های دیگری، احتمالاً خارج از کنترل رئیس‌جمهور، مثل دفتر رهبر یا شورای عالی امنیت ملی، استفاده کرد.

با وجود پیچیدگی منابع بودجه SPND، یک رده بودجه‌ای که ایران Redline شناسایی کرده، بخشی از تداوم و رشد این سازمان را نشان می‌دهد. این رده مربوط به اعتبارات پژوهشی است که از طریق وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دریافت می‌کند. گرچه این رقم بی‌تردید فقط بخشی از کل بودجه SPND است، اما یکی از شاخص‌های اهمیت کنونی این سازمان به شمار می‌آید.

در قانون بودجه رسمی ایران، در بخشی که Iran Redline به آن اشاره کرده، SPND اعتبار را تحت عنوان بودجه آموزش عالی، پژوهش و فناوری، و به‌طور مشخص ذیل مؤسسات پژوهشی وابسته به قوه مجریه و مرتبط با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دریافت می‌کند. هدف دقیق این اعتبار روشن نشده، هرچند می‌تواند به‌طور غیرمستقیم به تلاش‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای SPND کمک کند و برای فعالیت‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای پوشش فراهم آورد. از این رو، قابل‌توجه است که در چند سال گذشته، اسناد بودجه نشان می‌دهند SPND در دوره‌ای که بودجه دفاعی کاهش می‌یافت، از این ردیف بودجه‌ای پول بیشتری دریافت کرده است.

طی چهار سال، بودجه SPND در این ردیف پژوهشی چهار برابر شد. رقم ۲۰۱۹/۲۰۲۰، ۸۳٫۷ میلیارد تومان بود که با نرخ تبدیل مارس ۲۰۱۹، نزدیک به ۲۰ میلیون دلار می‌شد. برای مقایسه، این بودجه سالانه تقریباً با بودجه سالانه دانشگاه مالک‌اشتر در همین دسته برابر است. در سال مالی ۲۰۱۷/۲۰۱۸، بودجه SPND در این رده ۲۰٫۵ میلیارد تومان، یعنی حدود ۵ میلیون دلار بود، با نرخ تبدیل مارس ۲۰۱۷. یکی از نشانه‌های احتمالی این افزایش، نشست ژوئن ۲۰۱۶ با معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری بود که از ساختمان‌ها و کارگاه‌های SPND بازدید کرد تا همکاری در حوزه فناوری را تقویت کند. این بازدید شاید آغازگر افزایش بودجه SPND در ارتباط با آن وزارتخانه بوده باشد.

اسناد بودجه توضیح نمی‌دهند چرا بودجه SPND چهار برابر شده یا هدف آن پژوهش‌های دفاعی اضافه بوده یا تلاش‌های غیرنظامی‌تر. با این حال، هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که SPND کارهای غیرنظامی یا غیرمحرمانه را منفی بداند، اگر این کارها پول بیشتری بیاورد یا در خدمت هدف ملی باشد. نمی‌توان از این اندیشه چشم پوشید که آیا این افزایش با کمک فخری‌زاده در مذاکره JCPOA مرتبط بود یا نه؛ چه به‌عنوان پاداش و چه برعکس، به‌عنوان راهی برای دورکردن SPND از کارهای سلاح هسته‌ای. با این حال، هر دو احتمال فقط گمانه‌زنی‌اند.

چهره عمومی‌تر و غیرنظامی‌تر فخری‌زاده و SPND

همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، فخری‌زاده در اوایل ۲۰۱۹ در عکس‌های وب‌سایت‌های دولتی ظاهر شد و از کارهای غیرهسته‌ای و غیرنظامی خبر می‌داد. تصویر فخری‌زاده در شکل ۱۴.۴، در جلسه شورای علوم شناختی و فناوری‌ها، روی وب‌سایت رهبر جمهوری اسلامی منتشر شد. شکل ۱۴.۱۲ فخری‌زاده را نشان می‌دهد که به‌نمایندگی از SPND، در ۵ ژانویه ۲۰۱۹ یک تفاهم‌نامه با سازمان بسیج سازندگی سپاه و دانشگاه عالی دفاع ملی امضا می‌کند. هدف این توافق، حمایت از ادغام سیاست‌های اقتصادی پایدار برای کاهش فقر در مناطق محروم، مانند کویرها و مناطق کم‌درآمد بود. این تصویر همچنین نشان می‌دهد که پروژه‌های فخری‌زاده توجه مقام‌های ارشد دفاعی را جلب کرده بود؛ از جمله در این مورد، دو وزیر پیشین دفاع.

شکل ۱۴.۱۲. مراسم امضای یک پروژه غیرنظامی در ژانویه ۲۰۱۹ برای کاهش فقر، با حضور فخری‌زاده (سمت چپ) و دو وزیر پیشین دفاع (دوم و سوم از چپ، مصطفی محمدنجار و احمد وحیدی) و فرمانده بسیج سازندگی سپاه (چهارم از چپ). منابع: وب‌سایت بسیج سازندگی، Iran Redline و NCRI.
شکل ۱۴.۱۲. مراسم امضای یک پروژه غیرنظامی در ژانویه ۲۰۱۹ برای کاهش فقر، با حضور فخری‌زاده (سمت چپ) و دو وزیر پیشین دفاع (دوم و سوم از چپ، مصطفی محمدنجار و احمد وحیدی) و فرمانده بسیج سازندگی سپاه (چهارم از چپ). منابع: وب‌سایت بسیج سازندگی، Iran Redline و NCRI.

چند سال است که SPND با سازمان گمرک ایران هم کار می‌کند؛ در راستای هدفی که رهبر جمهوری اسلامی برای دستگاه‌های دولتی تعیین کرده بود تا برای مبارزه با قاچاق کالا و ارز با هم همکاری کنند، یعنی بخشی از تقویت اقتصاد «مقاومتی» ایران. در توافقی در ۲۰۱۶، SPND متعهد شد پنج سامانه سیار تصویربرداری و کنترل پرتو ایکس برای گمرک فراهم کند. در چارچوب این تلاش، SPND احتمالاً با همکاری مؤسسه فیزیک کاربردی، سامانه تصویربرداری دو‌انرژی توسعه داد تا کامیون‌ها، خودروها و کانتینرها را بررسی کند و توانایی اسکن ۱۲۰ خودرو در ساعت را داشته باشد. معاون وزیر دفاع در رونمایی عمومی این پروژه شرکت کرد و زیر بنری سخن گفت که لوگوی SPND روی آن دیده می‌شد.

شکل ۱۴.۱۳. نمای جانبی نخستین سامانه بومی تصویربرداری دوگانه که SPND آن را توسعه داد و بازوی پایش آن در حال باز شدن است. لوگوی SPND روی بدنه خودرو و یکی از بازوهای آشکارساز دیده می‌شود. سرنام IAP در جلوی خودرو در تصاویر دیگر وب‌سایت هم دیده می‌شود. منبع: DEFANEWS.ir
شکل ۱۴.۱۳. نمای جانبی نخستین سامانه بومی تصویربرداری دوگانه که SPND آن را توسعه داد و بازوی پایش آن در حال باز شدن است. لوگوی SPND روی بدنه خودرو و یکی از بازوهای آشکارساز دیده می‌شود. سرنام IAP در جلوی خودرو در تصاویر دیگر وب‌سایت هم دیده می‌شود. منبع: DEFANEWS.ir

در اوایل اکتبر ۲۰۲۰، در مراسمی برای امضای توافق میان معاون وزیر دفاع و رئیس منطقه آزاد قشم، فخری‌زاده به نمایندگی از SPND پذیرفت که یک سامانه هوشمند نظارت تصویری در منطقه آزاد قشم، جزیره‌ای مهم در خلیج فارس، ایجاد شود. این سامانه رفت‌وآمد به جزیره و درون آن را مدیریت و پایش خواهد کرد.

SPND همچنین با سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (AREEO) همکاری می‌کند. در نشستی در اکتبر ۲۰۲۰، دکتر کریمی، معاون SPND، بر توانایی سازمانش در تولید گیاهان دارویی و طیور لاین و نیز مشارکت در تولید واکسن‌ها، به‌ویژه در مؤسسه واکسن رازی، تأکید کرد. SPND در توسعه کیت‌های تشخیص کووید-۱۹ در دوران همه‌گیری کرونا هم نقش داشته و در توسعه واکسن ایران نیز سهمی ایفا کرده است.

دفاع هسته‌ای

وظیفه اصلی SPND دفاع است. یکی از برنامه‌های آن چیزی است که خود «دفاع هسته‌ای» می‌نامد. در بیانیه‌های عمومی، دولت این مفهوم را به معنایی محدود به کار می‌برد: حفاظت از کشور در برابر حملات یا حوادث هسته‌ای. این معنای محدود، بخش مهمی از برنامه سلاح هسته‌ای ایران در مرکز پژوهش‌های فیزیک و سپس در برنامه آماد هم بود. نیاز به آمادگی بهتر، تا حدی از این واقعیت می‌آمد که ایران در طول جنگ ایران و عراق برای مواجهه با حملات شیمیایی صدام حسین آمادگی کافی نداشت. انتظار می‌رفت مأموریت حفظ آمادگی دفاع هسته‌ای در سازمان‌های جانشین پساآماد ادامه یابد.

فخری‌زاده در سخنرانی‌ای درباره دفاع هسته‌ای در بیمارستان شهید چمران، که در نزدیکی مقر ادعایی جدید SPND در خیابان سنایی قرار دارد، درباره تهدیدهای هسته‌ای در منطقه، هم از برنامه‌های هسته‌ای غیرنظامی و هم نظامی، سخن گفت و اظهار داشت که منطقه در حال تبدیل شدن به یک منطقه هسته‌ای است و ایران به توان دفاع هسته‌ای نیرومندتری نیاز دارد. او نخست به تهدید رو به افزایشِ قدرت‌های بزرگِ دارای سلاح هسته‌ای اشاره کرد و به‌ویژه تهدید هسته‌ای ایالات متحده را برجسته ساخت. در منطقه، او جاه‌طلبی‌های هسته‌ای گسترده عربستان سعودی، برنامه‌های هسته‌ای امارات متحده عربی، و برنامه‌های هسته‌ای نظامی و غیرنظامی پاکستان و هند را برشمرد؛ همه این‌ها به‌زعم او خطر حوادث رادیواکتیو یا به‌طور ضمنی حملات هسته‌ای را افزایش می‌دادند. او وضعیت کنونی را به آمادگی‌نداشتن ایران در برابر استفاده عراق از سلاح شیمیایی در دهه ۱۹۸۰ تشبیه کرد، اما باور داشت آسیب‌پذیری‌های فعلی ایران بسیار بدتر است. فخری‌زاده محل سخنرانی‌اش، بیمارستان چمران که پیش‌تر «بیمارستان صنایع نظامی» نام داشت، را بخشی از بنیان دفاع هسته‌ای در ایران معرفی کرد. با این حال گفت هنوز بیش از این لازم است. او به طرح اولیه دفاع هسته‌ای در سال‌های ۱۳۷۸-۱۳۷۹ (۱۹۹۹-۲۰۰۰)، که با طرح دوران آماد و آغازش در ژوئن ۲۰۰۰ هم‌خوانی داشت، بازگشت. در پایان از وزیر دفاع امیر عزیز حاتمی بابت پیشبرد چنین کارهایی تشکر کرد و گفت خودِ خدا نیز این کار را به‌عنوان عمل خیر خواهد شناخت.

گرچه فخری‌زاده آشکارا از توانمندی‌های دفاع در برابر حوادث یا حملات هسته‌ای صحبت می‌کرد، اما این سخنرانی می‌توانست هشدار غیرمستقیمی درباره ضرورت بازدارندگی هسته‌ای نیز باشد. تعبیر محدود ایران از دفاع هسته‌ای، پوششی مناسب فراهم می‌کند؛ روایتی که می‌تواند آزادانه‌تر درباره‌اش سخن گفت یا آن را پذیرفت، بی‌آن‌که اسرار عمیق دولتی درباره برنامه‌های سلاح هسته‌ای برملا شود. با این حال، همین بحث محدود به معنایی گسترده‌تر از دفاع هسته‌ای اشاره می‌کند؛ معنایی که بیشتر بر پاسخ‌دادن به تهدیدها با سلاح هسته‌ای متمرکز است، یعنی استفاده از سلاح هسته‌ای به‌عنوان بازدارنده در برابر دشمنان و نیز ابزار فشار برای گرفتن امتیاز از دولت‌های همسایه.

SPND همچنان هدفی راهبردی است

SPND ظاهراً نفوذ قابل‌توجهی در ساختار دفاعی ایران دارد و این نفوذ در بالاترین سطوح دستگاه امنیتی کشور احساس می‌شود. SPND همچنین خود را به ستون مهمی در اقتصاد مقاومتی ایران تبدیل کرده و در عین حال از تحریم‌های بین‌المللی هم بهره برده، حتی در محیطی بودجه‌ایِ سخت رشد کرده است. این سازمان خود را از درخواست‌های آژانس برای مصاحبه با کارکنان اصلی و بازدید از مکان‌های کلیدی مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای نیز مصون نگه داشته است.

به‌نظر می‌رسد SPND همچنان مخزنِ توانمندی‌های تسلیحاتی‌سازی هسته‌ای ایران است، از جمله در حوزه‌های مواد منفجره پرقدرت، الکترونیک، متالورژی، علم مواد، نوترونیک، فیزیک هسته‌ای و تشخیص. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که راهبرد تسلیحاتی‌سازی پساآماد پایان یافته باشد، هرچند ارزیابی دقیق وضعیت و دامنه آن دشوار است. SPND از شمار زیادی از افراد برنامه آماد استفاده می‌کند و سازوکارهایی برای آموزش نیروی انسانی تازه ساخته است. این سازمان زیرساخت و صدها قطعه تجهیزات را در اختیار دارد که در داخل کشور تولید شده یا از خارج تهیه شده‌اند. امروز شاید این تجهیزات آشکارا برای تولید سلاح هسته‌ای به کار نروند، اما ممکن است برای همان هدف نگه داشته شده باشند، در صورتی که تصمیمی رسمی برای ساخت سلاح هسته‌ای گرفته شود. باور بر این است که SPND کتابخانه یا بخش عمده اسنادی را که در پایان برنامه آماد جمع‌آوری شده بود، به ارث برده است.

با وجود موفقیت‌هایش، SPND نتوانسته از نفوذ گسترده اطلاعاتیِ غرب بگریزد و همچنان در برابر تلاش برای مختل‌کردن عملیات پنهانی خود آسیب‌پذیر است. توانمندی دستگاه‌های اطلاعاتی، به‌ویژه اسرائیل، در دیدنِ عمیق به داخل فعالیت‌های هسته‌ای پنهان ایران با ضبط بخش‌های عمده آرشیو هسته‌ای و سپس شناسایی مکان ذخیره‌سازی جداگانه و مخفیِ مواد و تجهیزات حساس تأیید شد.

در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۸، نخست‌وزیر نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل وجود یک انبار مخفی، یعنی «انبار اتمی» در محله تورقوزآباد تهران را فاش کرد و گفت این محل ۱۵ کانتینرِ حمل‌ونقل حاوی تجهیزات و موادی را در بر می‌گرفت که به تلاش‌های گذشته یا شاید ادامه‌دار ایران در حوزه سلاح هسته‌ای مربوط بودند. او همچنین گفت این محل مواد هسته‌ای اعلام‌نشده‌ای را در خود دارد که آژانس بعداً فهمید اورانیوم بوده است. اطلاعات اسرائیل اندکی پس از یورش به آرشیو هسته‌ای از وجود این انبار آگاه شد و نشانه‌های آشکارِ یک تأسیسات مهم را که فقط تعداد بسیار کمی از مقام‌های ارشد ایرانی از آن باخبر بودند، شناسایی کرد.

در زمان اعلام نخست‌وزیر، نتانیاهو از آژانس انتقاد کرد که چرا حاضر نیست از محل بازدید کند، با وجود آن‌که اسرائیل به‌طور محرمانه شواهدی درباره ماهیت مشکوک آن و نیز اطلاعاتی درباره تلاش ایران برای تخلیه‌اش در اختیار آژانس گذاشته بود. تخلیه این سایت از سوی ایران، ظاهراً پس از افشاگری علنی درباره مصادره بخشی از آرشیو هسته‌ای توسط اسرائیل انجام شد.

شکل ۱۴.۱۴. محل «انبار اتمی» نسبت به آرشیو هسته‌ای.
شکل ۱۴.۱۴. محل «انبار اتمی» نسبت به آرشیو هسته‌ای.

شکل ۱۴.۱۵ انبار را در دسامبر ۲۰۱۷، پیش از تخلیه، نشان می‌دهد؛ در آن زمان حدود ۱۵ کانتینر حمل‌ونقل در محل بود. ایران ابتدا ادعا می‌کرد این انبار یک تأسیسات شست‌وشوی فرش است. در واقع، تأسیسات شست‌وشوی فرش آن سوی خیابان، روبه‌روی انبار قرار دارد.

شکل ۱۴.۱۵. انبار اتمی در دسامبر ۲۰۱۷، پیش از تخلیه، با حدود ۱۵ کانتینر حمل‌ونقل. ایران ابتدا ادعا می‌کرد این محل یک تأسیسات شست‌وشوی فرش است. در واقع، تأسیسات شست‌وشوی فرش آن سوی خیابان و روبه‌روی انبار قرار دارد.
شکل ۱۴.۱۵. انبار اتمی در دسامبر ۲۰۱۷، پیش از تخلیه، با حدود ۱۵ کانتینر حمل‌ونقل. ایران ابتدا ادعا می‌کرد این محل یک تأسیسات شست‌وشوی فرش است. در واقع، تأسیسات شست‌وشوی فرش آن سوی خیابان و روبه‌روی انبار قرار دارد.

توضیحات ایران درباره تورقوزآباد برای آژانس قانع‌کننده نبود و آژانس پاسخ‌های ایران را «از نظر فنی معتبر» ندانست. نتایج تورقوزآباد نشان داد که ایران اورانیوم اعلام‌نشده دارد و احتمالاً تجهیزات حساس هسته‌ای هم دارد، هرچند این تجهیزات به مکان‌های نامعلومی منتقل شده‌اند. ایران هیچ تمایلی نشان نداده است که به بازرسان اجازه دهد محتوای کانتینرهای جابه‌جا شده را ببینند؛ و سرویس‌های اطلاعاتی غربی نیز دانشی درباره این تجهیزات یا محل فعلی آن‌ها افشا نکرده‌اند.

ردهای اورانیوم اعلام‌نشده سرنخ‌های مهمی هم داشت. این آثار به سایت اعلام‌نشده تبدیل اورانیوم در تهران و به‌طور غیرمستقیم به سایت سری ماریوان برای توسعه سلاح هسته‌ای اشاره می‌کرد و آژانس را به درخواست دسترسی به آن سایت‌ها رساند. ایران پس از ماه‌ها مقاومت، سرانجام در اوت و سپتامبر ۲۰۲۰ دسترسی داد و اجازه نمونه‌برداری به آژانس داد؛ نمونه‌برداری‌هایی که وجود اورانیوم اعلام‌نشده را در آن دو سایتِ اضافی هم آشکار کرد.

شکل ۱۴.۱۶. جابه‌جایی کانتینرها در طول تابستان ۲۰۱۸ به‌سرعت انجام شد و تا پایان سپتامبر ۲۰۱۸ کامل شد.
شکل ۱۴.۱۶. جابه‌جایی کانتینرها در طول تابستان ۲۰۱۸ به‌سرعت انجام شد و تا پایان سپتامبر ۲۰۱۸ کامل شد.
شکل ۱۴.۱۷. سایت تورقوزآباد در ۱۹ فوریه ۲۰۱۹، سه روز پیش از بازدید آژانس، با یک توده بزرگ نخاله که به‌نظر می‌رسد بخشی از روند ادامه‌دار پاک‌سازی باشد.
شکل ۱۴.۱۷. سایت تورقوزآباد در ۱۹ فوریه ۲۰۱۹، سه روز پیش از بازدید آژانس، با یک توده بزرگ نخاله که به‌نظر می‌رسد بخشی از روند ادامه‌دار پاک‌سازی باشد.

کشف آرشیو هسته‌ای و انبار اتمی به ارزیابی‌های اسرائیل از برنامه هسته‌ای ایران اعتبار بیشتری بخشید؛ از جمله این‌که بخش‌های پنهان و آشکارِ برنامه وجود دارند و روش‌های پوششیِ مرتبط هم به‌کار می‌رود. این افشاگری‌ها نشان داد که برنامه سلاح هسته‌ای ایران درست زیر سطح ادعاها و انکارهای مقام‌های ایرانی کمین کرده است.

هر امیدی که می‌شد داشت SPND پس از این دو رخنه امنیتی بزرگ آسیب‌پذیری کمتری پیدا کرده باشد، در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰ با ترور فخری‌زاده در یک حمله پیچیده و شدیداً مسلحانه به کاروانش در بزرگراهی حدود ۴۰ کیلومتری شرق تهران، نزدیک آبسرد، از میان رفت. این حمله ده سال، منهای یک روز، پس از قتل همکار نزدیکش مجید شهریاری رخ داد. با وجود آن‌که فخری‌زاده در کاروانی از سه یا چهار خودروی محافظت‌شده با محافظان متعدد حرکت می‌کرد، مهاجمان بر آن‌ها غلبه کردند. روایت‌ها از حمله متفاوت و متناقض بود. روایت رسمی دولت ایران این بود که قتل از راه دور، با یک تیربار و نرم‌افزار تشخیص چهره کنترل‌شده از طریق ماهواره، با سلاحی نصب‌شده روی کامیون نیسان، انجام شد و کامیون و سلاح نیز پس از قتل در انفجار نابود شدند. بعدها وزیر اطلاعات ایران، محمود علوی، فردی ناراضی از کارکنان سرویس اطلاعاتی را به سازمان‌دهی قتل متهم کرد، اما روشن نکرد که آیا او را عامل اسرائیل می‌دانسته یا نه.

بر پایه روایت اولیه‌ای از قتل که از سوی همکار فخری‌زاده، عباسی-دوانی، و بر پایه گفت‌وگوی او با یکی از محافظان در صحنه نقل شد، یکی از محافظان خود را روی فخری‌زاده زخمی انداخت؛ فخری‌زاده در کنار خودرویش روی جاده خون‌ریزی داشت، اما آن محافظ خیلی زود به‌شدت زخمی و کشته شد. سپس او از روی بدن فخری‌زاده غلتید و او را در معرض تیرهای مرگبار قرار داد. در روایت عباسی-دوانی، انفجار کامیون به‌عنوان حواس‌پرتی عمل کرد تا محافظان فخری‌زاده گیج شوند و شلیک نهایی آسان‌تر شود؛ شلیک‌هایی که به‌گفته او پس از انفجار رخ داد. انفجار همچنین می‌توانست فرار هر مهاجمی را در محل آسان‌تر کرده باشد.

همسر فخری‌زاده، صدیقه قاسمی، هنگام حمله با او بود و روایت خود را در یک گفت‌وگوی تلویزیونی، همراه با دو پسرشان، بیان کرد. پسرانش از خانه تعطیلات خانواده در همان نزدیکی، کمی پس از وقوع حمله، در پاسخ به تماسِ آشفته و وحشت‌زده مادرشان به محل رسیده بودند. او تأیید کرد که به‌شدت آسیب ندیده و هیچ مهاجمی را در صحنه ندیده است، هرچند گفت باور دارد که گلوله‌ها در نزدیکی شلیک شده‌اند. او تعجب کرد که چرا هیچ گلوله‌ای به او نخورده، در حالی که کنار شوهرش در خودرو نشسته بود و ظاهراً در بیشتر لحظات حمله همان‌جا بوده و حتی یک بار خواسته بود او را با بدنش بپوشاند. او گفت شوهرش پس از شنیدن چیزی از خودرو پیاده شد؛ پسران فخری‌زاده گفتند احتمالاً پنچرشدن لاستیک بوده است. شاید هم، به‌هرحال، گمان کرده بود کسی بمبی به کنار خودرویش چسبانده است، همان‌گونه که در ترورهای پیشینِ دانشمندان هسته‌ای رخ داده بود. در هر صورت، از خودرو پیاده شد. یکی از پسرانش گفت وقتی از حفاظت نسبی خودرو بیرون آمد، فخری‌زاده دیر متوجه شد که این حمله واقعاً مرگبار است. یکی از پسران، این حمله را به کربلا تشبیه کرد؛ قتل‌عامی در سال ۶۸۰ میلادی که یکی از مهم‌ترین شکست‌های نظامی در تاریخ شیعیان شمرده می‌شود. پس از این حادثه، همسر فخری‌زاده در یک مراسم خبری ظاهر شد و از ایرانیان خواست راه شوهرش را ادامه دهند و نگذارند خون او هدر برود.

روایتی بعدی از این حمله در هفته‌نامه بریتانیایی Jewish Chronicle گفت که فخری‌زاده با یک قبضه سلاح کنترل از راه دورِ بسیار دقیقِ یک‌تنی که روی نیسان نصب شده بود کشته شد. گروهی در نزدیکی، متشکل از اسرائیلی‌ها و عوامل محلی، شلیک سلاح را کنترل می‌کردند و این کنترل از طریق ماهواره نبود، برخلاف ادعای روایت رسمی ایران. گفته شد مأموران اسرائیلی سلاح را در قطعات و در عملیاتی هشت‌ماهه به ایران قاچاق کردند. بخش عمده وزن سلاح ناشی از مواد منفجره‌ای بود که برای نابودی آن پس از قتل تعبیه شده بود. انفجار نیز حواس‌پرتی لازم را فراهم کرد و فرار تیم اسرائیلی را آسان‌تر ساخت.

صرف‌نظر از جزئیات دقیق مرگ فخری‌زاده، این حمله بسیار پیچیده‌تر از حملات پیشین علیه همکارانش بود. این حمله بار دیگر نشان داد که دشمنی عمیقاً در ایران نفوذ کرده و به اندازه کافی اطلاعات و منابع در اختیار دارد تا مهم‌ترین دانشمند دفاعی ایران، پدر برنامه هسته‌ای‌اش، را به قتل برساند.

با مرگ فخری‌زاده، سه نفر از پنج رهبر کلیدیِ بازسازمان‌دهی آماد در اواخر ۲۰۰۳ اکنون مرده‌اند. نفر چهارم، عباسی-دوانی، به‌سختی از مرگ گریخت. پس از مرگ فخری‌زاده شایعاتی هم پخش شد که چند هفته پیش‌تر، تلاشی برای کشتن محمدمهدی تهرانچی، یکی دیگر از مشارکت‌کنندگان کلیدیِ نشست‌های بازسازمان‌دهی ۲۰۰۳، صورت گرفته بود.

پس از دهه‌ها زندگی در سایه، فخری‌زاده به‌عنوان قهرمان ملی در یکی از مقدس‌ترین زیارتگاه‌های ایران، نزدیک قبر همکارش شهریاری، به خاک سپرده شد. از نگاه عباسی-دوانی که ۳۳ سال او را می‌شناخت و در اصل او را در وزارت سپاه پاسداران استخدام کرده بود، «تخصص و همه‌چیزِ فخری‌زاده هسته‌ای بود». عباسی-دوانی گفت فخری‌زاده ۲۲ سال ریاست همان بخش را در وزارت دفاع بر عهده داشت. این سمت از ۱۹۹۸، زمانی که او ریاست مرکز پژوهش‌های فیزیک را به دست گرفت، آغاز شد و به SPND ختم شد. نام سازمان‌هایش عوض شد، اما نقش فخری‌زاده ثابت ماند. عباسی-دوانی این را به‌اختصار گفت: «وزرای دفاع می‌آمدند و می‌رفتند، اما فخری‌زاده در همان جایگاه ماند.»

یادداشت‌ها

یادداشت‌های این فصل در نسخه اصلی PDF در صفحات ۴۲۶ تا ۴۳۱ آمده‌اند. برای حفظ خوانایی صفحه، در این نسخه فقط ارجاعات درون‌متنیِ فصل و مهم‌ترین منابعِ نقل‌شده در متن نگه داشته شده‌اند. متن کامل یادداشت‌ها را می‌توان در PDF اصلی دنبال کرد.

  1. IAEA Director General, Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65, Annex, page 6.
  2. SPND stands for “Sazeman Pajhoohesh va NoAvariye Defa'i.”
  3. Interview by Albright, June 17, 2011.
  4. U.S. Department of State, Office of the Spokesperson, “Additional Sanctions Imposed by the Department of State Targeting Iranian Proliferators,” August 29, 2014.
  5. U.S. Department of Treasury, “U.S. Government Sanctions Organizations and Individuals in Connection with an Iranian Defense Entity Linked to Iran’s Previous Nuclear Weapons Effort,” March 22, 2019.
  6. “Constraining Iranian Nuclear Scientists.”
  7. IAEA Director General, Final Assessment on Past and Present Outstanding Issues Regarding Iran’s Nuclear Programme, GOV/2015/68, December 2, 2015.
  8. David Albright, Andrea Stricker, and Serena Kelleher-Vergantini, “Analysis of the IAEA’s Report on the PMD of Iran’s Nuclear Program,” ISIS, December 8, 2015.
  9. Alireza Jafarzadeh, “Iran’s Cooperation with North Korea Includes Nuclear Warhead Technology,” The Hill, June 6, 2015.
  10. “Mohsen Rezaei’s Account of the Story of the Key to Nuclear Activities in Iran,” Tasnim News Agency, December 6, 2020.
  11. David Albright and Olli Heinonen, “Verifying Section T of the Iran Nuclear Deal,” ISIS, August 31, 2017.
  12. Paul-Anton Krüger, “Gefährliche Hilfe aus Pjöngjang,” Süddeutsche Zeitung, August 24, 2011.
  13. Briefing with David Albright and Andrea Stricker in Tel Aviv, February 23, 2020.
  14. Netanyahu’s 2019 and 2020 public appearances and the KHAMENEI.IR material cited in the text.
  15. U.S. Treasury’s March 22, 2019 sanctions release and later U.S. designations of SPND personnel.