کشتهشدن محسن فخریزاده ضربهای بزرگ به SPND و آمادگی هستهای ایران بود. در کوتاهمدت و میانمدت، فقدان او احتمالاً بیش از هر چیز دیگر در هر تلاش برای گریز هستهای بهمنظور ساخت یا آزمایش سلاح هستهای احساس خواهد شد. افراد اندکی، اگر اصلاً کسی، از نظر گستره دانش و تجربه درباره تلاشهای هستهای ایران به پای او میرسند. او را اغلب رابرت اوپنهایمرِ برنامه تسلیحات هستهای ایران دانستهاند، اما توصیف واقعبینانهتر، ژنرال لزلی گرووز است؛ کسی که مهارت مدیریتی عظیم و نفوذ سیاسی لازم را برای ساماندادن به قطعات و استعدادهای گوناگون پروژه منهتن و تبدیل آنها به یک مجتمع تولید سلاح هستهای، یک سایت آزمایش و سلاحهای قابلتحویل هستهای داشت. تا پیش از مرگش، نقش فخریزاده در تقویت کل برنامه بومی هستهای ایران بسیار کمتر شناخته شده بود؛ جایی که او از پشت پردهای از محرمانگی نفوذ خود را اعمال میکرد.
از دسترفتن یک فرد میتواند مهم باشد. گاهی اثر روانی آن نیز عمیق است. با مرگ ژنرالهای فخریزاده و قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، ایران دو نماد نیرومند بازدارندگی هستهای و متعارف را از دست داد. بازدارندگی متعارف بر توان نیروی قدس برای تهدید دشمنان و رقبای منطقهای استوار بود؛ راهبردی موفق که سلیمانی آن را هدایت میکرد و رژیم ایران و متحدان منطقهایاش او را برای دستاوردهایش میستودند. سیاست بازدارندگی هستهای، هرچند کمتر رسمی شده بود، بر دوش میراث طرح آماد و سازمانهای جانشین آن قرار داشت؛ همه اینها زیر نظر فخریزاده اداره میشدند.
پس از مرگ فخریزاده، جناحهای تندرو در ایران بهسرعت در صدد تصاحب میراث او برآمدند و در همان حال، اصلاحطلبانِ دولت روحانی را که میخواستند او را یکی از خودشان معرفی کنند، پس میزدند. یکی از نخستین رویاروییها پس از مرگش، در واکنش به تلاش دولت روحانی برای فشار بر سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (IRIB) بهمنظور خودداری از پوشش نقش فخریزاده در فعالیتهای هستهای رخ داد؛ تلاشی که فریدون عباسی-دوانی در یک برنامه تلویزیونی IRIB بهسرعت به آن حمله کرد.۱ او از هر تلاشی برای معرفی دوست و همکار نزدیکش بهعنوان فردی غیرهستهای خشمگین بود و اصرار داشت که او را، پیش و بیش از هر چیز، یک متخصص هستهای بنامد. او گفت اجازه نخواهد داد فخریزاده به یک ابزار سیاسی در خدمت اهداف دولت روحانی تبدیل شود. او در رسانهها، تلاش برای پیوند دادن فخریزاده به حمایت از برجام را برجسته کرد؛ برداشتی که بهزعم او فخریزاده با آن مخالف بود.۲ این نگاه با انتشار عمومی یک فایل صوتی از اوایل ۲۰۲۰ تقویت شد که در آن از فخریزاده نقل شده بود: «آمریکا نمیتواند مورد مصالحه قرار گیرد.»۳ عباسی-دوانی حتی پا را فراتر گذاشت و از دولت روحانی و چیزی که آن را «قبیله برجام» نامید خواست که دست از تحریف دستاوردها و دیدگاههای فخریزاده بردارند؛ وگرنه با افشای اطلاعات مُدِعی علیه اقداماتی که دولت روحانی علیه فخریزاده انجام داده بود، روبهرو خواهند شد.۴
هیچیک از اینها به این معنا نیست که عباسی-دوانی یا همکارانش قصد داشتند آشکارا درباره کار تسلیحات هستهای خود صحبت کنند؛ آنها بیتردید قانونهای طبقهبندی را نقض نمیکردند. در واقع، عباسی-دوانی و همه مفسران مرتبط از بحث مستقیم درباره هرگونه کار تسلیحات هستهای پرهیز میکردند و ترجیح میدادند فخریزاده را درگیرِ «دفاع هستهای» یا «انرژی هستهای غیرنظامی» معرفی کنند، یا تقریباً هر چیز دیگری جز تسلیحات هستهای. اما عباسی-دوانی باید از بیانیه رهبر معظم انقلاب که فخریزاده را «دانشمند برجسته و ممتاز هستهای و دفاعی کشور» خوانده بود احساس تأیید میکرد.۵ چند هفته بعد، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران نشان پس از مرگِ «نصر» را به فخریزاده اهدا کرد؛ نخستین کلاسِ این نشان، که با امضای رهبر معظم انقلاب صادر شده بود، و آن را به پاس «سهم برجسته در تدارکات و پشتیبانی از نیروهای ایران» اعطا کرد.۶ در مراسم اهدای این نشان در خانه فخریزاده، رئیس ستاد کل گفت: «این نشانی است برای عزیزانی که از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و استقلال ایران دفاع میکنند.»۷
در پی کشتهشدن فخریزاده، دولت و ارتش با لحنی آکنده از لاف و گزاف واکنش نشان دادند و به جمعیتی مبهوت اطمینان دادند که کار او ادامه خواهد یافت و عاملان این اقدام مجازات خواهند شد. بااینحال، شدتِ این اظهارات بیش از حد دفاعی به نظر میرسید، و تناسب مستقیم با شوک و ترسی داشت که این رویداد بیآنکه گفته شود، بر اقتدار دولت تحمیل کرده بود.
بیتردید، جایگزینی فخریزاده چالشبرانگیز خواهد بود. حتی ممکن است جانشین او فوراً و علناً اعلام نشود، از بیم آنکه خودِ او هدف قرار گیرد. بااینحال، یک گزارش رسانهای در اوایل ۲۰۲۱ جانشین او را یک فرمانده ارشد ایرانی به نام «فارِهی» از برنامه فضایی معرفی کرد، اما هیچ نشانهای درباره نام کامل یا واقعی او یا پیشینه حرفهایاش نداد.۸ گفته میشود او فردی است که برنامههای دفاعی در مقیاس بزرگ را مدیریت کرده است.
در سطح عملی، چند مقام وعده دادند که بودجه SPND در سال ۱۴۰۰ (۲۰۲۱/۲۰۲۲) چند برابر خواهد شد. یک گزارش رسانهای گفت سهم SPND در زیرمجموعه بودجهای نهادهای اجرایی ملی در بودجه دفاعی بیش از ششبرابر افزایش مییابد؛ از ۴۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۹ به ۲۴۵ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۰.۹ این رقم اخیر در نرخ رسمی ارز، نزدیک به ۶۰ میلیون دلار است.۱۰ وزیر دفاع ظاهراً افزایش دیگری را برای بودجه SPND ذکر کرد؛ افزایشی معادل ۲۵۶ درصد، یعنی حدود دو و نیم برابر.۱۱ تفاوتها توضیح داده نشدهاند، اما میتواند بازتاب این باشد که در حالت نخست تنها بخشی از بودجه SPND شمرده شده و در حالت دوم کل بودجه در نظر گرفته شده است. در هر صورت، بودجه SPND در آستانه رشد قابلتوجهی قرار داشت و این امر به ادامه کار آن پس از فخریزاده کمک میکرد.
مقامها تأکید کردند که کار فخریزاده ادامه خواهد یافت، زیرا شمار زیادی از کارکنان که او و همکاران ارشدش آموزش داده بودند هنوز فعالاند. عباسی-دوانی گفت: «او شبکهای از دانشمندان ایجاد کرد که کارش را ادامه خواهند داد.»۱۲ او در گفتوگویی با IRIB افزود که یکی از اولویتهای کلیدی آنها آموزش دانشجویان و کارکنان در حوزههای دفاعی است.۱۳ بسیاری از افراد در SPND شاگردان فخریزاده، عباسی-دوانی، مسعود علیمحمدی و مجید شهریاری بودند. SPND این متخصصان را حفظ کرده و عباسی-دوانی باور دارد که میتوانند کار فخریزاده را ادامه دهند.
عباسی-دوانی همچنین تأکید کرد که پروژههای علم و فناوری دفاعی ایران اکنون بسیار پیشرفتهتر از گذشتهاند. بیتردید، این پروژهها بسیار پیشرفتهتر از دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ هستند؛ زمانی که ایران برای یافتن تجهیزات و افرادی که بتوانند فعالیتهای هستهای محرمانه را پیش ببرند با دشواری روبهرو بود و برای پیشرفت به کمک گسترده خارجی نیاز داشت. آرشیو هستهای نشان میدهد که طرح آماد یا سازمانهای پیشین آن، شمار قابلتوجهی از دانشمندان خارجی را جذب کرده بودند. به گفته مقامهای اسرائیلی که این موضوع را برای گروهی از کارشناسان مرکز بلفر دانشگاه هاروارد بیان کرده بودند: «بیش از یک دوجین نفر، از حوزههای گوناگون تخصص و از کشورهای مختلف، در پیشبرد برنامه ایران نقش داشتند.»۱۴ امروز، ایران همچنان ممکن است برای برنامههای هستهای و موشکی خود به تخصص خارجی نیاز داشته باشد، اما وابستگیاش از سالهای گذشته کمتر است.
وقتی در یک گفتوگوی IRIB مشخصاً درباره وضعیت برنامههای علمی هستهای ایران از عباسی-دوانی پرسیده شد، او مستقیماً به پرسش پاسخ نداد، اما ظاهراً از یک قیاس استفاده کرد.۱۵ او از توسعه موشکهای بالستیک ایران سخن گفت. توضیح داد که یک موشک باید به برد و دقت طراحیشده خود برسد. گفت ایران ابتدا به بردی معین دست یافت، اما موشک دقیق نبود. این موضوع در آغاز روند توسعه قابلقبول بود، اما نه در مراحل بعدی پروژه. او گفت: «باید بهتر عمل کنیم؛ باید به مرکز هدف بزنیم»، و افزود موشکی که ۱۲۰۰ کیلومتر پرواز میکند باید دقیقاً به هدف اصابت کند. او فرایندی را برای رسیدن به این هدف شرح داد و گفت: «ما بهطور پیوسته در حال بهبود دقت هستیم.» او توضیح داد که محاسبات نظری انجام میشود و سپس آزمایشهایی صورت میگیرد که نتایج نظری را تأیید میکنند یا به اصلاح و بازنگری در مدلهای نظری میانجامند. ایران از این فرایند شبیهسازیهای دقیقتری توسعه میدهد، و بدین ترتیب تعداد آزمایشهای موردنیاز را کاهش میدهد که این امر هزینهها را هم کم میکند. در این میان، شبیهسازیها جایگزین آزمایشها میشوند. او نتیجه گرفت: «ما این را در موشکها، هوافضا و بخشهای مختلف حوزه هستهای به دست آوردهایم.»۱۶
عباسی-دوانی شاید قصد داشت بدون نقض قواعد محرمانگی، پیشرفت در تسلیحاتیسازی هستهای را القا کند؛ فرایندی که یادآور روشهای پروژه ۱۱۰ و آزمایش اجزای سلاح هستهای بود. در مورد سلاح هستهای، شبیهسازیها برنامه را محرمانهتر میکردند و نشانههای کمتری برای اطلاعات غربی باقی میگذاشتند. افزایش پیچیدگی ایران در فناوریهای هستهای و موشکی، انعطافپذیری بیشتری برای ترسیم مسیرهای دستیابی به سلاح هستهای فراهم میکند.
امروز یافتن سرنخهایی درباره کارهای جاری بر روی سلاح هستهای همچنان دشوار است. اما نشانههای غیرمستقیم فراواناند. وجود آرشیو هستهای محرمانه، حاکی از نیت برای باز نگهداشتن گزینه ساخت سلاح هستهای است؛ اقدامی که برجام را نقض میکند. انبار ترکوزآباد، که انواع تجهیزات باقیمانده از تلاش پیشین برای تسلیحاتیسازی هستهای را در خود داشت، بیانگر تمایل به حفظ آمادگی است. اصرار بر حفظ تأسیسات فردو نیز نشاندهنده برنامهای است که در آن توانایی تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی در سایتی لحاظ شده که نابودی آن از نظر نظامی بسیار دشوار خواهد بود. SPND، با شمار زیادِ کارکنان پیشین آماد در فهرست حقوقبگیرانش و با مجموعهای از فعالیتهای مرتبط با تسلیحات هستهای، بار دیگر آمادگی برای ساخت سلاح هستهای را نشان میدهد، هرچند شاید هنوز در حال ساخت آن نباشد. عدم همکاری عمیق با آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیش از آنکه صرفاً حفاظت از یک دروغ بزرگ درباره برنامهای قدیمی و مختومه باشد، چنین مینماید که بخواهد حقیقت را از نشتکردن درباره چیزی فوریتر و جاریتر باز دارد.
اظهارات مقامها یا دولتها که میگویند هیچ نشانهای از کار محرمانه هستهای ایران، یا حتی از فعالیتهای هستهای پنهان، وجود ندارد، باید بیشتر بهمنزله کمبود اطلاعاتی تفسیر شود تا نبود واقعیِ برنامهای هستهای در ایران. در نهایت، برآورد غیرمحرمانه سال ۲۰۰۷ِ جامعه اطلاعاتی ملی آمریکا (NIE) دستکم یک تصویر لحظهای بود که بخشهای کلیدی را از قلم انداخت و به برداشت عمومی گسترده و نادرستی انجامید مبنی بر اینکه برنامه تسلیحات هستهای ایران در سال ۲۰۰۳ پایان یافته و پس از آن هیچ کاری انجام نشده است. بااینهمه، باید مراقب بود که به سوی دیگرِ بام نیز سقوط نکنیم. پرهیز از افتادن در دامِ ادعاهای نادرستی که در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ درباره برنامه هستهای عظیم و ادعایی عراق مطرح شد، و بر شواهد سست و اعتمادبهنفس بیش از حد در برونیابی از آن شواهد استوار بود، حیاتی است.۱۷ با نگاه به گذشته، NIE سال ۲۰۰۷ را میتوان نمونهای از تابخوردن آونگ به سمتِ افراطِ دیگر، از سرِ احتیاط بیش از حد، دانست؛ نتیجه واکنشهای سخت و موجه به ارزیابی نادرست جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه تسلیحات هستهای عراق در سال ۲۰۰۳.
و ایران عراق نیست. با توجه به سابقه ایران در پنهانکردن فعالیتها و داراییهای هستهای، مانند طرح آماد، و دیگر فعالیتهای حساس هستهای مانند تأسیسات غنیسازی نطنز و فردو، آرشیو هستهای، و ترکوزآباد با کانتینرهای حملونقلِ پر از تجهیزات و مواد مرتبط با سلاح هستهای، هیچکس نباید از پنهانماندن امور بیشتری شگفتزده شود. با این پیشینه، بار اثبات بسیار بیشتر بر دوش کسانی است که استدلال میکنند نبود شواهد یعنی عدم وجود فعالیتهای محرمانه تسلیحات هستهای، یا اینکه ایران اکنون درگیر فعالیتهای کلیدی مرتبط با طراحی و توسعه سلاح هستهای نیست؛ همانگونه که یک گزارش تازه وزارت خارجه در سال ۲۰۲۰ درباره پایبندی ادعا کرده بود.۱۸ دیدگاه بسیار معتبرتر این است که آن فعالیتها ممکن است واقعاً در جریان باشند یا بهگونهای متفاوت از آنچه این اظهارات تصور میکنند سازمان یافته و اجرا شده باشند. این وضعیت با فعالیتهای تسلیحاتیسازی هستهای که احتمالاً در طول زمان و از نظر سطحِ تلاش نوسان میکنند، پیچیدهتر میشود؛ بهطوریکه در برخی ماهها یا سالها فعالیت بیشتر است و در برخی دیگر تقریباً هیچ. چنین الگویی ارزشِ یک تصویر لحظهای از فعالیتهای بسیار محرمانه را تضعیف میکند، وقتی آن تصویر در نهایت برای قضاوت درباره وضعیت کلی و آمادگی ایران برای ساخت سلاح هستهای ارزش محدودی دارد.
سلاحهای هستهای برحسب تقاضا
اگر ایران یک برنامه تسلیحات هستهای داشته باشد، این برنامه چه شکلی دارد و مؤلفههای اصلی آن چیست؟ یکی از مغالطههای رایج این است که اگر رهبری ایران هنوز تصمیم به ساخت سلاح هستهای نگرفته باشد، پس اصلاً برنامه تسلیحات هستهای ندارد؛ انگار تنها یک دستور ساخت یا خودِ اقدام به ساخت، برنامه را تعریف میکند. اما برای کشوری مثل ایران، چنین مدل ساده و دوگانهای کفایت نمیکند. همین نوع دستهبندی در دهه ۱۹۸۰ درباره تایوان نیز کارساز نبود؛ زمانی که تایوان برنامهای داشت تا در صورت درخواست رهبری رژیم، در مدت کوتاه برای ساخت سلاح هستهای آماده باشد.۱۹ تایوان نه تصمیمی برای ساخت واقعی سلاح هستهای گرفته بود و نه نشانهای از قصد انجام آن نشان داده بود. بااینحال، ایالات متحده آنچنان از این برنامه نگران شد که گامهای مخفی و نمایشیِ چشمگیری برداشت تا نهتنها آن را متوقف کند، بلکه تایوان را وادار کرد بخش بزرگی از زیرساختهای مرتبط، از جمله یک راکتور پژوهشی، یک کارخانه مخفی جداسازی پلوتونیوم، و یک برنامه گسترده مخفیِ شبیهسازی سلاح هستهای و آزمایش مواد منفجره پرقدرت را برچینَد. تایوان برای کارخانه ناتمام جداسازی پلوتونیوم یک داستان پوششی غیرنظامی ساخته بود و راکتور پژوهشی نیز تحت حفاظت قرار داشت، اما دولت آمریکا همچنان مصمم بود مسیر تایوان به سوی سلاح هستهای را برای همیشه ببندد.
به همین ترتیب، امروز نیز بهنظر نمیرسد ایران برنامهای متمرکز بر ساخت واقعی سلاحهای هستهای داشته باشد. در بهترین حالت، نیتهای آن همچنان مبهم است. اما بهنظر میرسد برنامهای برای آمادهبودن در ساخت سلاح هستهای و انجام آن در مدت کوتاه داشته باشد. بهجای یک برنامه ضربتیِ ساخت سلاح هستهای، ایران جهان را با برنامهای تهدید میکند که برای تولید سلاح هستهای «برحسب تقاضا» آماده است.
اینکه وضعیت کنونی هستهای ایران چنین است، هم از نظر اعتبار تحلیلی قانعکنندهتر است و هم برای سایر کشورها تهدیدآمیزتر؛ زیرا ایران در دوران طرح آماد، دقیقاً برنامهای مشابه پاکستان یا آفریقای جنوبی در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ داشت. افزون بر این، ایران بیتردید دلایل راهبردی و سیاسی برای ساخت سلاح هستهای دارد و از نظام سیاسی اقتدارگرایانهای برخوردار است که میتواند مخالفت داخلی با چنین ساختی را سرکوب کند.
ایران بسیار فراتر از چیزی است که گاه «برنامه هستهای نهفته» نامیده میشود؛ اصطلاحی که اغلب به ژاپن نسبت داده میشود چون ذخیره بزرگی از پلوتونیوم جداشده دارد. اما با وجود وضعیت نهفتگی ژاپن، آن کشور هیچ کار مشخصی برای تسلیحاتیسازی آن پلوتونیوم انجام نداده و هیچ نشانهای هم از آمادگی برای ساخت سلاح هستهای بروز نداده است. رهبری ایران درباره سلاح هستهای میاندیشد، قابلیتهای هستهای را حفظ میکند، از جمله اطلاعات و تجهیزات مرتبط را نگه میدارد، آن قابلیتها را پیش میبرد و در برابر افشاگری مقاومت میکند. این یک توانمندی فعال با قابلیتهای کلیدی تسلیحاتیسازی از پیش موجود است، و بهاحتمال زیاد، برنامهای برای بهرهبردن از گزینه ساخت سلاح هستهای، همراه با فرایند یا دستکم راهبردی در صورت تصمیم ایران به انجام آن.
بنابراین تعاریف سنتیِ برنامه تسلیحات هستهای با وضعیت امروز ایران سازگار نیستند، بهویژه زمانی که برای ارزیابی اینکه آیا جنبههای خاصی از تسلیحاتیسازی هستهای در یک سال معین فعال بودهاند یا نه به کار میروند. در زمینه ایران، همانگونه که در مورد تایوان هم صادق بود، تعریف واقعبینانهتر و مفیدتر از برنامه تسلیحات هستهای باید برنامهای را نیز دربر بگیرد که آماده ساخت سلاح هستهای باشد، اگر فرمانی صادر شود.
تعریف گستردهترِ برنامه تسلیحات هستهای، مجموعهای از فعالیتهای مرتبط با جستوجو و ساخت سلاحهای هستهای را دربر میگیرد، اما اجازه میدهد برنامههایی را نیز شامل شود که مجموعهای از فعالیتها را برای آمادگی، بهمحض دستور و در مدت کوتاه، برای ساخت سلاح هستهای دربر دارند؛ یعنی ساخت سلاح هستهای «برحسب تقاضا». در ارزیابی اینکه آیا برنامه ایران ذیل این تعریف گستردهتر قرار میگیرد یا نه، باید همه اقداماتی که برای ایجاد شرایط فناورانه تولید سلاح هستهای انجام شدهاند بررسی شوند، از جمله برنامهریزی و ساخت تأسیسات پژوهش، توسعه و تولید سلاح هستهای. همچنین باید سنجید آیا ایران در حال توسعه یا حفظِ قابلیتهای هستهای گوناگونی است که اگر رهبری بخواهد، آن را برای تولید سلاح هستهای در موقعیت بهتری قرار میدهد یا نه. در چنین ارزیابیای، تأسیسات حساسِ تحت پادمان مهماند؛ زمانبندی گریز هستهای به معیاری مهم از تهدید بدل میشود؛ بنبستهای بازرسی بر سر دسترسی به افراد و سایتها نشانهای از فعالیتهای احتمالی یا پنهان مرتبط با سلاح هستهای خواهد بود؛ و کشف ساخت سایتهای محرمانه هستهای یا تخریب آنها با فرضِ تقصیر همراه میشود. تدارکات غیرقانونی و تلاشهای تدارکاتی مرتبط با تسلیحاتیسازی هستهای نیز نشانه دیگری از فعالیتهای اعلامنشده مرتبط با سلاح هستهایاند. وجود یک آرشیو محرمانه سلاح هستهای خود بهعنوان مدرکی از یک تلاش جاری برای سلاح هستهای محسوب میشود. کل برنامه هستهای، هم مؤلفههای آشکار و هم پنهان، باید در نظر گرفته شود.
جمعبندی مؤسسه این است که ایران دستکم یک برنامه فعال آمادگی برای سلاح هستهای دارد؛ قابلیتی که از زمان طرح آماد تقویت شده و این برنامه آمادگی بر هر دو دسته تأسیسات محرمانه و تحت پادمان متمرکز است. رهبر آن فخریزاده بود، با حمایت و هدایت عالیترین سطوح رهبری ایران. از دسترفتن او یک عقبگرد است و حفظ چنین قابلیتی را دشوارتر میکند، با توجه به حجم عظیم دانش نهادی، مهارتهای مدیریتی شناختهشده و نفوذ سیاسی او. بااینحال، فخریزاده و همکارانش در طرح آماد نسل تازهای را نیز پرورش دادهاند که بهنظر میرسد برای ادامه دادن کفایت داشته باشد، هرچند فخریزاده درگذشته است.
هر برنامه موفق تسلیحات هستهای باید بر سه ستون بنا شود: تولید ماده انفجاری هستهای، تسلیحاتیسازی هستهای و سامانههای تحویل. مهمترین جنبه یک برنامه آمادگی برای سلاح هستهای، تعهد به آمادگی برای ساخت همزمانِ دستگاههای آزمایش هستهای و سلاحهای هستهای قابلتحویل در یک برنامه زمانبندی فشرده است. رسیدن به چنین زمانبندیای مستلزم آمادهسازی قابلیتهای متعدد و درگیرکردن AEOI، SPND و SHIG، در میان دیگران، خواهد بود.
یکی از چالشهایی که در پرونده تایوان شناسایی شد، ضرورتِ اطمینان از این بود که کارکنانِ سلاح هستهای هنگام صدور دستور، برای ساخت سلاح هستهای آماده باشند، در حالی که وجود برنامه تسلیحات هستهای را انکار میکردند. این نوع پنهانکاری برای تایوان، با توجه به رابطه کاری دوستانهترش با آژانس و حضور منظم کارکنان آمریکایی در سایتهای هستهایاش، دشوارتر بود. اگر تصمیمی برای ساخت یک سلاح هستهای گرفته میشد، دولت تایوان نیاز داشت مطمئن باشد کارکنان تمریندیده و آمادهاند. زمان کافی برای شروع از صفر، توسعه مهارتهای لازم یا آموزش کارکنان جدید وجود نداشت. نقشِ پوششهای غیرنظامی یا نظامیِ غیرهستهای در تمرین آمادگی یا صیقلدادن مهارتی که در گریز هستهای لازم است، حیاتی است. افزون بر آن، ایران به برخی قابلیتهای پنهانِ توسعهیافته و استتارشده، مانند ساخت آغازگرهای اورانیوم-دوترید و مولدهای موج ضربهای، نیاز خواهد داشت.
بسیاری از این قابلیتهای محرمانهِ لازم، در SPND و سازمانهای وابسته نهادینه شدهاند؛ جایی که پوششهای متنوعی وجود دارد و امکان توسعه و نگهداریِ مجموعهای از قابلیتهای مرتبط با تسلیحاتیسازی هستهای را فراهم میکند. برخی از این قابلیتها حتی ممکن است شامل کارکنانی باشد که از هدف واقعی کار خود آگاه نیستند. این فعالیتها و پروژههای «دوکاربردی» میتوانند کارکنان را در آمادگی نگاه دارند تا اگر تصمیمی برای پیشروی گرفته شد، بهسرعت به ساخت سلاح هستهای بپردازند. یکی از اعضای ارشد پیشین برنامه تسلیحات هستهای تایوان این وضعیت آمادگی را «آمادهباش داغ» نامید.۲۰
از این منظر، ایران آژانس بینالمللی انرژی اتمی را از آنرو مسدود میکند که فعالیتهای مرتبط با سلاح هستهای خود را مخفی نگه دارد. این کشور دسترسی بازرسان به سایتها و افراد نظامی را رد میکند و درخواستهای آنان برای اطلاعات درباره مواد و فعالیتهای اعلامنشده و مشکوک را به بنبست میکشاند. این راهبرد به آژانس اجازه نمیدهد از فعالیتهای محرمانه مرتبط با تسلیحاتیسازی هستهای باخبر شود و از شکلگیری روابط انسانی نیز جلوگیری میکند؛ روابطی که میتوانست احتمال نشت اطلاعات و افشاگریهای ناخواسته را افزایش دهد. این امر همچنین میتواند توضیحی برای تلاشهای دورهای اما نگرانکننده و منظم رژیم در تصویرکردن بازرسان آژانس بهعنوان چیزی جز جاسوسان غرب باشد.
حفظ توان تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی برای ایران بسیار آسانتر است. برنامه غنیسازی اورانیومِ تحت پادمان بهعنوان یکی از مهمترین پوششها عمل میکند و قابلیت تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی در مدت کوتاه و ساخت تأسیسات مخفیِ سانتریفیوژ با استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته را در خود نهفته دارد.
چشمانداز پارلمان
یکی از جنبههای این موضوع در ایران آشکارتر است و به اندیشه جناح تندرو درباره آمادگی برای تولید و انباشت اورانیوم با غنای بالاتر و بازه زمانیِ انجام این کار مربوط میشود. پس از مرگ فخریزاده، مجلس ایران بهسرعت قانون تازهای را تصویب کرد که افزایش ظرفیت هستهای کشور را در ماههای پیشِ رو الزامی میکرد، با این قید که این افزایش تنها در صورتی عقبنشینی شود که همه تحریمهای آمریکا برداشته شوند. این قانون با عنوان جنگطلبانه «اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از حقوق ملت ایران» چیز عجیبی نبود؛ با توجه به ماهیت تندروانه مجلس کنونی، و بیتردید این طرح مدتها در دست تدوین بود. آنچه بسیاری از تحلیلگران را شگفتزده کرد این بود که شورای نگهبان، که به رهبر معظم انقلاب گزارش میدهد و مشروعیت هر قانون تازه تصویبشده در مجلس را بررسی میکند، آن را وتو نکرد و اجازه داد قانون شود، با وجود مخالفت دولت روحانی. هرچند همه شروط زیر پوشش ادعای صلحآمیز هستهای پنهان شدهاند، ماهیت دوگانه آنها روشن است. در ادامه، نکات برجسته این قانون تازه آمده است؛ قانونی که در ظاهر برای یک برنامه غنیسازی در مقیاس بزرگ است، اما در زیرِ سطح، بهنظر میرسد فرمانی برای بازسازی و گسترشِ یک ظرفیت چشمگیرِ گریز هستهای باشد:
- ازسرگیری تولید و انباشت اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد غنیشده، با نرخ سالانه ۱۲۰ کیلوگرم. این سطح از غنیسازی تقریباً ۹۰ درصدِ مسیرِ رسیدن به غنای اورانیوم با غنای تسلیحاتی را، بر پایه یک محاسبه ساده ایدهآل از زنجیره سانتریفیوژ، طی کرده است.
- افزایش تولید ماهانه اورانیوم تا سطح پنج درصد، با الزامِ تولید دستکم ۵۰۰ کیلوگرم در ماه. نرخ تولید در اواخر ۲۰۲۰ بیشتر در حدود ۲۰۰ کیلوگرم در ماه بود.۲۱ رسیدن به این سطحِ الزامشده مستلزم افزایش قابلتوجه ظرفیت غنیسازی در دو تأسیسات نطنز و فردو بود.
- نصب و بهرهبرداری از ۱۰۰۰ سانتریفیوژ IR-2m که همه آنها در ۲۰۱۵ طبق برجام جمعآوری و ذخیره شده بودند. تا اواخر ۲۰۲۰ و پیش از اجرای قانون، برخی از این سانتریفیوژها تازه در تأسیسات غنیسازی سوخت نطنز نصب میشدند و در کنار یک آبشار دیگر از سانتریفیوژهای IR-2m که پیشتر نصب شده بود و ۵۰۶۰ سانتریفیوژ IR-1 مجاز تحت برجام قرار میگرفتند.۲۲
- نصب و بهرهبرداری از دستکم ۱۶۴ سانتریفیوژ IR-6 ظرف سه ماه، و افزایش مجموعِ نصب و بهرهبرداری به ۱۰۰۰ دستگاه تا پایان ۱۲ ماه. گفته میشود همه این سانتریفیوژهای IR-6 قرار بود در فردو نصب شوند. این ماشینها، هرچند کاملاً آزموده نشدهاند، در حالت تولید، تقریباً هفت برابر سانتریفیوژهای IR-1 و تقریباً دو برابر سانتریفیوژهای IR-2m بازده غنیسازی دارند.
- بهرهبرداری از کارخانه تولید فلز اورانیوم در تأسیسات تبدیلی اورانیوم اصفهان. در جهان عدماشاعه، تولید فلز اورانیوم، هرچند برخی کاربردهای غیرنظامی هم دارد، اغلب بهعنوان تهدیدی ضمنی از یک برنامه تسلیحات هستهای تلقی میشود. هرچند AEOI در اصل قصد داشت چنین تأسیساتی را در اصفهان بسازد، سالها پیش ساخت آنها را متوقف کرد.
- طراحی و ساخت یک راکتور آبسنگین ۴۰ مگاوات-حرارتی جدید و تکمیلِ راکتور موجود در اراک، یادآور اینکه این راکتورها، افزون بر ایزوتوپهای پزشکی، میتوانند پلوتونیوم با غنای تسلیحاتی تولید کنند.
این قانون همچنین در پی کاهش شفافیت درباره برنامه هستهای بود. نخست، ترتیبات نظارتیای را که صریحاً در برجام الزام شده بود متوقف میکرد، و دوم، پروتکلهای بازرسی مندرج در اجرای پروتکل الحاقیِ ایران را، که ابزار مهمی برای تسهیل گردآوری اطلاعات بیشتر و دسترسی بازرسان به تأسیسات، از جمله تأسیسات نظامی، است. این قانون به پایاندادن به همه بازرسیهای آژانس اشاره نمیکند و بازرسیهایی را که تحت توافق جامع پادمان انجام میشوند دستنخورده میگذارد؛ توافقی بنیادین که بازرسیهای آژانس را در کشوری که NPT را امضا کرده فراهم میآورد. پایاندادن ایران به توافق جامع پادمان معادلِ تصمیمی آشکار برای ساخت سلاح هستهای بود.
در این قانون مشخص نشده بود که سانتریفیوژهای IR-2m و IR-6 کجا نصب شوند. این تصمیم را AEOI میگرفت، اما تنها پس از دریافت و اجرای استانداردهای سازمان پدافند غیرعامل؛ نهاد دفاعی جداگانهای در ایران با مأموریتی گسترده برای دفاع از میهن، از جمله مسئولیت در انتخاب و ساخت تأسیسات راهبردی مانند فردو و نطنز. گزارشهای رسانهای نشان میداد که فردو بر پایه توصیه این نهاد نظامی برای نصب سانتریفیوژهای IR-6 انتخاب شده است.۲۳ این یعنی قدرتمندترین ماشینهای ایران به امنترین سایت غنیسازی آن، یعنی محل پیشین پروژه آلغدیر، اختصاص مییابد.
شرایط این قانون در صورت برداشتهشدن تحریمهای آمریکا و دیگر تحریمها قابل بازگشت بود. بااینحال، پیش از آنکه بیشترِ این شرایط در چند ماه نخست ۲۰۲۱ به اجرا درآید، تحریمها برداشته نشدند.
هرچه سرنوشت این تقویت ظرفیت باشد، این قانون بر تأکید مجلس بر بازسازیِ قابلیتهای حیاتی تسلیحات هستهای دلالت دارد. این قانون بیش از آنکه فقط اهرمی برای مذاکره با غرب درباره بازگشت به برجام باشد، پیامی به بدنه هستهای میفرستاد که در سایه مرگ فخریزاده باید ایجادِ زیرساختهای حساس هستهای بیشتر را شتاب دهد و زمانِ گریز را بهطور چشمگیری کاهش دهد. بیشترِ این اقدامات با زبانی مبهم پوشانده شدهاند، اما وقتی قانون شدند، ظرفیتی برای ساخت سریعتر سلاح هستهای و کاهش شفافیت ایجاد میکردند. این پیام، هر ادعای ایرانی درباره صلحآمیزبودن برنامه هستهای را تحتالشعاع قرار میدهد.
ساخت دوباره در پوشش قانون
تا اواخر دسامبر، AEOI که علناً با این قانون مخالفت کرده بود، آشکارا در ازسرگیری تولید اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد غنیشده تردید نشان داد و ادعا کرد که قانون هیچ بودجهای برای غنیسازی بیشتر اختصاص نداده است. اندکی بعد، مجلس قانونی تازه تصویب کرد که به AEOI دو ماه فرصت میداد تا درباره الزامات فنی و مالیِ غنیسازی تا ۲۰ درصد گزارش دهد و عملاً اجرای بیشترِ این شرط را به تأخیر انداخت.۲۴
با وجود این مهلت، کمتر از یک هفته بعد AEOI بسیاری از ناظران را غافلگیر کرد و در تأسیسات فردو غنیسازی تا ۲۰ درصد را آغاز کرد. شگفتانگیزتر آنکه AEOI غنیسازی تا ۲۰ درصد را در هر شش آبشارِ نصبشده سانتریفیوژ IR-1 آغاز کرد؛ جهشی قابلتوجه در ظرفیت غنیسازی طی زمانی نسبتاً کوتاه، که نشان میداد آمادهسازیها در حالی جریان داشته که AEOI بهطور علنی از قانون اولیه شکایت میکرد. هرچند این تحول بهمعنای تصمیم برای ساخت سلاح هستهای نیست، اما این پرسش را پیش میکشد که آیا AEOI از پیش برای یک گریز هستهای تمرین نمیکرده است.
غافلگیری دیگری که بهشدت از سوی جامعه بینالمللی محکوم شد، بهزودی رخ داد: مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشی به تاریخ ۱۳ ژانویه ۲۰۲۱ به شورای حکام فاش کرد که ایران قصد دارد خطوط تبدیلی را برای تولید فلز اورانیوم غنیشده فعال یا نصب کند.۲۵ در این گزارش آمده بود که AEOI پیشتر ساخت، اصلاح و نصب تجهیزاتی را برای فعالیتهای پژوهش و توسعه لازم برای تولید فلز اورانیوم آغاز کرده است. AEOI ابتدا پژوهش و توسعه برای تولید فلز اورانیوم طبیعی را دنبال میکرد و سپس تولید فلز اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد غنیشده را برای استفاده در سوخت راکتور پژوهشی تهران مدنظر داشت. این فعالیتهای تبدیلی قرار بود در تأسیسات تبدیل اورانیوم اصفهان، در برخی خطوط فرایندی که یک دهه پیش در دست ساخت بودند، انجام شود. گروه E3 بهسرعت نگرانی عمیق خود را ابراز کرد: «ایران هیچ استفاده غیرنظامیِ معتبری برای فلز اورانیوم ندارد. تولید فلز اورانیوم پیامدهای بالقوه نظامی بسیار جدی دارد.»۲۶
گزارش ۱۳ ژانویه ۲۰۲۱ روشن کرد که AEOI اطلاعات مربوط به فعالیتهای پژوهش و توسعه خودِ مرتبط با تولید فلز اورانیوم را پنهان کرده بود. در واکنش به فشار آژانس، نهایتاً اعتراف کرد که اطلاعات را پنهان میکرده و به تعهدات کاهشیافته ذیل برجام استناد کرد و اعلام کرد که «هیچ محدودیتی بر فعالیتهای R&D وجود ندارد».۲۷
آژانس همچنین گزارش داد که ایران اعلام کرده تولید فلز اورانیوم غنیشده بخشی از یک برنامه بلندمدت بوده است؛ برنامهای که پیش از تصویب قانون تازه تدوین شده بود تا نوع تازهای از سوختِ اورانیوم تا ۲۰ درصد غنیشده برای راکتور پژوهشی تهران توسعه یابد. برای این هدف، تا نوامبر ۲۰۲۰، AEOI در حال اصلاح «دو اتاق در دو ساختمان» در کارخانه تولید صفحه سوخت (FPFP) در UCF بود. سه فرایند مربوط به اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد غنیشده قرار بود در FPFP انجام شود: تبدیل هگزافلوراید اورانیوم به تترافلوراید اورانیوم؛ تبدیل تترافلوراید اورانیوم به فلز اورانیوم؛ و تبدیل فلز اورانیوم به سیلیسید اورانیوم.۲۸
تا اوایل ۲۰۲۱، AEOI تجهیزات ساختهشدهای داشت که قرار بود در FPFP نصب شوند تا هگزافلوراید اورانیوم غنیشده را به تترافلوراید اورانیوم تبدیل کنند؛ نخستینِ سه فرایند برنامهریزیشده برای FPFP.۲۹
این تجهیزات را شرکت ایرانی «سوره» (Sooreh)، که با نام SUREH یا شرکت چرخه سوخت راکتورهای هستهای نیز شناخته میشود، ساخته بود. شرکت سوره مسئول ساخت خطوط فلز اورانیوم برای AEOI در UCF است.۳۰ این شرکت یکی از زیرمجموعههای AEOI است و در فهرست SDN دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) قرار دارد. سوره در تهران، در UCF و نزدیک UCF سایتهایی دارد. مورد آخر احتمالاً کارخانهای است که تجهیزات در آن ساخته شدهاند.
یک نشانه بالقوه از فعالیت AEOI برای نصب خطوط فلز اورانیوم در UCF، نامه استخدامی سوره به تاریخ ۴ اکتبر ۲۰۲۰ است که در وبسایت دانشگاه اصفهان منتشر شد. این نامه یک نشانی ایمیل AEOI داشت و برای طیف متنوعی از مشاغل آگهی میداد. هدف، جذب تعداد زیادی نیرو - که اغلب دارای مدارک پیشرفته مهندسی بودند - برای یک مکان در اصفهان بود، ظاهراً برای تأمین نیروی انسانیِ یک پروژه جدید و مهم و نامشخص.۳۱ دو صفحه پس از این نامه، فهرستی از صلاحیتهای موردنیاز آمده بود که تمرکز آن بر مدرک تحصیلیِ کسبشده بود، یعنی انواع مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد، عمدتاً در مهندسی مکانیک، شیمی، صنایع، هستهای یا مواد. مشخصات مورد نظر شامل ریختهگری فلز، شکلدهی، سرامیک، مکانیک سیالات و جامدات، طراحی و ساخت، طراحی فرایند، راکتورهای هستهای و چرخه سوخت، و تبدیل انرژی بود. در مجموع، مشخصات درجشده در نامه استخدامی با یک پروژه برای تولید فلز اورانیوم سازگار بود. این نامه میتواند نشانه دیگری از تصمیم AEOI برای ایجاد خط تولید فلز اورانیوم باشد، تصمیمی که مدتها پیش از تصویب قانون تازه گرفته شده بود.
در ۶ فوریه ۲۰۲۱، ایران تولید آزمایشگاهیِ فلز اورانیوم طبیعی را در FPFP آغاز کرد.۳۲ مقدار تولیدشده ناچیز بود - ۳٫۶ گرم - و از حدود دو برابر آن مقدار اورانیوم در شکل شیمیایی تترافلوراید اورانیوم کاهش یافته بود.۳۳ بازده اورانیوم در محصول فلزی حدود ۴۰ درصدِ اورانیوم اولیه بود؛ بازدهی نسبتاً پایین که با یک آزمایش آزمایشگاهی، آنگونه که آژانس نامید، سازگار بود. گفته میشود این آزمایش در خطوط اصلی پردازش فلز اورانیوم در FPFP رخ نداده بود.
با وجود مقادیر نسبتاً کم، گروه E3 تکرار کرد که ایران «هیچ توجیه معتبری» برای تولید فلز اورانیوم ندارد. آنها افزودند که چنین فعالیتهایی «گامی کلیدی در توسعه یک سلاح هستهای» است.۳۴
جدول ۱۵.۱ اقدامات اصلی ایران برای افزایش ظرفیت هستهایاش را خلاصه میکند؛ بیشتر این اقدامات پس از تصویب قانون هستهای ایران در دسامبر ۲۰۲۰ رخ دادند. این اقدامات شامل تعلیق اجرای پروتکل الحاقی و ترتیبات نظارتی مرتبط با برجام بود.
| تاریخ | اقدام یا اعلام |
|---|---|
| ۱۷/۱۱/۲۰۲۰ | ایران خوراک UF6 را به آبشار تازهنصبشده ۱۷۴ سانتریفیوژ IR-2m در تأسیسات غنیسازی سوخت (FEP) وارد کرد. |
| ۰۴/۱۲/۲۰۲۰ | ایران اعلام کرد که قصد دارد سه آبشار دیگر از سانتریفیوژهای IR-2m را در FEP نصب کند. |
| ۰۱/۰۱/۲۰۲۱ | ایران اعلام کرد که قصد دارد تا ۲۰ درصد اورانیوم غنیشده در تأسیسات غنیسازی سوخت فردو (FFEP) تولید کند. |
| ۰۴/۰۱/۲۰۲۱ | ایران خوراک UF6 را برای تولید اورانیوم تا ۲۰ درصد غنیشده در فردو آغاز کرد. |
| ۱۳/۰۱/۲۰۲۱ | ایران اعلام کرد که قصد دارد روی سوخت جدید برای راکتور پژوهشی تهران (TRR)، از جمله تولید فلز اورانیوم تا ۲۰ درصد غنیشده، R&D انجام دهد. |
| ۰۱/۰۲/۲۰۲۱ | ایران خوراک UF6 را به دومین آبشار تازهنصبشده ۱۷۴ سانتریفیوژ IR-2m در FEP وارد کرد. |
| ۰۲/۰۲/۲۰۲۱ | ایران اعلام کرد که دو آبشار از سانتریفیوژهای IR-6 را در FFEP نصب خواهد کرد. |
| ۰۳/۰۲/۲۰۲۱ | ایران اعلام کرد که در PFEP روی UF6 با سانتریفیوژهای IR-1 پژوهش و توسعه انجام میدهد. |
| ۱۰/۰۲/۲۰۲۱ | ایران یک آزمایش در مقیاس آزمایشگاهی از فرایندی را انجام داد که قرار است در R&D سوخت جدید TRR به کار گیرد و ۳٫۶ گرم فلز اورانیوم تولید کرد. |
| ۱۶/۰۲/۲۰۲۱ | ایران اعلام کرد که اجرای تدابیر شفافیت داوطلبانه مندرج در برجام، از جمله پروتکل الحاقی، را از ۲۳ فوریه ۲۰۲۱ متوقف خواهد کرد. |
| ۱۷/۰۲/۲۰۲۱ | ایران اعلام کرد که قصد دارد دو آبشار دیگر از سانتریفیوژهای IR-2m را در FEP نصب کند. |
| ۰۷/۰۳/۲۰۲۱ | آژانس خوراکدهی UF6 به سومین آبشارِ ۱۷۴ سانتریفیوژ IR-2m در FEP را تأیید کرد. یک آبشار چهارم از ۱۷۴ سانتریفیوژ IR-2m نیز در آنجا نصب شده بود اما هنوز غنیسازی نمیکرد؛ آبشار پنجمی نیز در حال نصب بود. |
برنامه آمادگی
اجزای اصلی یک برنامه آمادگی ایران برای سلاح هستهای چیست؟ ایران تا چه اندازه برای ساخت سلاح هستهای آماده است؟
اهداف برنامه هستهایِ پساآماد، ساخت یک تأسیسات مخفی غنیسازی در فردو و تولید نمونه صنعتیِ سلاحهای هستهایِ سری سقیب بود. سلاحهای هستهای از نوع سقیب، پروژهای مهم در دوره پساآماد بودند که در فصل ۱۰ بررسی شدند. مرور آن طرحها:
- سقیب-۱۳۵ سامانهای برای آزمون ایستا بود که مشخصات فنی آن در سال ۲۰۰۳ تکمیل شده بود. این نوع دستگاه میتوانست بهصورت زیرزمینی آزمایش شود.
- سقیب-۲ سامانهای برای نصب در محفظه بازگشت بود که مشخصات فنی آن در اواخر ۲۰۰۳ باید بهگونهای توسعه مییافت که با پارامترهای پروازی پروژه ۱۱۱ سازگار شود.
- سقیب-۳ یک محفظه بازگشت شهاب ۳ مجهز به سقیب-۲، یعنی یک سلاح هستهای قابلتحویل با موشک، بود.
هیچ دلیلی وجود ندارد که باور کنیم اهداف پایهای ایران اساساً تغییر کردهاند. اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد ۱۷ سال گذشته حتماً برنامه تسلیحات هستهای را بیشتر شکل داده است.
از یک سو، برنامه تسلیحات هستهای ایران با عقبگردها و تأخیرهای متعدد مواجه بوده است؛ از جمله تعطیلی زودهنگام طرح آماد، کشف تأسیسات غنیسازی قم، نشتهای مداوم درباره تلاشهای هستهای، بازرسیهای گاه سختگیرانه آژانس، ترور دانشمندان کلیدی، حملات سایبری استاکسنت، افزایش تحریمها علیه برنامهها، تهدید به حملات نظامی، و محکومیت گسترده بینالمللی. کنترل تسلیحات، به شکل توقفهای هستهای و برجام، فعالیتهای آن را محدود و نظارت را بیشتر کرد. کارکنان ایران میدانند که زیر نگاه شدید چندین دستگاه اطلاعاتی بودهاند و همچنان نیز هستند، و هدف جاسوسی یا بدتر از آن بودهاند. وضعیت کنونی برنامه تسلیحات هستهای ناگزیر پیچیده و بهشدت استتار شده است.
از سوی دیگر، ایران به پیش رفت. قابلیتهای تسلیحات هستهای آن امروز بهمراتب نیرومندتر به نظر میرسند، بهویژه وقتی به دو ستونِ قابلدیدترِ تسلیحات هستهای نگاه میکنیم: تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی و موشکهای بالستیکِ هستهایپذیر.
یکی از دستاوردهای ایران، اما شکستی برای بقیه جهان، این است که با قرار دادن یک سایت محرمانه هستهای زیر پادمان آژانس، آن سایت را حفظ کرد - و حتی درِ بهبود آن را باز گذاشت - اگر بتوان برایش یک کاربری غیرنظامی تراشید. این امر با مشروعیتیافتن برنامه غنیسازی اورانیوم ایران در پرتو سیاستهای متغیر E3 و آمریکا و توافقهای کنترل تسلیحات، آسانتر شد. جهان نسبت به فریبکاری ایران بیحس شد. تقریباً کل چرخه سوخت هستهای طرح آماد اکنون یا تعطیل شده یا زیر بازرسی آژانس قرار دارد، اما پادمان نمیتواند تضمین کند که استفادهای کاملاً صلحآمیز صورت میگیرد. دولت آمریکا در مورد تایوان قطعاً چنین نتیجهای را نپذیرفت و خواستار برچیدن یک راکتور پژوهشیِ تحت پادمان شد.۳۶
هرچند تلاشهای بینالمللی حفظ یک برنامه تسلیحاتیسازی هستهای را برای ایران دشوار کردهاند و حتی در گذر زمان برخی فعالیتها را متوقف کردهاند، هیچ نشانهای ظاهر نشده که ایران کارهای تسلیحاتیسازی هستهای خود را متوقف کرده باشد. بااینحال، ساختِ نخستین سلاح هستهای در زمان کوتاه، چالشی پیچیده است و به مجموعهای از قابلیتهای هستهای نیاز دارد؛ بسیاری از آنها باید در نهایتِ محرمانگی آماده نگه داشته شوند.
تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی
آنگونه که اکنون باور میشود، راه ایران برای تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی تقریباً بهطور کامل در برنامه غنیسازی اورانیوم AEOI نهفته است؛ برنامهای که از طریق گزارشهای آژانس برای همه آشکار است. این تأسیسات غنیسازی مشابه راکتور آبسنگین تحت پادمان تایواناند که برای راهبرد آن کشور در تولید پلوتونیوم مورد نیاز برای سلاح هستهای در زمان لازم، کلیدی بود. هرچند برنامه غنیسازی آماد بسیار محرمانه و متمرکز بر تأسیسات غنیسازی قم (فردو) بود، ایران اکنون اگر بخواهد اورانیوم با غنای تسلیحاتی تولید کند، میتواند به مجموعهای بسیار گستردهتر از تأسیسات و قابلیتهای موجود تکیه کند. افزون بر این، توانمندیهای سانتریفیوژی آن رشد کرده و این امکان را دادهاند که یک تأسیسات مخفی سانتریفیوژ مجهز به سانتریفیوژهای پیشرفته ساخته شود، بسیار قدرتمندتر از سانتریفیوژهای نسل اول IR-1 که برای پروژه آلغدیر در نظر گرفته شده بودند.
با وجود عقبگردها، ایران بهخوبی چشمانداز اولیه پروژه آلغدیرِ طرح آماد در فردو را تحقق بخشیده است؛ و این امر با سایت غنیسازی نطنز تکمیل شده، با بازدهی بهترِ وعدهدادهشده از نصب بیشترِ سانتریفیوژهای پیشرفته. این چشمانداز، چه ایران ناقض برجام ۲۰۱۵ باشد و چه موفق به احیای آن شود، همچنان پیش میرود. احیای برجام فقط تحقق این چشمانداز را به تاریخی دیرتر موکول میکند؛ بعد از آنکه محدودیتهای کلیدی هستهای از ۲۰۲۳ شروع به پایانپذیری میکنند. پس از آن نقطه، انباشتها هم مجاز و هم حتی مشروع میشوند. هرچند تأسیسات فردو تحت پادمان است و هنوز آبشارهای لازم برای غنیسازی از ۲۰ درصد به ۹۰ درصد را ندارد، نصب این چند آبشار میتواند سریع باشد. این سایت میتواند خیلی زود آنگونه که در پروژه آلغدیر پیشبینی شده بود ظاهر شود و شاید نهتنها بر اورانیوم ۳ تا ۵ درصد غنیشده از نطنز، بلکه بر مواد ۲۰ درصد غنیشده نیز تکیه کند و تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی را باز هم سریعتر سازد.
ایران شاید در پی آن باشد که از طریق اظهارات درباره پیگیری پیشران هستهای دریایی، زمینهای برای توجیه غنیسازی بالاتر از ۲۰ درصد در فردو ایجاد کند. برای چند سال، AEOI به آژانس درباره ساخت راکتورهای پیشران دریایی تحت پادمان اطلاع داده است. چنین راکتورهایی میتوانند غنیسازی حتی تا سطح غنای تسلیحاتی را نیز زیر پوششِ کاربردهای غیرنظامیِ غیرهستهای توجیه کنند. حمایت از چنین راکتورهایی فراتر از AEOI نیز رفته است. فرمانده نیروی دریایی ایران، دریادار حسین خانزادی، ظاهراً گفته بود که توسعه زیردریاییهای مجهز به سامانه پیشران هستهای در دستور کار کشور است. او گفت: «هیچیک از پیمانهای بینالمللی استفاده از انرژی هستهای صلحآمیز را منع نمیکند، اما صلحی که ما از آن حرف میزنیم بدون حفظ آمادگی دفاعی معنا پیدا نمیکند.»۳۷ این گفتهای بهطرز شگفتآوری صریح است؛ احتمالاً بیش از آنکه تهدیدی قریبالوقوع باشد، نوعی لافزنی است، اما معنای «برنامه هستهای صلحآمیز» در نگاه ارتش ایران را برملا میکند. هرچند احتمال تحقق آن برای دههها اندک است، برنامه زیردریایی هستهای ایران میتواند بهانهای برای غنیسازی اورانیوم تا بالای ۲۰ درصد باشد، که پادمانها را پیچیدهتر کرده و امنیت و ثبات بینالمللی و منطقهای را بیشتر تهدید میکند.
تأییدی بر اینکه رهبری جمهوری اسلامی به غنیسازی بالاتر میاندیشد، توییتی از رهبر معظم انقلاب بود. در ۲۲ فوریه ۲۰۲۱ او تهدید کرد که «سطح غنیسازی ایران ممکن است به ۶۰٪ برسد» و گفت ایران «اورانیوم را تا هر سطحی که برای کشور لازم باشد غنیسازی خواهد کرد».۳۸
در دهه گذشته، سانتریفیوژها بهطور فزایندهای در تأسیسات AEOI ساخته شدهاند، نه در مراکز نظامی. هرچند تأسیسات غنیسازی سانتریفیوژی از هدف تخریب نبودهاند، دستکم از زمان استاکسنت، تولید سانتریفیوژ به کانون توجه تبدیل شده است؛ گاهی با خرابکاری در تجهیزات وارداتی، اما اخیراً با تخریب کامل مرکز مونتاژ سانتریفیوژ ایران (ICAC) در نطنز.۳۹ ICAC تازه تکمیلشده برای مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته IR-2m، IR-4 و IR-6 ساخته شده بود، یعنی مرحلهای دشوار در پایان فرایند ساخت.۴۰ خرابکاری در این تأسیسات، که شامل قراردادن یک بمب قدرتمند زیر یکی از گوشههای ساختمان بود، به این معنا بود که ایران نمیتوانست شمار زیادی از سانتریفیوژهای پیشرفته را - همانگونه که پیش از انفجار تهدید میکرد - بهکار گیرد. ایران میتواند، و در عمل نیز شروع کرده، این تأسیسات را بازسازی کند و برای محافظت بهتر، آن را در زیر کوهی نزدیک سایت غنیسازی نطنز بسازد.۴۱ بنابراین، گرچه انفجار کارخانه را به تأخیر انداخت، اما توانایی ایران برای تولید سانتریفیوژهای پیشرفتهتر را برای همیشه از بین نبرد.
نشانه دیگری از تمرکز بیشترِ چرخه سوخت هستهای نظامی در AEOI آن است که معدن و آسیاب اورانیوم قدیمیِ «گچین» در سالهای اخیر، به دلیل هزینه، تعطیل شد. بااینحال، ایران کمبود اورانیوم ندارد، زیرا معدن «ساغند» بالاخره راه افتاده و ایران از مسیر سازوکارهای برجام ذخایر قابلتوجهی اورانیوم طبیعی نیز به دست آورده است. بنابراین هیچ خطری وجود ندارد که AEOI نتواند اورانیوم کافی، یا اورانیوم کمغنیشده کافی، برای یک گریز هستهای جهت تولید دستکم ۲۵ کیلوگرم اورانیوم با غنای تسلیحاتی فراهم کند؛ مقداری که برای یک دستگاه انفجاری هستهای نخست یا یک سلاح هستهای کافی شناخته میشود.
با وجود موفقیت در توسعه یک برنامه بالغِ غنیسازی اورانیوم، از منظر تسلیحات هستهای، ایران هنوز از داشتن منبع امن پلوتونیوم با غنای تسلیحاتی بسیار دور است؛ نکتهای که در قانون هستهای اخیر برجسته شد. بااینحال، نمیتوان تلاش برای ایجاد چنین قابلیتی را، دستکم بهعنوان هدفی بلندمدت، منتفی دانست.
ایران از چه سناریوهایی میتواند با استفاده از برنامه غنیسازی اورانیوم خود به گریز هستهای برسد؟ در ادامه چند سناریو بررسی میشود.
خط مبنا برجام
پیش از ارائه زمانبندیهای گریزِ بهروزتر، مفید است که خط مبنایی را که محدودیتهای هستهای برجام تعیین کرده بودند بررسی کنیم؛ یعنی پیش از خروج رئیسجمهور دونالد ترامپ از توافق در مه ۲۰۱۸، و نیز زمانبندیهای پایان دوره محدودیتهای اصلی غنیسازی در ۲۰۳۰.
در حالت نخست، که گریز وقتی آغاز میشود که محدودیتهای هستهای برجام کاملاً اعمال شوند، گریز تنها شامل ظرفیت نصبشده غنیسازیِ مجاز در برجام نیست، بلکه بازاستقرار سانتریفیوژهای بازچینششده و ذخیرهشده طبق الزامات برجام را هم در بر میگیرد. گریز شامل بازاستقرار سانتریفیوژهای IR-1 برداشتهشده از نطنز و فردو خواهد بود. ملاحظه دیگری این بود که آیا ایران ۱۰۰۰ سانتریفیوژ IR-2m ذخیرهشده در نطنز را نیز بازاستقرار میدهد یا نه؛ سانتریفیوژهایی که آنها نیز طبق برجام به ذخیره منتقل شده بودند. بازاستقرار زودهنگام IR-2m در جریان گریز محتملتر دانسته میشد، زیرا این سانتریفیوژ از پیشرفتهترینهای ایران بود و در تعداد زیاد نیز برای گریز قابلاستفاده است. (این نکته با نصب سریع همین ذخیره سانتریفیوژهای IR-2m، آنگونه که قانون هستهای اوایل دسامبر ۲۰۲۰ مقرر کرده بود، همخوانی دارد.) اگر فقط بازاستقرار سانتریفیوژهای IR-1 در نظر گرفته شود، با فرض موضع وزارت انرژی آمریکا، زمانبندی گریزِ مؤسسه ۱۲٫۴ ماه بود، که با ۱۲ ماهی که دولت آمریکا هنگام اجرای برجام برآورد کرده بود همراستاست.۴۲ اگر بازاستقرار سانتریفیوژهای IR-2m هم لحاظ شود، زمان گریز به حدود هفت تا هشت ماه کاهش مییابد. این برآورد دوم واقعبینانهتر دانسته میشود. خلاصه آنکه برآوردهای گریز تحت محدودیتهای برجام حدوداً هفت تا ۱۲ ماه یا بیشتر بود، که کران پایین محتملتر است.
محدودیتهای هستهای برجام بر سطح و ظرفیت غنیسازی قرار است پس از ده سال، یعنی در ۲۰۲۵، شروع به کاهش کنند و پس از ۱۵ سال، یعنی در ۲۰۳۰، پایان یابند (نگاه کنید به ضمیمه پایان کتاب، خلاصههای برنامه جامع اقدام مشترک). در پایان ۲۰۳۰، تحت برجام، ایران بخش بزرگی از ظرفیت سانتریفیوژی پیش از ۲۰۱۵ خود را بازسازی کرده و پیشاپیش تعداد محدودی سانتریفیوژ پیشرفته را بهکار گرفته بود. دیگر محدودیتی بر مقدار یا سطح اورانیوم غنیشدهای که میتواند تولید کند یا بر تعداد سانتریفیوژهایی که میتواند بهکار گیرد نداشت. بر پایه طرح داوطلبانه غنیسازی ایران که بهعنوان بخشی از برجام ارائه شد و بیانیههای آن درباره ایجاد یک برنامه بزرگ غنیسازی سانتریفیوژی، تا پایان ۲۰۳۰ ایران آغاز به استقرار دهها هزار سانتریفیوژ پیشرفته میکرد و تولید مقدار قابلتوجهی اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد و مقادیر بسیار بیشترِ اورانیوم ۳ تا ۵ درصد غنیشده را آغاز مینمود.۴۳ زمان گریز آن پس از ۲۰۲۵ بهتدریج کاهش مییافت و تا پایان ۲۰۲۸ به حدود چهار ماه میرسید، و تا پایان ۲۰۳۰ به چند ماه. در سال بعد، زمانهای گریز به دو هفته میرسید و دو سال بعد، با ادامه استقرار سانتریفیوژهای پیشرفته طبق برنامههای ایران، به چند روز کاهش مییافت.۴۴۴۵
با این خط مبنا، چهار سناریوی زیر بینشی درباره زمانبندیهای گریزِ ایران در اوایل ۲۰۲۱ ارائه میکنند.
- گریزِ اواخر ۲۰۲۰. تا اواخر ۲۰۲۰، با توجه به آنکه ایران بسیاری از نقضهای بزرگِ محدودیتهای هستهای برجام را مرتکب شده بود، زمان گریز آن برای تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتیِ کافی برای یک سلاح هستهای تا حد سه تا چهار ماه کاهش یافته بود.۴۶ این زمانبندی به استفاده ایران از هر دو سایت اعلامشده غنیسازی و ذخیره موجودِ اورانیوم ۳ تا ۴٫۵ درصد غنیشده وابسته است. تا اواخر ۲۰۲۰، ایران بهاندازه کافی اورانیوم غنیشده انباشته بود تا دو سلاح هستهای تولید کند و میتوانست همه آن مواد را با سرعتی حدود ۵٫۵ تا ۶ ماه به اورانیوم با غنای تسلیحاتی تبدیل کند؛ در این میان مقدار دوم زودتر از نخستین مقدار تولید میشد. این برآوردها با استقرار سانتریفیوژهای بیشتر در نطنز و فردو در اوایل ۲۰۲۱ اندکی کاهش یافتند و با تولید مقادیر قابلتوجه اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد باز هم کاهش خواهند یافت.
- زمانبندی گریزِ مفروض در قانون هستهای. قانون هستهای برنامهای روشن برای استقرار سانتریفیوژهای پیشرفته و تولید اورانیوم غنیشده، از جمله اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد، ترسیم میکند. تا پایان یک سال پس از تصویب قانون، یعنی پایان ۲۰۲۱، انتظار میرفت AEOI بر اساس قانون، ۱۰۰۰ سانتریفیوژ IR-2m و ۱۰۰۰ سانتریفیوژ IR-6 را در نطنز و فردو مستقر کرده و ۱۲۰ کیلوگرم اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد انباشته کرده باشد. این انباشت با زمانبندی گریزِ تقریباً ۱٫۶ ماه برای تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتیِ کافی برای یک سلاح هستهای متناظر است، با این فرض که سانتریفیوژهای IR-6 تقریباً به اندازه IR-1 خوب کار کنند و نرخ شکست مشابهی داشته باشند. با انباشتهای مداومِ مورد انتظار از اورانیوم ۴٫۵ درصد غنیشده، هرچند با نرخ تولیدی کمتر از آنچه قانون مقرر میکرد، ایران میتوانست در مجموع ظرف حدود ۵٫۵ ماه اورانیوم با غنای تسلیحاتیِ کافی برای چهار سلاح هستهای تولید کند.
- گریز در فردو بهتنهایی. همانگونه که پیشتر گفته شد، پروژه آلغدیر در سایت فردو و زیر پوشش یک برنامه غیرنظامی در حال تحقق است. تا اوایل ۲۰۲۱، فردو از یک سایت غنیسازی زیرزمینیِ فعالشده و یک سایت پشتیبانیِ روبهرشد با تأسیسات ارزشمند تولید و توسعهِ مرتبط با سانتریفیوژ تشکیل میشد.۴۷ این سایت در حال خوراکگیریِ اورانیوم نزدیک به ۴٫۵ درصد غنیشده به شش آبشار سانتریفیوژ IR-1 بود که بهصورت آبشارهای دوتایی به هم متصل شده و اورانیوم را تا نزدیکی ۲۰ درصد غنی میکردند. با استفاده از سهم کاملِ سانتریفیوژهای IR-1، یعنی حدود ۳۱۰۰ سانتریفیوژ، و ذخیره موجود اورانیوم ۴٫۵ درصد غنیشده، زمان گریز حدود نه ماه میبود، که با برآوردهای فصل ۸، جایی که اورانیوم ۳٫۵ درصد غنیشده بهکار رفته بود، همخوان است. تا اوایل ۲۰۲۱، ایران در بهترین حالت مقدار کمی اورانیوم تازه نزدیک به ۲۰ درصد داشت، هرچند در زمان نگارش این متن در حال افزایش آن بود. اگر کشور ذخیرهای ۲۲۰ کیلوگرمی از اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد تولید میکرد - کاری که با نرخهای تولید کنونی دستکم چندین ماه طول میکشید - زمان گریز به اندکی کمتر از دو ماه کاهش مییافت؛ کاهشِ قابلتوجهی که ارزش اورانیوم ۲۰ درصد غنیشده را نشان میدهد. اگر سانتریفیوژهای پیشرفتهتر اضافه شوند، زمانهای گریز باز هم پایینتر میآیند. در حالتی که ۱۰۰۰ سانتریفیوژ IR-6، هرچند ناکارآمد، و ۲۱۰۰ سانتریفیوژ IR-1 به کار گرفته شوند، زمان گریز با خوراک ۴٫۵ درصد غنیشده ۳٫۱ ماه است. با خوراک ۲۰ درصد در همین سناریو، زمان گریز به ۱٫۲ ماه میرسد. استقرار سانتریفیوژهای IR-6، همراه با خوراک ۲۰ درصد غنیشده، زمان گریز را کوتاهتر میکند، و این بدون در نظر گرفتن اثر بالقوه بهرهگیری از سانتریفیوژهای سایت نطنز است. این استقرار، ظرفیتی بسیار تهدیدآمیزتر از چشمانداز اولیه پروژه آلغدیر هم ایجاد میکند.
- تأسیسات مخفی سانتریفیوژ. با توان روزافزون ایران برای ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته، با وجود آنکه بهطور موقت بهدلیل انفجار ICAC از استقرار هزاران سانتریفیوژ در هر سال بازداشته شده است، در گذر زمان هنوز میتواند بهاندازه کافی سانتریفیوژ بسازد تا یک تأسیسات مخفی سانتریفیوژ را تجهیز کند. همانند مورد نطنز و فردو، اگر این تأسیسات کشف شود، ایران میتواند آن را یک سایت غیرنظامی اعلام کند. حتی میتوان تصور کرد که ایران بخواهد غنیسازی بالاتر از ۲۰ درصد را بهعنوان بخشی از برنامه زیردریایی هستهای یا به دلایل دیگر توجیه کند؛ همانگونه که توییت رهبر معظم انقلاب ممکن است القا کرده باشد. اگر یک تأسیسات مخفی با ۳۰۰۰ سانتریفیوژ IR-2m یا IR-6 پر شود، میتواند گریز را به زمانی کمتر از چند ماه در طیف گستردهای از سناریوها برساند.
در مورد گریز بهطور کلی، زمان به نفع ایران در این ستون مهم است، حتی با بازاعمال برجام، زیرا این توافق تنها محدودیتهای موقتی بر ظرفیت سانتریفیوژی ایران وضع میکند.
این بحثِ گریز، مسیر پلوتونیوم را نادیده گرفت. وضعیت میتواند بدتر شود اگر ایران یک راکتور آبسنگین بنا کند که از تدابیر مقاومت در برابر اشاعه که برجام برای راکتور اراک مقرر کرده، آزاد باشد.
ستون تسلیحاتیسازی
واقعیت ناخوشایند این است که ایران از پیش میداند چگونه سلاح هستهای بسازد. SPND و سازمانهای همپیمان آن هرگونه ظاهری دارند که نشان میدهد امروز برای ساخت آنها آمادهاند. اما اگر چنین نباشد، چقدر زمان لازم دارند تا یک تلاش منسجم را شکل دهند؟ آیا هدف فقط ساختِ نخستین دستگاه آزمایشی برای انفجار زیرزمینی است؟ یا میخواهند یک بمب سرشی یا موشکهای بالستیکِ مجهز به کلاهک هستهای با احتمال بالای انفجار روی هدف داشته باشند؟ تا چه اندازه میخواهند سلاحهای هستهایشان قابلاعتماد باشد؟
اینکه ایران هدف اولیهای برای انجام آزمایش زیرزمینی داشته باشد، نباید دستکم گرفته شود. آزمایش زیرزمینی ممکن است در واقع اولویت باشد. وقتی دولتها یک آزمایش هستهای زیرزمینی انجام میدهند، اثر سیاسی و راهبردی آن معمولاً عمیق است، حتی اگر هیچ نشانه روشنی از استقرار سلاح هستهای وجود نداشته باشد. در مورد ایران، جهان با این پرسش روبهرو میشود: ایران چند سلاح هستهای دارد؟ آنها کجا هستند؟ این ابهام برای ایران زمان میخرد تا نهایتاً، اما ناگزیر، موشکهای بالستیکِ مجهز به کلاهک هستهای را مستقر کند.
درباره اینکه آیا تسلیحاتیسازی، پس از بهدستآوردن اورانیوم با غنای تسلیحاتیِ کافی برای یک سلاح، به گلوگاه تبدیل میشود یا نه، دیدگاهها تقسیم شده است. با توجه به فشارهایی که بر ایران وجود دارد، نمیتوان منتفی دانست که ایران امروز تنها تعداد اندکی فعالیت تسلیحاتیسازی انجام میدهد، جز پنهانکردن قابلیتهایش - و همیشه هم موفق نیست، همانطور که کشف آرشیو هستهای و ترکوزآباد نشان داد.
در کمترین حالت، ایران مجموعهای هماهنگ از فعالیتهای مرتبط با ساخت سلاح هستهای دارد. در بدترین حالت، تیم تسلیحاتیسازی شاید پیشتر آزمون سردی انجام داده، نمونه اولیه صنعتی ساخته، و بهطور منظم تحت پوششهای مختلف یا در مکانهای مخفی، مهارت تسلیحاتیسازی هستهای خود را تمرین و بهبود میدهد.
جدول در شکل ۱۰.۴ چند فعالیت کلیدی تسلیحاتیسازی را نشان میدهد که امروز نیز لازماند، از جمله:
- حفظ توان استفاده از کدهای رایانهای برای شبیهسازی انفجار سلاح هستهای. استفاده بیشتر از شبیهسازی، نیاز به آزمون اجزا را کمتر میکند.
- حفظ تسلط بر سامانه آغازگری چندنقطهای، مثلاً مولد موج ضربهای، و احتمالاً انجام موفق یک آزمون سردِ یک ماده انفجاری هستهای با هسته جایگزین، همانطور که در فصل ۴ بحث شد.
- داشتن توان ساخت آغازگر نوترونی.
SPND تخصص قابلتوجهی در این حوزهها به ارث برده و بهنظر میرسد کاملاً قادر است این توانمندیها را حفظ یا حتی پیش ببرد، چه از طریق انجام فعالیتها در قالب پوششهای غیرنظامی و چه از طریق کوششهای پنهانِ حسابشده. با پیشرفت فناوریهای رایانهای و دسترسی گستردهتر به ابررایانهها، انتظار میرود قابلیتهای SPND برای شبیهسازی یک ماده شکافتپذیر هستهای امروز بسیار پیشرفته باشد. همچنین نمیتوان از کمک ارزشمند بیشترِ هستهای از سوی کره شمالی نیز چشم پوشید.
دولتها سالهاست پذیرفتهاند که SPND یا سازمانهای همپیمان آن ممکن است چنین فعالیتهایی انجام دهند. این شناخت را میتوان در بخش T ضمیمه ۱ برجام دید که عملاً آنها را ممنوع میکند. بهطور خاص، در بخش T، ایران متعهد شده است که از فعالیتهای زیر که میتوانند به طراحی و توسعه یک دستگاه انفجاری هستهای کمک کنند، خودداری کند:
- طراحی، توسعه، کسب یا استفاده از مدلهای رایانهای برای شبیهسازی دستگاههای انفجاری هستهای.
- طراحی، توسعه، ساخت، کسب یا استفاده از سامانههای انفجار چندنقطهایِ مناسب برای یک دستگاه انفجاری هستهای، مگر با تأیید کمیسیون مشترک [نهاد اجرایی برجام] برای مقاصد غیرهستهای و تحت نظارت.
- طراحی، توسعه، ساخت، کسب یا استفاده از سامانههای تشخیصی انفجار (دوربینهای streak، دوربینهای framing و دوربینهای flash x-ray) مناسب برای توسعه یک دستگاه انفجاری هستهای، مگر با تأیید کمیسیون مشترک برای مقاصد غیرهستهای و تحت نظارت.
- طراحی، توسعه، ساخت، کسب یا استفاده از منابع نوترونیِ انفجاری یا مواد تخصصی برای منابع نوترونیِ انفجاری.
متأسفانه، کشورهای عضو برجام این بخش مهم را راستیآزمایی نکردند و تلاشی جدی هم برای واداشتن ایران به تبعیت از آن نکردند. گنجاندن زیرکانه واژه «استفاده» از این تجهیزات، در را به روی ردیابی و نظارت مجموعهای از تجهیزات حساس که ایران میدانست در اختیار دارد باز میکرد، اما P5+1 عمدتاً مایل به اقدام نبود. آژانس نیز از سوی خود، جز پرداختن لفظی به این جنبه مهمِ تلاشهای هستهای ایران، کار بیشتری نکرد و مرتب گزارش میداد که این بخش را بههمراه بخشهای دیگر «رصد» میکند، بدون آنکه تلاشی جدی برای ارزیابی تبعیت ایران از بخش T انجام دهد. اجرای این مقررات میتوانست نگرانیِ SPND و رهبرانش را برانگیزد. بااینحال، این نگرانی احتمالاً با نشانههای اولیه از سوی برخی شرکای اروپایی که بخش T را غیرقابل راستیآزمایی میدانستند، و نیز با بیمیلی کلیِ طرفها و آژانس برای مطالبه بررسی تجهیزات دوکاربردیِ شناختهشده و حساس، فروکش کرد. SPND احتمالاً این را فرصتی برای پیشرویِ محتاطانه تعبیر کرد.
جنبه مهم دیگرِ ساخت سلاح هستهای مربوط به فلز اورانیومِ با غنای تسلیحاتی است، از جمله:
- حفظ یا ایجاد توان تبدیل هگزافلوراید اورانیومِ کاملاً غنیشده به تترافلوراید اورانیوم؛ و
- داشتن توان تبدیل تترافلوراید اورانیومِ با غنای تسلیحاتی به فلز و تولید اجزای سلاح هستهای.
بسیاری از این توانمندیها ذاتیِ خط فرایندی AEOI برای تبدیل هگزافلوراید اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد به شکل تترافلوراید و سپس به فلز، مانند خطوطی است که در UCF اصفهان در اواخر ۲۰۲۰ و اوایل ۲۰۲۱ در حال نصب بودند. اقدامات اخیر AEOI نشاندهنده عزم برای فعالسازی دوباره طرحهای بلندپروازانه پیشین برای ساخت فلز اورانیوم است؛ اقداماتی که ناگزیر به گریز به سلاح هستهای کمک میکنند.
افزون بر فعالیتهای تحت پادمان، SPND شاید مهارتهای مربوط به تبدیل و متالورژی را در برنامههایی با مواد جایگزین حفظ کرده باشد. در این مرحله، پرسش این است که در کانتینرهای ترکوزآباد چه بود. این کانتینرها ممکن است حاوی تجهیزات و موادی برای تولید فلز اورانیومِ با غنای تسلیحاتی و تبدیل آن به اجزای سلاح بوده باشند.
فعالیتها و تأسیسات کلیدیِ دیگرِ طرح آماد که در جدولِ شکل ۱۰.۴ آمده بود نیز موردنیاز خواهند بود؛ برخی از آنها تا سال ۲۰۰۳ توسط آماد تکمیل نشده بودند، از جمله:
- ادغام یک کلاهک در محفظه بازگشتِ یک موشک بالستیک؛
- داشتن یک تأسیسات مونتاژ که بتواند دستگاههای انفجاری هستهای و سلاحهای هستهای قابلتحویل بسازد؛
- آمادهسازی یک سایت آزمایش هستهای زیرزمینی.
در ۱۷ سال گذشته، ایران میتوانست در این سه حوزه پیشرفت کرده باشد. SPND، در همکاری با SHIG، شاید کارهای بسیار بیشتری روی ادغام انجام داده باشد. البته، نظارت غربی بر فعالیتهای محرمانه مرتبط با ساخت سایت آزمایش هستهای ایران همچنان ادامه دارد. با افزایش نگرانی از چنین نظارتی، ایران ممکن است از حفر یک شفت عمودی در بخشی منزوی از بیابان به ساخت یک تونل افقی که تا عمق کوه میرود، روی آورده باشد.
ستون موشک بالستیک
در دوره پساآماد، کار ایران بر موشکهای بالستیک با شتاب ادامه یافته است. این کشور در سال ۲۰۰۳ موشک شهاب ۳ را مستقر کرد و حدود ۱۰۰۰ فروند از آن را در اختیار داشت. از پایان طرح آماد، ایران چند موشک بالستیک کوتاهبرد تا میانبرد با برد ۲۰۰۰ کیلومتر توسعه داده و یک برنامه پرتاب فضایی نیز ایجاد کرده است که احتمالاً در پسِ آن برنامه ICBM هم پنهان شده است. اکنون مجموعهای از موشکهای بالستیک، چه مستقر و چه در حال توسعه، دارد که برخی از آنها، از نظر وزن پرتابی و ابعاد و حجم محفظه بازگشت، هستهایپذیر هستند. موشکهای هستهایپذیر آن اکنون، اگر در سوریه مستقر شوند، میتوانند اروپا را هدف قرار دهند.
گرچه در آغاز بهشدت به کره شمالی و روسیه وابسته بود، برنامه موشک بالستیک ایران بالغ شده است. همکاری موشکی با کره شمالی ظاهراً ادامه دارد، بر موشکهای دوربردتر متمرکز است و شامل انتقال قطعات حیاتی میشود.۴۸
ایران در ۲۰۱۴ نخستین تونل مافوقصوت خود را تکمیل کرد.۴۹ یکی از منابع اطلاعاتی اروپایی گفته بود که از این تونل برای آزمایش محفظههای بازگشت استفاده شده است؛ آزمایشهایی که احتمالاً شامل کارهای مرتبط با محفظه بازگشتی حاوی کلاهک هستهای، موسوم به سقیب-۲ در سند برنامهریزی پساآماد، بوده است.
در مجموع، سامانههای تحویل، ستون سوم تسلیحات هستهای، گلوگاه محسوب نمیشوند.
ایران با چه سرعتی میتواند سلاح هستهای بسازد؟
هرچند ایران هنوز چند کار ناتمام دارد، در مجموع بهنظر میرسد اگر تصمیم بگیرد، برای ساخت سلاح هستهای آماده است. اما این کار چقدر زمان خواهد برد؟ امروز دیگر نمیتوان استدلال کرد که ایران چند سال با ساخت سلاح هستهای فاصله دارد. در پایان طرح آماد در ۲۰۰۳، اینطور بود. بزرگترین گلوگاه آن زمان، یعنی تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی، دیگر گلوگاه نیست. امروز، ایران شاید تنها چند ماه تا توانایی آزمایش زیرزمینیِ یک سلاح هستهای فاصله داشته باشد.
با توجه به وسواس و مهارت مدیریتی فخریزاده، که عباسی-دوانی در مصاحبههای تلویزیونی پس از مرگ همکارش بر آن تأکید میکرد، بهاحتمال زیاد برنامهریزی برای ساخت سلاح هستهای انجام شده و احتمالاً سناریوهای مختلفی را در نظر گرفته است. برای کشوری مانند ایران که زیر فشار شدید بینالمللی برای خودداری از دستیابی به سلاح هستهای قرار دارد اما در عین حال میخواهد در برابر تهدیدها پوشش حفظ کند، انتظار میرود مجموعهای از گزینهها را توسعه دهد، در حالی که قاطعانه هر نیت مخربی را انکار میکند. برنامهریزی دقیق فخریزاده در نمودارهای گانت طرح آماد برای پروژه ۱۱۰ آشکار است. او و همکارانش شاید بعدها نمودارهای گانت بسیار دقیقی برای ساخت سلاح هستهای نیز ساخته باشند تا در صورت صدور فرمان از سوی رهبری، بر آنها تکیه شود. چنین برنامهریزیای با سبک فخریزاده همخوان است.
یکی از جنبههای هر چنین طرحی، پنهانکردن برخی فعالیتها، تجهیزات و اسناد است، بهویژه آنهایی که هیچ پوشش غیرنظامی یا نظامیِ غیرهستهای ندارند. آرشیو هستهای، با اسناد مفصل تسلیحاتیسازی هستهای، و کانتینرهای حملونقل ترکوزآبادِ حاوی تجهیزات حساس و مواد هستهای اعلامنشده، این نیاز را نشان میدهند.
یکی از نامعینیهای مهم، تعداد کارهای ناتمام آماد است. ایران پیشرفتهای بزرگی در ارتباط با پروژه «الغدیر» و موشکهای بالستیک نشان داده است. دشوارتر از آن، دستاوردهایش در برخی تلاشهای تسلیحاتیسازی هستهای است که زیر پروژههای ۱۱۰ و ۱۱۱ قرار داشتند. آیا ایران آزمون سرد انجام داد؟ آیا نمونه اولیه ساخت؟ آیا ادغام یک کلاهک هستهای در محفظه بازگشت یک موشک بالستیک را کامل کرد؟ با توجه به مقیاس ذاتی کوچکِ چند مورد از این وظایف ناتمامِ تسلیحاتیسازی، کشف آنها برای حتی تواناترین آژانسهای اطلاعاتی نیز دشوار است. بسیاری از کارهای آماد، از جمله تأسیسات در مقیاس تولید، تا زمان کشف آرشیو هستهای در ۲۰۱۸ از چشم پنهان مانده بودند. افزون بر این، هیچیک از کارهای ناتمام احتمالاً زمان زیادی برای تکمیل نیاز ندارند؛ در نهایت، ستون تسلیحاتیسازی برای ایران سادهترینِ سه ستون است که باید فراگیرد.
بخش دیگری از این ارزیابی، سطح مطلوبِ قابلیت اطمینان سلاحهای هستهای ایران است. خودِ دستگاه انفجاری هستهای احتمالاً کار خواهد کرد، اما اگر ایران چیزی بهتر و مطمئنتر بخواهد، کار بیشتری لازم میشود و این امر به تأخیر در عملیاتیشدن سلاح یا یک آزمایش زیرزمینی میانجامد. استانداردهای ایران درباره آنچه یک سلاح قابلاعتماد تلقی میشود، احتمالاً با استانداردهای غرب بهطور چشمگیری متفاوت است؛ ایران بیشتر مایل است در برابر سرعت، شکستهای بیشتر و قطعیت کمتر را بپذیرد.
جنبه دیگر، حفظ آمادگی برای ساخت سلاح هستهای است؛ همان مجموعه فعالیتهایی که پیشتر شرح داده شد. شواهد از این دیدگاه حمایت نمیکنند که ایران در ۲۰۰۳ همه کارهای تسلیحاتیسازی هستهای را متوقف کرده و از آن زمان هیچ کاری نکرده است. اگر ایران تصمیم بگیرد سلاح هستهای بسازد، بههیچوجه از صفر آغاز نخواهد کرد. بااینحال، سطح دقیق آمادگی ایران، از جمله بازههای زمانی، دشوار است؛ و این ارزیابی با مرگ فخریزاده حتی پیچیدهتر شده است. برای مقایسه، تایوان سیاستی داشت که بر اساس آن، نهاد سلاح هستهای باید سه تا شش ماه پس از دریافت دستور ساخت سلاح هستهای، یک بمب اتمی تحویل میداد.۵۰ چنین دانشی درباره شرایط ایران باید برآورد شود.
در ارزیابی زمان لازم برای ساخت سلاح هستهای توسط ایران، باید دو کران اصلی را در نظر گرفت: یک آزمایش هستهای زیرزمینی و سلاحهای هستهایِ قابلتحویل با موشک. انواع دیگر سلاحهای هستهای نیز ممکناند، مانند موشکهای کروزِ مسلح به کلاهک هستهای و بمبهای گلاید. با توجه به گستره تروریسم انجامشده توسط رژیم ایران و نیروهای نیابتیاش، نباید سامانه تحویل نامتعارف را نادیده گرفت. زمان ساخت این نوع دیگر سلاحهای هستهای احتمالاً در بازهای میان دو کرانِ آزمایش زیرزمینی و کلاهکهای بالستیکیِ قابلتحویل قرار میگیرد.
امروز مؤسسه برآورد میکند که ایران میتواند یک آزمایش هستهای زیرزمینی را در شش تا نه ماه انجام دهد، با فرض زمانهای گریزِ سه تا چهار ماهه در اواخر ۲۰۲۰. بخش زیادی از کار تسلیحاتیسازی همزمان با تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی انجام خواهد شد. این برآورد فرض میکند که بسیاری از کارهای تسلیحاتیسازی انجام شدهاند، اما چند وظیفه مهم باقی ماندهاند. بااینحال، این وظایف را میتوان ظرف چند ماه تکمیل کرد. افزون بر این، با ذخایر اورانیوم غنیشده در سطوح اوایل ۲۰۲۱، دستگاه هستهای دوم نیز بهزودی پس از نخستین دستگاه خواهد آمد.
ساخت یک کلاهک هستهای نسبتاً قابلاعتماد روی موشک زمان بیشتری خواهد برد. دقیقاً چقدر بیشتر، تعیین آن دشوار است، اما اغلب در برآوردهای اطلاعاتی غرب، یک تا دو سال مطرح میشود، هرچند برخی آن را کوتاهتر میدانند. مؤسسه دلیلی برای تردید در برآورد یک تا دو ساله، بر پایه اطلاعات موجود در دست، نمیبیند.
برآورد اطلاعات نظامی اسرائیل در اوایل ۲۰۲۰ این بود که ایران برای ساخت و استقرار یک کلاهک هستهای روی موشک بالستیک به دو سال زمان نیاز خواهد داشت،۵۱ و همین برآورد را در فوریه ۲۰۲۱ نیز ارائه کرد.۵۲ برآورد دوم، زمانهای گریزِ کوتاهتر برای تولید مقدار کافی اورانیوم با غنای تسلیحاتی را بهرسمیت میشناخت، اما به تأخیرهایی که بهسبب مرگ فخریزاده پیش میآمد تأکید داشت. برآورد اطلاعات نظامی اسرائیل مشابه برآوردهای قبلی اطلاعاتی آمریکا بود که فرض میکردند ایران از ۲۰۰۳ تاکنون پیشرفت اندکی، اگر نه هیچ، داشته است.
دو متخصص باسابقه هستهای در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو بازه زمانی کوتاهتری را پیشبینی کردند که به برآوردهای مؤسسه نزدیکتر است. آموس یادلین، رئیس پیشین اداره اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، و افریام اسقولای، دانشمند پیشین و ارشد کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل، طیفی از سناریوهای واقعبینانه را برای زمان لازم جهت تولید نخستین سلاح هستهای ایران بررسی کردند و نتیجه گرفتند که سناریوی محتمل امروز هشت ماه تا یک سال است.۵۳
آنها همچنین دو سناریوی دیگر را برآورد کردند که عمدتاً در میزان کارِ انجامشده ایران بر تسلیحاتیسازی هستهای تفاوت داشت. سناریوی «بدبینانه»، که فرض میکرد بیشتر اجزای سلاح بهصورت محرمانه توسعه یافتهاند و زمان گریز برای تولید مقدار کافی اورانیوم با غنای تسلیحاتی اندکی کوتاهتر است، زمان ساخت بمب را چهار تا شش ماه برآورد کرد. سناریوی «خوشبینانه»، که فرض میکرد از ۲۰۰۳ تاکنون هیچ کار تسلیحاتیسازیای انجام نشده و زمان گریز برای تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی نسبت به سناریوی بدبینانه دو برابر است، زمان ساخت نخستین بمب را دو سال دانست.
همه این برآوردها ممکن است کوتاهتر شوند اگر ایران کارهای بیشتری از تسلیحاتیسازی هستهای را نسبت به آنچه برآورد شده تکمیل کرده باشد. افزون بر این، با توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته یا انباشت اورانیوم غنیشده بیشتر، از جمله اورانیوم نزدیک به ۲۰ درصد، این بازه زمانی باز هم کاهش مییابد.
این برآوردها فرض میکنند که ایران اکنون کارخانه مخفی سانتریفیوژ ندارد. هرچند ایران میتواند آمادگی تسلیحاتیسازی خود را، احتمالاً بهصورت محرمانه، بهبود دهد، امروز توانایی آن برای تولید سریعتر اورانیوم با غنای تسلیحاتی هنوز بهطور نسبی دشوارتر ارزیابی میشود. اما ساخت و پنهانکردن یک کارخانه مخفی سانتریفیوژ ممکن است با گذشت زمان آسانتر شود؛ توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته به معنای یک کارخانه کوچکتر یا کارخانهای است که اورانیوم با غنای تسلیحاتی را سریعتر تولید میکند.
در گریز، ناگزیر باید در نظر گرفت که ایران به دنبال تولید زرادخانهای کوچک خواهد بود. بیشترِ افراد معتقدند ایران به یک یا دو سلاح هستهای قانع نخواهد شد. بر این فرض، یک گریز ایرانی شامل طیفی گسترده از فعالیتها برای ایجاد یک مجتمع تولید سلاح هستهای خواهد بود، هماهنگ با بسیاری از آنچه در دوران طرح آماد در حال ایجاد بود.
برآورد بدبینانه یادلین و اسقولای با ضربالاجل سه تا شش ماهه تایوان برای ساخت یک سلاح هستهای همراستاست. برآورد آنها بهنظر میرسد به کران پایینِ امکانهای ایران در آینده نزدیک نزدیک باشد. رهبران تایوان این جدول زمانی را بر اساس نیازهای امنیت ملیِ خود، که عمدتاً از پاسخهای تصورشده به یک تهاجم احتمالی چین ناشی میشد، تعیین کردند. این تصمیم سپس به ایجادِ قابلیت فنی برای تحویل سلاح هستهای در آن بازه زمانی انجامید. برنامهریزان دفاعی ایران نیز شاید زمانبندی خود را برای نخستین سلاح یا دستگاه آزمایشی هستهای و الزامات فنی تحقق آن هدف محاسبه میکنند.
اثر محدودیتهای برجام
تا اوایل ۲۰۲۱، معلوم نبود که آیا ایران به محدودیتهای هستهای برجام یا هر توافق دیگری پایبند خواهد شد و ذخایر اورانیوم غنیشده و سانتریفیوژهای عملیاتی خود را کاهش خواهد داد، و بدینترتیب زمانِ لازم برای گریز و ساخت سلاح یا دستگاه آزمایشی را طولانیتر خواهد کرد یا نه. اما از آنجا که محدودیتهای کلیدیِ هستهای برجام موقتیاند، پیوستن دوباره به توافق فقط فرصتی موقت میخرد.
ایران شاید در واقع استراتژیای برای احیای برجام ترجیح دهد، یعنی صبر راهبردی، با این آگاهی که پس از ۲۰۳۰ زمانهای گریز برای تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی بهشدت کاهش مییابد و در برخی شرایط به هفتهها یا حتی روزها میرسد. افزون بر این، تحت برجام، در سال ۲۰۲۳، SPND از فهرست افراد و نهادهای ویژه تعیینشده (SDN) و/یا فهرست متخلفان تحریم خارجی (FSE) خارج میشد. فهرست SDN شامل نام اشخاص و نهادهایی است که مشمول محدودیتاند یا از انجام هرگونه معامله تجاری در ایالات متحده منع میشوند، و FSE فهرستی از اشخاص و نهادهای خارجی است که تشخیص داده شدهاند تحریمهای آمریکا علیه سوریه یا ایران را نقض کردهاند، تلاش کردهاند نقض کنند، تبانی در نقض داشتهاند یا سبب نقض شدهاند. مهم این است که این حذفها حتی بدون آنکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچکس را در SPND مصاحبه کرده یا تشخیص داده باشد برنامه هستهای ایران صلحآمیز است، رخ میدادند.
از منظر غربی، هرچند بازگشت سریع ایران به پایبندی به محدودیتهای هستهای برجام در کوتاهمدت اندکی زمان میخرید، اما پایان نهایی محدودیتهای هستهای و مشروعیتبخشی به برنامه بزرگمقیاسِ سانتریفیوژیِ ایران در بلندمدت هزینهای سنگین داشت. افزون بر این، بازگشت به برجام مشکل بنیادیای را که قابلیتهای تسلیحاتیسازی و موشکی ایران ایجاد کردهاند از بین نمیبرد.
بازگشت دوباره همچنین مشکل ادامهدارِ خودداری ایران از اجازه دادن به آژانس برای تعیین صلحآمیزبودن برنامه هستهایاش را نادیده میگیرد. در ۲۰۱۵، متحدان غربی، بهویژه مقامهای آمریکایی، باور داشتند تقریباً همهچیز درباره تلاشهای هستهای پیشین ایران را میدانند، یا بدترین سناریو را فرض میکردند. از اینرو استدلال کردند که آژانس پیش از اجرای برجام نیازی ندارد ارزیابی خود از تلاشهای پیشین ایران برای سلاح هستهای را کامل کند. اما بر اساس اطلاعات آرشیو، جنبههای حیاتی برنامه آماد شناختهشده نبود. در بازنگری، غرب خود را فریب داد و گمان کرد دانشش درباره آماد بهقدر کافی کامل است و میتواند جایگزین همکاری کامل ایران با آژانس شود. در عمل، این رویکرد به توهمی بدل شد که به فریبهای ایران میدان میداد و در عین حال تحقیق آژانس درباره کارهای احتمالی نظامی هستهای ایران را تضعیف میکرد. چنین تحقیقی باید یکی از مؤثرترین روشها برای اطمینان از این میبود که ایران در حال حفظ و ساخت قابلیتهای محرمانه سلاح هستهای نیست.
با نقض برجام در دو سال اخیر، ایران منافع برگشتناپذیری به دست آورده است. تجربه بیشتری در ساخت فلز اورانیوم به دست آورده است. دانش خود درباره سانتریفیوژهای پیشرفته را گسترش داده است. پس از خروج آمریکا از برجام در ۲۰۱۸، تصادفی نبود که ایران کار روی این سانتریفیوژها را بهشدت شتاب داد. این دانش و تجربه را نمیتوان صرفاً با بازگرداندن محدودیتهای هستهای برجام از میان برد. یک برجامِ بازاعمالشده اجازه میدهد این دانش و مهارت بیشتر رشد کند، هرچند با سرعتی کندتر از ۲۰۲۰ و اوایل ۲۰۲۱.
افزون بر این، رویدادهای اخیر ناپایداری بنیادی برجام را آشکار کردهاند. در کمتر از یک سال، ایران توانست ذخیره اورانیوم غنیشده خود را بازسازی کند و سانتریفیوژهای پیشرفته را بهکار گیرد و زمانهای گریز خود را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد - بسیار سریعتر از انتظار. سرعت این بازسازی جهان را شگفتزده کرد. بااینحال، بازسازی سال ۲۰۲۰ همچنان نسخهای نسبتاً مهارشده از آیندهای بسیار بدتر بود که در ۲۰۳۰ انتظار میرود؛ زمانی که محدودیتهای هستهای برجام تا حد زیادی پایان مییابند. سال ۲۰۲۰ باید هشداری درباره آنچه توافق هستهای عرضه میکرد باشد. بهجای راهی برای پایاندادن به مسیرهای ایران به سوی بمب، توافق هستهای فقط سرعت رسیدن به نقطه پایان این مسیرها را کم کرد - تعداد زیادی سانتریفیوژ پیشرفته، ذخایر بزرگ اورانیوم غنیشده، و قابلیتهای گریز سریع. آن وضعیت نهایی، ایران را بهطرز خطرناکی به داشتن سلاح هستهای نزدیک میکند.
تصمیمگیرندگان ایران
در حالی که SPND، AEOI و احتمالاً SHIG بهطور جمعی همان تفنگِ پرشدهاند، چه کسی ماشه را خواهد چکاند و تحت چه شرایطی؟
درکِ شیوه اندیشیدنِ رهبری ایران درباره زمان ساخت سلاح هستهای همچنان دشوار است. البته اگر وضعیت اضطراری امنیت ملی پیش آید، میتوان انتظار داشت ایران گریز هستهای را آغاز کند. اما ورای آن، هر بحث داخلی ایرانی درباره این پرسش بسیار محرمانه خواهد بود و بیتردید با اولویت مداوم ایران در انکار وجود طرح آماد یا هر نیتی برای ساخت سلاح هستهای محدود میشود. عجیب نیست که اطلاعات عمومیِ مشخصی درباره شرایطی که ایران را به گریز هستهای سوق میدهد وجود ندارد. این تصمیم ممکن است به نظر یک نفر، یعنی رهبر معظم انقلاب، خلاصه شود. ایران، از نظر تئوریک، میتواند در وضعیت آمادگی بهطور نامحدود باقی بماند و نوع تازهای از «دولت آستانهای» ایجاد کند. رهبران ایران یقیناً پیچیدگی و پیامدهای تصمیم برای ساخت سلاح هستهای در چنین منطقهای را درک میکنند. آنها بیتردید در تداوم و بهرهبرداری از شکافهای موجود بر سر مسائل هستهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل و در شورای حکام آژانس نیز منفعت میبینند. هرچند روسیه از افشای تأسیسات غنیسازی قم در ۲۰۰۹ بهشدت خشمگین شد و به محکومکردن ایران پیوست، امروز بهنظر میرسد حاضر است تقریباً هر اقدام ایرانی را کماهمیت جلوه دهد.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که مسیر کنونی ایران در نهایت به زمانی خواهد انجامید که ایران سلاح هستهای خواهد ساخت و رهبریاش نتواند در برابر وسوسه ناشی از ترسهای امنیتی و شور ملیگرایانه مقاومت کند. ارزیابی مشابهی باعث شد ایالات متحده برنامه تسلیحات هستهای تایوان را آنقدر خطرناک بداند که نتوان آن را پذیرفت.۵۴
بااینحال، حتی اگر ایران گامِ ساخت واقعی سلاح هستهای را هم برندارد، ابهام پیرامون جاهطلبیها و برنامه تسلیحات هستهای آن ناگزیر به اشاعه هستهای در منطقه دامن خواهد زد، بهویژه در عربستان سعودی. سالهاست عربستان روشن کرده است که توانمندیهای هستهای ایران را با خود برابر خواهد کرد.۵۵ این کشور بیتردید منابع لازم برای چنین کاری را دارد. با گذشت زمان، سعودیها میتوانند به استراتژیِ پیشدستانه روی آورند؛ تحت تأثیر ترس از آنچه ایرانیها هماکنون مخفیانه دارند یا بهزودی خواهند داشت، به سوی دستیابی به سلاح هستهای رانده شوند.
کدام سازمان ایرانی میتواند وظیفه هماهنگی سه ستونِ ساخت سلاح هستهای را بر عهده بگیرد؟ بر پایه اطلاعات آرشیو، میتوان گمان کرد که این هماهنگی توسط کمیتهای انجام میشود که به رهبر معظم انقلاب گزارش میدهد، احتمالاً از طریق شورای امنیت ملی او یا یک گروه رهبریِ ویژه با ساختاری مشابه کمیته اواخر دهه ۱۹۹۰ در دوران طرح آماد. این کمیته احتمالاً شامل وزیر دفاع، رؤسای AEOI، SPND و IRGC، و نیز رئیسجمهور ایران خواهد بود.
در حالی که معمولاً درباره ادامهدادنِ کارکنان آماد در سازمانهای پساآماد صحبت میشود، کمتر درباره تداومِ رهبریای سخن گفته میشود که خودِ طرح آماد را ایجاد کرد. با وجود شکافها میان اصلاحطلبان و تندروها، واقعیت این است که بسیاری از رهبرانی که هنگام تصمیم برای آغاز طرح آماد در قدرت بودند، هنوز هم امروز در قدرتاند. این رهبران در حفظ قدرت، سرسختی چشمگیری از خود نشان دادهاند.
آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، از حامیان اصلی تصمیم اواخر دهه ۱۹۹۰ برای ساخت سلاح هستهای بود. او سالخورده است و گفته میشود از سرطان رنج میبرد، اما همچنان بر تصمیمگیری هستهای سلطه دارد. هیچ نشانهای ظاهر نشده که او با گزینه آمادگی برای سلاح هستهای مخالف باشد.
از دیگر رهبران ارشدِ دخیل در تصمیم اواخر دهه ۱۹۹۰ برای پیشبرد طرح آماد، چند نفر هنوز در بالاترین سطوح رژیم ایران فعالاند. روحانی، که آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، نزدیک به ده سال رئیسجمهور بوده و دورهاش در تابستان ۲۰۲۱ پایان مییابد. علی شمخانی، که آن زمان وزیر دفاع بود، اکنون دبیر شورای امنیت ملی است.
رئیس AEOI، غلامرضا آقازاده، با علیاکبر صالحی جایگزین شد که امروز رئیس AEOI است. صالحی در دهه ۱۹۹۰ رئیس دانشگاه شریف بود، زمانی که PHRC از دانشگاه او بهعنوان پوششی برای بسیاری از تدارکات محرمانه هستهای استفاده میکرد. او بیتردید از مأموریت واقعی PHRC آگاه بود. سپس نماینده دائم ایران در آژانس در وین شد. او اندکی پیش از افشای تأسیسات غنیسازی قم در ۲۰۰۹ ریاست AEOI را بر عهده گرفت، تا ۲۰۱۱ که وزیر خارجه شد، در این سمت ماند. پس از آن، در ۲۰۱۳ و در دولت روحانی دوباره به ریاست AEOI بازگشت.
افراد دیگری که با برنامه هستهای نظامی ارتباط داشتهاند نیز از طریق مراتب قدرت به موقعیتهای ارشد رسیدهاند. سردار علی حسینیتاش از سپاه، که ریاست مؤسسه آموزش و پژوهش صنایع دفاعی را برعهده داشت و طرح آماد را زیر نظر MODAFL هدایت میکرد، در ساختار دفاعی ارتقا یافت؛ و تا ۲۰۰۶ معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران شد، سمتی که در ۲۰۱۵ نیز داشت.۵۶ در ۲۰۰۶، او ایده موافقت ایران با تعلیق دوباره برنامه غنیسازی اورانیوم را رد کرد و به خبرگزاری IRNA گفت تعلیق «کاملاً خارج از سؤال» و یک «خط قرمز» است.۵۷ از آن زمان، ایران قاطعانه از تعلیق برنامه غنیسازی خود خودداری کرده است.
امیر حاجیزاده، که پیشتر مسئول قرارداد ساخت تأسیسات تولید سلاح هستهای شهید بروجردی بهعنوان بخشی از ستاد نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (NAHSA) بود، از ۲۰۰۹ فرمانده نیروی هوافضای سپاه شده و مسئول موشکهای بالستیک ایران است. او همچنان مدافع پرشور نیروهای موشکی بالستیک ایران است.
عباسی-دوانی پس از دوره ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ در رأس AEOI، به مجلس رفت، جایی که مدافع فعال برنامه هستهای بومی ایران و مخالف برجام است. محمدمهدی طهرانچی نیز به ریاست چندین دانشگاه مهم رسید و همچنان بهشدت ضدآمریکایی و طرفدار اقتصاد مقاومتی ایران است؛ عبارتی که غالباً پوششی برای قابلیتهای سلاح هستهای محسوب میشود.
این افراد همگی همنظر نیستند. برجام آنها را از هم جدا کرده، همانگونه که شکافهای تلخ بر سر برجام در ایالات متحده رخ داد؛ توافقی که اغلب بهعنوان مناقشهبرانگیزترین اقدام کنترل تسلیحاتِ مذاکرهشده توصیف میشود. عباسی-دوانی روحانی را متهم کرده که در اوایل ریاستجمهوریاش تلاشهایی برای تضعیف بودجه SPND انجام داده بود؛ تاکتیکی که با دورزدن دولت و دریافت بودجه از بخشهای دیگرِ ساختار امنیتی شکست خورد. بااینحال، بهنظر میرسد همه این افراد در تمایل خود برای به حداقل رساندن اثر برجام بر انباشت بلندمدتِ قابلیتهای سلاح هستهای ایران، حفظ توانمندیهای متعارف و موشکی، و ناکامگذاشتن تلاشهای آژانس برای دسترسی به سایتها و افراد نظامی متحدند. میتوان فقط درباره دیدگاههای فردی آنها در مورد ساخت سلاح هستهای حدس زد، اما هیچکدام قانع نشدهاند که باید از هستهایسازی دست کشید، چه برسد به آنکه بخواهند برنامه سانتریفیوژ را کاهش دهند یا حذف کنند یا به آژانس چنان همکاری و شفافیتی بدهند که بتواند تعیین کند آیا برنامه تسلیحات هستهای ایران واقعاً صلحآمیز است یا نه.
تصمیم ساخت سلاح هستهای نهایتاً در دستان رهبر معظم انقلاب است. در حالی که فخریزاده و دیگران در آماد شاید لابیگرهای سلاح هستهای و ذاتاً دشمن آژانس بودند، در نهایت فقط رهبر معظم انقلاب، با مشورت چند رهبر ارشد، میتواند این تصمیم سرنوشتساز را برای ساخت سلاح هستهای بگیرد. اینکه او نهایتاً چگونه تصمیم خواهد گرفت، فراتر از فهم است.
کابوسی که تلاشهای هستهای ایران بهبار آوردهاند، شاید تنها با درگذشت رهبر کنونی به پایان برسد. همانند آفریقای جنوبی در اواخر دهه ۱۹۸۰، فقط رفتنِ یک رهبر تندرو بود که امکان رویکارآمدنِ رهبری تازه را فراهم کرد؛ رهبریای که به راهی نو متعهد شد و در آن، سلاحهای هستهای و قابلیتهای مرتبط کنار گذاشته شدند و بازرسیها مورد استقبال قرار گرفتند.۵۸ بااینحال، در ایران، آنقدر درباره جانشینان احتمالی ناشناخته است که پیشبینی اینکه جانشین بهتر خواهد بود یا بدتر دشوار مانده است. دستکم، امکانی برای آغاز دوباره وجود خواهد داشت.
اما تا زمان نگارش این متن، رهبر معظم انقلاب و حلقه تندرو پیرامون او همچنان در قدرتاند. با وضعیت موجود، یک کارزار بینالمللی لازم است تا قابلیتهای تسلیحات هستهای ایران مهار شود و در عین حال مانع از آن گردد که تهران تصمیم به ساخت سلاح هستهای بگیرد. ورود دولت تازه آمریکا به ریاستجمهوری جوزف آر. بایدن انتظاراتی برای احیای مذاکرات برانگیخته است؛ در واقع وضعیت بهطور جدی خواهان مذاکرات با ایران است. اما موفقیت به هیچوجه تضمینشده نیست، بهویژه در ساخت فرمولی برای اطمینانپذیر و راستیآزماییشده از اینکه ایران سلاح هستهای نمیسازد.
یادداشتها
- بیانیه ف. عباسی-دوانی، خبرگزاری فارس، ۱ دسامبر ۲۰۲۰. ویدئو در https://www.alef.ir/news/3990911144.html.
- بیانیه ف. عباسی-دوانی، خبرگزاری فارس.
- کریم فهمی و میریم برگر، «پس از قتل بیپرواى دانشمند هستهای، ایران میان پاسخ - خویشتنداری یا خشم - دچار شکاف است؟» واشنگتنپست، ۳ دسامبر ۲۰۲۰، https://www.washingtonpost.com/world/middle_east/iran-nuclear-scientist-fakhrizadeh/2020/12/03/0cc66752-332b-11eb-9699-00d311f13d2d_story.html.
- بیانیه ف. عباسی-دوانی، خبرگزاری فارس.
- امیر واحدت و جان گمبرل، «رهبر معظم انقلاب ایران در واکنش به کشتهشدن دانشمند، وعده انتقام میدهد»، آسوشیتدپرس، ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰، https://apnews.com/article/joe-biden-donald-trump-israel-iran-iran-nuclear-477289d268ea95c0928e5a2e4acc2418.
- «رهبر ایران مدال نظامی را به دانشمند کشتهشده هستهای اعطا کرد»، خبرگزاری فرانسه، ۱۳ دسامبر ۲۰۲۰؛ «خانواده فخریزاده ‘بالاترین’ نشان نظامی را دریافت کردند»، تهرانتایمز، ۱۳ دسامبر ۲۰۲۰.
- «رهبر ایران مدال نظامی را به دانشمند کشتهشده هستهای اعطا کرد».
- یونات جرمی باب، «با ورود بایدن به کاخ سفید، آیا موساد اسرائیل در جنگ با ایران پیروز شد؟» جروزالمپست، ۷ ژانویه ۲۰۲۱، https://www.jpost.com/middle-east/as-biden-enters-white-house-did-israels-mossad-win-war-with-iran-654674.
- «افزایش بودجه دفاعی در سال ۱۴۰۰»، خبرگزاری تسنیم، ۲ دسامبر ۲۰۲۰، http://bit.ly/bartarinha-1064924.
- محاسبه بر مبنای ۴۲۰۰ تومان یا ۴۲٬۰۰۰ ریال، تا تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰.
- «بودجه SPND ۲۵۶ درصد افزایش یافت: وزیر دفاع»، خبرگزاری مهر، ۱۵ دسامبر ۲۰۲۰، https://en.mehrnews.com/news/167192/SPND-budget-increased-by-256-percent-defense-min.
- فرانسوا مورفی و پریسا حفیظی، «دانشمند ارشد هستهای ایران در سایهها ماند اما کار او افشا شد»، رویترز، ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰، https://in.reuters.com/article/us-iran-nuclear-scientist-work-idUSKBN2880MN.
- مصاحبه ف. عباسی-دوانی، پخش اولیه در شبکه ۱ IRIB در ۲۹ نوامبر ۲۰۲۰ ساعت ۱۹:۴۵ به وقت تهران، بایگانی در Telewebion، https://www.telewebion.com/episode/2437795. (به فارسی)
- آرون آرنولد، متیو بان، کیتلین چیس، استیون ای. میلر، رولف مووات-لارسن و ویلیام اچ. توبی، «The Iran Nuclear Archive: Impressions and Implications»، مرکز بلفر هاروارد، آوریل ۲۰۱۹، https://www.belfercenter.org/publication/iran-nuclear-archive-impressions-and-implications.
- مصاحبه ف. عباسی-دوانی، پخش اولیه در شبکه ۱ IRIB در ۲۹ نوامبر ۲۰۲۰ ساعت ۱۹:۴۵ به وقت تهران، بایگانی در Telewebion، https://www.telewebion.com/episode/2437795. (به فارسی)
- مصاحبه ف. عباسی-دوانی، پخش اولیه در شبکه ۱ IRIB در ۲۹ نوامبر ۲۰۲۰ ساعت ۱۹:۴۵.
- بحث مفصل درباره شواهد نادرستِ مربوط به لولههای آلومینیومی را میتوان در اینجا دید: دیوید آلبرایت، «Iraq’s Aluminum Tubes: Separating Fact from Fiction»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۵ دسامبر ۲۰۰۳، https://isis-online.org/publications/iraq/IraqAluminumTubes12-5-03.pdf.
- گزارش پایبندی و رعایت تعهدات وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۲۰ درباره توافقهای کنترل تسلیحات، عدماشاعه و خلع سلاح، ژوئن ۲۰۲۰، https://www.state.gov/2020-adherence-to-and-compliance-with-arms-control-nonproliferation-and-disarmament-agreements-and-commitments-compliance-report-2/#_Toc43298155.
- دیوید آلبرایت و آندریا استرایکر، *Taiwan’s Former Nuclear Weapons Program: Nuclear Weapons On-Demand*، واشنگتن دی.سی.، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۲۰۱۸.
- *Taiwan’s Former Nuclear Weapons Program: Nuclear Weapons On-Demand*.
- دیوید آلبرایت، سارا بورکهارد و آندریا استرایکر، «Analysis of IAEA Iran Verification and Monitoring Report»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۱۲ نوامبر ۲۰۲۰، https://isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/IAEA_JCPOA_Verification_Report_Analysis_Nov_12_2020_Final.pdf.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Verification and monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council resolution 2231 (2015)، GOV/INF/2020/17، ۴ دسامبر ۲۰۲۰.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Verification and monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council resolution 2231 (2015)، GOV/INF/2021/9، ۲ فوریه ۲۰۲۱. این گزارش اطلاع ایران به آژانس درباره نصب قریبالوقوع دو آبشار سانتریفیوژ IR-6 در فردو را بررسی میکند.
- گولناز اسفندیاری، «دولت ایران اجرای قانونِ الزام به شتابدادن برنامه هستهای را به تعویق میاندازد»، رادیو فردا/رادیو اروپای آزاد، ۲۹ دسامبر ۲۰۲۰، https://www.rferl.org/a/iran-law-ramping-up-of-nuclear-program-rohani/31024741.html.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Verification and monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council resolution 2231 (2015)، GOV/INF/2021/3، ۱۳ ژانویه ۲۰۲۱.
- «E3 نیت تهران درباره غنیسازی اورانیوم را به چالش میکشد»، World Nuclear News، ۱۹ ژانویه ۲۰۲۱.
- Verification and monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council resolution 2231 (2015)، GOV/INF/2021/3.
- Verification and monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council resolution 2231 (2015)، GOV/INF/2021/3.
- Verification and monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council resolution 2231 (2015)، GOV/INF/2021/3.
- لورنس نورمن و مایکل آر. گوردون، «Iran Is Assembling Gear Able to Produce Key Nuclear-Weapons Material»، والاستریتژورنال، ۱۳ ژانویه ۲۰۲۱، https://www.wsj.com/articles/iran-is-assembling-gear-able-to-produce-material-for-nuclear-weapons-officials-say-11610554933.
- نامه استخدام برای جذب فارغالتحصیلانِ شرکت سوخت راکتور هستهای، صفحه دانشگاه اصفهان، مشاهدهشده در ۳ فوریه ۲۰۲۱، http://bit.ly/ui-ac-63-31084-G1090.
- لورنس نورمن، «ایران تولید فلز اورانیوم را آغاز کرده است، در نقض توافق ۲۰۱۵، آژانس میگوید»، والاستریتژورنال، ۱۰ فوریه ۲۰۲۱، https://www.wsj.com/articles/iran-has-started-producing-uranium-metal-in-violation-of-2015-accords-iaea-says-11612981889.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Verification and monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council resolution 2231 (2015)، GOV/INF/2021/11، ۱۰ فوریه ۲۰۲۱.
- بیانیه E3، ۱۲ فوریه ۲۰۲۱.
- Saqib در برخی ترجمههای انگلیسی این سند به Sareb نیز برگردانده شده است. مترجم اصلی مؤسسه، Saqib را دقیقتر میداند. Saqib نامی مردانه به معنای درخشان، فروزان یا چشمگیر است.
- *Taiwan’s Former Nuclear Weapons Program: Nuclear Weapons On-Demand*.
- «Developing Nuclear Submarine on Agenda of Iran’s Navy: Cmdr»، خبرگزاری مهر، ۱۶ آوریل ۲۰۲۰، https://en.mehrnews.com/news/157673/Developing-nuclear-submarine-on-agenda-of-Iran-s-Navy-cmdr.
- https://twitter.com/khamenei_ir/status/1363899581101129731?s=20
- دیوید آلبرایت، سارا بورکهارد و فرانک پابین، «Damage to the Iran Centrifuge Assembly Center (ICAC) at Natanz Is Far More Severe and Extensive Than Previously Reported»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۸ ژوئیه ۲۰۲۰، https://isis-online.org/isis-reports/detail/fire-and-explosion-in-the-new-natanz-centrifuge-assembly.
- این تأسیسات برای مونتاژ زیرمونتاژهای اصلی طراحی شده بود: مجموعه روتور، یاتاقانهای بالا و پایین، موتور و پوسته، بدنه با پمپ مولکولی، و احتمالاً لولهکشی خوراک و برداشت.
- برای نمونه بنگرید به: دیوید آلبرایت، سارا بورکهارد و فرانک پابین، «Update on Natanz: Construction Progresses Towards Large-scale Tunnel Complex»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۱۱ ژانویه ۲۰۲۱، https://isis-online.org/isis-reports/detail/looking-for-evidence-of-the-construction-of-irans-new-centrifuge-assembly.
- دیوید آلبرایت با سارا بورکهارد، «New Estimates of Iran’s Breakout Capabilities at Declared Sites Using a New, Simple-to-Use Breakout Calculator»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۳ سپتامبر ۲۰۱۹، https://isis-online.org/isis-reports/detail/iranian-breakout-estimates-and-enriched-uranium-stocks.
- «Iran’s Long-Term Centrifuge Enrichment Plan: Providing Needed Transparency»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۲۵ آوریل ۲۰۱۹؛ ابتدا در ۲ اوت ۲۰۱۶ منتشر شد، https://isis-online.org/isis-reports/detail/irans-long-term-centrifuge-enrichment-plan-providing-needed-transparency/8.
- «Iran’s Long-Term Centrifuge Enrichment Plan: Providing Needed Transparency»؛ دیوید آلبرایت، هیوستون وود و آندریا استرایکر، «Breakout Timelines Under the Joint Comprehensive Plan of Action»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۱۸ اوت ۲۰۱۵، https://www.isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/Iranian_Breakout_Timelines_and_Issues_18Aug2015_final.pdf.
- *Breakout Timelines Under the Joint Comprehensive Plan of Action*.
- دیوید آلبرایت، سارا بورکهارد و آندریا استرایکر، «Analysis of November 2020 IAEA Iran Verification and Monitoring Report»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۱۲ نوامبر ۲۰۲۰، https://isis-online.org/isis-reports/detail/analysis-of-iaea-iran-verification-and-monitoring-report-November-2020.
- «Is Iran Mass Producing Advanced Gas Centrifuge Components?»
- دیوید واینر، «Iran and North Korea Resumed Cooperation on Missiles: UN Report»، بلومبرگ، ۸ فوریه ۲۰۲۱، https://www.bloomberg.com/news/articles/2021-02-08/iran-and-north-korea-resumed-cooperation-on-missiles-un-says؛ استیو هالند و ارشاد محمد، «U.S. to Slap Sanctions on over Two Dozen Targets Tied to Iran Arms»، رویترز، ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۰.
- «Iran Builds Advanced Supersonic Wind Tunnel»، خبرگزاری تسنیم، ۴ مارس ۲۰۱۴. این گزارش همچنین میگوید: «پیش از دستاورد چشمگیر ایران برای ساخت چنین ابزار پیشرفتهای، کشور چارهای نداشت جز آنکه موشکها و وسایل هوافضاییِ سریعالسیر جدید خود را برای آزمون به کشورهای خارجی بفرستد، که میتوانست خطر افشای اطلاعات پژوهش بومی را افزایش دهد.» این گزارش مشخص نمیکند از کدام کشور خارجی استفاده شده، هرچند کره شمالی یکی از مظنونان اصلی است.
- *Taiwan’s Former Nuclear Weapons Program: Nuclear Weapons On-Demand*.
- آنا آهرونهایم، «ایران ظرف یک سال مواد کافی برای یک بمب هستهای خواهد داشت»، جروزالمپست، ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰، https://www.jpost.com/Middle-East/Soleimani-killing-Window-of-opportunity-open-for-Israel-against-Iran-614151.
- یانیو کوبیوویچ، «اطلاعات نظامی اسرائیل: ایران دو سال تا بمب فاصله دارد، اما هنوز درباره گریز تصمیم نگرفته است»، هاآرتص، ۹ فوریه ۲۰۲۱، https://www.haaretz.com/israel-news/.premium-israeli-intel-iran-is-two-years-away-from-nukes-but-hasn-t-decided-on-breakout-1.9525099.
- آموس یادلین و افریام اسقولای، «How Close is Iran to a Nuclear Bomb»، INSS Insight، شماره ۱۴۲۱، ۱۳ ژانویه ۲۰۲۱، https://www.inss.org.il/publication/iran-nuclear-bomb/?utm_source=activetrail&utm_medium=email&utm_campaign=INSS+Insight+No.+1421.
- *Taiwan’s Former Nuclear Weapons Program: Nuclear Weapons On-Demand*.
- دیوید سانگر، «عربستان سعودی وعده میدهد قابلیت هستهای خود را با ایران برابر کند»، نیویورکتایمز، ۱۳ مه ۲۰۱۵، https://www.nytimes.com/2015/05/14/world/middleeast/saudi-arabia-promises-to-match-iran-in-nuclear-capability.html.
- «SNSC Denies Signing Deal with IAEA»، خبرگزاری مهر، ۲۳ اوت ۲۰۱۵.
- «Suspension of Enrichment, Not a Confidence Building Step: Official»، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، ۲۴ آوریل ۲۰۰۶. برای نمونه بنگرید به: https://en.shana.ir/news/83407/Suspension-of-Enrichment-Not-a-Confidence-Building-Step-Official.
- دیوید آلبرایت با آندریا استرایکر، *Revisiting South Africa’s Nuclear Weapons Program*، واشنگتن، دی.سی.: مؤسسه علم و امنیت بینالملل پرس، ۲۰۱۶.