در چند ماه کوتاهِ اواخر ۲۰۰۳، ایران برنامه شتاب‌زده ساخت سلاح هسته‌ای خود را پایان داد و آن را با برنامه‌ای پراکنده‌تر و کم‌ادعاتر جایگزین کرد؛ برنامه‌ای که بیش از هر چیز بر ساختن توانمندی سلاح هسته‌ای، رفع گلوگاه‌ها و ایجاد آمادگی متمرکز بود. چیزی رخ داده بود.

گفته می‌شود این تصمیم، فخری‌زاده و همکارانش در طرح آماد را غافلگیر و خشمگین کرد. مقام‌های اطلاعاتی غربی گزارش کردند که فخری‌زاده از تصمیمی که مافوق‌هایش گرفته بودند به خشم آمده بود و همچنان بر عزم خود برای ساخت سلاح هسته‌ای پای می‌فشرد.1 با وجود اعتراض او، رهبری ایران برای آن مقطع تصمیم به ساخت سلاح هسته‌ای را پس گرفته بود.

افشاگری‌ها درباره اعتراض فخری‌زاده به پایان طرح آماد نشان می‌دهد که اطلاعات غربی توانسته بودند ارتباطات او را ثبت کنند. گزارشی در دسامبر ۲۰۲۰ از یدیعوت آحرونوت به قلم رونن برگمن نشان می‌دهد که منابع اطلاعاتی تا چه اندازه به حلقه نزدیک فخری‌زاده نفوذ کرده بودند.2 بنا به گزارش برگمن، اطلاعات اسرائیل یکی از مقام‌های ایرانی را جذب کرده بود که آن‌قدر به فخری‌زاده نزدیک بود که بتواند مکالمات او را ضبط کند. در یکی از این ضبط‌ها که گفته می‌شود ایهود اولمرت، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، برای جرج بوش پخش کرد و فخری‌زاده را رئیس «طرح آماد» خواند - اشاره‌ای که احتمالاً نوار را به اواخر ۲۰۰۳ یا اوایل ۲۰۰۴ مربوط می‌کند - دانشمند سپاه شکایت می‌کند که پول کافی از دولت برای ادامه کارش دریافت نمی‌کند. فخری‌زاده می‌گوید: «آن‌ها [مافوق‌هایش] پنج کلاهک می‌خواهند» و «سریع»، اما در همان حال «نمی‌گذارند کار کنم».3

فشار بر ایران از سوی جامعه بین‌المللی چند سالی بود که رو به افزایش گذاشته بود. از اوایل ۲۰۰۲، جورج بوش ایران را در کنار عراق و کره شمالی، بخشی از «محور شرارت» نامیده بود. در پاییز ۲۰۰۲ روشن شد که ایران در حال ساختن تأسیسات هسته‌ای مخفی در نطنز و اراک است و این نگرانی را برانگیخت که کشور در پی ساخت سلاح هسته‌ای است.4 تهاجم آمریکا به عراق در مارس ۲۰۰۳ ظاهراً رهبری ایران را شوکه کرد. نیروهای آمریکا پیش‌تر هم در افغانستان حضور داشتند و پس از تهاجم ۲۰۰۱ برای سرنگونی طالبان و نابودی القاعده آنجا مستقر بودند. اگر جست‌وجوی سلاح هسته‌ای می‌توانست بهانه‌ای برای حمله آمریکا به عراق باشد، ایران دلایل زیادی برای نگرانی داشت.

نگرانی رژیم به مجموعه‌ای از اقدامات انجامید که هدفشان فروکش کردن بحران بدون افشای برنامه سلاح هسته‌ای بود. در برابر نگرانی رو به رشد بین‌المللی درباره فعالیت‌های هسته‌ای پنهان ایران و با ترس از حمله‌ای قریب‌الوقوع، تا فوریه ۲۰۰۳ رئیس‌جمهور محمد خاتمی بخشی از برنامه مخفی غنی‌سازی اورانیوم سازمان انرژی اتمی ایران را آشکار کرد؛ برنامه‌ای که سال‌ها ایران وجودش را انکار می‌کرد. ایران در همان ماه اجازه داد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از سایت مخفی غنی‌سازی اورانیوم نطنز بازدید کند.5

برخلاف بازرسی‌های نیم‌بند آژانس در ایران در دهه ۱۹۹۰، این بار بازرسان بسیار قاطع‌تر عمل کردند و طی ماه‌های بعد به‌سرعت در پی کشف نظام‌مند تأسیسات و فعالیت‌های هسته‌ای پنهان بیشتر ایران برآمدند. آنچه کشف کردند شامل چندین نقض توافق پادمان ایران بود که این کشور بر پایه تعهداتش ذیل NPT منعقد کرده بود.6

تا تابستان ۲۰۰۳، رویارویی آژانس با ایران بر سر جنبه‌های پنهان برنامه سانتریفیوژ گازی‌اش شدت گرفته بود، آن هم در حالی که شمار زیادی از نیروهای آمریکایی در عراقِ همسایه مستقر بودند. اضطراب تهران از این حضور، امروز زیر سایه پیامدهای بعدی شورش عراق کمتر به چشم می‌آید؛ شورشی که قرار بود ایالات متحده را فرسوده و هر اندیشه‌ای را درباره هدف گرفتن عضو بعدی «محور شرارت» به تعویق بیندازد. اما در آن زمان، شورش تازه در حال شکل‌گیری بود و ایران فقط می‌توانست درباره نیت واشنگتن حدس بزند. محرک دیگری برای ایران حدود سپتامبر ۲۰۰۳ رخ داد؛ زمانی که وزیران خارجه گروه E3 (فرانسه، بریتانیا و آلمان) با ایران وارد گفت‌وگو شدند و از آن خواستند یک اعلامیه کامل و جامع درباره برنامه‌های هسته‌ای گذشته و کنونی‌اش ارائه کند و نیز به پروتکل الحاقی آژانس پایبند شود؛ ضمیمه‌ای بر توافق پادمان جامع ایران که دسترسی به سایت‌ها را تسهیل می‌کند و ارائه اطلاعات اضافی را نیز می‌طلبد.

تا اواخر تابستان ۲۰۰۳، تحقیقات آژانس هنوز مقیاس وسیع تلاش آماد برای سلاح هسته‌ای را کشف نکرده بود؛ بازرسان موفق‌تر بودند در افشای فعالیت‌های پنهانی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم در نطنز و کالای الکتریک، و نیز تولید پلوتونیوم در سایت اراک. با این حال، ایران نمی‌دانست آیا کشفی خطرناک‌تر درست گوشه و کنار در راه است یا نه، زیرا بازرسان تازه داشتند درباره فعالیت‌های مشکوک مرتبط با سلاح هسته‌ای سؤال می‌کردند.

سازمان انرژی اتمی ایران دست به خطاهای پیاپی می‌زد و یکی پس از دیگری می‌کوشید آژانس را گمراه کند. AEOI به سنگ‌اندازی در برابر درخواست‌های اطلاعاتی روی آورد و نیز از برداشتن نمونه‌های محیطی جلوگیری کرد؛ ابزاری قدرتمند در پادمان که می‌تواند ردهای بسیار ناچیز مواد هسته‌ای را آشکار کند. این امتناع‌ها ناگزیر رویارویی با آژانس و جامعه بین‌المللی را تشدید می‌کرد. از نگاه رهبران ایران، صداقت نسبی آن‌ها در فوریه بحران را کم نکرده بود، بلکه در را به‌سوی پرسش‌ها و درخواست‌های بیشتر برای دسترسی باز کرده بود. کشف طرح آماد باید نزدیک به نظر می‌رسید. با توجه به آنچه آن زمان در عراق رخ می‌داد، آیا چنین کشفی به حمله آمریکا علیه ایران می‌انجامید؟ چون ایرانی‌ها نیت ایالات متحده را نمی‌دانستند، رهبری در نیمه دوم ۲۰۰۳ دستور «توقف» برای طرح آماد صادر کرد.7

در ایران، عملیات لاپوشانی هسته‌ای و رابط رسمی آن با آژانس از سازمان انرژی اتمی جدا شد و به شورای عالی امنیت ملی ایران منتقل شد؛ نهادی که در آن زمان حسن روحانی، دبیر شورا، ریاستش را برعهده داشت. در ۱۶ اکتبر ۲۰۰۳، روحانی به آژانس گفت ایران تصمیم گرفته است «در جریان هفته آینده» یک افشای کامل از فعالیت‌های هسته‌ای گذشته و حال خود در اختیار آژانس بگذارد. او همچنین آمادگی ایران را برای پذیرش پروتکل الحاقی و، تا زمان لازم‌الاجرا شدن آن، برای عمل مطابق پروتکل و سیاست شفافیت کامل اعلام کرد.8 روحانی به چهره علنی «گشودگی» تازه ایران در برابر آژانس درباره فعالیت‌های چرخه سوخت هسته‌ایِ پیش‌تر پنهان خود تبدیل شد.

پنج روز بعد، دولت ایران و وزیران خارجه فرانسه، آلمان و بریتانیا بیانیه‌ای مورد توافق درباره برنامه هسته‌ای ایران صادر کردند. در آن بیانیه، ایران اعلام کرد که «به‌صورت داوطلبانه تصمیم گرفته است همه فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم و بازفرآوری را، آن‌گونه که آژانس تعریف می‌کند، تعلیق کند».9

با این همه، افشای وعده‌داده‌شده روحانی بار دیگر تنها افشایی ناقص بود و اطلاعات مربوط به کارهای گذشته و جاریِ سلاح هسته‌ای و نیز بخشی از کار روی سانتریفیوژهای پیشرفته را حذف می‌کرد. ایران تصمیم گرفت به‌جای شفاف‌سازی، گام‌های چشمگیری بردارد تا کارهای گذشته خود در حوزه سلاح هسته‌ای را کوچک و پنهان کند، در حالی که برخی جنبه‌های کلیدی آن را ادامه می‌داد و در نهایت تأکید برنامه سلاح هسته‌ای را به حفظ آمادگی برای روزی که خودش انتخاب کند منتقل می‌کرد. ایران توجه بین‌المللی را روی کار مخفی سازمان انرژی اتمی با یک داستان پوششی غیرنظامی متمرکز نگه داشت و از آن به‌عنوان حواس‌پرت‌کننده‌ای موفق برای منحرف کردن توجه از کارِ پنهان و روشنِ تسلیحاتیِ خود استفاده کرد.

کوچک‌سازیِ تصمیم ایران صرفاً یک عقب‌نشینی تاکتیکی بود، نه کنار گذاشتن جاه‌طلبی هسته‌ای؛ اقدامی که پیش‌تر برخی کشورها، از جمله تایوان و آفریقای جنوبی، انجام داده بودند. اینکه ایران به‌خاطر اعلامیه ناقصش به آژانس با فشار جدی‌تری روبه‌رو نشد، امروز باید به‌عنوان فرصتی از دست‌رفته دیده شود؛ فرصتی برای تداوم فشار تا زمانی که ایران برنامه و فعالیت‌های سلاح هسته‌ای خود را کاملاً افشا و متوقف کند.

این عقب‌نشینی تاکتیکی با آغاز کارزار روابط عمومی بین‌المللی ایران همراه شد؛ کارزاری که استدلال می‌کرد ایران هرگز برنامه سلاح هسته‌ای نداشته است. فتوای مشهور رهبر جمهوری اسلامی علیه سلاح هسته‌ای معمولاً به ۲۰۰۳ یا ۲۰۰۴ نسبت داده می‌شود و بنابراین به‌احتمال زیاد بخشی از لاپوشانی بوده، نه راهی برای توقف برنامه. این پنهان‌کاری چندین تحلیلگر آمریکایی و برخی اعضای رسانه را فریب داد. جمهوری اسلامی تا امروز همچنان به این فریب متوسل شده و هم‌زمان توانمندی‌های هسته‌ای خود را تقویت کرده است.

بازآرایی طرح آماد

تا اواخر تابستان ۲۰۰۳، طرح آماد وارد دوره‌ای شده بود که در آن رهبران ارشد باید درباره کوچک کردن مقیاس برنامه و پنهان‌سازی بهتر آن تصمیم می‌گرفتند، در حالی که همچنان برای ساخت سلاح هسته‌ای پیشرفت حاصل می‌شد؛ اگر تصمیمی برای از سرگیری تلاش شتاب‌زده گرفته می‌شد. آغاز این چرخش در مجموعه‌ای از یادداشت‌های کمیته فنی طرح آماد ثبت شده است؛ کمیته‌ای که طی هشت روز در ماه‌های اوت و سپتامبر ۲۰۰۳ چند نشست «فشرده» برگزار کرد.

کل مجموعه یادداشت‌های جلسات، که چندین صفحه را در بر می‌گرفت، با وجود درخواست‌های مکرر برای دسترسی بیشتر، در اختیار مؤسسه قرار نگرفت. با این حال، اسلایدها و اسناد مبدأ به زبان فارسی که اسرائیل به‌طور عمومی منتشر کرد، تصویری از مباحث این نشست‌ها به دست می‌دهد.

نشست‌ها عمدتاً حول اجرای دستور رسمی کوچک‌سازی می‌چرخیدند، اما هم‌زمان در پی حفظ دارایی‌ها و فعالیت‌های طرح آماد بودند. مباحث چندوجهی بودند و اهدافی مانند استتار بهتر فعالیت‌های باقی‌مانده پروژه ۱۱۰، حفظ شمار کارکنان پروژه، و نگه‌داشتن توان ساخت سلاح هسته‌ای را در بر می‌گرفتند تا روزی بتوان این سلاح‌ها را واقعاً تکمیل کرد.

شکل ۱۰.۱. تصاویر تارِ زبان فارسی از آرشیو ایران نشان می‌دهد مجموعه‌ای از نشست‌ها در بازه‌ای حدوداً یک‌هفته‌ای در اوت و سپتامبر ۲۰۰۳ توسط مقام‌های ایرانی برگزار شده بود تا درباره پراکندگی بخش‌های پنهان و آشکار برنامه آماد بحث کنند. این شکل از اسلایددِکی می‌آید که اسرائیل در اختیار رسانه‌ها قرار داد.
شکل ۱۰.۱. تصاویر تارِ زبان فارسی از آرشیو ایران نشان می‌دهد مجموعه‌ای از نشست‌ها در بازه‌ای حدوداً یک‌هفته‌ای در اوت و سپتامبر ۲۰۰۳ توسط مقام‌های ایرانی برگزار شده بود تا درباره پراکندگی بخش‌های پنهان و آشکار برنامه آماد بحث کنند. این شکل از اسلایددِکی می‌آید که اسرائیل در اختیار رسانه‌ها قرار داد.
شکل ۱۰.۲. صورت‌جلسه‌های ترجمه‌شده از نشست‌های کمیته فنی پروژه ۱۱۰. نسخه‌ای از سند اصلی فارسی ارائه نشد. این شکل نیز از اسلایددِکی می‌آید که اسرائیل در اختیار رسانه‌ها قرار داد. (مؤسسه نام کوچک عباسی‌دوانی را «فریدون» لاتین‌نویسی می‌کند؛ اسرائیل آن را «فریدئون» می‌نویسد.)
شکل ۱۰.۲. صورت‌جلسه‌های ترجمه‌شده از نشست‌های کمیته فنی پروژه ۱۱۰. نسخه‌ای از سند اصلی فارسی ارائه نشد. این شکل نیز از اسلایددِکی می‌آید که اسرائیل در اختیار رسانه‌ها قرار داد. (مؤسسه نام کوچک عباسی‌دوانی را «فریدون» لاتین‌نویسی می‌کند؛ اسرائیل آن را «فریدئون» می‌نویسد.)

دستورالعمل‌های جدید برای پروژه ۱۱۰

پس از این نشست‌های کمیته فنی، پروژه ۱۱۰ دستوراتی دریافت کرد تا با تدابیر تازه وزیر دفاع، علی شمخانی، برای طرح آماد هماهنگ شود، در حالی که نظارت پروژه ۱۱۰ همچنان زیر نظر کمیته فنی باقی ماند. سندی ایرانی بدون تاریخ، که بر اساس محتوایش مشخص شده در نیمه دوم ۲۰۰۳، احتمالاً در پاییز همان سال نوشته شده است،11 تغییرات گسترده پروژه ۱۱۰ را که از نشست‌ها و تدابیر تازه وزیر برآمده بود، ترسیم می‌کند. شکل ۱۰.۳. صفحه نخست سند ایرانی با عنوان «طراحی ۱۱۰ بر پایه تدابیر جدید» را نشان می‌دهد.12 بر پایه مُهری که ایرانی‌ها برای بایگانی سند زده بودند، این دستورالعمل‌ها ۶۹ صفحه بود.

پس از مقدمه، بخش بعدی «پروژه‌های محوری» نام داشت؛ اهداف بازطراحی‌شده سلاح هسته‌ای که به‌طور معنی‌داری با اهداف اصلی و پایه‌ای پروژه ۱۱۰ تفاوتی نداشتند. طبق سند:

  1. ساقب-۱: سامانه‌ای برای آزمون ایستا: محصولی که به‌عنوان پروژه محوری تعیین شده و مشخصات فنی آن آماده است. این مشخصات فنی توسط کمیته فنی پروژه بازبینی و تصویب خواهد شد.
  2. ساقب-۲: سامانه‌ای برای نصب در کلاهک: مشخصات فنی این سامانه نیز چنان توسعه خواهد یافت که با پارامترهای پروازی ۱۱۱ سازگار باشد.
  3. ساقب-۳: کلاهک شاهاب-۳ مجهز به ساقب-۲.

ساقب-۱ همان ابزار انفجاری هسته‌ای است که با مشخصات اصلی خود فهرست شده؛ ساقب-۲ ادغام آن در وسیله بازگشت به جو، با رعایت شرایط پروژه ۱۱۱، و ساقب-۳ در نهایت سلاح هسته‌ای نهایی است: کلاهک هسته‌ای سوار بر وسیله بازگشت به جوِ موشک شاهاب-۳.

سندی مرتبط، روشنایی بیشتری بر برنامه‌های آینده ایران می‌تاباند و بیشتر نشان می‌دهد که برنامه سلاح هسته‌ای به‌هیچ‌وجه پایان نیافته بود. بر اساس گفته فخری‌زاده، که در سندی به تاریخ ۲۵ اکتبر ۲۰۰۳ درباره وضعیت، گلوگاه‌ها و آینده آماد ثبت شده، «ما می‌خواهیم محصولی با عنوان ساقب-۱ تولید کنیم. هدف اصلی این است که یک نمونه صنعتی ساخته شود.»14 باید تأکید کرد که او درباره یکی از خروجی‌های حیاتی یک برنامه سلاح هسته‌ای سخن می‌گفت: ساخت نمونه‌ای که ایران را فقط یک گام تا اولین سلاح هسته‌ای فاصله می‌داد. اسناد موجود از برنامه‌ای برای ساخت واقعی سلاح هسته‌ای حرفی نمی‌زنند، اما تولید چنین نمونه‌ای دستاوردی مهم برای هر برنامه نوپای سلاح هسته‌ای بود و می‌توانست گامی بسیار کوتاه تا ساخت نخستین نمونه واقعی باشد. هدف فخری‌زاده نشانه‌ای روشن است از اینکه برنامه سلاح هسته‌ای پایان نیافته بود.

فعالیت‌های پنهان

مقدمه سند دستورالعمل‌های تازه همچنین توضیح می‌داد که پروژه ۱۱۰ چگونه به بخش‌های آشکار و پنهان تقسیم می‌شود؛ به این معنا که «در رویکرد جدید، کار به دو بخش کلی تقسیم می‌شود: پنهان (ساختار و اهداف مخفی) و آشکار (ساختار عادی).»

در کار پنهان، «هدف‌گذاری مستقیم برای تحقق نمودار گانت از پیش چیده می‌شود و مطابق تدابیر تعیین‌شده پیش می‌رود». (یادداشت مترجم: جمله فارسی پیشین ساختار روانی ندارد و در اصل می‌گوید اهداف از پیش چیده‌شده برای برآورده کردن جدول زمانی، بر پایه آنچه در نمودار گانت تعیین شده، تنظیم می‌شوند.) نمودار گانت چندصفحه‌ای که سند به آن ارجاع می‌دهد در دسترس نیست، هرچند نمونه دیگری از نمودار گانت برای پروژه ۱۱۰ را می‌توان در شکل ۳.۵ فصل ۳ دید.

در بخش پنهان، ایرانی‌ها روش جدیدی برای عملیات تعریف کردند و میان کار «آلوده‌کننده» و «غیرآلوده‌کننده» تمایز گذاشتند. بنا بر سند: «کار به دو بخش تقسیم می‌شود: کار غیرآلوده و کار آلوده. در بخش آلوده که قرار است پس از کار غیرآلوده انجام شود، تلاش‌های تیم بر قابلیت جابه‌جایی متمرکز است تا از فعالیت‌های جاسوسی در امان بماند و از آلودگی قابل‌تشخیص جلوگیری شود.»

در آن زمان، مقام‌های ایرانی به‌خوبی از قدرت نمونه‌برداری محیطی آژانس برای کشف ردهای بسیار ناچیز مواد هسته‌ای در تأسیسات مخفی خود آگاه بودند. تمرکز بر تحرک یا قابلیت جابه‌جایی فعالیت‌ها و فراهم کردن امکان تخلیه سریع توانمندی‌ها برای برجای نگذاشتن ردهای قابل‌تشخیص، احتمال کشف را کاهش می‌داد. بی‌تردید، این‌ها درس‌هایی بود که ایران در سال ۲۰۰۳ آموخت؛ زمانی که آژانس در مکان‌هایی ذرات اورانیوم غنی‌شده پیدا کرد، پس از آن‌که ایران گفته بود در سانتریفیوژهای ساخت داخل خود هیچ ماده هسته‌ای به کار نبرده است. افزون بر این، در برخی حوزه‌ها، مانند مرکز مخفی پژوهش و توسعه سانتریفیوژ کالای الکتریک، ایران تنها تا حدی موفق شده بود مناطق مشکوک را با بازسازی، لایه‌های تازه کاشی و رنگ تازه بپوشاند. از این تجربه تلخ، ایران شاید به ایده استفاده از کانتینرهای متحرک رسیده باشد؛ کانتینرهایی که می‌توانستند فعالیت‌های کوچک‌تر، مانند تبدیل هگزافلوراید اورانیوم به اجزای فلز اورانیوم، یا تجهیزات تشخیصی پرسرعت مورد نیاز برای آزمون اجزای انفجاری شدید، را در خود جای دهند.

فعالیت‌های آشکار

تحول تازه دیگر این بود که بخشی از کار پروژه ۱۱۰ به برنامه‌های آشکار واگذار شود؛ با داستان‌های پوششی دقیق و پیوندهای روشن - اما از بیرون پنهان‌شده - با رئیس پروژه ۱۱۰. طبق سند:

«در بخش آشکار، هدفِ آماده‌سازی و توسعه زیرساخت‌ها دنبال می‌شود و در این چارچوب، ایجاد دو مرکز دانشگاهی با عناوین «مؤسسه فیزیک کاربردی» و «مرکز پژوهش فناوری‌های انفجار و ضربه» پیش‌بینی و پیشنهاد می‌شود. همچنین لازم است با برخی آماده‌سازی‌ها از مجتمع علم مواد و مهندسی شیمی دانشگاه مالک اشتر استفاده شود. باید توجه داشت که دو مرکز یادشده رابطه سلسله‌مراتبی با ۱۱۰ نخواهند داشت و از نظر سازمانی به مؤسسه یا دانشگاه مربوطه خود وابسته خواهند بود، با این حال، به‌دلیل عمق همکاری، لازم است فرد مسئول آن‌ها به پیشنهاد مجری ۱۱۰ منصوب شود.»

دانشگاه مالک اشتر وابسته به وزارت دفاع و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است. در مجموع، پروژه‌های آشکار از طریق رهبری و وظایف خود، پیوستگی با اهداف پروژه ۱۱۰ داشتند، اما از نظر ارتباطشان با پروژه ۱۱۰ یا برنامه سلاح هسته‌ای، امکان انکارپذیری معقول فراهم می‌کردند. چند دانشگاه ایرانی مؤسسه فیزیک کاربردی، یا گونه‌ای نزدیک به آن، مؤسسه فیزیک، دارند و همین نام می‌توانست پوشش غیرنظامی مناسبی برای فعالیت‌های حمایت‌شده از سوی سازمان جانشینِ موردنظر رهبری فراهم کند.

نخستین بخش پس از «پروژه‌های محوری» در سند پروژه ۱۱۰ با عنوان «فعالیت‌های پنهان» آمده است. بقیه سند، طرحی بسیار طولانی و جزئی برای آینده طرح آماد است و اطلاعات فراوانی حساس از نظر اشاعه را در خود دارد؛ دلیلی که مقام‌های اسرائیلی برای منتشر نکردن آن برای مؤسسه ارائه کرده‌اند.15

سند گروه نوترون مؤسسه فیزیک

نمونه‌ای از فرایند تقسیم برنامه‌های پساآماد به کار آشکار و پنهان در خلاصه برنامه‌ریزی آنچه «گروه نوترون» خوانده می‌شود دیده می‌شود؛ سندی که بنا بر گزارش‌ها در ۲۰۰۶ از سوی یک سازمان یا زیرپروژه پساآماد موسوم به «مرکز» صادر شده است.18 این سند، که بخشی از سندی بلندتر است و روزنامه تایمز لندن آن را به دست آورد، با عنوان «چشم‌انداز فعالیت‌های ویژه مرتبط با نوترون در چهار سال آینده» شناخته می‌شود.19 این سند، برنامه چهار ساله ایران را برای ادامه کارهایی شرح می‌دهد که پروژه نوترونِ نظامی را در مراکز پژوهشی - احتمالاً سایت‌های طرح آماد - و در مکان‌های دیگر پیش می‌برد. ماهیت و اهمیت این سند در فصل‌های ۱۱ و ۱۳ بررسی خواهد شد، اما اینجا ساختار این پروژه برای نشان دادن کاربرد رویه‌های تازه ایجادشده در اواخر ۲۰۰۳ به کار می‌آید. این سند همچنین نشان می‌دهد که بخشی از کارهای کلیدی سلاح هسته‌ای احتمالاً از حدود ۲۰۰۶ شتاب گرفت؛ پس از دوره‌ای رکود در پی اقدام ۲۰۰۳ برای کوچک‌سازی طرح آماد. سال ۲۰۰۶ با دوره‌ای هم‌زمان بود که ایران توقف برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود را پایان داد و دیگر به‌طور رسمی به پروتکل الحاقی پایبند نبود؛ امری که به افزایش کلی تنش‌ها میان غرب و دولت محمود احمدی‌نژاد انجامید.

برنامه چهارساله به واقعیت‌های پساآماد آگاه به نظر می‌رسید. در ابتدای سند، نویسنده یا نویسندگان نوشته بودند: «ما نیز کوشیده‌ایم هر موضوع را در پرتو فضای سیاسی کنونی و توانمندی‌های موجود خود اولویت‌بندی کنیم.»

برنامه ۲۰۰۶ دوباره سازمان‌دهی برنامه در دو بخش پنهان و آشکار را مطرح می‌کرد و توضیح می‌داد که بخش‌های آشکار چگونه به کارهایی ادامه خواهند داد که بتوانند، بر پایه‌ای بنیادی‌تر، از پژوهش‌ها و آزمایش‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای پشتیبانی کنند.

انواع کار آشکار

کار آشکار، همان‌گونه که در سند ۲۰۰۶ آمده، می‌توانست شامل طراحی و انجام آزمایش‌هایی برای آشکارسازی نوترون‌های پالسی و تهیه برخی آشکارسازهای نوترون و تجهیزات الکترونیکی باشد. این کار می‌توانست در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی باز انجام شود. سند به‌طور مشخص تدوین یک توافق‌نامه متقابل میان مؤسسه فیزیک و دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی را برای پیشبرد اهداف مرکز یاد کرده بود. این سند به همکاری موجود میان دانشگاه شهید بهشتی و مؤسسه فیزیک، به‌عنوان پوششی برای مرکز، اشاره می‌کرد و خواهان ایجاد سریع توافق‌نامه دیگری برای انتقال یک منبع نوترونی غیرمحرمانه بود و می‌گفت پروژه‌ها باید «با همکاری متخصصان مرکز» در آنجا اجرا شوند.

انواع کار پنهان

سند یاد می‌کند که کارهای دیگر باید به‌صورت پنهان انجام شود. از جمله این کارها، «طراحی و ساخت آزمایشگاه‌های متحرک مناسب» بود. این فعالیت همچنین شامل «نصب و راه‌اندازی تجهیزات لازم برای تولید مواد منبع در آزمایشگاه‌های متحرک» می‌شد. منبع مورد اشاره در سند صریحاً بیان نشده، اما به‌طور ضمنی روشن است که منظور اورانیوم دوترید یا UD3 است. با این حال، سند صراحتاً توضیح می‌دهد که پروژه می‌خواست دوترید تیتانیوم (TiD2) را نیز توسعه دهد؛ ماده‌ای که می‌توانست «آلودگی اورانیوم را دور بزند»، یعنی از آلودگی اورانیومی پرهیز کند. استفاده از آزمایشگاه‌های متحرک با تصمیم ۲۰۰۳ درباره کارهای پنهان همخوانی دارد.

درباره مشکل حفظ پنهان‌کاری، سند می‌گوید: «این کار معمولاً نمی‌تواند توسط مراکز پژوهشی دیگر تعریف و انجام شود، بنابراین معمولاً باید توسط کارکنان مورد اعتماد درون سازمان انجام گیرد.» و ادامه می‌دهد: «مناسب‌ترین راه برای به‌دست آوردن نیروی انسانی لازم، استخدام افرادی است که در گذشته در پروژه‌های محاسباتی مرتبط مشارکت داشته‌اند.»

کوچک‌سازی، توقف و بازآرایی تأسیسات و فعالیت‌های طرح آماد

تصمیم ۲۰۰۳ برای کوچک‌سازی خود را به چند شکل نشان داد. برخی تأسیسات مخفیانه تخریب شدند؛ برخی دیگر با پنهان‌کاری بیشتر ادامه یافتند؛ و برخی نیز سال‌ها به‌طور مخفیانه دست‌نخورده ماندند. چند تأسیسات در مقیاس تولیدی اصلاً تکمیل نشدند و محل آن‌ها تغییر کاربری یافت. ایران تأسیسات دیگری را زیر پادمان آژانس قرار داد، اسناد را دست‌کاری کرد و هرگونه ارتباط این مکان‌ها با برنامه سلاح هسته‌ای را انکار نمود.

اطلاعات کافی وجود دارد تا تصویری کلی از این‌که کدام بخش‌های طرح آماد پایان یافتند و کدام‌یک ادامه پیدا کردند به دست دهد. فصل‌های بعدی درباره سازمان‌ها و فعالیت‌های کلیِ پساآماد، آن‌گونه که تا امروز تکامل یافته‌اند، بحث خواهند کرد.

چند برداشت نادرست رایج را می‌توان با تکیه بر آرشیو رد کرد. توقف طرح آماد ناگهانی نبود؛ طی چند ماه رخ داد و همراه با برنامه‌ریزی دقیق بود. افزون بر این، همه پروژه‌ها متوقف نشدند و همه تأسیسات نیز تعطیل نشدند. همچنین، به‌طور کلی درست نیست که «تجهیزات و محل‌های کار یا پاک‌سازی یا دفع شدند تا نشانه‌ای اندک از ماهیت حساس کارهای انجام‌شده باقی بماند».20

باقی این فصل، تعطیلی یا ادامه فعالیت تأسیسات کلیدی پروژه ۳ را با جزئیات بیشتری بررسی می‌کند. فصل ۱۱ این بحث را ادامه می‌دهد و بر شکاف‌های پایدار در توان ایران برای ساخت خودِ سلاح هسته‌ای تمرکز می‌کند. فصل ۱۲ سرنوشت و وضعیت کنونی تأسیسات چرخه سوخت آماد را بررسی می‌کند؛ از جمله پروژه غنی‌سازی اورانیوم ال‌غدیر و معدن و آسیاب گهچین.

توقف پروژه‌ها و تأسیسات کلیدی آماد

جدول شکل ۱۰.۴ فهرست جامع‌تری از پروژه‌های اصلی طرح آماد را که در فصل‌های پیشین بحث شده‌اند ارائه می‌کند و سرنوشت آن‌ها را به‌اختصار نشان می‌دهد.

پروژه / فعالیت تأسیسات / کارکرد سرنوشت پساآماد
ستاد آمادلافیزان-شیانتخریب شد و با تأسیسی نامرتبط جایگزین شد
۵استخراج و آسیاب اورانیوم (گهچین)ادامه یافت و زیر پادمان قرار گرفت
۵تبدیل اورانیوم (UF6)، کارخانه آزمایشیتخریب شد و با تأسیسات AEOI جایگزین شد
۵تبدیل اورانیوم (UF6)، طرح جدید تهرانساخته نشد و با تأسیسات AEOI جایگزین شد
۴غنی‌سازی اورانیوم (ال‌غدیر)ادامه یافت و سرانجام با عنوان کارخانه غنی‌سازی سوخت فردو زیر پادمان قرار گرفت
۴غنی‌سازی لیزری اورانیوممتوقف شد، سپس بعدتر بازراه‌اندازیِ جزئی شد
۴تبدیل HEUF6 به HEUF4احتمالاً به AEOI واگذار شد
۳.۱۱پروژه شبیه‌سازی ۱۱۰متوقف شد؟
۳کار نظری ذیل ۳.۱۲ادامه یافت
۳تولید مواد منفجره شدید، ریخته‌گریادامه یافت؛ درباره ریخته‌گری و تکمیل بار اصلی روشن نیست
۳مولد موج ضربه‌ایادامه یافت؛ درباره ساخت اجزا روشن نیست
۳کارگاه‌های متفرقه برای زیرمجموعه‌هانامشخص؛ احتمالاً توانمندی ادامه داشته است
۳.۲۰ و ۳.۲۱آغازگر نوترونیادامه یافت
۳تأسیسات آزمایش مؤلفه‌ها (۳.۱۲)سانجریان: در حالت آماده/فعال تا ۲۰۰۹؟
۳تأسیسات آزمایش مؤلفه‌ها (۳.۱۲)پارسین: در حالت آماده/فعال به‌صورت دوره‌ای تا ۲۰۱۱؟
۳تأسیسات آزمایش مؤلفه‌ها (۳.۱۲)مریوان: در حالت آماده/فعال تا ۲۰۲۰؟
۳تأسیسات آزمایش مؤلفه‌ها (۳.۱۲)گلاب‌دره: بر پایه اطلاعات موجود نامشخص
شکل ۱۰.۴. جدول سرنوشت تأسیسات و فعالیت‌های کلیدی طرح آماد.
شکل ۱۰.۴. جدول سرنوشت تأسیسات و فعالیت‌های کلیدی طرح آماد.

تأسیسات و فعالیت‌های کلیدی آماد که متوقف شدند

به نظر می‌رسید فعالیت‌های در مقیاس تولیدی طرح آماد پایان یافته‌اند؛ رخدادی که از لغو تصمیم ساخت پنج سلاح هسته‌ای ناشی می‌شد. پروژه شهید بوروجردی متوقف شد و چشم‌انداز تولید انبوه هسته‌های اورانیومیِ با غنای سلاح را به تعویق انداخت. افزون بر این، تصاویر ماهواره‌ای از محل نشان می‌دهد که این سایت می‌توانسته برای مأموریتی نظامی دیگر بازکاربری شده باشد.21 با این حال، ممکن است همه فعالیت‌های پروژه ۳.۱۴ پایان نیافته باشد (به پایین نگاه کنید).

حداقل یک سایت آماد آن‌قدر پرخطر به نظر می‌رسید که نتوان آن را حفظ یا برای کارکردی غیر از سلاح هسته‌ای بازکاربری کرد: مرکز پژوهش فیزیک در محله لازیان-شیانِ شمال تهران. این مرکز برای فعالیت‌های «آلوده‌کننده» زیادی به کار رفته بود، از جمله تولید اورانیوم دوترید. این محل همچنین به‌عنوان ستاد طرح آماد دیده می‌شد؛ جایی که مقام‌ها نشست‌های کمیته فنی را برگزار می‌کردند و کارکردهای دیگری هم داشت. این سایت در دهه ۱۹۹۰ توسط اطلاعات غربی کشف شد و افشاگری‌های رسانه‌ای درباره تدارکات غیرقانونی آن باید به ایران نشان داده باشد که پوشش سایت لو رفته است.

به‌جای آنکه آن را به‌عنوان یک سایت غیرمرتبط با سلاح هسته‌ای معرفی کند، ایران آن را تخریب کرد. از اواخر ۲۰۰۳ یا اوایل ۲۰۰۴ آغاز شد و تا میانه ۲۰۰۴ پایان یافت؛ طی این مدت ایران شش ساختمان صنعتی در PHRC را خراب کرد و زمین را چندین سانتی‌متر تراشید.22 سپس مجموعه‌ای ورزشی روی محل تخریب‌شده ساخته شد. هرچند نهایتاً در ژوئن ۲۰۰۴ پس از تخریب ساختمان‌ها و تراشیدن زمین، به آژانس اجازه دسترسی داده شد، ایران دسترسی به مصالح ساختمانی منتقل‌شده از آنجا را ممنوع کرد؛ موادی که بازرسان می‌توانستند نمونه‌برداری کنند، به‌ویژه از آن رو که نمونه‌برداری محیطی در خود سایت بازکاربری‌شده هیچ چیز نشان نداده بود. به همین نحو، نمونه‌برداری از انبارهای مجاور PHRC نیز به کشف اورانیوم نینجامید.

پروژه ۳.۱۱، یعنی پروژه شبیه‌سازی، شاید متوقف شده باشد. با این حال، کار نظریِ ذیل ۳.۱۲ ظاهراً ادامه یافت.

پروژه میدان، که با عنوان پروژه ۳.۱۹ نیز شناخته می‌شود و برای ساخت یک سایت زیرزمینی آزمایش هسته‌ای به کار می‌رفت، ظاهراً متوقف شده است. شواهدی وجود دارد که کارهای مرتبط با برآورد بازده لرزه‌ای ادامه یافته و در قالب فعالیت‌های دانشگاهی یا فعالیت‌های دیگری که تحت پوشش کمک به وظایف تأیید «CTBTO» انجام می‌شد، پنهان شده بود.

به نظر می‌رسد برنامه ساخت تأسیسات مونتاژ کلاهک هسته‌ای در مقیاس تولید نیز فعلاً کنار گذاشته شد. با این حال، ایران ممکن است همچنان فعالیت‌های مونتاژ کوچک‌مقیاس را در برنامه‌های پساآماد ادامه داده باشد.

تأسیسات آزمایش مؤلفه‌های سلاح هسته‌ای

ایران در چهار سایت مختلف ظرفیت گسترده‌ای برای آزمایش ایجاد کرده بود، همان‌گونه که در فصل ۴ شرح داده شد. برخی از این ظرفیت‌ها در هیچ جای دیگری در ایران وجود نداشت. حفظ این سایت‌ها و به‌ویژه نگه‌داشتن توانمندی آن‌ها، حتی اگر در جای دیگری مستقر می‌شدند، یکی از اولویت‌های بازسازمان‌دهی پساآماد بود. در واقع، بر پایه توضیحات اسرائیلی‌ها، دست‌کم سه سایت از چهار سایت، یعنی سانجریان، پارسین و مریوان، هنوز تحت کنترل سازمان‌های جانشین طرح آماد هستند یا تا همین اواخر چنین بوده‌اند.23

مجموعه آزمایش انفجار شدید در پارسین تا سال ۲۰۱۲ دست‌نخورده باقی مانده بود؛ زمانی که آژانس خواست از آن بازدید کند. سپس ایران آن را به‌طور گسترده پاک‌سازی کرد.24 استفاده از محفظه‌های تَلِغان ۱ و ۲ پس از ۲۰۰۳ دشوار است که تعیین شود، اما نمی‌توان آن را منتفی دانست.

ظرفیت‌های سانجریان دارایی‌ای یگانه بودند و در دیگر سایت‌های دفاعی ایران نمونه‌ای نداشتند. حفظ این ظرفیت‌ها و نیروی کار آن‌ها یکی از اولویت‌های برنامه بازآرایی پساآماد بود.

در پایان بحث درباره داستان‌های پوششی برای کار پساآماد، در سند «طراحی ۱۱۰ بر پایه تدابیر جدید» ایرانی‌ها راهبردی را برای حفظ قابلیت‌ها، تأسیسات و تیم‌های مرتبط با پروژه مولد موج ضربه‌ای مطرح کردند (نگاه کنید به بخش فرعی: فعالیت‌های بازآرایی).25 این یادداشت نشان می‌دهد که فعالیت‌های جاری چگونه با هدفی پوششی برای انجام آزمایش‌های انفجاری نظامی و غیرنظامی توجیه می‌شدند:

«پروژه‌های HMX و PETN باید توسط دانشگاه صنعتی مالک اشتر (MUT) یا مرکز انفجار اداره شوند. اما در هر صورت، باید از نیروی انسانیِ درگیر استفاده شود و از پراکنده شدن آن‌ها جلوگیری گردد. برای این کار، کل سایت سانجریان می‌تواند به‌صورت «مرکز پژوهش و مدل‌سازی مواد منفجره نظامی و غیرنظامی (مانند کلَدینگ)» تعریف شود. به این ترتیب، محفظه انفجار متوسط برای اجرای پژوهش‌های آزمایش‌های انفجاری الکتریکی قابل استفاده خواهد بود.»

آزمایش‌های انفجاری الکتریکی در این سند تعریف نشده‌اند، اما این اصطلاح در اسناد مربوط به سانجریان و دیگر سایت‌های آزمایشی آمده است (نگاه کنید به فصل ۴). همچنین باید توجه داشت که دانشگاه صنعتی مالک اشتر در داستان‌های پوششیِ تلاش پساآماد نقشی مهم دارد.

یادداشت اضافه می‌کند: «البته باید درباره این موضوع تصمیم گرفته شود که آیا دهانه‌های دوربین باید مسدود شوند یا با توجیه امکان استفاده احتمالی از آن باز نگه داشته شوند.» این جمله آخر ممکن است به نگرانی از آن اشاره کند که اگر دریچه اپتیکی محفظه Upper Nour-Abad برای ناظری بیرونی، مانند آژانس، قابل مشاهده باشد، نشان می‌دهد که محفظه آزمایش‌هایی را انجام داده که از یک دوربین پرسرعت احتمالاً مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ای استفاده کرده‌اند (نگاه کنید به شکل ۴.۱۸).

اشاره به cladding احتمالاً به روشی اشاره دارد که از بارهای شکل‌دار برای پیوند دادن یک فلز به فلز دیگر از طریق ضربه رانده‌شده با انفجار استفاده می‌کند. این نوع فعالیت، هم داستان پوششی مفیدی است و هم تکنیکی مهم با کاربردهایی در صنایع دیگر. کره شمالی نیز در اوایل دهه ۱۹۹۰ همین داستان پوششی را به آژانس ارائه کرد تا سایت آزمایش انفجار شدید در انتهای شمالی مرکز پژوهش هسته‌ای یونگ‌بیون را توضیح دهد؛ سایتی که مخفیانه آزمایش‌های انفجار شدید مرتبط با سلاح هسته‌ای انجام می‌داد.26

نشانه‌ای اندک، اگر اصلاً نشانه‌ای باشد، وجود دارد که کارهای سایت سانجریان مربوط به سلاح هسته‌ای پس از ۲۰۰۳ متوقف شده باشد. تصمیم ۲۰۰۳ ایران ظاهراً برای ادامه کار زیر پوشش غیرنظامی یا نظامیِ غیرهسته‌ای و شاید ادامه کارهای حساس و دشوارِ پنهان به کار گرفته شد. هم‌سو با این نتیجه، سایت سانجریان در تصاویر ماهواره‌ای تجاری پس از ۲۰۰۳ همچنان نگهداری‌شده به نظر می‌رسد.27

با این حال، در ۲۰۰۹ این سایت به‌طور عمومی توسط شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) معرفی شد که آن را «مرکز پژوهش انفجار و ضربه» در نزدیکی سانجریان، با نام اختصاری فارسی METFAZ، خواند. NCRI ادعا کرد که این سایت در حال توسعه چاشنی‌های انفجاری شدید برای استفاده در بمب‌های اتمی و ساخت اجزای این سامانه‌های انفجاری است.28

تصاویر ماهواره‌ای Google Earth پس از ۲۰۰۹ از تأسیسات سانجریان، که مؤسسه آن‌ها را بررسی کرده است، نشان می‌دهد این تأسیسات در مقایسه با سال‌های پیشین کمتر نگهداری می‌شد؛ نشانه‌ای دست‌کم ضمنی که نقش اصلی تأسیسات، یعنی تولید مولد موج ضربه‌ای، پس از گزارش NCRI تغییر کرده بود.29

سایت مریوان ظاهراً مدتی پس از ۲۰۰۳ حفظ شد. این سایت در منطقه‌ای بسیار دورافتاده در ایران قرار دارد و شاید همین امر رهبران طرح آماد را بیشتر ترغیب کرده باشد که آن را پس از ۲۰۰۳ دست‌نخورده نگه دارند، چه برای آزمایش بیشتر و چه به‌عنوان حالت آماده‌باش. این سایت آزمایش انفجار شدید امکان می‌داد ایران یک آزمون سرد پساآماد از یک ابزار انفجاری هسته‌ای را اجرا کند.

از ۲۰۰۳ به این سو، هرگاه تصاویر ماهواره‌ای تجاری در دسترس بوده، سایت پشتیبانی لجستیکی مریوان نشانه‌هایی از حضور پرسنل داشته است؛ از جمله در تصویری ماهواره‌ای از ۲۰۰۶، و نیز نشانه‌هایی ضعیف‌تر از فعالیت در حوالی ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ و دوباره در ۲۰۱۸، که شاید تا زمان تخریب سایت در اواسط تابستان ۲۰۱۹ ادامه یافته باشد.30 شکل ۱۰.۶. تصویر ماهواره‌ای تجاری ۲۰۰۶ را نشان می‌دهد؛ مؤسسه تصاویر زودتر از آن، به‌ویژه از ۲۰۰۳، زمانی که طرح آماد فعال بود، در اختیار ندارد. تصویر ۲۰۰۶ در سمت چپ حضور برخی پرسنل را تا اوایل ۲۰۰۶ نشان می‌دهد که از طریق ذوب برف روی برخی سقف‌های اصلی ساختمان‌ها و نیز ردپای پرسنل و خودروها در برف مشخص است. تصویر ۲۰۱۹ در سمت راست نشان می‌دهد که سایت پشتیبانی لجستیکی میان ۲۰۰۶ و ۲۰۱۹ عمدتاً بدون تغییر مانده بود.

ایران این سایت را در ژوئیه ۲۰۱۹ تخریب کرد و در ابتدا در ۲۰۲۰ دسترسی آژانس به آن را رد نمود.31 با ضبط آرشیو هسته‌ای، و سپس افزایش توجه آژانس و در اختیار داشتن اطلاعات بسیار دقیق درباره کارهای مرتبط با سلاح هسته‌ای در این محل آزمایشی، ایران شاید به این نتیجه رسیده بود که زمان تخریب سایت فرا رسیده است، پیش از آن‌که آژانس درخواست بازدید بدهد. توانایی آژانس برای تشخیص ذرات اورانیوم اعلام‌نشده در سایت‌های پاک‌سازی‌شده، حتی با وجود تلاش‌های گسترده برای لاپوشانی، شاید ایران را به این جمع‌بندی رسانده باشد که رد دسترسی به مریوان نیز ضروری است تا آژانس نتواند شواهد بیشتری از مواد هسته‌ای اعلام‌نشده و فعالیت‌های هسته‌ایِ مرتبط با طرح آماد، و شاید نیز کارهای پس از ۲۰۰۳، گرد آورد. با این حال، در برابر محکومیت گسترده بین‌المللی، از جمله تصویب قطعنامه‌ای در شورای حکام آژانس در ژوئن ۲۰۲۰، و برای تضعیف تلاش‌های آمریکا جهت مطرح کردن این موضوع در شورای امنیت سازمان ملل، ایران پذیرفت در اوت ۲۰۲۰ اجازه بازرسی بدهد.

پس از بازدید آژانس از سایت، تصاویر ماهواره‌ای نشان‌دهنده حفاری و خاک‌برداری بیشتر در یکی از دو پناهگاه شناسایی‌شده در محل آزمایش انفجار شدید است. در این پناهگاه، که احتمالاً پناهگاه دوربین بوده، یک گودال مستطیلی کوچک به اندازه تقریبی ۱٫۵ در ۵ متر دیده می‌شود (نگاه کنید به شکل ۱۰.۷).

بر پایه سابقه موجود تصاویر ماهواره‌ای تجاری، دست‌کم به مدت ۱۴ سال (۲۰۰۶ تا ۲۰۲۰) هیچ فعالیتی که به‌وضوح قابل تشخیص باشد در این پناهگاه احتمالی دوربین دیده نمی‌شد.

اما در فاصله ۱ سپتامبر تا ۸ سپتامبر ۲۰۲۰، یک گودال مستطیلی کوچک در سمت غربی پناهگاه احتمالی دوربین ایجاد شد؛ امری که به‌طور معقول به نظر نمی‌رسد بخشی از فعالیت‌های بازرسی در محل بوده باشد که مؤسسه دریافته بود در پایان اوت ۲۰۲۰ انجام شده است. همچنین باید یادآور شد که بین ۲۰ تا ۲۵ اکتبر، به‌نظر می‌رسد حفاری/خاک‌برداری تازه دیگری در شمال‌شرقی این گودال و در بخشی از پناهگاه احتمالی دوربین انجام شده است. اگر آژانس فقط در اوت ۲۰۲۰ در محدوده مریوان/آباده بوده باشد، آنگاه به‌نظر می‌رسد خاک‌برداری/حفاری/اسکراپ اخیر نمی‌توانسته زیر نظر آژانس انجام شده باشد.

هدف این دو فعالیت اخیر زمین‌برداری مشخص نشد.

شکل ۱۰.۶. سایت پشتیبانی لجستیکی مریوان بیش از یک دهه تقریباً بدون تغییر باقی ماند تا این‌که در ژوئیه ۲۰۱۹ تخریب شد.
شکل ۱۰.۶. سایت پشتیبانی لجستیکی مریوان بیش از یک دهه تقریباً بدون تغییر باقی ماند تا این‌که در ژوئیه ۲۰۱۹ تخریب شد.
شکل ۱۰.۷. حفاری و خاک‌برداری/اسکراپ شناسایی‌شده در پناهگاه احتمالی دوربین، پس از ۳۱ اوت ۲۰۲۰. هدف این فعالیت‌های اخیر زمین‌برداری همچنان نامشخص است.
شکل ۱۰.۷. حفاری و خاک‌برداری/اسکراپ شناسایی‌شده در پناهگاه احتمالی دوربین، پس از ۳۱ اوت ۲۰۲۰. هدف این فعالیت‌های اخیر زمین‌برداری همچنان نامشخص است.

سرنوشت کارخانه آزمایشی تولید هسته اورانیوم شهید محلاتی

پس از بسته شدن طرح آماد در پاییز ۲۰۰۳، سرنوشت کارخانه آزمایشی شهید محلاتی بر اساس اطلاعات موجود روشن نیست. این سایت ممکن است بعد از ۲۰۰۳ کار کرده باشد، راکد مانده باشد، یا شاید هشت سال در حالت آماده‌باش باقی مانده باشد (نگاه کنید به شکل ۱۰.۸). تا آن زمان، به نظر می‌رسد محل سالم بوده و می‌توانسته از نظر عملیاتی آماده بماند، یا حتی برای پژوهش و توسعه روی فلز اورانیوم یا مواد جانشین به کار رفته باشد.

تصاویر ماهواره‌ای تجاری نشان می‌دهد که میان نوامبر ۲۰۱۰ و آوریل ۲۰۱۱، ساختمان کارگاه متالورژی اورانیوم برچیده شد؛ با برداشته شدن کانال‌کشی‌های تهویه و پدیدار شدن آوار تخریب (مقایسه کنید با شکل‌های ۱۰.۸ و ۱۰.۹). پس از آوریل ۲۰۱۱، ساختمان ظاهراً متروکه شد (نگاه کنید به شکل ۱۰.۱۰)، همان‌گونه که از خرابی قابل مشاهده سقف برمی‌آید. احتمالاً دیگر هرگز به کارکرد اصلی خود بازنخواهد گشت. با این حال، سرنوشت تجهیزات و مواد وابسته ناشناخته است.

شکل ۱۰.۸. کارگاه فلزات اورانیوم در شهید محلاتی در تصویر Google Earth مورخ ۱۳ نوامبر ۲۰۱۰ ظاهراً سالم بود.
شکل ۱۰.۸. کارگاه فلزات اورانیوم در شهید محلاتی در تصویر Google Earth مورخ ۱۳ نوامبر ۲۰۱۰ ظاهراً سالم بود.
شکل ۱۰.۹. کار تخریب و برچیدن گسترده در تصویر Google Earth مورخ ۲۷ آوریل ۲۰۱۱ به‌وضوح دیده می‌شود.
شکل ۱۰.۹. کار تخریب و برچیدن گسترده در تصویر Google Earth مورخ ۲۷ آوریل ۲۰۱۱ به‌وضوح دیده می‌شود.
شکل ۱۰.۱۰. تصویر Google Earth در دسامبر ۲۰۱۹ که ساختمان‌های ظاهراً متروکه را نشان می‌دهد.
شکل ۱۰.۱۰. تصویر Google Earth در دسامبر ۲۰۱۹ که ساختمان‌های ظاهراً متروکه را نشان می‌دهد.

یادداشت‌ها

  1. مصاحبه‌های آلبریت با مقام‌های اطلاعاتی غربی، ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲. همچنین نگاه کنید به: Erich Follath und Holger Stark, “A History of Iran’s Nuclear Ambitions,” Der Spiegel, June 17, 2010, https://www.spiegel.de/international/world/the-birth-of-a-bomb-a-history-of-iran-s-nuclear-ambitions-a-701109.html.
  2. Ronen Bergman, “The Secrets of Fakhrizadeh,” Yedioth Ahronoth, 4 دسامبر ۲۰۲۰ (به عبری)، https://www.timesofisrael.com/israel-has-tape-of-slain-iran-nuke-chief-talking-about-building-five-warheads/.
  3. “The Secrets of Fakhrizadeh.”
  4. مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، Implementation of the NPT Safeguards Report in the Islamic Republic of Iran, GOV/2003/40, 6 ژوئن ۲۰۰۳, https://www.iaea.org/sites/default/files/gov2003-40.pdf.
  5. Implementation of the NPT Safeguards Report in the Islamic Republic of Iran, GOV/2003/40.
  6. مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، Implementation of the NPT Safeguards Agreement in the Islamic Republic of Iran, GOV/2003/75, 10 نوامبر ۲۰۰۳، بندهای ۳ و ۴، https://www.iaea.org/sites/default/files/gov2003-75.pdf.
  7. مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، Implementation of the NPT Safeguards Agreement and relevant provisions of Security Council resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65, 8 نوامبر ۲۰۱۱، صص. ۵-۶، http://isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/IAEA_Iran_8Nov2011.pdf.
  8. Implementation of the NPT Safeguards Agreement in the Islamic Republic of Iran, GOV/2003/75.
  9. Implementation of the NPT Safeguards Agreement in the Islamic Republic of Iran, GOV/2003/75.
  10. مؤسسه نام کوچک عباسی‌دوانی را «فریدون» لاتین‌نویسی می‌کند؛ اسلایدهای اسرائیلی آن را «فریدئون» می‌نویسند.
  11. پاسخ به پرسش‌های آلبریت نزد وزارت خارجه اسرائیل، اکتبر ۲۰۲۰. پاسخ کامل چنین بود: «بر پایه محتوا و زمینه آن، با اطمینان بالا ارزیابی می‌کنیم که این سند در نیمه دوم ۲۰۰۳، و محتمل‌تر در حوالی تاریخ سند دوم [۲۵ اکتبر ۲۰۰۳] نوشته شده است.» سند دوم در متن بررسی شده است.
  12. ترجمه دیگری از این سند که اسرائیل ارائه کرده بود، این عنوان را داشت: «Re-Planning 110 According to New Instructions.» یک مطالعه پیشین مؤسسه از ترجمه اسرائیلی استفاده کرده بود. این کتاب از ترجمه خود مؤسسه از سند ایرانی استفاده می‌کند. درخواست برای دریافت کل سند رد شد، هرچند آلبریت نسخه فارسی را در تل‌آویو دید.
  13. ساقب در برخی ترجمه‌های انگلیسی این سند به‌صورت Sareb نیز آوانویسی شده است. مترجم مؤسسه باور دارد Saqib دقیق‌تر است. ساقب یک نام مردانه به معنای درخشان، تابان یا برق‌زننده است.
  14. یادداشت «بیانیه محسن فخری‌زاده»، ۲۵ اکتبر ۲۰۰۳. از آرشیو هسته‌ای. برای بحث بیشتر درباره این سند، فصل ۱۱ را ببینید.
  15. Briefing for Albright, Tel Aviv, 1 نوامبر ۲۰۱۸.
  16. Briefing by telephone that included Albright by senior Israeli officials, 30 آوریل ۲۰۱۸.
  17. “Statement of Mohsen Fakhrizadeh,” 25 اکتبر ۲۰۰۳.
  18. ترجمه این سند در بریتانیا انجام شد و از املاي Britishِ center استفاده کرد. برای اطلاعات بیشتر درباره مراکز سازمان‌های پساآماد، فصل ۱۳ را ببینید. در این فصل، هنگام نقل سند نوترون، املای بریتانیایی به‌کار رفته است.
  19. “New Document Reopens Question on Whether Iran’s Nuclear Weaponization Work Continued Past 2003,” Institute for Science and International Security, 14 دسامبر ۲۰۰۹, https://isis-online.org/isis-reports/detail/new-document-reopens-question-on-whether-irans-nuclear-weaponization-work-c/8. نسخه‌های فارسی و انگلیسی سند در: https://isis-online.org/isis-reports/detail/farsi-and-english-versions-of-document-on-neutron-initiator/ موجودند.
  20. به‌عنوان نمونه، نگاه کنید به: IAEA Director General, Implementation of the NPT Safeguards Agreement and relevant provisions of Security Council resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65, 8 نوامبر ۲۰۱۱، صص. ۵-۶، http://isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/IAEA_Iran_8Nov2011.pdf.
  21. David Albright, Olli Heinonen, Frank Pabian, and Andrea Stricker, “A Key Missing Piece of the Amad Puzzle: The Shahid Boroujerdi Project for Production of Uranium Metal & Nuclear Weapons Components,” Institute for Science and International Security, 11 ژانویه ۲۰۱۹, https://isis-online.org/isis-reports/detail/a-key-missing-piece-of-the-amad-puzzle/8.
  22. “ISIS Imagery Brief: Destruction at Iranian Site Raises New Questions about Iran’s Nuclear Activities,” Institute for Science and International Security, 17 ژوئن ۲۰۰۴, http://isis-online.org/isis-reports/detail/isis-imagery-brief-destruction-at-iranian-site-raises-new-questions-about-i/8.
  23. Briefing for Albright, Tel Aviv, 23 فوریه ۲۰۲۰.
  24. برای تصاویرِ نشان‌دهنده پاک‌سازی در پارچین، نگاه کنید به: David Albright, Sarah Burkhard, Olli Heinonen, Allison Lach, and Frank Pabian, “Revisiting Parchin,” Institute for Science and International Security, 21 اوت ۲۰۱۷, http://isis-online.org/isis-reports/detail/revisiting-parchin/8.
  25. Briefing in Tel Aviv for Albright, 27 ژانویه ۲۰۱۸.
  26. David Albright and Keven O’Neill, Solving the North Korean Nuclear Puzzle (Washington, D.C.: Institute for Science and International Security Press, 2000), p. 65.
  27. David Albright and Olli Heinonen, “Shock Wave Generator for Iran’s Nuclear Weapons Program,” Institute for Science and International Security, 7 مه ۲۰۱۹, https://isis-online.org/isis-reports/detail/shock-wave-generator-for-irans-nuclear-weapons-program-more-than-a-feasibil/8 (تحلیل تصاویر: Frank Pabian).
  28. James Mackenzie, “Exiled Group Says Iran Working on Nuclear Triggers,” Reuters, 24 سپتامبر ۲۰۰۹, https://www.reuters.com/article/idINIndia-42681020090924.
  29. “Shock Wave Generator for Iran’s Nuclear Weapons Program.”
  30. David Albright, Sarah Burkhard, and Frank Pabian, “Abadeh is Marivan (Revised and Updated): A Key Iranian Former Secret Nuclear Weapons Development Test Site,” Institute for Science and International Security, 18 نوامبر ۲۰۲۰, https://isis-online.org/isis-reports/detail/abadeh-is-marivan-irans-former-secret-nuclear-weapons-development-test-site.
  31. David Albright, Sarah Burkhard, Frank Pabian, and Andrea Stricker, “Iran Defies the International Atomic Energy Agency: The IAEA’s Latest Iran Safeguards Report,” Institute for Science and International Security, 10 ژوئن ۲۰۲۰, https://isis-online.org/isis-reports/detail/iran-defies-the-international-atomic-energy-agency/8. در این گزارش، سایت مریوان را آباده نامیده‌اند.