با «متوقف شدن» طرح آماد، ایران تا پایان سال ۲۰۰۳ تا چه اندازه به هدف خود برای دستیابی به زرادخانه هستهای نزدیک شده بود؟ روشن است که تا آن زمان، طرح آماد در ساخت هیچ سلاح هستهای موفق نشده بود. سادهترین توضیح فنی این است که ایران هنوز منبع داخلی کافی برای اورانیوم با غنای تسلیحاتی یا پلوتونیوم جداشده در اختیار نداشت. از نظر تولید ماده شکافتپذیر هستهای، پروژه آلغدیر (Al Ghadir) از همه جلوتر بود، اما هنوز دستکم چند سال تا تولید اورانیوم با غنای تسلیحاتی فاصله داشت. همانگونه که در فصل ۱۲ با جزئیات بیشتری بررسی خواهد شد، این پروژه پس از طرح آماد نیز ادامه یافت، هرچند با سرعتی کمتر، اما تا سال ۲۰۰۹، یعنی شش سال پس از تعطیلی آماد، برای عملیات آماده نبود. حتی اگر طرح آماد پس از ۲۰۰۳ با سرعت کامل و بهصورت یک برنامه ضربتی ادامه مییافت، ایران همچنان برای رسیدن به مقدار کافی اورانیوم با غنای تسلیحاتی برای پنج سلاح هستهای به زمان بیشتری نیاز داشت.
فارغ از اینکه ایران مقدار کافی اورانیوم با غنای تسلیحاتی - یا به همین ترتیب، پلوتونیوم جداشده - در اختیار نداشت، پروژههای ۱۱۰ و ۱۱۱ تا پایان ۲۰۰۳ چه میزان در مسیر تولید سلاح هستهای پیش رفته بودند؟ گلوگاهها یا شکافهای باقیمانده چه بودند؟
در هر مقطع زمانی، ردیابی دقیق توانایی یک کشور برای ساخت سلاح هستهای قابل تحویل یا قابل آزمایش دشوار است، مگر آنکه از برنامه نشتهای بزرگ رخ داده باشد، یک آزمایش هستهای زیرزمینی انجام شده باشد، یا مدرک روشنی از در اختیار داشتن سلاح هستهای وجود داشته باشد. بهطور کلی، تعیین توانایی کشورها در تولید ماده انفجاری هستهای بسیار سادهتر است. ایران از این معضل مستثنا نبوده است. با این حال، آرشیو هستهای نگاهی بیسابقه به پیشرفت آن در حوزه تسلیحاتیسازی فراهم میکند، بهویژه درباره پروژه ۱۱۰، و اجازه میدهد به پرسشهای مربوط به دستاوردهای آن بسیار عمیقتر پاسخ داده شود.
متأسفانه، پاسخ به این پرسشها ناگزیر به بحثی بسیار حساس میرسد که فراتر از امکان این کتاب است. دولت اسرائیل تصمیم گرفت ارزیابیهای بهروزشده خود را درباره وضعیت برنامه سلاح هستهای ایران علناً منتشر نکند. با وجود آنکه چند کشور مجموعه کامل اسناد آرشیو را از اسرائیل دریافت کردند، هیچکدام ارزیابی عمومی بر پایه مواد آرشیو منتشر نکردهاند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز هیچ بیانیه مرتبطی بر پایه ارزیابی اسناد آرشیو منتشر نکرده است. خوشبختانه، اطلاعات عمومیِ کافی وجود دارد تا بتوان بدون اتکا به اسناد حساس، تصویری از موضوع ارائه کرد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیشتر پیشرفت کلی پروژههای ۱۱۰ و ۱۱۱ را ارزیابی کرده بود، هرچند با اطلاعاتی کمتر از آنچه امروز در دسترس است. کار این آژانس بهصورت داخلی در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ توزیع شد و بسیاری از یافتههای آن بعدتر علنی شد. تا آن زمان، بازرسهای آژانس، از جمله کارشناسان سلاح هستهای، اسناد «لپتاپ» و انواع اطلاعات دریافتی از کشورهای عضو را بهطور گسترده بررسی کرده بودند (نگاه کنید به فصل ۷). با در اختیار داشتن تنها بخش کوچکی از اسناد ضبطشده آرشیو هستهای و بیاطلاع از شماری از تأسیسات و فعالیتهای آماد، تحلیلگران آژانس همچنان توانستند ارزیابیای کلی، هرچند ناقص، از دستاوردهای ایران در حوزه سلاح هستهای تا حدود سال ۲۰۰۴ تدوین کنند. این را میتوان یک ارزیابی حداقلی از دستاوردهای پروژههای ۱۱۰ و ۱۱۱ دانست. آژانس توانمندیهای ایران را بیش از حد برآورد نمیکرد، هرچند احتمالاً توانمندیهای ایران را در اواخر ۲۰۰۳ کمتر از واقع تخمین میزد.
یکی از نتیجهگیریهای محوری آژانس در سال ۲۰۰۹ این بود که ایران «اطلاعات کافی برای طراحی و تولید یک سلاح هستهای انفجاریِ عملی بر پایه HEU [اورانیوم با غنای بالا] بهعنوان سوخت شکافت» گرد آورده بود.۱ همراه با ارزیابیهایی مبنی بر اینکه ایران سایر جنبههای کلیدی ساخت یک سلاح انفجاری هستهای، از جمله سامانههای آتشدهی با ولتاژ بالا و اجزای مواد منفجره پرقدرت را تکمیل کرده بود، آژانس همچنین به این نتیجه رسید که «ایران یک سامانه آغازگر مواد منفجره پرقدرت، نسبتاً فشرده، تولید کرده بود».۲ مورد اخیر با بحث فصلهای پیشین درباره مولد موج ضربهای سازگار است.
با وجود اینکه آژانس متقاعد شده بود ایران میدانست چگونه با استفاده از اورانیوم با غنای تسلیحاتی یک ماده منفجره هستهای بسازد، نتوانست نتیجه بگیرد که پروژه ۱۱۱ تا پایان ۲۰۰۳/۲۰۰۴ همه کارهای لازم برای ساخت یک سامانه قابل تحویل با موشک را به پایان رسانده است. کارشناسان سلاح هستهای آژانس نتیجه گرفتند که ایران جنبههایی از پویایی پایدار پرواز برای یک محموله جدید، اثرات حرارتی ناشی از گرمشدن آیرودینامیکی، و اثرات ضربهایای را که یک محموله ممکن است در توالی شلیک تا اصابت تجربه کند، بررسی کرده بود.۳ با این حال، آژانس نتوانست نتیجه بگیرد که پروژه ۱۱۱ همه کارهای لازم برای سرهمبندی یک سامانه عملیاتی را تا پایان ۲۰۰۳/۲۰۰۴ به انجام رسانده است. کارشناسان آن دریافتند که مطالعات ایران مقدماتی بوده و برای نهاییکردن آخرین طراحی محفظه ورود مجدد و محتویات آن، که «design 14» نام گرفته بود، به کار بیشتری نیاز بوده است؛ پیش از آنکه سختافزاری برای اهداف آزمایشی تولید شود.۴
پروژه ۱۱۱ همچنین مطالعات مهندسی الکترونیک برای تولید سامانه مسلحسازی و چاشنیگذاری برای سرجنگی انجام داد و یک نمونه اولیه از این سامانه ساخت. کارشناسان آژانس نتیجه گرفتند که ایران پیش از آنکه بتواند واحدی مقاومتر و قادر به ایجاد گزینه چاشنیگذاری انفجار هوایی بسازد، به کارهای بیشتری نیاز خواهد داشت؛ بهویژه واحدی که هم ایمن و هم قابلاعتماد عمل کند.۵
بر پایه گزارش داخلی آژانس در سال ۲۰۰۹:۶
در مجموع، آژانس بر این باور نیست که ایران تا این زمان [۲۰۰۳] به توانایی ادغام یک محموله هستهای در موشک شهاب ۳ با هر میزان اطمینان دست یافته باشد که بتوان گفت این کار حتماً عمل خواهد کرد. با این حال، با تلاش بیشتر احتمالاً ایران بر مشکلات غلبه خواهد کرد و سطح اطمینان نیز افزایش مییابد.
نتیجهگیریهای آژانس با دیگر کشورهای مهم نیز همراستا بود؛ یعنی این نتیجه که ایران تا اواخر ۲۰۰۳ هنوز کار بیشتری برای ادغام یک سرجنگی در موشک بالستیک در پیش داشت.
با آنکه آژانس اشاره میکرد ایران در پی تحویل یک سرجنگی هستهای از طریق موشک بود، توانایی ایران برای بهرهگیری از «تحویل نامتعارف» یک سلاح هستهای را نیز ارزیابی کرد؛ برای نمونه، یک ماده منفجره هستهای که در یک محفظه و روی یک کشتی باری حمل شود یا در یک کامیون جابهجا گردد. تحلیلگران آژانس اشاره کردند که چنین سامانهای محدودیتهای شدید فضایی یا وزنی نخواهد داشت و میتواند از سامانه سادهتری برای مسلحسازی و چاشنیگذاری استفاده کند. کارشناسان آژانس نتیجه گرفتند که برنامه توسعه محموله ایران «میتوانست بهراحتی در یک سامانه تحویل خشنتر نیز جای بگیرد».۷
همین تحلیل درباره انجام یک آزمایش هستهای زیرزمینی توسط ایران نیز صدق میکند. نیازهای این سامانه در آن حالت بسیار کمتر از یک سرجنگیِ تحویلشونده با موشک خواهد بود.
مسائل خاص پیشِ روی پروژه ۱۱۰
فارغ از نبود اورانیوم با غنای تسلیحاتی، ایران تا پایان ۲۰۰۳ هنوز به مرحله ساخت نمونه اولیه سلاح هستهای نرسیده بود؛ مرحلهای که باید پیش از تولید نخستین سلاح هستهای انجام میشد (نگاه کنید به فصل ۱۰). این موضوع را گزارشگران اسرائیلی نیز تأیید کردند و آنان نیز نتیجه گرفتند که آماد تا پایان ۲۰۰۳ هنوز یک نمونه اولیه صنعتیِ سلاح هستهای، حتی بدون اورانیوم با غنای تسلیحاتی، نساخته بود؛ هرچند همه زیرسامانههای اصلی ساخته و آزمایش شده بودند. برنامهای از طرح آماد در سال ۲۰۰۲ میگفت که یک «نمونه اولیه مهندسی محصول» تا نوامبر ۲۰۰۳ تکمیل خواهد شد. اما این کار در عمل با تأخیر روبهرو شد و تا اواخر پاییز ۲۰۰۳ نیز ناتمام مانده بود. اینکه ایران چه مدت برای تکمیل این مرحله نیاز داشت، بهدقت قابل تعیین نیست، هرچند باید آن را در مقیاس ماهها سنجید، نه سالها.
در ارتباط با ساخت نمونه اولیه صنعتی، همانگونه که در فصلهای ۴ و ۱۰ نیز مطرح شد، آماد ممکن است تا پایان ۲۰۰۳ «آزمون سرد» را انجام داده باشد یا نکرده باشد. یک آزمون سرد موفق، پیش از ساخت نمونه اولیه صنعتی، حیاتی بود. با این حال، وضعیت واقعی همچنان نامشخص است.
علاوه بر مسائل یادشده، تأسیسات مونتاژ سلاح هستهای نیز ناتمام بود. این تأسیسات که قرار بود تا ژوئیه ۲۰۰۳ تکمیل شود، هنگام تعطیلی طرح آماد همچنان نیمهکاره باقی مانده بود.
در سال ۲۰۰۳، پروژه ۱۱۰ همچنین با مشکلات سازمانی و تخصصی مواجه بود که کار آن را کند کرد و تا حدی تأخیر در ساخت نمونه اولیه را توضیح میدهد. سندی در آرشیو که خلاصهای از گفتوگویی میان رهبران ارشد آماد را ارائه میکند، چند مسئله سازمانی پیشروی پروژه ۱۱۰ را در پاییز ۲۰۰۳ برمیشمارد. شرکتکنندگان جلسه شامل افراد آشنای این کتاب بودند: محسن فخریزاده، فریدون عباسی-دوانی، مسعود علیمحمدی، سید محمدمهدی طهرانچی و مجید شهریاری.
این سند، که تاریخ آن ۲۵ اکتبر ۲۰۰۳ است، گفتوگویی صریح درباره پروژه ۱۱۰ را ثبت کرده و یکی از گلوگاههای اصلی را «نبود ساختار نیروی انسانی کافی و ساختار مناسب برای فعالیت بهینه زیرپروژههای پروژه ۱۱۰» میداند. طهرانچی، که مسئول پروژه ۳.۳۰ در حوزه تشخیص بود، چنین گفت:
در ساختار فعلی، هر زیرپروژه جزیرهای مستقل در رابطه با زیرپروژههای دیگر است، که مشکلاتش فقط به خودش مربوط میشود و بنابراین بر دیگران اثری نخواهد گذاشت. ساختارهای تو در تو نیز مشکلساز خواهند شد. در مطلوبترین ساختار، ایجاد زیرپروژههای مستقل با رویههای مشخص و روشهای اجرایی تعیینشده، از بروز مشکل جلوگیری خواهد کرد. اگر روش اجرایی مطلوب کدگذاری شود و طرح بهدرستی تقویت گردد، شانس رسیدن به نتیجه سریعتر خواهد شد.
فخریزاده در ادامه یادآور شد که هدف آنان «تولید محصولی با عنوان سقیب-۱» است؛ همان ماده انفجاری هستهای بنیادی. او تأکید کرد که «هدف اصلی ساخت نمونه اولیه صنعتی» است؛ امری که نشاندهنده تعهد پساآماد ایران به ساخت یک نمونه اولیه سلاح هستهای است (نگاه کنید به فصل ۱۰).
او در توضیح چالش ساخت «محصول»، سقیب-۱، افزود:
با هدف ساخت محصول، باید طرح گلوگاه محوری را شناسایی کنیم. گروه پروژه و کمیته فنی موظفاند بر گلوگاههای شناساییشده تمرکز کنند و همه توان خود را برای رفع آنها به کار بگیرند. در این زمینه، طراحی ارتباط مناسب با زیرپروژهها میتواند کمک چشمگیری کند. به نظر میرسد کمیته فنی هنوز نتوانسته نقش سیستمی خود را ایفا کند. مراحل اجرای پروژه به شرح زیر است:
- پژوهش، مطالعه و مطالعه امکانسنجی (فعالیتهای لازم تا اینجا انجام شده است).
- تعیین طرح محوری (طرح محوری از قبل تعیین شده است).
- محاسبات و تحلیل (مقدار کار لازم انجام شده است).
- طراحی (محاسبات و تحلیل، تولید و آزمون) (هنوز نهایی نشده است)
- تولید
- طراحی مجدد (بازگشت به مرحله ۴).
- خرید و تولید نمونه اولیه.
او نتیجه گرفت: «از مرحله طراحی به بعد هیچ اقدام جدی انجام نشده است. و ما حدود شش ماه است که در این مرحله گیر کردهایم و هنوز به مرحله طراحی مجدد نرسیدهایم.»
سخن او نشان میدهد که از بهار ۲۰۰۳ به بعد، پیشرفت پروژه ۱۱۰ کند شده بود و، هنگامی که بر پایه یک طرح محوری تنظیم میشد، در زمینه تولید، طراحی مجدد و ساخت نمونه اولیه کمتر از انتظار پیش رفته بود.
پس از فخریزاده، عباسی-دوانی، علیمحمدی و شهریاری نیز اظهارنظر کردند:
عباسی-دوانی: «با وجود آنکه نشستهای شورای آزمون و پیگیری برگزار شده و در چند ماه گذشته آزمونهای مختلفی اجرا شده است، به دلیل نبود هماهنگی و انسجام مدیریتی، پیشرفت چشمگیری نداشتهایم.»
علیمحمدی: «دلیل اینکه هنوز نتوانستهایم از حلقه طراحی به طراحی مجدد خارج شویم، نبود دانش علمیِ لازم درباره طراحی و طراحی مجدد بوده است. مشکل اصلی کاهش خروجی علمی پروژه است. بنابراین باید اجزای پروژه را با دقت مطالعه کنیم تا مسائل را شناسایی کنیم.»
شهریاری: «لازم است کمیته فنی بتواند برای یافتن راهحلِ مشکلات جستوجو کند. طرح مسائل فنی و تکنولوژیک و یافتن بهترین راهحلهای ممکن در داخل کمیته انجام میشود.»
فخریزاده گفتوگو را چنین جمعبندی میکند:
نقطه کلیدی و نقطه آغاز، طراحی است. برای انجام طراحی مجدد، طراحی باید مجموعهای از پرسشها را مشخص میکرد تا این پرسشها به دستورالعملهایی برای تیمهای دیگر مانند تولید و آزمون تبدیل شوند. همچنین کمیته فنی باید ضرورت و کفایتِ پرسشها را بررسی میکرد. اگر در این زمینه توافقی وجود دارد، باید آن را در دستور کار قرار دهیم.
هیچیک از این مشکلات بهنظر حلناشدنی نمیآیند - هیچ مدرکی وجود ندارد که این وظایف در سالهای بعد توسط سازمانهای جانشین آماد اجرا نشده باشند.
اطلاعات پس از آماد
راه دیگر برای درک گلوگاههای پروژه ۱۱۰ در اواخر ۲۰۰۳، بررسی نشانههای کارهای مرتبط با سلاح هستهای است که ایران پس از ۲۰۰۳ دنبال کرد. این اطلاعات را میتوان در دادههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، همراه با اطلاعات دیگری که مؤسسه گردآوری کرده است، یافت. کارهای پساآماد ایران درباره سلاح هستهای در فصلهای بعدی بیشتر بررسی خواهد شد، اما در اینجا برای فهم بهتر گلوگاههای پروژه ۱۱۰ در سال ۲۰۰۳ از آنها استفاده میشود.
منبع نوترون
آژانس در گزارش پادمانی نوامبر ۲۰۱۱ خود گزارش داد که ایران ممکن است کار بر روی آغازگر نوترونی را ادامه داده باشد، از طریق آغاز «یک برنامه چهار ساله، از حدود ۲۰۰۶ به بعد، برای اعتبارسنجی بیشتر طراحی این منبع نوترونی، از جمله با استفاده از یک ماده غیردهستهای برای جلوگیری از آلودگی».۸ آژانس منبع این اطلاعات را ارائه نکرد، اما این روایت ظاهراً نسخه کاملتری از سند نوترونی است که در فصل ۱۰ با عنوان «چشمانداز فعالیتهای ویژه مرتبط با نوترون در ۴ سال آینده» بررسی شد.۹
این سند، بر پایه نسخهای که مؤسسه به دست آورده، با ترسیم «فعالیتهای ویژه مرتبط با نوترون» آغاز میشود:
- محاسبه و شبیهسازی
- تولید ماده منبع
- مونتاژ منبع
- طراحی و اجرای آزمایشها برای آزمون منبع. این مورد «وابسته به سهولت یافتن روشهایی برای آشکارسازی نوترونهای پالسیِ بهدستآمده از منابع داغ و سرد» است.
در اینجا واژه «منبع» بهکار رفته است، واژهای آشنا در بسیاری از اسناد آماد که به آغازگر نوترونیِ اورانیوم-دوترید اشاره دارد. معنای «داغ» و «سرد» در این زمینه روشن نیست، اما شاید به وجود یا عدم وجود اورانیوم اشاره داشته باشد.
هرچند بسیاری از فعالیتهای توصیفشده در این سند میتواند تلاشی برای بازسازی توانایی پروژه در ساخت آغازگرهای اورانیوم-دوترید، هرچند بهصورت پنهانتر و همراه با فعالیتهای آشکار و پنهانِ شرحدادهشده در فصل ۱۰، تلقی شود، برخی از واژهها نشان میدهد که هنوز کارهای اضافی و تدارکات بیشتری لازم بوده است؛ از این رو میتوان نتیجه گرفت که همه کارها تا پایان ۲۰۰۳ تمام نشده بود. بهویژه، آزمایشها و محاسبات بیشتری پیشنهاد شده بود. ارزیابی آژانس مبنی بر اینکه این کار «اعتبارسنجی بیشتر طراحی» بوده نیز بهطور ضمنی نشان میدهد که کار بیشتری لازم بوده است.
بهطور مشخص، سند از انجام مجموعهای از فعالیتها، از جمله ساخت، تدارکات، محاسبات و شبیهسازیهای ویژه، ذیل عنوان «برنامههای اولویتدار برای یافتن روشهایی برای آشکارسازی نوترونهای پالسیِ بهدستآمده از منابع داغ و سرد» سخن میگوید.
ذیل عنوان «تأمین آشکارسازهای لازم و تجهیزات الکترونیکی»، با آنکه اذعان میکند تواناییهایشان «نسبتاً خوب» است، آمده است که کمبودها باید «از طریق ایجاد، طراحی و خریدِ راهحلها تحت ترتیبات عادی پروژه» برطرف شوند. ترتیبات عادی همان فعالیتهای آشکار هستند که پیشتر بحث شد. این کار میتوانست در دانشگاهها و مراکز پژوهشی باز انجام شود.
آزمایشهای آشکارسازی نوترون پالسی با استفاده از تجهیزات موجود برنامهریزی شده بود. این آزمایشها به «پرسنل ما امکان میداد تا دانش بیشتری درباره موضوع به دست آورند».
ذیل عنوان «ایجاد شرایط آزمایشی مشابه شرایط واقعی برای آشکارسازی نوترونهای پالسیِ بهدستآمده از منبع»، مجموعهای از آزمایشها با منبع برنامهریزی شده بود.
اولویت دیگر «تولید مواد و مونتاژ منبع» بود. این کار شامل بازآفرینی یا تکرار بخشی از کار پروژههای ۳.۲۰ و ۳.۲۱ میشد. بر پایه سند، این کار مستلزم موارد زیر بود:
- راهاندازی دوباره راکتوری که گاز D [دوتریوم] تولید میکند ... و ناتوانی در تأمین چنین گازی؛
- طراحی و ساخت آزمایشگاههای سیار مناسب؛
- راهاندازی دوباره راکتوری که مواد را تولید میکند و قرار دادن آن در جعبه دستکش؛
- نصب و راهاندازی تجهیزات لازم برای تولید مواد منبع در آزمایشگاههای سیار؛
- مونتاژ منبع برای آزمونهای موردنیاز؛ و
- ادامه کار بر روی مواد جایگزین مانند TiD2 برای جلوگیری از آلودگی U [اورانیوم] در تولید UD3.
یکی از اولویتها «انجام محاسبات و شبیهسازیهای ویژه» بود. این بخش شامل «انجام محاسبات و تکمیل محاسبات مرتبط با نوترون درباره منبع» میشد. اولویت دیگری نیز «انجام محاسبات درباره هیدرودینامیک منبع» بود. این امر نشان میدهد که منبع، UD3، قرار بود با مواد منفجره پرقدرت فشرده شود تا فورانی از نوترونها ایجاد کند. اولویت نهایی، «طراحی سامانه برای آزمودن مواد منبع» بود.
عنوان دیگری با نام «الزامات دستیابی به اهداف برنامه» سه زیرعنوان داشت:
- ایجاد شرایط مناسب برای انجام آزمایشها.
- تأمین نیروی انسانی لازم برای انجام پژوهش و اجرای کارهای موردنیاز برای حفاظت از دامنه فعالیتها. این کار معمولاً نمیتواند توسط مراکز پژوهشی دیگر تعریف و اجرا شود، بنابراین معمولاً باید توسط افراد مورد اعتماد درون سازمان انجام شود. در برخی حوزهها، هماکنون تعداد افراد کافی برای پوشش حوزه محاسبات نوترونی وجود ندارد. البته الزامی نیست که کارکنان دائم استخدام شوند، اما اگر قرار است استخدام شوند، ابتدا باید تدابیر حفاظتی مشخصی اتخاذ شود. مناسبترین راه برای بهدستآوردن نیروی انسانی موردنیاز، بهکارگیری افرادی است که در گذشته در پروژههای محاسباتی مرتبط دخیل بودهاند.
- اتخاذ تصمیم درباره یافتن مکان مناسب برای انجام آزمایشهایی که عملاً نمیتوان آنها را در مؤسسه انجام داد. افزون بر این، باید درباره مکانهایی که اینگونه آزمایشها پیشتر در آنها انجام میشد نیز تصمیمگیری شود.
بهنظر میرسد جمله آخر به محفظه انفجار شدید تالهقان ۱ در سایت پارچین اشاره دارد؛ جایی که طرح آماد در سال ۲۰۰۳ آغازگر یا منبع نوترونی UD3 را آزمایش کرد. این محفظه انفجار شدید در سال ۲۰۰۶ همچنان سالم بود و در نظریه هنوز قابل استفاده به شمار میرفت. ایران شاید تصمیم راهبردی گرفته بود که تالهقان ۱ را، در نظریه همچنان قابل استفاده، در سراسر ۲۰۰۶ و سالهای پس از آن حفظ کند.
این سند به نیاز به نیروی انسانی، شامل دو نفر دارای مدرک دکتری و شش نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد، برای پیشبرد کار طی بازه چهار ساله اشاره میکند. بخشی از کار آنان «عادی» یا آشکار و بخش دیگر «تخصصی» و بهاحتمال زیاد پنهان خواهد بود. کار عادی زیر نظر کارکنان مؤسسه فیزیک انجام میشد و کار محاسباتی در بخشی که تحت نظر «دکتر م.» بود دنبال میشد.
دکتر م. چه کسی بود؟ آیا «م» به محسن فخریزاده اشاره دارد؟ یا شاید مجید شهریاری؟ شهریاری که از رهبران طرح آماد بود، در محاسبات پیشین مرتبط با سلاح هستهای نقش داشت۱۰ و با کارهای پساآماد درباره کدهای سلاح هستهای نیز پیوند داشت (نگاه کنید به فصل ۱۳).۱۱
کار نظری
شکاف دیگر ممکن است به کارهای محاسبات رایانهای مرتبط با سلاح هستهای مربوط باشد. هرچند ایران پیش و در خلال برنامه آماد پیشرفت فراوانی کرده بود، بهنظر میرسد برخی جنبهها، که به پیوند میان محاسبات مربوط به بازده کلی سلاح مربوط میشدند، به کار بیشتری نیاز داشتند.
این شکاف از گزارشدهی آژانس استنباط میشود. آژانس اطلاعات نگرانکنندهای از دو کشور عضو درباره مطالعات مدلسازیای به دست آورده بود که ایران بنا بر ادعا در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ انجام داده بود:
بر پایه آن اطلاعات، این مطالعات شامل مدلسازی هندسههای کروی، متشکل از اجزای هسته یک دستگاه هستهای HEU [اورانیوم با غنای بالا] تحت تراکم ضربهای، برای بررسی رفتار نوترونی آنها در چگالی بالا، و نیز تعیین بازده انفجاری هستهایِ متعاقب بوده است. این اطلاعات همچنین مدلهایی را که گفته میشود در آن مطالعات بهکار رفتهاند و نتایج این محاسبات را، که آژانس آنها را دیده است، شناسایی میکند. کاربرد چنین مطالعاتی برای هر چیزی جز یک ماده منفجره هستهای برای آژانس روشن نیست.۱۲
جمعبندی
با کنار گذاشتن مسئله اینکه ایران هنوز اورانیوم با غنای تسلیحاتی تولید نکرده بود، اسناد موجود در آرشیو به پرسش چراییِ نساختن سلاح هستهای توسط طرح آماد تا زمان تعطیلی آن در اواخر ۲۰۰۳ پاسخ میدهند. پروژه ۱۱۰ با مسائل سازمانی روبهرو بود که پیشرفت را کند کرد. ممکن بود با محدودیت منابع نیز مواجه بوده باشد. این پروژه همچنین کارهای فنی بیشتری پیش رو داشت: بهویژه انجام یک آزمون سرد، جمعبندی کارهای نظری، تکمیل آغازگر نوترونی و تولید نمونه اولیه سلاح هستهای. کار پروژه ۱۱۱ در ادغام یک سرجنگی در موشک بالستیک نیز ناتمام بود.
اینها چالشهای بزرگی بودند، اما ایران پس از ۲۰۰۳ کار بر روی غلبه بر آنها را متوقف نکرد. رهبران برنامه هستهای کشور تنها اولویتها را بازتنظیم کردند، سرعت را کاهش دادند، فعالیتها را پنهان کردند و کار خود را در فضای سیاسی جدید ادامه دادند.
یادداشتها
- «Excerpts from Internal IAEA Document on Alleged Iranian Nuclear Weaponization،» مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۲ اکتبر ۲۰۰۹، https://isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/IAEA_info_3October2009.pdf.
- سند کاری داخلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه ادعایی تسلیحاتیسازی هستهای ایران، بدون تاریخ.
- سند کاری داخلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه ادعایی تسلیحاتیسازی هستهای ایران، بدون تاریخ.
- سند کاری داخلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه ادعایی تسلیحاتیسازی هستهای ایران، بدون تاریخ.
- سند کاری داخلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه ادعایی تسلیحاتیسازی هستهای ایران، بدون تاریخ.
- سند کاری داخلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه ادعایی تسلیحاتیسازی هستهای ایران، بدون تاریخ.
- سند کاری داخلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه ادعایی تسلیحاتیسازی هستهای ایران، بدون تاریخ.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، ۸ نوامبر ۲۰۱۱، ضمیمه، بند ۵۶، https://www.iaea.org/sites/default/files/gov2011-65.pdf.
- «New Document Reopens Question on Whether Iran’s Nuclear Weaponization Work Continued Past 2003،» مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹، http://isis-online.org/isis-reports/detail/farsi-and-english-versions-of-document-on-neutron-initiator/.
- دیوید آلبرایت و مارک گوروویتس، «Iran’s Early Development of Nuclear Weapons Codes — An Example from the Nuclear Archive of a Project Proposal at Imam Hussein University،» مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۱۸ فوریه ۲۰۲۰، https://isis-online.org/isis-reports/detail/irans-early-development-of-nuclear-weapons-codes/8.
- جورج جان، «IAEA: Leaked Iranian Graph on Nuclear Weapons is Flawed, but Supports Suspicions that Tehran’s Vying for a Bomb،» اسوشیتدپرس، ۱ دسامبر ۲۰۱۲.
- Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65.