وقتی کشوری برای نخستین بار یک سلاح هستهای را آزمایش میکند و امواج لرزهای آن در سراسر جهان ثبت میشود، سایر کشورها عمیقاً تحت تأثیر قرار میگیرند. بهجز نخستین آزمایش هستهای ایالات متحده که در پوشش محرمانگی انجام شد، آزمایش شوروی در ۱۹۴۹، آزمایش چین در ۱۹۶۴، آزمایش هند در ۱۹۷۴، آزمایشهای هند و پاکستان در ۱۹۹۸، و آزمایش کره شمالی در ۲۰۰۶ جهان را نگران کردند و پاسخهایی شتابزده و تشدیدشونده برانگیختند. در جایگاه آن کشورها دگرگونی بزرگی رخ میدهد، حتی اگر آن دولت هنوز قادر به ساخت سلاحهای هستهایِ قابلحمل برای استفاده علیه دشمن نباشد. امروز، آزمایش هستهای زیرزمینی همچنان معتبرترین و کارآمدترین شیوه برای آن است که یک کشور خود را بهعنوان قدرتی هستهای اعلام کند.
اهمیت آزمایش هستهای از نظر رهبری برنامه آماد پنهان نماند. آنان پروژهای جداگانه را بهطور اختصاصی برای مکانیابی و ساخت یک محل آزمایش هستهای زیرزمینی در بخشی دورافتاده از ایران ایجاد کردند. این پروژه بخشی از پروژه ۱۱۰ بود و با اسم رمز «پروژه میدان» شناخته میشد؛ «میدان» در فارسی به معنای «field» یا «میدان/مزرعه» است. در اسناد آرشیوی، این پروژه با عنوان «پروژه ۳.۱۹» نیز از آن یاد شده است.
ایران کار خود را روی محل آزمایش هستهای پس از امضای پیمان جامع منع آزمایش هستهای (CTBT) در ۱۹۹۶ آغاز کرد. هرچند ایران هرگز این پیمان را تصویب نکرد، امضای آن تعهدی ایجاد میکرد تا با حسن نیت از هر اقدامی که هدف اصلی CTBT را مخدوش کند پرهیز شود؛ یعنی از بند «هر دولت عضو تعهد میکند که هیچ انفجار آزمایشی سلاح هستهای یا هر انفجار هستهای دیگری را انجام ندهد و هرگونه انفجار هستهای را در هر محل تحت صلاحیت یا کنترل خود ممنوع و از آن جلوگیری کند».1 انجام یک پروژه چندساله برای ساخت محل آزمایش هستهای آشکارا با روح این تعهد بینالمللی ناسازگار بود.
همانطور که در فصل ۱ توضیح داده شد، برنامهریزی اولیه برای پروژه میدان در سندی از اکتبر ۲۰۰۰ مشاهده میشود (شکل ۱.۴)، جایی که رهبران ارشد برنامه سلاحهای هستهای پیشنهادی را برای انتخاب محل آزمایش «سامانه عملیاتی» بررسی کردند؛ محلی که انتظار میرفت یک انفجار با قدرت ۱۰ کیلوتن را در خود جای دهد، یعنی بازده طراحیشده برای نخستین سلاح هستهای نسل اول ایران.
جدولی از برنامه آماد که نخست در فصل ۲ معرفی شد، تاریخ آغاز پروژه میدان را ۱۲ دسامبر ۲۰۰۰ ذکر میکند؛ یعنی کمتر از دو ماه پس از نشستِ برگزارشده در ستاد پروژه برای بررسی این پیشنهاد.2 در زمان تهیه جدول، یا در اواخر ۲۰۰۱ یا اوایل ۲۰۰۲، پروژه میدان اندکی از برنامه عقبتر بود و تنها ۳۸ درصد از وظایف برنامهریزیشده را به پایان رسانده بود، در حالی که پیشرفت مورد انتظار ۴۶ درصد بود.
در جدول، تاریخ تکمیل مورد انتظار برای پروژه میدان ۱۶ نوامبر ۲۰۰۳ آمده است. رهبران آماد تکمیل پروژه میدان را پس از آغاز ساخت سلاحهای هستهای، اما چند ماه پیش از موعد تکمیل پروژه ۱۱۰ و تحویل هر پنج سلاح هستهای، برنامهریزی کردند؛ به این ترتیب، اگر رهبری تصمیم به تأیید آن میگرفت، امکان انجام انفجار زیرزمینی بهمحض آنکه از نظر فنی ممکن شود وجود داشت.
رسیدن به آن هدف مستلزم گامهای بسیاری بود.3 نخست، ایران مطالعات نظری درباره ساخت یک محل آزمایش هستهای انجام داد4 که پروژه شهید چمران آن را هدایت میکرد.5 این مطالعات شامل بررسی عمقی بود که یک شفت برای یک بازده انفجاری مشخص به آن نیاز دارد، رفتار خاک و زمین در هنگام حفاری و انفجار، روشهای پر کردن مجدد شفت پس از جایگذاری یک وسیله هستهای، و توسعه نرمافزار بود.
یک ارائه پاورپوینت از آرشیو جزئیاتی درباره نرمافزارهای مورد استفاده در پروژه شهید چمران را نشان میدهد.6 این پروژه با نرمافزارهای تجاری شناختهشدهای مانند FLAC 3D و 3DEC آغاز شد که برای پروژه ضروری تلقی میشدند، و سپس با نرمافزار کمضرورتتری مانند ABAQUS تکمیل شدند. طبق وبسایت FLAC 3D، این نرمافزار یک نرمافزار مدلسازی عددی از شرکت Itasca Consulting Group است که برای تحلیلهای ژئوتکنیکی خاک، سنگ و آب زیرزمینی ساخته شده است.7 چنین تحلیلهایی شامل طراحی مهندسی، پیشبینی ضریب ایمنی، پژوهش و آزمایش، و تحلیل پسینیِ شکست میشوند. 3DEC نیز که توسط Itasca فروخته میشود، یک کُد مدلسازی سهبعدی برای تحلیل پیشرفته ژئوتکنیکیِ خاک، سنگ، آب زیرزمینی، پشتیبانی سازهای و بنایی است.8 3DEC پاسخِ محیطهای ناپیوسته، مانند سنگهای درزهدار یا آجرهای بنایی، را در برابر بارگذاری ایستا یا دینامیکی شبیهسازی میکند. ABAQUS مجموعهای نرمافزاری برای تحلیل المان محدود و مهندسیِ رایانهیار است. احتمالاً پروژه شهید چمران این نرمافزارهای تجاری را برای وظایف خاص خود تطبیق داده بود، اما جزئیات این کاربردها در دسترس نیست.
پیش از آنکه یک انفجار هستهای درون شفت آزمایش پایین برده شود، آن وسیله درون یک محفظه قرار میگیرد. شکل ۹.۱ تصویری از آرشیو را نشان میدهد که نمونه اولیه یک محفظه را نمایش میدهد؛ محفظهای به طول دو متر و عرضی حدود یک متر که برای نگهداری وسیله هستهای ایران کافی بود. این پروژه همچنین در حال طراحی «وسیله حمل» برای نگهداشتن و قرار دادن محفظه بر فراز شفت بود. آرشیو عکسهایی از این وسیله را در خود دارد، از جمله یک وینچ برای نگهداشتن و پایینبردن محفظه (شکل ۹.۲). شکل ۹.۳ محفظه را درون وسیله حمل نشان میدهد.
به دلایل ایمنی، یک انفجار هستهای زیرزمینی در فاصلهای از یک نقطه کنترل نزدیک به آن انجام میشود. آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) از یک کشور عضو اطلاعاتی دریافت کرد که «ایران مجموعهای از آزمونهای عملی انجام داده است تا ببیند آیا تجهیزات EBW [Exploding Bridge Wire] آن در فاصلههای طولانی بین یک نقطه آتش و یک دستگاه آزمایشی که در عمق یک شفت عمیق قرار دارد، بهطور رضایتبخش کار میکند یا نه».9 در گزارشی دیگر در فوریه ۲۰۰۸، آژانس بهطور مشخصتر گزارش کرد که «اسناد را برای بررسی در اختیار ایران قرار داده و اطلاعات فنی اضافی مرتبط با شناسایی آرایشِ آزمایش انفجاریای فراهم کرده است که استفاده از شفتی ۴۰۰ متری و قابلیت آتش از راه دور از شفت در فاصله ۱۰ کیلومتری را در بر داشت، که آژانس همهٔ آن را برای پژوهش و توسعه سلاح هستهای مرتبط میداند».10 ایران ادعا کرد که اسناد جعلی بودهاند و اطلاعاتِ موجود در آنها بهسادگی در منابع باز یافت میشود. با این حال، گستره وسیع اطلاعات موجود درباره پروژه میدان در آرشیو به این برداشت اعتبار میدهد که اظهارات ایران نادرست بودهاند. بهطور مشخصتر، فصل ۴ آزمایشی در ۴ نوامبر ۲۰۰۲ را در اتاقک پایین نُورآباد در سنجریان بررسی میکند؛ آزمایشی مربوط به یک چاشنی با کابل ۲۲۰ متری که نشاندهنده کار توسعهای روی انفجار در فاصله دور است.11
تعیین بازده
یکی از جنبههای حیاتیِ ایجاد یک محل آزمایش هستهای، توسعه روشهای قابلاعتماد برای اندازهگیری بازده انفجاری یک آزمایش هستهای است. پروژه میدان این مسئله را بهصورت جامع دنبال کرد. شکل ۹.۴ اسلایدی از آرشیو را نشان میدهد که سه رویکرد دنبالشده توسط پروژه میدان برای اندازهگیری بازده انفجاری را نمایش میدهد: روشهای لرزهای، رادیوشیمیایی و هیدرودینامیکی. همانگونه که دیده میشود، در زمانی که اسلاید تهیه شده بود (احتمالاً در ۲۰۰۲)، روشهای لرزهای و رادیوشیمیایی بهترتیب ۱۰۰ درصد مطالعه و طراحی شده بودند، اما تنها ۳۰ و ۱۰ درصد از آنها پیادهسازی شده بود.
در نمودار، برای روشهای هیدرودینامیکی خانههای خالی دیده میشود. کار بر روی این روش ظاهراً تازه آغاز شده بود و عمدتاً شامل مرورهای ادبیات بود. اندازهگیریهای هیدرودینامیکیِ آزمایشهای زیرزمینی بسیار پیچیدهاند و معمولاً شامل اندازهگیریهای چندباره و بلادرنگِ تغییرات طول یک کابل کواکسیال ویژه هستند که در نزدیکی انفجار، در شفت آزمایش یا شفت جانبی قرار داده میشود. تغییر طول کابل با فشردهشدن و تخریب تدریجی آن توسط موج ضربهایِ در حال گسترش اندازهگیری میشود. این تغییر طول را میتوان با نرخ گسترش جبهه ضربهای مرتبط کرد و آن را به بازده انفجار نسبت داد، به شرط آنکه زمینشناسیِ اطراف ماده انفجاری بهخوبی شناخته شده باشد. با این حال، برای بازدههای پایینتر، مانند چیزی که ایران در نظر داشت، مثلاً ده کیلوتن، این روش میتواند عدمقطعیتهای زیادی ایجاد کند. بدون اطلاعات بیشتر درباره آنچه ایران واقعاً انجام میداد، این روش در این کتاب بیشتر از این بررسی نمیشود.
روشهای رادیوشیمیاییِ پیشبینی بازده
روشهای رادیوشیمیایی از قابلاعتمادترین راهها برای برآورد بازده بهشمار میروند. این کار میتواند شامل اندازهگیریهایی بلافاصله پس از انفجار باشد تا طیف عناصر رادیواکتیوِ منتشرشده بررسی شود؛ معمولاً نمونهبرداری شیمیایی در حفره یا حجم فروریختهِ حاصل از آزمایش هستهای انجام میشود. نمونهبرداری شیمیایی پس از انفجار در نزدیکی محل انفجار را میتوان با حفاری یک چاهک بهصورت مورب به سمت ناحیه انفجار و گرفتن نمونههای مختلف در عمقها و موقعیتهای متفاوت انجام داد. با داشتن دانش گسترده درباره انفجار هستهای و انفجارِ حاصل، مثلاً اندازه حفره ایجادشده، تحلیلِ کل واکنشهای هستهای ممکن میشود و برآورد بازده از طریق حفاری و نمونهگیری به دست میآید.
شکل ۹.۶ اسلایدی روی جلد از آرشیو هستهای درباره روشهای رادیوشیمیاییِ برآورد بازده را نشان میدهد. این مؤسسه چند اسلاید دیگر نیز از آرشیو دریافت کرد که اساساً تصاویری با زیرنویسهای انگلیسی و حاشیهنویسیهای فارسی بودند و نشان میدادند ایران برای بررسی این موضوع از اطلاعاتِ برنامههای دیگر سلاح هستهای استفاده میکرد. این موضوع در شکل ۹.۷ دیده میشود که بخشی از همین اسلایدها را با حاشیهنویسی فارسی نمایش میدهد. این مؤسسه این تصاویر را در گزارشی از سال ۱۹۹۹ در خبرنامه مرکز پژوهشهای اتمی بهابا (BARC) با عنوان «اندازهگیریهای رادیواکتیویته پس از انفجار بر روی نمونههای استخراجشده از محل آزمایش گرماهستهای» یافت.12 آن مقاله روشهای جمعآوری و تحلیل مجموعهای از محصولات شکافت و فعالسازی در نزدیکی نقطه انفجار و تحلیل رادیوشیمیاییِ حاصل برای برآورد بازدهِ آزمایش ادعایی گرماهستهای ۱۹۹۸ در محل آزمایش زیرزمینی پوکران در هند را توصیف میکند. همانطور که در شکل ۹.۷ دیده میشود، برخی نمودارها نوشتههای فارسی دارند. تصاویر بازنشرشده روشی معقول را خلاصه میکنند: باز کردن دوباره محل آزمایش، گرفتن چندین نمونه مغزه در عمقها و موقعیتهای مختلف، تحلیل مجموعهای از محصولات شکافت برای تعیین فعالیت رادیواکتیو آنها در هر گرم نمونه، و انتگرالگیری بر روی ناحیه فعال برای رسیدن به تعداد کل شکافتها که میتواند با کل انرژی آزادشده یا بازده مرتبط شود.
روشهای لرزهای
شکلهای ۹.۴ و ۹.۵ روشن میکنند که ایران بیشترین پیشرفت را در روشهای لرزهای برای اندازهگیری بازده بهدست آورده بود. در زمان تهیه اسلاید، مهندسان ایرانی برآورد کرده بودند که حدود ۳۰ درصد کار انجام شده است. برنامه آماد بدون تردید در توسعه روشهای لرزهای از دانش و تجربه بهره میبرد، زیرا ایران در منطقهای زلزلهخیز قرار دارد و مهارتها و تجربه گستردهای در لرزهشناسی اندوخته بود. ادبیات بازِ مربوط به روشهای لرزهای برای پیشبینی بازدهِ انفجار هستهای نیز از روشهای دیگر بسیار گستردهتر بود، تا حدی بهسبب کارهای انجامشده پیرامون توسعه روشهای راستیآزمایی لرزهای برای CTBT. این کارها بسیار دقیق بودند و بهطور علنی در ادبیات و در مجامع دولتیِ متمرکز بر CTBT و راستیآزمایی آن بحث میشدند. سازمان CTBT (CTBTO) مأمور ایجاد یک شبکه بینالمللی از ایستگاههای پایش لرزهای بود که برای کشف حتی انفجارهای زیرزمینی کمبازده و تعیین بازده انفجاری طراحی شده بود.
علاوه بر کارهای نظری لرزهشناسی که در شکل ۹.۵ ذکر شد، ایران آزمایشهای لرزهای را نیز با استفاده از مواد منفجره قوی انجام داد؛ احتمالاً با هدف درک بهتر تفاوت بین امواج لرزهایِ ناشی از مواد منفجره و زلزلهها، اثر زمینشناسی محلی، و کالیبراسیون و همبستگی سیگنالهای دریافتشده در ایستگاهها با بازدهِ شناختهشده مواد منفجره قوی. صفحه عنوانِ یک سند آرشیوی مربوط به کار مقدماتی برای توسعه روشهای آشکارسازی لرزهای و پیشبینی بازده انفجاری در شکل ۹.۸ نشان داده شده است.
نام نویسندهای که در سند آمده، عبدالحریم جواهریان ریان است. شخصی با نام عبدالحریم جواهریان، دارای دکترای ژئوفیزیک، هماکنون استاد ژئوفیزیک در گروه مهندسی نفتِ دانشگاه صنعتی امیرکبیر ایران است. جستوجوی ادبیات توسط مارک گورویتس تعداد زیادی از آثار علمیِ جواهریان درباره لرزهشناسی را یافت.
سه آزمایشِ «پور میدانی» که تقریباً بهمعنای «برای میدانی» است، در جدول «پروژه ۱۱۰، بررسی آزمایشهای انجامشده در نیمه دوم سال ۱۳۸۱ و فروردین سال ۱۳۸۲» [۲۳ سپتامبر ۲۰۰۲ تا ۲۰ آوریل ۲۰۰۳] که در فصل ۴ به آن اشاره شده، نیز فهرست شدهاند. این سند، آزمایشهای پور میدانی را بخشی از برنامه ایران برای توسعه و آزمون سلاح هستهای تحت پروژه ۱۱۰ معرفی میکند.
این آزمایشها شامل انفجار سه ماده منفجره قوی بودند که از ۰.۵ تا ۴.۶۲ تن TNT متغیر بودند. شکل ۹.۹ صفحهای از این گزارش است که مکانها، تاریخها و زمانهای آزمایشهای انفجار قوی را نشان میدهد؛ آزمایشهایی که در آنچه چاههای ۱، ۲ و ۳ نامیده شدهاند، انجام شدند. ترجمه آن در کادر متن آمده است.
به نام خدا
تحلیل برآورد بازده انفجارها در چاههای شماره ۱، ۲ و ۳ِ گزارش پروژه پور-میدانی
گزارش شماره ۱
عبدالحریم جواهریان ریان [یادداشت: نویسنده یا سرپرست زیرپروژه]
مه ۲۰۰۳
شکل ۹.۱۰ مکانهای آزمایشهای انفجار قوی پور میدانی در ایران و ناحیه کوههای چاه شیرین را نشان میدهد. موقعیت آنها نزدیک مرکز پرتاب فضایی سمنان است که بهطور رسمی «مرکز فضایی امام خمینی (سمنان)» نام دارد و در ۲۰۰۳ ساخته شد؛ یعنی اندکی پس از این آزمایشهای انفجار قوی.
شکل ۹.۱۱ دو عکس زمینی از آرشیو درباره منطقه یکی از آزمایشهای انفجار قوی را نشان میدهد؛ منطقهای که از یک دشت آبرفتی تشکیل شده و در بخشی بسیار دورافتاده از ایران قرار دارد.
شکل ۹.۱۲ موقعیت آزمایشهای انفجار قوی را نسبت به پنج محل بالقوه آزمایش هستهای زیرزمینی نشان میدهد که در ادامه فصل بررسی میشوند.
شکل ۹.۱۳ یکی از تصاویر زمینی را با توپوگرافی سهبعدی در Google Earth همبسته میکند؛ این هنگامی دیده میشود که نشانگر نمای سطح زمین بر روی مختصات دادهشده در آرشیو هستهای قرار میگیرد. این امر تأیید میکند که عکسهای زمینی در نزدیکی مختصات ارائهشده گرفته شدهاند و آزمایشها نیز در همان نزدیکی انجام شدهاند.
ترجمه متن فارسی شکل ۹.۹
متن ترجمهشده در بالای جدول: ۱) مقدمه: انفجار نخست در چاه شماره ۱ با مقدار ۰.۵ تن TNT، انفجار دوم در چاه شماره ۲ با مقدار ۴.۶۲ تن TNT، و انفجار سوم در چاه شماره ۳ با مقدار ۲.۱۵ تن TNT انجام شد. مکان چاهها و مشخصات انفجارها در جدول ۱ آمده است.
عنوان جدول: جدول ۱، محل چاههای ۱، ۲ و ۳ و مشخصات انفجارهای مرتبط با پروژه پور-میدانی.
متن جدول به انگلیسی: تاریخهای درجشده در جدول، ردیف با شماره ۱، ۶ فوریه ۲۰۰۳، و ردیفهای ۲ و ۳، ۱۷ آوریل ۲۰۰۳ هستند.
متن ترجمهشده در زیر جدول: مشخصات ایستگاههای لرزهای در گزارش شماره ۹ آمده بود [نگاه کنید به شکل ۹.۵]. انفجار نخست توسط شبکه لرزهایِ سمنان ثبت شد. انفجار دوم توسط شبکههای لرزهای سمنان، تهران، مازندران و اصفهان آشکار شد. انفجار سوم توسط شبکههای لرزهای سمنان و تهران آشکار شد. در گزارشهای ۸، ۹ و ۱۰ جزئیات امواج ثبتشدهٔ انفجار توسط این شبکهها مستند شده است.
آزمایش انفجاری لرزهایِ مبتنی بر مواد منفجره قوی، مستلزم قرار دادن مواد منفجره در شفتهای عمودیِ ۳۰ متری بود. شکل ۹.۱۴ چهار تصویر زمینی از آرشیو را نشان میدهد که بهنظر میرسد آمادهسازی برای یک آزمایش انفجاری زیرسطحی باشد. شکل ۹.۱۵ تصاویر بیشتری از این فعالیت را نشان میدهد که در وبسایت www.suspnded.org یافت شد. شکل ۹.۱۶ شفتی آجرچین با لبه بتنی را نشان میدهد. این عکس ممکن است در محل دیگری نزدیک به آن گرفته شده باشد، هرچند ممکن است این شفت گشاد و آجرچین شده باشد و در نتیجه به عکسی از همان شفتی تبدیل شده باشد که در شکلهای ۹.۱۴ و ۹.۱۵ دیده میشود. فردی با کلاه آبی در شکلهای ۱۴ تا ۱۶ قابل مشاهده است.
پس از انفجارها، امواج لرزهای که از انفجارها منتشر شدند در ایستگاههای لرزهای محلی ثبت شدند. در مجموع، بهنظر میرسد ایران رویدادهای انفجار قوی را بهخوبی مستندسازی کرده بود. سند ایرانی (شکل ۹.۹ و ترجمه همراه آن) میگوید انفجارها توسط چند ایستگاه لرزهای محلی تا چند صد کیلومتر دورتر از محل انفجار آشکار شدند. سند ایرانی درباره آزمایشهای انفجار قوی میگوید: «در گزارشهای ۸، ۹ و ۱۰ جزئیات امواج ثبتشدهٔ انفجار توسط این شبکهها مستند شده است.» بهنظر میرسد این گزارشها همانهایی هستند که در جدول گزارشهای پروژه میدان در شکل ۹.۵، بند ۱۲، فهرست شدهاند و درباره «ثبت امواج تولیدشده توسط انفجارها» هستند.
جای تعجب نیست که چند ایستگاه، از جمله ایستگاههای دوردستی مانند اصفهان، این انفجارها را ثبت کردند، بهویژه انفجار بزرگتر را. شکل ۹.۱۷ نقشهای جدید از ایستگاههای متعدد لرزهای در ایران را نشان میدهد که جای کلیِ آزمایشهای انفجار قوی بر آن مشخص شده است.
این مؤسسه همچنین بهدنبال شواهد لرزهایِ این انفجارها بیرون از ایران گشت. نزدیکترین ایستگاه غیرایرانی در ترکمنستان بود، در فاصلهای حدود ۵۰۰ کیلومتر از نقاط انفجار. رویدادهای لرزهای توسط مرکز بینالمللی لرزهنگاری (IDC)13 و مرکز ملی اطلاعات زمینلرزه آمریکا (NEIC)14 ثبت میشوند. با این حال، این دادهها هیچ رویداد لرزهای را که بتواند با این سه انفجار مرتبط باشد نشان نمیدهند.
این نتیجه با توجه به فاصله زیاد تا نزدیکترین ایستگاههای خارج از ایران، زمینشناسیِ پیرامون انفجارها، زمان انجام آزمایش در طول روز (نویز بالا) و وجود تجهیزات استاندارد لرزهای که برای شناسایی سیگنالهای فرکانسبالای انفجارهای محلی تخصص ندارند، تعجببرانگیز نیست. در هر حال، ایرانیها احتمالاً این آزمایشهای نسبتاً کمبازده را برای بررسی چگونگی ثبت محلی انفجارها انجام میدادند.
از سال ۲۰۱۰، CTBTO ایستگاهی آرایهای با توان بالا به نام آلیبک را در ترکمنستان، ۵۰۰ کیلومتری محل آزمایش ایران، اداره کرده است. امروز انتظار میرود این آرایه پوشش بسیار خوبی بر ایران فراهم کند.
Google Earth و Bing در نزدیکی زمان این آزمایشها در سال ۲۰۰۳ هیچ تصویر با وضوح بالا از منطقه آزمایشهای انفجار قوی نداشتند. با این حال، این مؤسسه توانست تصاویر ۹ سپتامبر ۲۰۱۶ و ۱۵ مارس ۲۰۱۸ را از DigitalGlobe بهدست آورد تا هر نشانه باقیمانده از آزمایشها را بررسی کند؛ نشانههایی که ممکن است باقی مانده باشند، زیرا در بیابان، رد لاستیک وسایل نقلیه و دیگر شواهدِ آشفتگی خاک میتوانند دههها باقی بمانند.
تلاش برای تأیید دقیق محل سه آزمایش انفجار قوی پیچیده بود، زیرا این آزمایشها در حوالی مرکز پرتاب فضایی سمنان، که بهطور رسمی «مرکز فضایی امام خمینی (سمنان)» نام دارد، انجام شده بودند. گزارش شده است که ساخت این مرکز پرتاب در ۲۰۰۳ آغاز شد و هنوز هم فعال است. پیچیدگی بیشتر برای تحلیل مؤسسه این بود که در تصاویر میتوان ناحیه دیگری را نزدیک مرکز فضایی و نزدیکتر به محل آزمایشهای انفجار قوی پروژه میدان تشخیص داد؛ این ناحیه در اینجا «میدان آزمایش نظامی سمنان» نامیده میشود، منطقهای برای انجام انواع آزمونهای مواد منفجره نظامی و سامانههای موشکی متحرک. هیچ سابقه عمومیای از چنین میدان آزمایش نظامی در شرق مرکز پرتاب فضایی سمنان یافت نشد و از این رو شناسایی مؤسسه نخستین شناسایی عمومی آن بود (نگاه کنید به شکل ۹.۱۸).15
با استفاده از تصاویر جدیدتر، مؤسسه بر این باور است که محل نخستین آزمایش انفجار قویِ مرتبط با سلاح هستهای (۰.۵ تن مواد منفجره قوی یا HE) را بهصورت تپهای دایرهای از خاکِ دستخورده شناسایی کرده است که دقیقاً در مکانِ دادهشده در سند آرشیو هستهای «تحلیل برآورد بازده انفجارها در چاههای شماره ۱، ۲ و ۳ِ پروژه پور-میدانی» قرار دارد (نگاه کنید به شکل ۹.۹). شکل ۹.۱۹ مکان را در سال ۲۰۱۸ نشان میدهد؛ بهنظر میرسد از ۲۰۱۶ تاکنون تغییری نکرده باشد. با این حال، نمیتوان تغییرات پیش از ۲۰۱۶ و پس از چنین آزمایشی در ۲۰۰۳ را منتفی دانست.
محل دوم (که بنا بر گزارش شامل آزمایشهایی با ۴.۶۲ و ۲.۱۵ تن مواد منفجره قوی بود) با اطمینان شناسایی نشد. با این حال، نواحیای از خراشیدگی زمین در انتهای ردّ یک وسیله نقلیه مشاهده شد که از یک جاده بهسازیشده آغاز میشود و در فاصله ۲۰۰ تا ۳۰۰ متریِ مکانجغرافیاییِ دادهشده برای آزمایش دوم و سوم قرار دارد (شکلهای ۹.۲۰، ۹.۲۱A و ۹.۲۱B). اینکه پس از ۲۰۱۶ خراشهای جدیدی بر سطح زمین ایجاد شده است، نشان میدهد که این منطقه همچنان بخشی از آنچه «میدان آزمایش نظامی سمنان» نام گرفته، مورد استفاده است.16 همچنین میتوان بقایای اندکی از یک اردوگاه یا ناحیه پشتیبانی را در حدود ۶۵۰ متریِ شمال مکانجغرافیاییِ آرشیو هستهای برای آزمایش دوم و سوم مشاهده کرد (شکلهای ۹.۲۱A و ۹.۲۱B).
انتخاب محل برای آزمایش هستهای زیرزمینی
در حالی که همه این فعالیتهای حیاتی ادامه داشت، پروژه میدان در ایران درگیر جستوجویی گسترده برای یافتن یک محل مناسب آزمایش هستهای زیرزمینی بود. گستره این جستوجو را میتوان از مطالعهای که در آرشیو با تاریخ اوت ۲۰۰۲ یافت شد و «گزارش انتخاب محل» نام دارد و توسط گروه ۸ِ پروژه به نام «ابوذر ۱» تهیه شده، دریافت. شکل ۹.۲۲ جلد گزارش را به فارسی نشان میدهد. این زیرپروژه روششناسیای برای توصیف مناطق مورد علاقه و انتخاب محلهای بالقوه توسعه داد و عواملی مانند جمعیت، فاصله تا شهرها، شرایط آبوهوایی و چندین عامل دیگر را در نظر گرفت. طبق گزارش، گروه نقشههای موضوعمحور تهیه کرد و الگوی هواییِ مناطق مطلوب را آماده ساخت. این کار امکان استخراج مناطق روستایی از این نقشهها را فراهم کرد. گروه گامهای مختلف فرایند انتخاب محل را تعیین کرد و یک GIS (سامانه اطلاعات جغرافیایی) برای گردآوری، ذخیره و پرسوجوی دادههای ورودی جغرافیایی ایجاد کرد. ایستگاههای هواشناسی را نیز فهرست کرد.
پروژه میدان چهار منطقه بالقوه، شامل پنج محل بالقوه آزمایش هستهای زیرزمینی، انتخاب کرد (شکل ۹.۲۳). بر اساس سند دیگری در آرشیو، شکل ۹.۲۴ مکانهای پنج محل نامزد را درون چهار ناحیه جغرافیایی نشان میدهد.
شکل ۹.۲۵ چند تصویر زمینی از آرشیو را نشان میدهد که از مناطقی هستند که برای محل آزمایش هستهای در نظر گرفته شده بودند. دورافتادگی آنها از تصاویر آشکار است.
مؤسسه جستوجویی در تصاویر ماهوارهای تجاریِ عمومیِ در دسترس از پنج محل بالقوه آزمایش انجام داد، اما نتوانست هیچ نشانهای از فعالیت توسعه در محل، یعنی نه حفر شفت و نه ساخت ساختمانهای کنترل، بیابد.
در نام خدا
گزارش انتخاب محل
ابوذر ۱
گروه ۸
اوت ۲۰۰۲
پیمایش میدانی17
آرشیو شامل گزارشی مفصل از یک اعزام در ژوئن ۲۰۰۲ برای انجام یک پیمایش زمینشناسی و هیدرولوژیکِ دقیق در منطقهای دورافتاده در شمالشرقیِ شهر نایبند، واقع در استان خراسان در کویر لوت و حدود ۲۳۰ کیلومتریِ شمالِ کرمان است. مستنداتِ در دسترس از آرشیو شامل چند صفحه از گزارش ۵۰ صفحهایِ خودِ این اعزام، و نیز چند عکس زمینی است؛ از جمله عکسهایی از مکانهای فرهنگی برجسته که اعضای تیم در مسیر رسیدن به منطقه اصلی پیمایش زمینی گرفتهاند. شکل ۹.۲۶ نقشهای از گردشِ بازدید محل آزمایش را نشان میدهد که توسط کارشناسان دولت اسرائیل تهیه شده و مسیر اعزام را روی تصویر Google Earth از منطقه قرار داده است. این نقشه مسیر را در نسبت با سه محل آزمایش هستهایِ پیشتر شناساییشده در کویر لوت نشان میدهد؛ جایی که محل آزمایش ۱ حدود ۲۰۰ کیلومتر (خط مستقیم) از مسیر فاصله دارد، محل آزمایش ۲ نود کیلومتر، و محل آزمایش ۳ هفتاد کیلومتر. طبق نقشه اعزام، تیم از کرمان، در امتداد بزرگراه ۹۱، به سمت نایبند حرکت کرد. چهار محل با عدد روی نقشه مشخص شدهاند که احتمالاً ایستگاههای برنامهریزیشده هستند. بر اساس عکسهای زمینیِ مرتبط با پیمایش، پس از رسیدن به نایبند، گروه ظاهراً وارد بیابان شده و از مسیر خارج از جاده حرکت کرده است.
اعزام، هفت چاه با عمقهای متفاوت در امتداد و مجاور یک گسل را گزارش کرد و سطح آب زیرزمینی آنها را نیز ثبت نمود. مختصات موجود در گزارش اعزام، این هفت چاه را مشخص میکند و مؤسسه را قادر ساخته است آنها را با تصاویر ماهوارهایِ تجاری مکانیابی کند تا اطلاعات گزارش را راستیآزمایی کند. تصاویر با وضوح بالای Apple Maps وجود هفت چاه را در مختصات دادهشده تأیید میکند؛ چاههایی که دقیقاً در امتداد چیزی قرار گرفتهاند که بهنظر میرسد یک گسل زمینشناختی با روند شمالغربی/جنوبشرقی باشد. این چاهها در بیابان، حدود ۵۰ کیلومتری شمالشرقی نایبند قرار دارند. گزارش اعزام عمق آب هر چاه را (سه چاه با آب در سطح) و ویژگیهای معدنی آنها را فهرست میکند.
شکل ۹.۲۷ تصویری بدون تاریخ از Apple Maps است که نمای کلیِ هفت چاه و یک محل متروک را نشان میدهد؛ محلی که احتمالاً معدن و تأسیسات فرآوری سنگ معدن بوده است. طبق گفته مقامات اطلاعاتی اسرائیل و با پشتیبانی تحلیل تصاویر ماهوارهایِ خود مؤسسه، نوعی فعالیت معدنی و فرآوری سنگ معدن نیز در گذشته در این ناحیه گسلی رخ داده بود. بهگفته مقامات اسرائیلی، این فعالیت فرآوری سنگ معدن حدود ۲۰۰۳ ایجاد شد و سپس پس از ۲۰۰۴ رها شد. تصاویر ماهوارهایِ در دسترس این نتیجه را تأیید میکند که کل این فعالیت مدتهاست متروک شده است. شکل ۹.۲۸ ناحیه فعالیت معدنیِ احتمالیِ متروک در نزدیکی چاه ۵ را نشان میدهد. بر اساس تصاویر ماهوارهای و دادههای موجود در گزارش اعزام، این پیمایش شاید پیش از فعالیت معدنی بوده باشد و در واقع ممکن است هدف آن بررسی امکان ایجاد یک معدن برای استخراج سنگ معدنِ قابل بهرهبرداری در آن منطقه بوده باشد. طبق گزارش پیمایش، این سنگ معدن ممکن است حاوی مس باشد.
گنجاندن این پیمایش در آرشیو این پرسش را برمیانگیزد که آیا ایران ممکن است جستوجوی خود برای محلهای آزمایش هستهای را محدود کرده و قصد داشته باشد در ناحیه چاهها شفتی برای آزمایش هستهای حفاری کند یا نه. با این حال، منطقه فوریِ این پیمایش بهدلیل نزدیکی نسبی به شهرِ فرهنگیِ مهمِ نایبند، همراه با مسائل مربوط به سطح آب زیرزمینی و وجود یک گسل زمینشناختی، بعید است که محل مطلوبی برای آزمایش باشد. افزون بر این، هیچ نشانه روشنی از حفر شفت آزمایش هستهای مشاهده نشد.
با وجود این عوامل، این اسناد ممکن است در آرشیو گنجانده شده باشند، زیرا بخشی از یک پیمایش کلیِ انتخاب و توصیف محل محسوب میشدند و صرفاً به این دلیل که در آن محلِ خاص چیزهای بیشتری برای گزارش وجود داشت، جزئیات بیشتری داشتند. دادههای جمعآوریشده همراه با دادههای دیگر برای تعیین بهترین محل برای انجام یک آزمایش هستهای زیرزمینی در ایران استفاده میشد.
در جریان این پژوهش، مؤسسه دریافت که بیشترِ کویر لوت، که محل آزمایش هستهای بالقوه ۱ را در بر میگیرد و با محلهای ۲ و ۳ هممرز است (اما آنها را شامل نمیشود)، در ۲۰۱۵ برای تبدیل شدن به یک میراث جهانی نامزد شد. یک لایهگذاری از منطقه نامزدشده روی تصویر Google Earth، موقعیت محلهای آزمایش بالقوه و محل چاه را نسبت به آن نشان میدهد (شکل ۹.۲۹). منطقه تعیینشده یک سال بعد توسط سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) و کنوانسیون میراث جهانی در فهرست میراث جهانی ثبت شد.19 نکتهای که بهویژه اهمیت دارد این است که دو مورد از محلهای بالقوه آزمایش هستهای درست در امتداد خط مرزیِ منطقه حفاظتشده و حریمِ آن قرار میگیرند؛ این امر نشان میدهد که شاید کسی در ایران به این فکر بوده که دستکم دو مورد از محلهای نامزدِ آزمایش هستهای را بیرون از این منطقه حفاظتشده نگه دارد، اقدامی که استفاده از آنها یا محلهای مجاورشان را برای یک آزمایش هستهای در آینده آسانتر میکرد.
یادداشتها
- سازمان پیمان جامع منع آزمایش هستهای، ماده I.1 پیمان CTBT، https://www.ctbto.org/the-treaty/treaty-text/.
- جدولی با عنوان «Plan Amad» که زیرپروژههای اصلی، تاریخهای آغاز و پایان، و پیشرفت پروژه را به فارسی فهرست میکند. تاریخندارد، اما بر پایه اطلاعات جدولِ پیشرفت زیرپروژهها، بهنظر میرسد در اواخر ۲۰۰۱ یا اوایل ۲۰۰۲ تهیه شده باشد.
- برای بحث کاملتر درباره اسناد آرشیویِ مربوط به پروژه میدان، نگاه کنید به: David Albright, Sarah Burkhard, Olli Heinonen, Frank Pabian, and Andrea Stricker, “Project Midan: Developing and Building an Underground Nuclear Test Site in Iran,” Institute for Science and International Security, April 2, 2019, https://isis-online.org/isis-reports/detail/project-midan-new-information-from-the-archive/8.
- این سند توسط آلبرایت در تلآویو، ۲۷ ژانویه ۲۰۱۹، مشاهده شد.
- مصطفی چمران ساوهای (به فارسی: مصطفیچمرانساوهای) فیزیکدان، سیاستمدار، فرمانده و چریک ایرانی بود که بهعنوان نخستین وزیر دفاعِ ایران پس از انقلاب و نیز بهعنوان نماینده مجلس فعالیت کرد. او در جریان جنگ ایران و عراق کشته شد. دکتر چمران آثار فراوانی منتشر کرد و شماری از تأسیسات، از جمله برخی زیر نظر سازمان انرژی اتمی ایران، نام او را بر خود دارند.
- نگاه کنید به: Project Midan: Developing and Building an Underground Nuclear Test Site in Iran.
- Itasca Consulting Group, “FLAC3D,” https://www.itascacg.com/software/flac3d.
- Itasca Consulting Group, “3DEC,” https://www.itascacg.com/software/3dec.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Implementation of the NPT Safeguards Agreement and relevant provisions of Security Council resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65, November 8, 2011, http://www.isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/IAEA_Iran_8Nov2011.pdf.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Implementation of the NPT Safeguards Agreement and relevant provisions of Security Council resolutions 1737 (2006) and 1747 (2007) in the Islamic Republic of Iran, GOV/2008/4, February 22, 2008, https://www.iaea.org/sites/default/files/gov2008-4.pdf.
- برای تاریخ، نگاه کنید به David Albright and Olli Heinonen, “Shock Wave Generator for Iran’s Nuclear Weapons Program,” Institute for Science and International Security, May 7, 2019, https://isis-online.org/isis-reports/detail/shock-wave-generator-for-irans-nuclear-weapons-program-more-than-a-feasibil/8.
- S.B. Manohar, B.S. Tomar, S.S. Rattan, V.K. Shukla, V.V. Kulkarni and Anil Kakodkar, “Post Shot Radioactivity Measurements on Samples Extracted from Thermonuclear Test Site,” BARC Newsletter, No. 186, July 1999. Available at: https://fas.org/nuke/guide/india/nuke/990700-barc.htm.
- نگاه کنید به: http://www.isc.ac.uk/iscbulletin/search/catalogue/.
- نگاه کنید به: https://earthquake.usgs.gov/earthquakes/search/.
- برای این شناسایی، نگاه کنید به ضمیمه ۲، “Project Midan: Developing and Building an Underground Nuclear Test Site in Iran,” http://isis-online.org/isis-reports/detail/project-midan-developing-and-building-an-underground-nuclear-test-site-in-i/8.
- هر منطقه آزمایش در میدان آزمایش نظامی سمنان، سازه سرپوشیده مخصوص خود را دارد، احتمالاً برای کنترل آتش و تشخیص، که در امتداد جاده بهسازیشده و در فواصل مختلفِ یک تا سه کیلومتری از هم قرار گرفتهاند. دو منطقه آزمایش مواد منفجره قوی و دو محل «احتمالی» پرتاب موشک شناسایی شدند. ایرانیها از دو چنین منطقه آزمایشی در شرقترِ امتداد همان جاده بهسازیشده استفاده کردند، جایی که مکانهای جغرافیاییِ جدول، محلهای آزمایش انفجار قوی را حدود ۱.۲ کیلومتر مستقیماً در جنوبِ جاده بهسازیشده قرار میدهند و یک سازه سرپوشیده نیز در آنجا وجود دارد. همچنین نگاه کنید به ضمیمه ۲، “Project Midan: Developing and Building an Underground Nuclear Test Site in Iran.”
- “Project Midan: New Information from the Archive.”
- “Project Midan: New Information from the Archive.”
- سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد و کنوانسیون میراث جهانی، Decision: 40 COM 8B.8, “Examination of nominations of natural properties to the World Heritage List,” 2016, https://whc.unesco.org/en/decisions/6787.