وقتی مأموران اسرائیلی بخشهای بزرگی از آرشیو هستهای را از تهران خارج کردند، شمار کمی از افراد ابعاد و انسجامِ هدفمحورِ پشت تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای را درک میکردند. آرشیو نشان داد که طرح آماد یک برنامه ضربتی برای ساخت سلاح هستهای بود؛ برنامهای بسیار بزرگتر، بهتر سازمانیافته و بسیار بیشتر پشتیبانیشده از آنچه پیشتر شناخته شده بود. طرح آماد در طراحی و ساخت سلاح هستهای دستاوردهایی بسیار بیش از آنچه پیشتر تصور میشد به دست آورد. آماد کاملاً سه ستون یک سلاح هستهای را در بر میگرفت: شاملِ سازوکار تولید ماده انفجاری هستهای، تسلیحسازی آن ماده بهصورت کلاهک یا دستگاه آزمایش زیرزمینی، و تحویل کلاهکهای هستهای بر موشکهای بالستیک. جمهوری اسلامی اکنون میتواند، اگر رهبری چنین دستوری بدهد، نسبتاً سریع سلاح هستهای بسازد. این کشور برنامهای برای ساخت سلاح هستهای در صورت نیاز ایجاد کرده است.
آرشیو همچنین روشهای اولیهای را روشن کرد که محسن فخریزاده، معادل ایرانی لزلی گرووز، برای حفظ بخشهای کلیدی تلاش هستهای ایران پس از آماد به کار گرفت. فخریزاده با دقت بسیاری از برنامههای آماد را به فعالیتهای هستهایِ مخفی و آشکارِ مرتبط با سلاح هستهای تقسیم کرد و در عین حال، قابلیتها و نیروهای انسانی کلیدی را حفظ کرد و همزمان در هر سه ستون سلاح هستهای پیشرفت را پی گرفت. همکاران او در سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) آموختند که تلاشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) برای ایجاد شفافیت را میتوان با قرار دادن تأسیسات پنهان در معرض پادمان پس از کشفشدنشان، و همزمان با انکار دروغین و تند هرگونه نیت نظامی، خنثی کرد. ایران همچنین آموخت که صرفاً با موافقت برای مذاکره با آژانس درباره دسترسی یا ارائه اطلاعات مورد مناقشه، میتواند فشار را از دوش شورای حکام بردارد - در عمل، مذاکره بهجای پیشرفتِ ماهوی پاداش میگرفت. ایران یاد گرفت بازرسان و حامیان دولتهای عضو آنان در شورای حکام را فرسوده کند.
آرشیو همچنین نشان داد که ایران به ساخت سلاح هستهای بهصورت جامع میاندیشد. برنامه هستهایِ تسلیحاتی ایران هر سه ستون سلاح هستهای را در بر میگیرد. پساآماد، ایران هر ستون را حفظ و تقویت کرد. در واکنش، ارزیابیهای مربوط به برنامه سلاح هستهای ایران باید جامع باشند و از ارزیابیهای محدودتر، مانند ارزیابیهایی که فقط به این میپردازند که آیا برنامه تسلیحاتیسازی هستهای در حال توسعه است یا مؤلفههای کلیدی را میسازد، پرهیز کنند. غیر از این، خطر آن وجود دارد که جنگل در میان درختان دیده نشود.
بدیهی است که وجود و نگهداریِ یک آرشیو هستهایِ محرمانه، تعهدات الزامآور ایران در زمینه عدم اشاعه هستهای را نقض میکند و با تعهد آن ذیل برجام برای نرفتن بهسوی سلاح هستهای به هر نحو ناسازگار است. افزون بر این، ایران اطلاعات طراحیِ لازم را درباره تأسیساتی که ساخته، برچیده یا در دست ساخت داشته به آژانس ارائه نکرده است. این کشور فعالیتهایی را انجام داده که شامل مواد و فعالیتهای هستهای اعلامنشده بودهاند. اطلاعات تازه هر ادعایی مبنی بر اینکه ایران موافقتنامه جامع پادمان خود، پروتکل الحاقی مرتبط، برجام، و حتی معاهده عدم اشاعه هستهای را رعایت کرده است، به چالش میکشد.
در تحولی امیدوارکننده، که از فداکاریِ ناشی از تعطیلکردن طرح آماد پیداست، مواد آرشیو نشان دادند که جمهوری اسلامی ایران تا چه اندازه در برابر فشار و اختلالِ بیرونی آسیبپذیر بود. تهدید نظامی، ترس از تحریمهای اقتصادی، محکومیت بینالمللی، شفافیتِ اجباری و دیپلماسی، همه با هم رهبران ایران را در سال ۲۰۰۳ متقاعد کردند که برنامه ضربتی سلاح هستهای را متوقف کنند و توقف یا انجمادِ برنامه نوپای غنیسازی در سایتهای سازمان انرژی اتمی را بپذیرند.
اگرچه این ترکیب در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ مؤثر بود، در سالهای اخیر کمتر کارآمد بوده است. با وجود چندین توافق کنترل تسلیحات، تحریمهای اقتصادیِ سختگیرانه و خشونت، بهترین و برجستهترین افراد در حوزههای دیپلماسی و امنیت نتوانستهاند توقفی در برنامه غنیسازی اورانیومِ اکنون بسیار بزرگتر ایران ایجاد کنند یا ثابت کنند که برنامه هستهای این کشور صلحآمیز است. هیچیک از این تلاشها نیز موجب نشده جمهوری اسلامی به عضوی مسئولتر در جامعه بینالمللی تبدیل شود؛ موضوعی که در فعالیتهای اخلالگرانه و مخرب آن در سوریه، عراق، لبنان و یمن آشکار است. با این حال، این اقدامات در کند کردن تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای مؤثر بودند. آنها همچنین ایران را در تصمیمگیری برای واقعاً ساختن این سلاحها مردد نگه داشتند.
کدام اقدامات و سیاستها در کند کردن یا بازداشتنِ تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای مؤثرتر بودهاند؟
بازرسیها و شفافیت
در دهه ۲۰۰۰، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیرویی قدرتمند برای دستیابی به شفافیت درباره برنامه هستهای ایران بود. اما در دهه بعد، آژانس کمتر توانست فریبکاریهای ایران را افشا کند و پایبندی آن را به تعهدات عدم اشاعهاش تضمین نماید. در این دوره، ایران اغلب فقط از مانورهای آژانس طفره رفت یا آنها را خنثی کرد؛ مانورهایی که بسیاری از آنها در هر حال بیش از اندازه ضعیف بودند و اثر چندانی نداشتند.
آژانس در اواخر سال ۲۰۱۵ با انتشار گزارش Final Assessment on Past and Present Outstanding Issues regarding Iran’s Nuclear Programme به نقطهای پایین رسید. این گزارش در واقع عمدتاً فهرستی از مسائل حلنشده درباره برنامه سلاح هستهای ایران بود و با وجود عنوانش، بههیچوجه یک ارزیابی نهایی نبود. این ناهماهنگی مانع از آن نشد که ایران اصرار کند چون گزارش «نهایی» است، دیگر هیچ تحقیق بیشتری از سوی آژانس درباره نگرانیهای گذشته هستهای مجاز نیست؛ در حالی که خود آژانس اعلام کرد کشف اطلاعات تازه میتواند دلیلی برای بازنگری در ارزیابی باشد. با این حال، بازرسان از زمان کشف آرشیو هستهای برای انجام همین کار هم با دشواری روبهرو بودهاند.
آژانس را فقط تا حدی میتوان بابت ناتوانی در حلوفصل وضعیت ایران سرزنش کرد. مذاکرهکنندگان برجام از مسئله بنیادیِ صلحآمیز بودن یا نبودن برنامه هستهای ایران گذشتند و پذیرشِ بهتعویقافتادنِ نامحدودِ تصمیم آژانس درباره اینکه آیا اعلامیه ایران درباره فعالیتهای هستهایاش کامل و دقیق است یا نه را پذیرفتند. مذاکرهکنندگان برجام این نمایشِ ذاتی در گزارش دسامبر ۲۰۱۵ آژانس را برای کمک به اجرای توافق در ماه بعد مفید دانستند. در سالهای بعد، شورای حکام آژانس و شورای امنیت سازمان ملل در مسئولیت خود برای پشتیبانی از آژانس در انجامِ صرفِ وظیفه بنیادینش، یعنی اطمینان از استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، ناکام ماندند. در بسیاری موارد، منافع حفظ برجام بالاتر از وظیفه آژانس برای رسیدن به یک نتیجهگیری نهایی درباره کاملبودنِ اعلامیه هستهای ایران و ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای آن قرار گرفت.
در نتیجه، پس از نزدیک به سی سال تلاش، آژانس هنوز نمیتواند کاملبودن اعلامیه هستهای ایران را تعیین کند یا مسیر روشنی برای انجام آن ترسیم نماید. آرشیو، مجموعهای از سایتها و فعالیتهای هستهایِ اعلامنشده را آشکار کرده است که همگی پیشتر به یک برنامه مخفی و غیرقانونیِ سلاح هستهای اختصاص داشتند. ایران همچنان وجود این سایتها را انکار میکند و اصرار دارد که اسناد آرشیو جعلیاند. با وجود آشکار بودن صحت اسناد، جمهوری اسلامی مانند بازیگر کمدی، چیچو مارکس، رفتار میکند که گفته بود: «به چه کسی میخواهی باور کنی؟ به من یا به چشمهای خودت؟» بهجای پذیرفتن حقیقتِ شواهد، ایرانیها تصمیم گرفتهاند شواهد آشکار را انکار کنند. رفتار ایران اگر موضوع اینقدر جدی نبود، خندهدار به نظر میرسید.
افزون بر این، آژانس هنوز فقط سطحی از اطمینان را فراهم کرده که فعالیتهای انجامشده در سایتهای سابق آماد در جای دیگری ادامه نمییابند. آژانس همچنان از استاندارد پادمانی خود برای ابراز اطمینان نسبت به نبود مواد، تأسیسات و فعالیتهای اعلامنشده در ایران امروز فاصله زیادی دارد.
ایران همه انگیزه را برای تشویق همین وضعیت دارد و در میان اعضای آژانس و برخی از افراد جامعه اندیشهورز، متحدان نیرومندی یافته است. یکی از نتایج این وضعیت آن است که انتظار میرود ایران همچنان دسترسی آژانس را محدود کند و با بازرسان همکاری نکند، بدون آنکه از سوی آژانس و دیگر اعضای شورای حکام مقاومت جدی ببیند. بهطور قابلتوجه، جمهوری اسلامی در اوایل ۲۰۲۰ به آژانس گفت که «هیچگونه ادعایی درباره فعالیتهای گذشته را به رسمیت نمیشناسد و خود را موظف به پاسخگویی به چنین ادعاهایی نمیداند.»
جامعه اطلاعاتی غرب
با وجود مناقشات درباره وضعیت و تعریف برنامه سلاح هستهای ایران، دستگاههای اطلاعاتی غرب در مجموع کارنامهای خوب در کشف تلاشهای مخفی هستهای ایران داشتهاند. اما نفوذ به درونیترین حلقههای فعالیتهای تسلیحاتی هستهایِ SPND و سازمانهای وابسته، و نیز نفوذ به فرایند تصمیمگیریِ بالاترین سطوح رژیم ایران، بهویژه رهبر معظم و حلقه پیرامون او، برایشان دشوارتر بوده است.
با این حال، اظهارات عمومیِ جامعه اطلاعاتی ایالات متحده برای ارزیابی وضعیت کنونی نیتها و فعالیتهای هستهای ایران سودمند نبوده است. مقامهای اطلاعاتی درباره آرشیو هستهای هیچ سخنی نگفتهاند. آنان در برابر پرسشهای بنیادینی درباره تلاشهای هستهای ایران در ملأعام پاسخی ندادهاند؛ از جمله اینکه: آیا ایران اکنون در حال ساخت سلاح هستهای است یا بهسوی ساخت آن پیش میرود، و اگر چنین است چگونه؟ آیا ایران برای ساخت سلاح هستهای آماده میشود؟ در شکل کنونی، برنامه سلاح هستهای ایران دقیقاً چه چیزهایی را دربر میگیرد، اگر اصلاً همچنان ادامه داشته باشد؟ ایران برای آزمایش یک انفجار هستهای زیرزمینی چقدر زمان نیاز دارد؟ برای ساخت یک کلاهک قابلاعتماد برای موشک بالستیک چقدر زمان لازم دارد؟ برنامه چگونه نظارت میشود؟ اگر ایران در هیچ معناییِ کلمه در پی سلاح هستهای تلقی نشود، این داوری تا چه حد اطمینانبخش است؟ این اظهارات همچنین به توسعه موشکهای بالستیکِ دارای قابلیت هستهای ایران اشاره نکردهاند. ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده، هنگامی که علناً ارائه شدهاند، مسائل کلیدی را بهصورت جامع پوشش ندادهاند و بخشهای کوتاه و غیرمحرمانه NIE 2007 را بهعنوان آخرین ارزیابی رسمی علنیِ جامعه اطلاعاتی درباره برنامه سلاح هستهای ایران باقی گذاشتهاند - ارزیابیای که بیش از ۱۳ سال قدمت دارد، در برخی بخشها اشتباه است و میتواند بهاشتباه تفسیر شود.
روشهای مقابله با اشاعه
طرفهای مخالف تلاشهای ایران برای دستیابی به سلاح هستهای، مجموعهای شگفتانگیز و گسترده از روشهای مقابله با اشاعه را برای به تأخیر انداختن یا خنثیکردن پیشرفت ایران در توسعه و تولید سلاح هستهای، بهرهبرداری از تأسیسات حساس هستهای، و بهدستآوردن یا توسعه موشکهای بالستیک به کار گرفتهاند. ابزارهای مهم بینالمللی و ملی شامل تحریم واردات تجهیزات حساس، تحریمهای هدفمند و گسترده اقتصادی و مالی، کنترلهای تجاریِ شدیداً اعمالشده، و رهگیری محمولههای تجهیزات حساس بودهاند. عملیات سایبری نیز به دولتها در کشف فرار مخفیانه ایران از تعهدات عدم اشاعهاش کمک کردهاند.
روشهای خشونتآمیزی که علیه چهرههای کلیدی هستهای ایران و دیگر داراییهای آن به کار رفته، تلاشهای سلاح هستهای ایران را به عقب رانده و در برنامه سردرگمی ایجاد کرده است و پیشرفت ایران در فعالیتهای حساس هستهای را به تأخیر انداخته است. هرچند تقریباً همه دیپلماسی را برای حل این مناقشه ترجیح میدهند، دیپلماسی در مواجهه با چنین رژیم خشن و قانونگریزی بهسختی کارآمد بوده است.
کنترل تسلیحات و مذاکرات
مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران بیش از بیست سال است که به شکلی یا شکل دیگر ادامه دارد. مؤثرترین آنها نخستینها بودند: انجماد غنیسازی و بازفرآوری در سالهای ۲۰۰۳/۲۰۰۴، همراه با تلاشهای سختگیرانه آژانس برای افشای تأسیسات، فعالیتها و مواد اعلامنشده. این مرحله در سال ۲۰۰۶ پایان یافت، زیرا فشار بینالمللی فروکش کرد و تندروهای هستهای در جمهوری اسلامی دست بالا را به دست آوردند.
هفت سال بعدی شاهد مجموعهای از تلاشهای ناکام برای کنترل تسلیحات بود. سپس دولت باراک اوباما در سال ۲۰۱۳ به برنامه اقدام مشترک دست یافت و دو سال بعد برجام را منعقد کرد. با این حال، مذاکرات نتوانست هدف بنیادینِ دوره پیشین را، یعنی «نه غنیسازی و نه بازفرآوری» در ایران، دوباره برقرار کند. برجام غنیسازی اورانیوم را در ایران پذیرفت، اما عملیات و خروجی برنامه را برای پانزده سال محدود کرد.
این وضعیت با خروج دونالد ترامپ از برجام در مه ۲۰۱۸ و بازگرداندن تحریمهای آمریکا دنبال شد. ترامپ از غروبهای هستهای برجام، امتناع ایران از اجازه بازرسی کافی آژانس از برنامه هستهایاش، رفتار تحریکآمیز منطقهایِ مداوم جمهوری اسلامی، و توسعه موشکهای بالستیک و اشاعه آنها ناراضی بود. دولت ترامپ برجام را توافقی معیوب میدید که ضعفهایش با گذر زمان فقط بدتر میشود. اما با وجود اعمال افزایش چشمگیرِ فشار تحریمی، دولت ترامپ نتوانست ایران را به مذاکره وادار کند.
اثرگذاری
در مجموع، این تلاشها دسترسی ایران به سلاح هستهای را به تأخیر انداخته و در تصمیمگیری برای عبور از آن خط خطرناک، برایش مکث ایجاد کردهاند. رژیم دستکم تا حدی بازداشته شده و بهنظر میرسد میفهمد که وضعیتش چگونه میتواند بدتر شود. با این حال، انعطاف زیادی در کاهش تنش یا توقفِ تلاش بیوقفه خود برای دستیابی به قابلیتهای سلاح هستهای نشان نداده است.
برجام بخشهای بزرگی از ستونِ اورانیوم با غنای تسلیحاتی در مسیر دستیابی به سلاح هستهای را تراشید، اما آن را نابود نکرد. فروپاشی برجام از سال ۲۰۱۸ به ایران اجازه داد بخش زیادی از قابلیتهای هستهای خود را دوباره برقرار کند. ایران جدول زمانیِ خود برای بهبود و استقرار سانتریفیوژها را تسریع کرد، همه در نقض توافق. این کشور برنامه تولید اورانیوم فلزیِ خود را نیز دوباره فعال کرد. این اقدامات به چندین دستاوردِ برگشتناپذیر منجر شد؛ دستاوردهایی در حوزه دانش و تجربه که برای تقویت قابلیتهای هستهای ایران و آمادگی آن برای ساخت سلاح هستهای سودمندند.
خسارتی که برجام به ستونِ تسلیحاتیسازی هستهای وارد کرد، قابلکمیتگذاری نیست، اما بهنظر ناچیز است. ستونِ موشکی بدون آسیب باقی ماند.
دولت بایدن
از زمانی که جو بایدن، رئیسجمهور ایالات متحده، در ژانویه ۲۰۲۱ به قدرت رسید، ایران به دردسر او تبدیل شده است. بایدن به بازگشت به برجام تمایل داشته است. در کوتاهمدت، برجام آنقدرها هم که ترامپ ادعا میکرد بد نیست، اما دولت بایدن میداند که این توافق فقط روز حساب را به تعویق انداخت؛ «فقط توپ را به جلو شوت کرد.» نقطه پایانیِ مورد انتظار برجام به ایمان زیادی نیاز دارد که ایران از توافق خارج نشود، از معاهده عدم اشاعه هستهای دست نکشد، و بهسمت سلاح هستهای نشت نکند.
در هر کاری که انجام میدهد، دولت بایدن میراثی از اهرم فشار عظیم برای رسیدن به نتیجهای مطلوب در اختیار داشت. فارغ از اینکه کسی درباره پایاندادن ترامپ به مشارکت آمریکا در برجام چه نظری داشته باشد، بازگرداندن تحریمهای آمریکا مؤثرتر از انتظار همه عمل کرد، اقتصاد ایران را ویران ساخت، توان نظامی آن را تضعیف کرد و تعامل جمهوری اسلامی در جنگهای نیابتی و دیگر فعالیتهای بیثباتکننده منطقهای را دشوارتر ساخت.
تصمیم ایران برای پاسخ دادن با یک جهش سریع هستهای، دستکم تا حدی بهمنظور بهدستآوردن اهرم فشار علیه ایالات متحده، نشاندهنده نوعی استیصال است. این استیصال در هشدار میانه فوریه ۲۰۲۱ِ وزیر اطلاعات ایران، محمود علوی، آشکار بود؛ او گفت کشورش میتواند فتوای رهبر معظم علیه سلاح هستهای را برگرداند و در صورت رفعنشدن تحریمها، بهدنبال آنها برود.
کارشناسان دولت همچنین میدانند، یا باید بدانند، که ایران تنها پس از واردشدن فشارهای سنگین، امتیازهای قابلتوجه داده است. سادهلوحانه خواهد بود اگر انتظار داشته باشیم پس از برداشتهشدن تحریمهای آمریکا، ایران درباره تمدید چشمگیر غروبهای هستهای، محدودیت بر موشکهایش یا مهار فعالیتهای منطقهایاش مذاکره کند. ایران بارها گفته است چنین کاری نخواهد کرد. اگر هم چیزی باشد، بازگشت سریع به برجام همراه با لغو تحریمهای آمریکا، ایران را قادر میسازد منابع بیشتری را به تقویت هستهای، موشکی و نظامی منطقهای اختصاص دهد.
هر نوع مذاکرهای پس از آنکه ایالات متحده تحریمهایش را برمیدارد و دوباره به برجام میپیوندد، ممکن است به نشستهای صرفاً گفتوگو محور برای بحث درباره این مسائل تبدیل شود و شانس موفقیت چندانی نداشته باشد.
برخی پیشنهاد کردهاند که پس از بازگشت به برجام، ایالات متحده باید برای مذاکرات پسابرجامی ضربالاجل تعیین کند. اگر پس از احیای برجام، مثلاً پس از ۱۲ تا ۱۸ ماه، ایران همچنان از دادن امتیاز فراتر از محدودیتهای برجامی امتناع کند، آنگاه ایالات متحده تحریمهای اقتصادی و مالی را دوباره اعمال خواهد کرد. اما آیا این کار عملی یا حتی محتمل است؟
بهرسمیتشناختنِ رسمیِ این ضربالاجل در داخل و خارج از کشور حیاتی خواهد بود. کنگره آمریکا باید از این رویکرد حمایت کند. متحدان آمریکا، بهویژه اروپاییها، باید آشکار و علنی با آن موافقت کنند؛ و گروه E3 در حالت ایدهآل باید تحریمهای خود را تهدید کنند و این ضربالاجل را مستلزمِ بازگشت کامل تحریمها بر اساس رویههای برجامی بدانند. با این حال، ایران تهدیدِ بازاعمال تحریمهای آینده را چنین خواهد دید که فوراً شرکتها و بانکها را از معامله با ایران بازمیدارد. اگر ایران به توافق پایبند بماند، آن را نقض توافق توسط طرف مقابل تلقی خواهد کرد و شاید دوباره به راهاندازی برنامه هستهای خود برگردد.
البته، جهشهای هستهای ایران از سال ۲۰۱۸ تهدیدآمیز بودهاند؛ و واقعاً حس فوریت ایجاد میکنند. یکی از اهداف اصلی برجام جلوگیری، برای مدتی، از کوتاهشدن زمانهای گریز هستهای بود. اما وضعیت پایانی برجام، پس از انقضای غروبهای اصلی در سال ۲۰۳۰، بسیار تهدیدآمیزتر از وضعیت امروز خواهد بود. ایران سانتریفیوژهای پیشرفته بیشتری خواهد داشت و زمانهای گریز برای تولید مقدار کافی اورانیوم با غنای تسلیحاتی برای یک بمب به هفتهها یا حتی روزها کاهش مییابد. با کمک فناوریهای مدرن که تسلیحسازی هستهای و توسعه موشکهای بالستیک را شتاب میدهند، جمهوری اسلامی از زمانهای بسیار کوتاهتری برای تولید سلاح هستهای بهرهمند خواهد شد. بنابراین، بهتر است تسلیم تهدیدهای ایران نشویم. دولت نباید بهسوی یک توافق ناقص شتاب کند. حتی کوتاهشدن زمانهای گریز ایران نیز توجیهی برای چنین کاری نیست.
بازگشت به برجام بدون یک راهبرد کارآمد برای اصلاح یا جایگزینی آن، نهفقط یک اشتباه، بلکه از دستدادن یک فرصت خواهد بود. پیمودن یک مسیر سنجیدهتر برای حل این مشکل ممکن است در کوتاهمدت تنشها را افزایش دهد. رسیدن به یک اصلاح، سریع نخواهد بود. اما بازتنظیمِ برجام در شکل کنونیاش قطعاً تنشها را بالا میبرد؛ همانگونه که پس از اجرای توافق در سال ۲۰۱۶ چنین شد. و در آینده، کنگره ممکن است بازگشت به توافق را بسیار دشوار کند. راه کاهش درگیری، کاهش احتمال اقدامات نظامی و کاستن از خطر اشاعه منطقهای، ترمیم ضعفهای برجام و گسترش تلاش بهگونهای است که موشکهای بالستیک را نیز دربر بگیرد و تجاوزگری ایران در منطقه را محدود کند. برجام جای خود را داشت، بحران را مهار کرد و زمانی خرید. با این حال، در شکل کنونیاش، بهطرز فاحشی برای مواجهه با تهدید سلاح هستهای ایران یا تهدیدهای موشکی و منطقهایِ ناشی از ایران ناکافی است.
از میان برداشتن ستونها
آرشیو هستهای، با آشکار کردن اینهمه از برنامه ضربتی گذشته ایران برای سلاح هستهای، برای نخستین بار، راه تازهای برای اندیشیدن به تلاش آینده ایران برای دستیابی به سلاح هستهای میگشاید. این آرشیو درهای بیشتری را برای اطمینان از اینکه ایران هرگز سلاح هستهای نسازد، باز میکند.
این کتاب توضیح میدهد که برنامه سلاح هستهای ایران بهتر است با توجه به سه ستون آن فهمیده شود. این رویکرد همچنین راهی برای شناسایی بهترین روشهای متوقفکردن آن و سنجش مزایای نتایج مذاکرهشده فراهم میکند.
در حالت ایدهآل، هر سه ستون باید بهطور راستیآزماییشده برچیده شوند یا بهگونهای بیاثر شوند که دیگر نتوانند از سلاح هستهای پشتیبانی کنند، همانگونه که در اواخر دهه ۱۹۸۰ در تایوان انجام شد. در آن مورد، تایوانِ عاری از سلاح هستهای، در حالی که همچنان میتواند راکتورهای برق هستهای را دنبال کند، با وجود تنشهای واقعی نظامی میان پکن و تایپه، بسیار باثبات و پربار بوده است. همچنین به یاد داشتن یک درس ساده از پرونده تایوان مفید است: آنچه نمیخواهیم متحدمان انجام دهد، قطعاً نمیخواهیم دشمنمان انجام دهد.
در مورد ایران، از میان برداشتن هر سه ستون باید چشمانداز راهنمای هر تلاشی برای اطمینان از این باشد که این کشور سلاح هستهای نسازد. هرچند چنین چشماندازی امروز بیتردید دشوار است و به تغییری بنیادین در رژیم نیاز دارد، اما پایهای برای مسیر پیشرو فراهم میکند. گزینهها چیست؟ کدام ستونها برای تضمین اینکه سلاح هستهای ساخته نشود، تعیینکنندهاند؟ چه اقداماتی باید از آنها پرهیز شود تا اوضاع بیش از این بدتر نشود؟
سادهترین راه برای کاهش چشمگیرِ شانس ایران برای ساخت سلاح هستهای، تمرکز بر ستون تولید ماده انفجاری هستهای و ستون تسلیحاتیسازی هستهای است. حذف ستون سامانه تحویل دشوارتر است، زیرا ایران گزینههای فراوانی برای تحویل سلاح هستهای دارد، از موشکهای بالستیک گرفته تا موشکهای کروز و کشتیها. مذاکرات باید بر محدودکردن موشکهای بالستیک متمرکز شوند، اما باید پذیرفت که از میان برداشتن کامل این ستون ناممکن است.
دو ستون دیگر امیدبخشترند. در واقع، مسیر انجام آنها روشن و آزمودهشده است. اگر هر یک از این دو ستون عملاً از میان برداشته شود، ایران برای ساخت سلاح هستهای بهشدت در تنگنا قرار خواهد گرفت.
ستون ماده شکافتپذیر
سادهترین و مطلوبترین ستونی که باید حذف شود، ستونی است که به تولید ماده انفجاری هستهای مربوط میشود. در اصل، این یعنی بازگشت به روحِ روزگاری که واژگان کلیدی در عرصه بینالمللی «نه غنیسازی و نه بازفرآوری» بود و زمانی که انجماد غنیسازی و بازفرآوریِ ۲۰۰۳/۲۰۰۴ برقرار و توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی نظارت میشد.
دستکشیدن ایران از غنیسازی بهآن اندازه که در نگاه نخست به نظر میرسد، شدید نیست، زیرا برای سانتریفیوژهایش هیچ توجیه اقتصادیِ غیرنظامی وجود ندارد. خرید اورانیوم غنیشده از بازار بینالمللی همیشه برای ایران ارزانتر از تولید آن در سانتریفیوژهایی است که بسیار ناکارآمدند. این واقعیت وجود دارد که در حالی که سانتریفیوژهای ایران برای یک برنامه سلاح هستهای کاملاً کافیاند، برای تولید اورانیوم غنیشده برای یک برنامه هستهایِ غیرنظامی بهطرز فاحشی ناکافیاند.
فارغ از ظرفیت نظامیِ شناختهشده برنامه غنیسازی اورانیوم ایران، برنامه سانتریفیوژهای تجاری آن شکست خورده است؛ هر کشور دیگری اگر این برنامه فقط بر پایه معیارهای اقتصادی و غیرنظامی سنجیده میشد، تاکنون آن را لغو کرده بود. درون برجام این فرض نهفته بود که تا زمان غروبهایِ محدودیتهای هستهای توافق، برنامه غنیسازی ایران از نظر اقتصادی معنادار خواهد شد. انتظار این بود که این برنامه بتواند راکتورهای برق هستهای، مانند راکتور بوشهر، را با اورانیوم غنیشده کافی و با هزینهای رقابتی سوخترسانی کند. اما چند سال مشاهده نزدیکِ تلاش ایران در زمینه سانتریفیوژها ذیل برجام به این نتیجه اجتنابناپذیر میرسد که ایران در آینده قابل پیشبینی، و بهاحتمال زیاد بهطور نامحدود، قادر نخواهد بود اورانیوم غنیشده را با قیمتی پایینتر از هزینه صرفِ خرید آن از خارج تولید کند. حتی زمانی که سانتریفیوژهای پیشرفته ایران واقعاً غنیسازی میکنند، آژانس نرخهای شکستِ سالانه تا ۱۰ تا ۲۰ درصد را گزارش کرده است؛ بسیار فراتر از نرخهای شکستِ برنامههای موفق، که معمولاً بهمراتب زیر یک درصد در سالاند. برداشت کلی، برنامهای است فاقد تمرکز، بسیار عقبتر از حتی انتظارات خودِ ایران، با مدلهای بیش از حدِ متعدد سانتریفیوژی، برنامهای که با توسعه دیگر برنامههای سانتریفیوژیِ موفق و از نظر اقتصادی رقابتی در روسیه و اروپا در تضاد است - برنامهای که در واقع آماده لغو به نظر میرسد.
در مجموع، با وجود وعدههای نهفته در برجام، یعنی مشروعیتبخشیدن نهایی به غنیسازی اورانیوم ایران، دیگر نباید چنین تأییدی به این کشور داده شود. زمان آن گذشته که این نمایش ادامه یابد و وانمود شود برنامه سانتریفیوژ ایران توجیهپذیر است یا باید ذیل برجام مشروعیت پیدا کند.
ایران در ازای غنیسازی صفر چه به دست خواهد آورد؟ نخست، پول خود را برای یک برنامه تجاری محکوم به شکست هدر نخواهد داد و اورانیوم غنیشده موردنیازش را با هزینهای رقابتی از خارج تهیه خواهد کرد؛ تصمیمی که تقریباً همه کشورهایی که راکتور هستهای دارند گرفتهاند. برای کسانی در ایران و بیرون از آن که به آینده انرژی هستهای باور دارند، کنارگذاشتن داوطلبانه غنیسازی تنها انتخاب اقتصادیِ معقول است و همچنین گامی مهم برای پایاندادن به انزوای اقتصادی و سیاسیِ کنونی ایران خواهد بود. رژیم خواهد دید که خرید راکتورهای برق هستهای همراه با تضمین تأمین سوخت و بازپسگیری سوخت مصرفشده بسیار آسانتر است؛ در طول زمان نیز میتواند بهسوی صدور مجوز برای طرحهای مدرن راکتور و ساخت آنها در ایران حرکت کند، همانگونه که کره جنوبی با طرحهای آمریکایی راکتور انجام داد.
سود دیگر برای ایران، پایاندادن به یک محرک خطرناک برای همسایگانش است تا خود بهدنبال قابلیتهای سلاح هستهای بروند. عربستان سعودی شاید سرانجام بتواند متعهد شود که از غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری چشمپوشی کند. پایاندادنِ راستیآزماییشده به برنامه سانتریفیوژهای ایران، سادهترین راه برای جلوگیری از یک مسابقه تسلیحاتی هستهایِ پرهزینه و خطرناک است؛ مسابقهای که ایران نمیتواند در آن پیروز شود، اما برای همیشه آن را به یک مطرود بینالمللیِ در معرض شمار فزایندهای از تحریمها و دشمنان احتمالی بدل خواهد کرد.
ستون تسلیحاتیسازی هستهای
حذف ستون دوم را میتوان صرفاً با پشتیبانی و تشویق آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای انجام کار خود انجام داد؛ یعنی اثبات اینکه برنامه هستهای ایران صلحآمیز است و اعلامیه هستهای ایران هم کامل و هم دقیق است، مشابه آنچه در آفریقای جنوبی در اوایل دهه ۲۰۰۰ انجام داد. آفریقای جنوبی تنها کشوری است که هم زرادخانه هستهای داشته و هم آن را برچیده است. تلاش راستیآزمایی آژانس در آفریقای جنوبی شامل دسترسی «هرجا، هر زمان» برای آژانس بود. آفریقای جنوبی همچنین به آژانس اجازه داد بر برچیدن و نابودی تجهیزات، مواد و اسناد مرتبط نظارت کند و انتقال دانشمندان و مهندسان به موقعیتهای جدید را پیگیری نماید.
بررسی ایران میتواند ذیل موافقتنامه جامع پادمان آن پیش برود، هرچند پروتکل الحاقیِ لازمالاجرا میتواند کار را آسانتر کند. در هر حال، آژانس برای این تلاش به همکاری کامل ایران نیاز دارد. ایران باید برنامه گذشته سلاح هستهای خود را توضیح دهد و درهایش را به روی بازرسان بگشاید. در این مسیر، آژانس ناگزیر از درخواستِ نابودی برخی تجهیزات، مواد و اسناد حساس و یکبارمصرف خواهد شد. در چارچوب تلاش برای جلوگیری از بازگشت، بازرسان همچنین میخواهند نظارت بلندمدت بر مکانهایی را که در برنامههای پیشین سلاح هستهای نقش داشتهاند برقرار کنند.
در این تلاش، اطلاعات آرشیو هستهای کل فرایند را تسهیل میکند، بار قابلتوجهی از کار را از دوش ایران برمیدارد و بهطور مهمی به ایجاد یک خط مبنای مورد توافق برای بازرسیهای آژانس کمک میکند؛ بهگونهای که سایتها، مواد، تجهیزات، اسناد و نیروهای انسانیِ هستهای و مرتبط با هستهای برای پیگیری و نظارت بلندمدت شناسایی شوند.
کسانی که میخواهند نگرانیها درباره یک برنامه فعال سلاح هستهای ایران را کماهمیت جلوه دهند، اغلب استدلال میکنند که آژانس نمیتواند بفهمد در هر سایت نظامیِ طبقهبندیشده چه میگذرد یا هر رایانه و گاوصندوق قفلشدهای را بررسی کند. افزون بر این، مدعیاند که آژانس هرگز نمیتواند مطمئن شود مردم دانشی را که به دست آوردهاند فراموش خواهند کرد. خوشبختانه، آژانس تجربهای طولانی در ارائه اطمینانِ معقول درباره نبود مواد و فعالیتهای هستهای اعلامنشده و تعیین صلحآمیز بودن یک برنامه هستهای دارد.
در سطح سیاست ملی، انتظار میرود رهبران ایران بهگونهای ملموستر از گزینه ساخت سلاح هستهای دست بکشند. قانون ملیِ ممنوعیت سلاح هستهای، با مجازاتهای روشن، میتواند فتوای رهبر معظم را بهطور مفیدی تکمیل کند.
حذف جزئی
اگر هیچیک از سه ستون حذف نشود چه؟ آیا تضعیف هر ستون میتواند جایگزین مناسبی باشد؟ این کار شدنی است، اما احتمال موفقیت در جلوگیری از ساخت سلاح هستهای توسط ایران بهمراتب کمتر خواهد شد. برخی نتایج باید از آنها پرهیز شود. برجامِ احیاشده، همراه با راستیآزماییِ کمتر از حد لازمِ آژانس درباره سایتهای نظامی ایران، بهطور خاص ناپایدار و خطرناک بهنظر میرسد و احتمالاً به وخامت بیشتر وضعیت امنیتی خاورمیانه و اشاعه بیشتر موشکی و هستهای منجر میشود.
برای تقویت ضعفهای برجام، چه درون خود توافق و چه در قالب توافقی تازه، مجموعهای از اقدامات ممکن است. اگر توافق تضمین میکرد که زمان گریز به دو سال بهجای یک سال برسد چه؟ اگر سانتریفیوژهای اضافی بهجای ذخیرهشدن نابود میشدند تا انتظارات درباره زمان گریز اولیه با بازگرداندن سریع سانتریفیوژهای ذخیرهشده تضعیف نشود چه؟ اگر ایران ساخت تأسیسات مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته در نطنز را متوقف میکرد چه؟ اگر ایران فردو را میبست و تمدید غروبهای هستهای را به پانزده سال میپذیرفت چه؟ اگر بخش T برجام بهطور جدی پایش و اجرا میشد چه؟ اگر دامنه بازرسی به تضمین نبود سایتهای آزمایش هستهای زیرزمینی و کار روی وسایل بازگشت مرتبط هستهای نیز گسترش مییافت چه؟ اگر موشکهای ICBM ممنوع و برد موشکها به زیر ۱٬۰۰۰ کیلومتر محدود میشد چه؟
بدیهی است که هر توافقی که شکل بگیرد - و هیچ مسیر دیپلماتیک یگانهای برای موفقیت وجود ندارد - باید در ایالات متحده پشتوانه دوحزبی داشته باشد و بتواند از خلال دولتهای متوالی ریاستجمهوری دوام بیاورد.
برای افزایش بیشتر شانسِ یک مذاکره موفق، لازم است کشورهای بیشتری از خاورمیانه در مذاکرات گنجانده شوند. خاورمیانه امروز بهمراتب متفاوت از سال ۲۰۱۵ است؛ بسیار قطبیتر شده و ایران در یک سو و اسرائیل و بیشتر جهان عرب در سوی دیگر قرار دارند. ایران بهعنوان تهدیدی بسیار بزرگتر برای امنیت منطقهای دیده میشود؛ جایی که در اختیار داشتن قابلیت سلاح هستهای بهشدت همسایگانش را تهدید میکند. با این واقعیت تازه، هر مذاکره جدید درباره برنامه هستهای ایران باید ورودی مستقیم کشورهای خاورمیانه را دربر گیرد و هر توافقی باید بتواند حمایت آنان را جلب کند.
حتی بدون تغییر نظر در رهبری جمهوری اسلامی، آرشیو هستهای در را برای فشار بر ایران جهت ارائه یک اعلامیه هستهای کامل و همکاری بیشتر با راستیآزمایی آژانس در خصوص آن اعلامیه باز کرده است؛ گامهایی که هم برای حفظ یک رژیم عدم اشاعه قوی مهماند و هم برای اخلال بیشتر در توان ایران برای توسعه یا ساخت سلاح هستهای. بهنظر میرسد مدیرکل آژانس، رافائل گروسی، که در اواخر ۲۰۱۹ به این سمت رسید، مصمم است از این فرصت استفاده کند. او با پیگیری سرنخهای موجود در مواد آرشیو، بر دسترسی به سایتهای هستهایِ مرتبط با سلاح هستهای که پیشتر اعلام نشده بودند پافشاری کرده و ایران را برای توضیح شواهد اورانیوم و فعالیتهای اعلامنشده در تورقوزآباد، لویزان-شیان، مریوان و تأسیسات تهران تحت فشار قرار داده است.
اگر او حمایت کامل شورای حکام را دریافت کند، میتواند بسیار بیشتر از این پیش برود؛ حمایتی که طی چند سال گذشته تنها بخشی از شورا آن را فراهم کردهاند. در سطح بینالمللی، تا زمان نگارش این کتاب، اعضای شورا بیشتر بهدنبال اجتناب از درگیری بودهاند تا پشتیبانی کامل از آژانس برای دسترسی سریع به سایتهای ایرانی یا دریافت پاسخهای معتبر درباره مواد و فعالیتهای هستهای اعلامنشده. و آنان با پسگرفتن قطعنامههای شورا و کاهش فشار پس از آنکه ایران صرفاً موافقت میکند صحبت کند، بهجای پیشرفت ماهوی، مذاکره را پاداش دادهاند. اما با حمایت کامل، آژانس میتواند احتمال خود را برای بالاخره پیشرفت در اطمینان از اینکه ایران علاقهای به دستیابی به سلاح هستهای ندارد، بهشدت افزایش دهد. اگر ایران امتناع کند و طرفهای برجام، همراه با دیگر دولتهای نگران در شورای حکام، آماده ارجاع موضوع به شورای امنیت سازمان ملل و بازگرداندن و گسترش تحریمهای اقتصادی بینالمللی، منطقهای و ملیِ بیشتر باشند چه؟ ایران در برابر تلاشی دوباره و تقویتشده از سوی آژانس، که با حمایت جامعه بینالمللی همراه است، بههزینه خود مقاومت خواهد کرد.
این تلاشهای جزئی، هرچند از حذف یک ستون عمده سلاح هستهای فاصله دارند، ارزش دارند. با این حال، آنها همچنین به حفظ یک وضعیت ناپایدار کمک میکنند. همه آنها بر تهدیدِ بازاعمال یا افزایش تحریمهای اقتصادی و مالی تکیه دارند، با حداکثر سه رویداد محرک اصلی: ایران از همکاری درباره مسائل حلنشده با آژانس خودداری کند؛ ایران از اصلاح توافق هستهای امتناع کند؛ و ایران حدود آن توافق را نقض کند. به این ترکیب باید نگاهِ متغیر ایران به معنای پایبندی به برجام و تعهد فزاینده آن به اقتصاد مقاومتیِ ضدتحریمی را نیز افزود. با این ناپایداری، چشمانداز پرداختن به همه مسائل اصلی هستهای همچنان نامطمئن میماند.
در نتیجه، مذاکرهکنندگان ممکن است با رویکردی ترکیبی و نامطلوب برای مهار قابلیتهای سلاح هستهای ایران مواجه شوند. احتمالاً همه طیف روشهای مقابله با اشاعه برای عقبراندن برنامه هستهای ایران همچنان روی میز خواهد ماند. وضعیت ایران آنقدر پرخطر و ناپایدار است که دیپلماسی و روشهای قهری بیتردید به همزیستیِ ناراحتکننده خود ادامه خواهند داد.
سخن پایانی
اطلاعاتی که در آرشیو هستهای یافت و تحلیل شد، تلاشهای ایران برای فریب آژانس و جهان و زنده نگهداشتن بلندپروازیهای هستهایاش را آشکار کرد. جمهوری اسلامی ایران هیچ تلاشی برای پنهانکردن انباشت اورانیوم غنیشده و دیگر نقضهای گسترده حدود هستهای برجام نکرده است و این امر پوششی فراهم کرده تا ایران بتواند بهطور مخفیانه همچنان دانش، قابلیت و ماده لازم برای ساخت سلاح هستهای را بهدست آورد. تلاشها باید بر افشا و اخلال در کوشش ایران برای آمادهماندن جهت ساخت سلاح هستهای در صورت نیاز متمرکز شوند، در حالی که همزمان باید راهبردی دیپلماتیک و اقتصادی برای از میان بردن ستونهای کلیدیِ سلاح هستهای آن به کار بسته شود.
ایرانِ هستهای خطرهای عظیمی ایجاد میکند. اگر ایران یک انفجار هستهای انجام دهد یا بهنحوی دیگر در اختیار داشتن آن را نشان دهد، وضعیت امنیتی بهطرزی خطرناک تغییر خواهد کرد. موشکهای بالستیکِ مجهز به کلاهک هستهایِ ایران بیتردید در پی آن خواهند آمد، فارغ از زمانبندی دقیق. خاورمیانه خطرناکتر خواهد شد، بیشتر مستعد اشاعه هستهای میشود و بسیار کمتر قادر خواهد بود از لبه پرتگاه هستهای بازگردد. تلاشهای عدم اشاعه و خلع سلاح هستهای در سراسر جهان آسیب خواهند دید و احتمالاً بهگونهای جبرانناپذیر.
گرچه هنوز ناقص است، داستان تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای به اوج خود نزدیک میشود. جهان تصمیمهای دشواری در پیش دارد درباره مؤثرترین راههای متوقفکردن این جستوجوی پرمخاطره ایران برای سلاح هستهای. با وجود پیچیدگیِ دستیابی به این هدف، کار برای رسیدن به آن ارزنده است و همه باید با جدیت آن را دنبال کنند.
یادداشتها
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Final Assessment on Past and Present Outstanding Issues Regarding Iran’s Nuclear Programme، GOV/2015/68، ۲ دسامبر ۲۰۱۵، http://isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/IAEA_PMD_Assessment_2Dec2015.pdf.
- دیوید آلبرایت، آندرهآ استرایکر و سرنا کلهر-ورگانتینی، «Analysis of the IAEA’s Report on the PMD of Iran’s Nuclear Program»، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۸ دسامبر ۲۰۱۵، https://isis-online.org/isis-reports/detail/analysis-of-the-iaeas-report-on-the-pmd-of-irans-nuclear-program/8.
- نقلقول از Duck Soup، ۱۹۹۳. نگاه کنید به صفحه نقلقولهای IMDb برای این فیلم. دسترسی در فوریه ۲۰۲۱، https://www.imdb.com/title/tt0023969/quotes/qt2307865/.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، NPT Safeguards Agreement with the Islamic Republic of Iran، GOV/2020/15، ۳ مارس ۲۰۲۰، https://isis-online.org/uploads/iaea-reports/documents/IAEA_Iran_NPT_March_2020_report.pdf.
- ریک گلَدستون، فرناز فصیحی و رونن برگمن، «Iran Suggests It May Seek Nuclear Weapons, in New Escalation of Threats»، The New York Times، ۹ فوریه ۲۰۲۱، https://www.nytimes.com/2021/02/09/world/middleeast/Iran-nuclear-threat.html.
- برای اطلاعات بیشتر درباره این تلاش راستیآزماییشده برای خلع سلاح هستهای در آفریقای جنوبی، نگاه کنید به دیوید آلبرایت با آندرهآ استرایکر، Revisiting South Africa’s Nuclear Weapons Program: Its History, Dismantlement, and Lessons for Today (واشینگتن، دی.سی.: Institute for Science and International Security Press، ۲۰۱۶).
- ایدههای مربوط به یک توافق تقویتشده یا توافقی تازه از Negotiating a New Iran Nuclear Deal، مؤسسه علم و امنیت بینالملل، ۱۲ اوت ۲۰۱۹، گرفته شدهاند.
- برای نمونه نگاه کنید به: «IAEA Director General’s Introductory Statement to the Board of Governors»، ۳ مارس ۲۰۲۱، https://www.iaea.org/iaea-director-generals-introductory-statement-to-the-board-of-governors-1-march-2021.