در ۲۰ فوریه ۲۰۰۲، سید شمسالدین بُربُرودی، که آن زمان نماینده مؤسسه آموزش و پژوهش صنایع دفاعی وزارت دفاع ایران و ناظر مستقیم آماد بود، و آقای امیر حاجیزاده، که در آن زمان مقام ارشد ستاد نیروی هوافضای ارتشِ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (NAHSA) به شمار میرفت، قراردادی برای ساخت یک مجتمع بزرگ و محرمانه تونل زیرزمینی هستهای در سایت پارچین، حدود ۳۵ کیلومتری تهران، امضا کردند.1 این سایت قرار بود محل تولید در مقیاس صنعتی برای ساخت هستههای اورانیوم با درجه تسلیحاتی برای سلاحهای هستهای ایران تحت «طرح آماد» باشد. نام رمز آن «شهید بروجردی» بود.
این دو امضاکننده بعدها به مقامهای ارشدتری در برنامههای موشکی بالستیک و هستهای ایران رسیدند. از سال ۲۰۰۹، حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده و از مدافعان پرصدا و سرسخت توان موشکی ایران است. بر پایه فهرستهای تحریمی، بُربُرودی بعداً معاون رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) شد. هر دو نفر طبق قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و تحریمهای اتحادیه اروپا نامگذاری شدند. تداوم حضور این افراد و دیگر مقامهای ارشد در سازمانهای موشکی و هستهای نشان میدهد که چهرههای کلیدی برنامه آماد پس از ۲۰۰۳ نیز در فعالیتهای روزمرهای که برای حفظ توان ساخت و رساندن سلاح هستهای حیاتی بود، همچنان نفوذ بالایی داشتند.
این قرارداد، محور پروژه ۳٫۱۴ بود که در نظام عملیاتی پروژه ۱۱۰ با شماره اختصاصی ۳۶ شناخته میشد. نام رمز «شهید بروجردی» به مجاهدی از بنیانگذاران سپاه پاسداران اشاره داشت که در جنگ ایران و عراق کشته شد.23 بر پایه بررسی اسناد آرشیو درباره هدف سالنهای مختلف این مجتمع زیرزمینی و سایر اطلاعات آرشیوی، تیم مؤسسه نتیجه گرفت که این سایت یک تأسیسات در مقیاس تولیدی برای ساخت فلز اورانیوم و تبدیل آن به اجزای سلاح هستهای بوده است.4
تحلیلگران ارشد اسرائیلی که با آرشیو آشنا هستند نیز این سایت را مرتبط با ساخت اجزای فلز اورانیوم برای سلاح هستهای ارزیابی میکنند.5 بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در ارائه ۳۰ آوریل ۲۰۱۸ خود ویدیوی کوتاهی از مجتمع تونلی زیرزمینی شهید بروجردی را از آرشیو نشان داد. او مدعی شد که هدف این سایت محرمانه تولید «هستههای هستهای» بوده است، یعنی راهی دیگر برای توصیف اجزای اورانیومی سلاح هستهای.
دیدگاه آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) درباره شهید بروجردی بهصورت علنی معلوم نیست. با این حال، هرچند آژانس از محل آن یا جزئیات فعالیتهایش آگاه نبود، سالها پیش درک کرده بود که پروژه ۳٫۱۴ با شکلدهی فلز اورانیوم سروکار داشته است.6
ماهیت این سایت و فعالیتهای مورد نظر آن را میتوان با بررسی مجموعهای از اسناد آرشیو هستهای بهتر فهمید؛ اسنادی که عمدتاً شامل یک ارائه اسلایدی همراه با پیوستهایی درباره پروژه شهید بروجردی است. شکل ۶٫۱ صفحه روی جلد آن ارائه ایرانی را نشان میدهد که به بهار ۲۰۰۳ تاریخگذاری شده و عکس داخلی بخشی از مجتمع تونلی را نمایش میدهد. شکل ۶٫۲ موقعیت این سایت را درون مجموعه پارچین، بر پایه نقشه توپوگرافی محل تونل شهید بروجردی که در آرشیو هستهای یافت شده، نشان میدهد. این سایت در ادبیات باز نیز با عنوان «سایت تونلی پارچین» شناخته میشود. این دو تصویر در زیربخش ارائه اسلایدی با عنوان «جانمایی و نهاییسازی سایت» آمدهاند. انتخاب محل پروژه بنا بر اسلاید، در ۲۳ ژانویه ۲۰۰۲ تکمیل شده بود.
شکل ۶٫۴ سند دیگری از آرشیو ایران است که جزئیات بیشتری از پروژه شهید بروجردی را ارائه میکند. این سند نشان میدهد که در زمان تهیه این اسلاید، پروژه در حال اجرا بوده است. همچنین بار دیگر نشان میدهد که کارفرمای پروژه، پروژه ۱۱۰ است و ذینفع آن زیرپروژه ۱۴/۳، یا پس از ترجمه، ۳٫۱۴، است. در این سند ثبت شده که ساختوساز در ۳۰ آوریل ۲۰۰۲ آغاز شده و انتظار میرفت پس از ۳۸۵ روز، یعنی در ۲۰ مه ۲۰۰۳، پایان یابد.
طرح سایت
قرارداد ساخت که در بالا به آن اشاره شد نشان میدهد که پیمانکار قرار بود یک تأسیسات کامل و آماده به کار، از جمله نصب تجهیزات، تحویل دهد. اسناد آرشیوی نشان میدهند که پروژه در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ با سرعت پیش میرفت. قرارداد در ۲۰ فوریه ۲۰۰۲، تنها یک ماه پس از نهایی شدن محل سایت، امضا شد. بر پایه ارائه ایرانی، ساخت راههای دسترسی و تجهیز محل ساختوساز در ۱۹ آوریل ۲۰۰۲ آغاز شد. همانطور که گفته شد، ساخت مجتمع تونلی قرار بود رسماً در ۳۰ آوریل ۲۰۰۲ شروع شود، اما احتمالاً چند هفته دیرتر آغاز شد.
شکل ۶٫۵ یک عکس زمینی بدون تاریخ از یک حفار تونل در محل دهانه اصلی تونل را نشان میدهد؛ همین حفار یا حفاری مشابه را میتوان در تصویر ماهوارهای گوگل ارث مربوط به ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۲ در همان محل تشخیص داد.9
اسناد موجود در مؤسسه دو طرح جایگزین برای تأسیسات زیرزمینی شهید بروجردی را بررسی میکنند؛ هر دو به تاریخ ۱۲ نوامبر ۲۰۰۲ و شامل سالنهای نیمهمدفون و کاملاً مدفون هستند. طرح دارای سازههای نیمهمدفون عمدتاً زیرزمینی بود، اما شامل تأسیساتی نیز میشد که بیرون از دهانه اصلی تونل ساخته میشدند و پس از ساخت، تا حدی پوشانده میشدند.10 در طرح کاملاً مدفون، همه تأسیسات اصلی زیر زمین قرار میگرفتند. ارتفاع سقف سالنهای طرح کاملاً مدفون شش متر بود. این طرح مجموع سطح زیربنایی نزدیک به ۵۰۰۰ متر مربع داشت، یعنی بیش از سه برابر مجموع سطح زیربنایی شهید محلاتی.
شکل ۶٫۶ «طرح نهایی» برای تأسیسات دارای سالنهای کاملاً مدفون را نشان میدهد؛ طرح نیمهمدفون در نهایت کنار گذاشته شد. این مجتمع زیرزمینی به شکل «U» و با دو دهانه تونل است. این طرح را میتوان دقیقاً با تصاویر ماهوارهای تجاری محل سایت تطبیق داد (نگاه کنید به شکلهای ۶٫۷ و ۶٫۹ که در آنها طرحها بر روی یک تصویر گوگل ارث از سال ۲۰۰۴ از سایت قرار گرفتهاند). بهویژه، همراستایی کامل با شفت تهویه (HVAC) وجود دارد، جایی که واحد مبدل حرارتی HVAC در تصویر ماهوارهای بهصورت یک واحد مربعی دیده میشود. هرچند این طرح در نهایت رد شد، یک فرورفتگی برای تأسیسات نیمهمدفونِ برنامهریزیشده نیز حفر شده بود و در تصاویر قابل مشاهده است.
یکی از اسناد فهرستی از سالنهای اصلی و کارکرد آنها را ارائه میکند که همه به تولید و فرآوری فلز اورانیوم مربوطاند. سندی با عنوان «برنامه فیزیکی» که در بخش طراحی سایتِ ارائه ایرانی قرار دارد، توصیفی جدولی از اتاقهای مورد نظر است که توسط ذینفع، یعنی پروژه ۳٫۱۴، و «بر اساس مکاتبات پیشین، مذاکرات جلسه مورخ ۷ اکتبر ۲۰۰۲ و گزینهای که مدیریت محترم پروژه ۱۱۰ انتخاب کرده بود» تهیه شده است.11 این سند دوازده سالن اصلی این تأسیسات را فهرست میکند، از جمله سالنهای کاهش فلز، ذوب و ریختهگری، و شکلدهی فلز. علاوه بر آن، یک ماشینکارگاه نیز وجود دارد. سالنهای دیگر شامل آزمایشگاههای کنترل کیفیت، آنالیز و شیمی مرطوب، پایش، و متالورژی، و همچنین کارگاههای عملیات حرارتی، آبکاری و شکلدهی فلز هستند.
توصیفها نشان میدهد که فرایندها برای ساخت فلز اورانیوم و سپس ذوب و ریختهگری آن به شکلهایی مناسب برای سلاح هستهای طراحی شده بودند. همانطور که در فصل ۵ بحث شد، یکی از روشهای رایج برای تولید فلز اورانیوم، کاهش تترافلورید اورانیوم با یک فلز است. سپس این فلز اورانیوم در یک کوره القایی خلأ ذوب و در قالبها ریخته میشود. پس از آن، قطعات ریختهشده روی تجهیزات دیگر پرداخت میشوند. در نهایت، اجزای فلز اورانیوم که احتمالاً در معرض هوا قرار میگرفتند، بهاحتمال زیاد آبکاری میشدند تا در برابر اکسید شدن این فلز بسیار واکنشپذیر محافظت شوند. آزمایشگاههای کنترل کیفیت، متالورژی و تحلیل شیمیایی نیز در نزدیکی آن قرار میگرفتند.
یک سند دیگر به زبان فارسی، یعنی نقشهای حاشیهنویسیشده با عنوان «راهنمای طرح کدگذاری» و جدولی با عنوان «طرح عمومی و کاربری فضا»، مساحت زیربنا و کد نامهای سالنهای داخل تونل را دستکم بهصورت کلی ارائه میدهد. این فضاها شامل بخشهایی با نامهایی مانند امنیت، کارگاهها، آزمایشگاهها، تأسیسات HVAC و بخشهای تونل هستند و این اتاقها را در مجتمع تونلیِ طرح کاملاً مدفون جانمایی میکنند. به نظر میرسد کدگذاری به کارکرد هر اتاق مربوط باشد، برای نمونه «E1» به معنای برق یا الکتریکی است. خود این نقشه خوانایی دشواری دارد، اما در شکل ۶٫۸ آورده شده و راهنمای آن نیز ترجمه شده است. شکل ۶٫۹ محل نواحی کلیدی را روی نقشهای که در شکل ۶٫۶ برای تأسیسات کاملاً مدفون دیده میشود نشان میدهد. شکل ۶٫۱۰ یکی از کارگاهها را با برچسب «O8» و در حال ساخت نشان میدهد.
| ردیف | کاربری فضا | کد | مساحت (متر مربع) |
|---|---|---|---|
| ۱ | آزمایشگاهها | L1-L2-L3 | ۱۲۹ |
| ۲ | کارگاهها | O1-O8 | ۷۱۶ |
| ۳ | انبار | GS1-GS2-S1 | ۱۱۳ |
| ۴ | امنیت | A1-A2-S2 | ۱۵۹ |
| ۵ | برق | E1 | ۶۷ |
| ۶ | نصب | Ma-M2 | ۳۱۱ |
| ۷ | دسترسی اصلی | G1-G16 | ۲۹۶۲ |
| ۸ | دسترسی پرسنل | Personnel Access | ۲۱۰ |
| ۹ | دسترسی HVAC | M3-M4 | ۱۵۰ |
| جمع | ۴۸۱۷ | ||
شکل ۶٫۹ نشان میدهد که یک ناحیه از مجتمع تونلی مجموعهای از اتاقها را درون یک بخش بهوضوح امن دربر میگیرد. این ناحیه پشت دستکم سه اتاق یا محدوده امنیتیِ اختصاصی قرار دارد؛ دو مورد در امتداد مسیرهای دسترسی تونل و سومی در تونل عرضیِ اتصالدهنده این دو مسیر، درست پیش از رسیدن به اتاقهایی با برچسب «M» قرار گرفته است. این اتاقها شامل کارگاههای O1، O2، O3، O4، O5 و O6 و سه آزمایشگاه با کدهای L1، L2 و L3 هستند. با چنین ویژگیهایی، این کارگاهها که در آن «O» میتواند مخفف operation یا عملیات باشد، احتمالاً محل انجام کاهش، ذوب، ریختهگری و ماشینکاری فلز اورانیوم بودهاند. افزون بر این، هرگونه کار با اورانیوم بهاحتمال زیاد قرار بود زیر هودهای دارای سیستم تخلیه هوا، یا شاید در برخی موارد حتی در جعبههای دستکشدار انجام شود تا ذرات اورانیوم موجود در هوا جمعآوری شود؛ از این رو نزدیکی به تأسیسات HVAC میتوانست مزیتی بالقوه باشد.
اتاقهای M1 و M2 با برچسب «اتاقهای نصب» در شکل ۶٫۹ دیده میشوند. کارکرد این اتاقها روشن نیست، اما میتوان بهطور معقول حدس زد که برای عملیات مکانیکی یا شاید فرایندهای متالورژیکی در نظر گرفته شده بودند.
این تأسیسات با اتاقهای کاملاً مدفون، مجموع سطح زیربنایی حدود ۴۸۱۷ متر مربع دارد (نگاه کنید به شکل ۶٫۸). اگر مسیرهای دسترسی اصلی و پرسنلی را کم کنیم، ۱۶۴۵ متر مربع فضای مفید باقی میماند. سه آزمایشگاه ۱۲۹ متر مربع و هشت کارگاه ۷۱۶ متر مربع مساحت دارند. در مجموع، آزمایشگاهها و کارگاهها ۸۴۵ متر مربع را شامل میشوند.
اتاقهای نصب ۳۱۱ متر مربع مساحت دارند. افزودن اتاقهای نصب به مجموع مساحت آزمایشگاهها و کارگاهها، این عدد را به ۱۱۵۶ متر مربع میرساند. انبار، امنیت، برق و تأسیسات HVAC در مجموع ۴۸۹ متر مربع را تشکیل میدهند و جمع نهایی به ۱۶۴۵ متر مربع میرسد.
ساخت تونل
ساخت تونل تا اوایل ۲۰۰۳ بهخوبی در جریان بود. شکل ۶٫۱۱ طرح یا مقطع عرضیِ بخش مدفون را نشان میدهد که سه مرحله برنامهریزیشده ساخت تونل شهید بروجردی را نمایش میدهد: حفاری، مشبندی (تقویت) و آستر بتنی. در گوشه پایین سمت راستِ طرح دو امضا دیده میشود که با امضاهای روی قرارداد ساخت تطابق دارند؛ یعنی بُربُرودی از ITRDI یا حاجیزاده از NAHSA این نقشه را امضا کردهاند.
شکل ۶٫۱۲ پیشرفت ساخت تونلها را در سایت نشان میدهد که روی نقشه مجتمع تونلی همپوشانی شده است. بر پایه اسناد ایرانی، بهویژه بخشی با عنوان «پایان حفاری»، کار حفاری یا کَندنِ تونل در ۲۵ مارس ۲۰۰۳ تکمیل شد. آسترکشی تونل زودتر، در ۲ مارس ۲۰۰۳، آغاز شده بود.
بر اساس گزارش فعالیت پروژه ۳٫۱۴ مورخ ۳۰ آوریل ۲۰۰۳ که در فصل ۵ مورد بحث قرار گرفت، وضعیت شهید بروجردی چنین بود:
آسترِ دو کارگاه (کف، دیوارها و سقف) کاملاً تکمیل شده است و آسترِ سایر کارگاهها نیز همزمان در حال پیشرفت است. خروجی هوای فیلترشده کاملاً نصب شده و نواحیای که برای استقرار ماشینها به حفاری و افزایش ارتفاع موضعی نیاز داشتند، تکمیل شدهاند.
شکل ۶٫۱۳ دو تصویر از پیشرفت ساختوساز در شهید بروجردی را نشان میدهد که با گزارش فعالیت آوریل ۲۰۰۳ از سایت اصلی همخوان است. تا آنجا که معلوم است، هنوز هیچ تجهیزاتی در شهید بروجردی نصب نشده بود.
خروجی برنامهریزیشده و سرنوشت آن پس از آماد
در مجموع، موقعیت و چیدمان شهید بروجردی بهوضوح از یک تأسیسات تولیدی در مقیاس صنعتی حکایت میکند، نه یک مرکز پژوهش و توسعه. اسناد آرشیوی موجود اطلاعاتی درباره تجهیزات دقیق خریداریشده برای این سایت ارائه نمیکنند، هرچند تجهیزاتِ در نظر گرفتهشده برای شهید محلاتی در نهایت برای این کارخانه در مقیاس تولیدی در نظر گرفته شدند. یکی از صفحههای روی جلد این پروژه در آرشیو، هدف شهید بروجردی را تولید سالانه ۵۰ کیلوگرم اجزا، بر پایه محتوای اورانیوم با درجه تسلیحاتی، نشان میدهد؛ بنا بر توضیحات اسرائیلیها.12 این ظرفیت همچنین مستلزم بازیافت ناگزیر اورانیوم با درجه تسلیحاتی تولیدشده در فرایندهای تولید فلز و ساختوساز میبود. با فرض اینکه برای هر سلاح ۲۰ کیلوگرم اورانیوم با درجه تسلیحاتی لازم باشد، این تأسیسات میتوانست اجزای اورانیوم با درجه تسلیحاتی کافی برای بیش از دو سلاح هستهای در سال تولید کند.
اسناد اطلاعاتی درباره تکمیل این تأسیسات ارائه نمیکنند. پروژه از تاریخ تکمیلِ اولیهِ پیشبینیشده در ۲۰ مه ۲۰۰۳ عقب افتاد، اما تا آن زمان پیشرفت پایداری داشت. با این حال، به گفته کارشناسان اسرائیلی، ساخت پروژه شهید بروجردی پیش از نصب تجهیزات متوقف شد.13
طبق گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، این سایت هرگز بازرسی نشده و نیز روشن نیست ایران درباره آن با آژانس گفتوگو کرده باشد. با این حال، همانطور که در تصاویر ماهوارهای تجاری دیده میشود (نگاه کنید به شکل ۶٫۱۴)، این سایت در نهایت عملیاتی شد. کاربری کنونی این مجتمع تونلی که در اصل برای ساخت اجزای هسته سلاح هستهای در چارچوب پروژه آماد در نظر گرفته شده بود، چیست؟ یکی از احتمالات میتواند ساخت دیگر سلاحهای پیشرفته یا حتی وسیلههای بازگشتِ مجدد برای موشکها باشد، شاید برخی از آنها توان حمل سلاح هستهای را داشته باشند. سرنوشت این سایت همچنان معمایی جذاب باقی مانده است.
یادداشتها
- NAHSA با نام نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز شناخته میشود. گاهی آن را بهصورت NHSA کوتاه میکنند.
- چنانکه در فصلهای پیشین بحث شد، اسناد از شمارهگذاری «۱۴/۳» استفاده میکنند، اما مترجم مؤسسه گفته بود که این را میتوان به همان اندازه «۳/۱۴» خواند، یا بهتر است آن را ۳٫۱۴ دانست، زیرا ممیز در فارسی همان کارکرد نقطه اعشاری در انگلیسی آمریکایی را دارد. مانند موارد مشابه دیگر، ما از ۳٫۱۴ استفاده میکنیم.
- ویکیپدیا، https://en.wikipedia.org/wiki/Mohammad_Boroujerdi. شکلهای دیگری از این نام نیز وجود دارد. ما از یکی از شکلهای رایج انگلیسی استفاده میکنیم.
- David Albright، Olli Heinonen، Frank Pabian، و Andrea Stricker، «A Key Missing Piece of the Amad Puzzle: The Shahid Boroujerdi Project for Production of Uranium Metal & Nuclear Weapons Components»، مؤسسه علم و امنیت بینالمللی، ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹، https://isis-online.org/isis-reports/detail/a-key-missing-piece-of-the-amad-puzzle/8.
- گزارش مختصر در تلآویو از سوی آلبرايت با مقامهای ارشد اسرائیلی، ۱ نوامبر ۲۰۱۸.
- سند داخلی کاریِ IAEA درباره برنامه ادعایی تسلیحاتی ایران، بدون تاریخ.
- علی الفونه، «The Revolutionary Guard’s Business Empire»، AEIdeas، مؤسسه American Enterprise Institute، ۱۳ مه ۲۰۱۰، https://www.criticalthreats.org/analysis/how-intertwined-are-the-revolutionary-guards-in-irans-economy.
- F. ممکن است مخفف واژه فارسیِ «فرماندهی» باشد.
- نگاه کنید به: «A Key Missing Piece of the Amad Puzzle: The Shahid Boroujerdi Project for Production of Uranium Metal & Nuclear Weapons Components».
- این طرحها را میتوان در «A Key Missing Piece of the Amad Puzzle: The Shahid Boroujerdi Project for Production of Uranium Metal & Nuclear Weapons Components» دید.
- تاریخ میتوانست ۵ مه ۲۰۰۲ باشد، هرچند مترجم معتقد بود که تاریخ به احتمال زیاد ۷ اکتبر ۲۰۰۲ بوده است. برای دیدن جزئیات بیشتر درباره دادههای جدولی، رجوع کنید به: «A Key Missing Piece of the Amad Puzzle: The Shahid Boroujerdi Project for Production of Uranium Metal & Nuclear Weapons Components».
- گزارش آلبرايت، ۱ نوامبر ۲۰۱۸.
- گزارش آلبرايت، ۱ نوامبر ۲۰۱۸.