بخش جدایی‌ناپذیر سلاح هسته‌ای ایران، موشک بالستیکی است که کلاهک هسته‌ای را به هدف برساند. البته مسیر ساده‌تری هم وجود داشت: ساخت یک دستگاه انفجاری هسته‌ای که با کشتی یا کامیون حمل شود و همان‌قدر هم قادر به ویران‌کردن یک شهر باشد. اما چنین روش‌های تحویلی هم کندترند و هم غیرقابل‌اعتمادتر و از نظر نظامی کمتر مؤثر.

به‌نظر می‌رسد رهبران ایران مصمم بودند یک سامانه تحویل پیشرفته‌تر بسازند. اما حمل سلاح هسته‌ای با یک هواپیمای تهاجمی ایرانی و انداختن آن به‌صورت بمب هوایی نیز مطلوب نبود، چون پیش از رسیدن به هدف به‌راحتی سرنگون می‌شد. در نتیجه، طرح آماد پروژه‌ای گسترده برای یکپارچه‌سازی کلاهک هسته‌ای با بخش بازگشتیِ یک موشک بالستیک داشت؛ در آن زمان موشک شهاب ۳ که توسط گروه صنعتی شهید همت (SHIG) در حال توسعه بود. آماد می‌خواست مطمئن شود که موشک با این نوع بارِ متراکم، با موفقیت پرواز می‌کند. پروژه ۱۱۱ در طرح آماد بر بخش بازگشتی و دینامیک پروازِ موشکِ دارای سرجنگی هسته‌ای متمرکز بود. معمولاً این پروژه مکمل پروژه ۱۱۰ دانسته می‌شود و هر دو تحت رهبری مستقیم محسن فخری‌زاده، رئیس طرح آماد، قرار داشتند. از اطلاعات در دسترس دشوار است که رابطه دقیق پروژه ۱۱۱ را با پروژه سرجنگیِ پروژه ۱۱۰ تعیین کنیم؛ پروژه‌ای که مأمور طراحی، ساخت و آزمایش یک کلاهک هسته‌ایِ قابل یکپارچه‌سازی روی موشک بود (نگاه کنید به شکل ۳.۲ در فصل ۳). بااین‌حال، اطلاعات موجود نشان می‌دهد که پروژه ۱۱۱ و پروژه سرجنگی در عمل اساساً یکی بودند و پروژه ۱۱۱ بیشتر نام رایج آن بود. در هسته این کار، تحلیل دقیق بخش بازگشتیِ موشک شهاب ۳ قرار داشت، از جمله سازوکارهای مسلح‌سازی و چاشنی‌گذاریِ بار هسته‌ای و نیز دینامیک پروازِ بخش بازگشتی و موشک.

چالش بنیادینی که تصمیم طرح آماد برای استفاده از موشک شهاب ۳ ایجاد می‌کرد، نیاز به یک کلاهک هسته‌ای کوچک‌سازی‌شده و مقاوم بود. بخش زیادی از منابع آماد صرف حل این مسئله شد. اما یکپارچه‌سازی دستگاه هسته‌ای در بخش بازگشتیِ موشک بالستیک و اطمینان از رسیدن موشک به هدف، مسئله‌هایی پیچیده بودند که به یک برنامه چندساله نیاز داشتند.

دشواری‌های این برنامه در یک سند آرشیوی روشن شده‌اند. در نامه‌ای به تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۰۲، نصاری، در مقام رئیس پروژه یکپارچه‌سازی، به فخری‌زاده فهرستی از اقدامات لازم برای فهم یکپارچه‌سازی دستگاه هسته‌ای در بدنه موشک ارائه می‌کند. نامه نصاری بینشی به طرز فکر اولیه آماد در این مأموریت می‌دهد و مجموعه‌ای از گام‌هایی را ترسیم می‌کند که باید طی می‌شد تا پاسخ‌های لازم برای پروژه به‌دست آید.

در این سند (نگاه کنید به شکل ۷.۱)، نصاری فهرستی از پارامترهای موردنیاز پروژه یکپارچه‌سازی را مشخص کرد. مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از:

در گوشه بالا-چپ سند، یادداشت دست‌نویس فخری‌زاده دیده می‌شود که از نصاری تشکر می‌کند. او افزوده بود که فعالیت‌ها «در حال پیگیری است» و به نصاری دستور داده بود نامه اصلی را بایگانی کند. این یادداشت دست‌نویس، پیوند روشن میان توسعه دستگاه هسته‌ای و سامانه تحویل آن را نشان می‌دهد و آماد و پروژه ۱۱۱ را به هم وصل می‌کند. همچنین نشان می‌دهد که بایگانی‌کردن اسناد، بخشی کلیدی از طرح آماد بود.

گام‌هایی که در نامه آمده‌اند، شامل طراحی یا ساخت یک دستگاه هسته‌ای نمی‌شوند؛ بلکه بر اطمینان از این تمرکز دارند که بخش بازگشتی بتواند بار هسته‌ایِ سنگین و کروی را در خود جای دهد و کلاهک هسته‌ای در زمان مناسب بر فراز هدف منفجر شود.

شکل ۷.۱. نامه نصاری به فخری‌زاده درباره پارامترهای کلیدی پروژه یکپارچه‌سازی. ترجمه آن در صفحه بعد آمده است.
شکل ۷.۱. نامه نصاری به فخری‌زاده درباره پارامترهای کلیدی پروژه یکپارچه‌سازی. ترجمه آن در صفحه بعد آمده است.
شکل ۷.۱ (ادامه). صفحه ترجمه‌شده نامه نصاری به فخری‌زاده در آرشیو هسته‌ای.
شکل ۷.۱ (ادامه). صفحه ترجمه‌شده نامه نصاری به فخری‌زاده در آرشیو هسته‌ای.

بار هسته‌ای

آرشیو هسته‌ای شامل طرح‌هایی از برخی محفظه‌های بارِ شهاب ۳ است که در آن‌ها یک کلاهک هسته‌ای و یک مجموعه کنترل انفجار (ECS) قرار دارد؛ مجموعه‌ای از تجهیزات شامل سازوکارهای چاشنی‌گذاری، مسلح‌سازی و شلیک که برای انفجار بمب هسته‌ای در ارتفاع مناسب طراحی شده‌اند.

شکل ۷.۲ طرح‌واره‌ای از بخش بازگشتیِ شهاب ۳، که در شکل با عنوان کلاهک آمده، نشان می‌دهد و درون آن محفظه‌ای قرار دارد که «بار جدید» را در خود جای می‌دهد. این بار از یک جسم کروی و ظاهراً ECS تشکیل شده و همه در دماغه بخش بازگشتی قرار دارند. بخش بازگشتی شکلی مخروطی دارد؛ شکلی رایج برای بسیاری از بخش‌های بازگشتی موشکی در آن دوره که از جو خارج نمی‌شدند. به‌نظر می‌رسد این شکل از گزارشی بلندتر با شماره 111-0-06-RPT-009 گرفته شده باشد، جایی که شکل تمام صفحه ۱۳ را اشغال می‌کند. تعبیر «مخروط اول» دشوار است، اما شاید به این معنا باشد که این نخستین نسخه از محفظه بارِ دیواره‌نازک بوده است.

شکل ۷.۳ دو برش عرضی از محفظه بار، محتویات آن و ابعاد اصلی‌اش را نشان می‌دهد.

همان‌طور که انتظار می‌رود، محفظه بار در شکل ۷.۲ در دماغه بخش بازگشتی قرار دارد؛ وگرنه بخش بازگشتی هنگام فرود دچار واژگونی می‌شد، مگر آن‌که وزن‌های جبرانیِ زیادی در بخش بالایی آن قرار داده می‌شد. اما این وزن اضافی بُرد موشک را کاهش می‌داد.

در شکل ۷.۲ هیچ بُعدی درج نشده، بنابراین نمی‌توان قطر جسم کروی، یعنی دستگاه هسته‌ای را تعیین کرد. بااین‌حال، شکل ۷.۳ ابعادی دارد، هرچند خواندن آن‌ها روی طرح دشوار است. روشن نیست که آیا محفظه‌های بار در دو شکل یکی هستند یا نه، اما شبیه به هم‌اند. تحلیل ابعادی، قطر جسم کرویِ داخل محفظه را حدود ۵۶۰ میلی‌متر برآورد می‌کند؛ عددی که با قطرهای مطرح‌شده برای دستگاه R265، یعنی طراحی نهایی طرح آماد که در فصل‌های پیشین بحث شد، سازگار است (نگاه کنید به شرح شکل ۷.۳).

شکل ۷.۲. طرح‌واره‌ای از یک بخش بازگشتیِ شهاب ۳ با باری درون آن. شرح بالایی چنین می‌گوید: «شکل ۱۴ طرح‌واره‌ای از سرجنگی موشک شهاب-۳ پس از نصب مخروط اول را نشان می‌دهد که به بار جدید مجهز شده است.» شرح میانی به سازه درونی اشاره می‌کند که «محفظه بار» نام گرفته و گاه «case» خوانده می‌شود. شرح پایینی می‌گوید: «شکل ۱۴ - طرح‌واره سرجنگی موشک شهاب-۳ با بار جدید.»
شکل ۷.۲. طرح‌واره‌ای از یک بخش بازگشتیِ شهاب ۳ با باری درون آن. شرح بالایی چنین می‌گوید: «شکل ۱۴ طرح‌واره‌ای از سرجنگی موشک شهاب-۳ پس از نصب مخروط اول را نشان می‌دهد که به بار جدید مجهز شده است.» شرح میانی به سازه درونی اشاره می‌کند که «محفظه بار» نام گرفته و گاه «case» خوانده می‌شود. شرح پایینی می‌گوید: «شکل ۱۴ - طرح‌واره سرجنگی موشک شهاب-۳ با بار جدید.»
شکل ۷.۳. دو نمودار برش عرضی از آنچه به‌نظر می‌رسد بار، ECS و محفظه آن است. این محفظه بار را نگه می‌دارد؛ در سند ایرانی، این بار با واژه «sphere» مشخص شده است. مانند دیگر اسناد آرشیو هسته‌ای، نویسندگان از به‌کاربردن واژه «هسته‌ای» پرهیز کرده‌اند، اما این کره بی‌تردید یک دستگاه انفجاری هسته‌ای است. عدد بالای سمت راست شکل احتمالاً ۱۲۲۰ است، هرچند رقم آخر به‌سختی خوانده می‌شود. با فرض این‌که واحد آن میلی‌متر باشد، قطر کره حدود ۵۶۰ میلی‌متر برآورد می‌شود. این مقدار به‌خوبی با عدد ۵۵۰ میلی‌متر که در فصل‌های پیشین برای قطر بیرونی مولد موج ضربه به‌دست آمد مقایسه می‌شود؛ عددی که پوشش بیرونی سلاح هسته‌ای را در بر نمی‌گیرد (نگاه کنید به فصل ۳). دیگر تجهیزات در طرح، که در شکل ۷.۲ بهتر دیده می‌شوند، احتمالاً بخشی از سازوکارهای چاشنی‌گذاری، مسلح‌سازی و شلیک یا همان ECS هستند. شرح‌های مربوط در شکل ۷.۳ به‌سختی خوانده می‌شوند، اما یکی از آن‌ها در نمودار سمت راست شاید «power left» را نشان دهد. برچسب‌های سمت راستِ این نمودار ناخوانا هستند، اما به‌نظر می‌رسد شامل اعداد و ابعاد باشند.
شکل ۷.۳. دو نمودار برش عرضی از آنچه به‌نظر می‌رسد بار، ECS و محفظه آن است. این محفظه بار را نگه می‌دارد؛ در سند ایرانی، این بار با واژه «sphere» مشخص شده است. مانند دیگر اسناد آرشیو هسته‌ای، نویسندگان از به‌کاربردن واژه «هسته‌ای» پرهیز کرده‌اند، اما این کره بی‌تردید یک دستگاه انفجاری هسته‌ای است. عدد بالای سمت راست شکل احتمالاً ۱۲۲۰ است، هرچند رقم آخر به‌سختی خوانده می‌شود. با فرض این‌که واحد آن میلی‌متر باشد، قطر کره حدود ۵۶۰ میلی‌متر برآورد می‌شود. این مقدار به‌خوبی با عدد ۵۵۰ میلی‌متر که در فصل‌های پیشین برای قطر بیرونی مولد موج ضربه به‌دست آمد مقایسه می‌شود؛ عددی که پوشش بیرونی سلاح هسته‌ای را در بر نمی‌گیرد (نگاه کنید به فصل ۳). دیگر تجهیزات در طرح، که در شکل ۷.۲ بهتر دیده می‌شوند، احتمالاً بخشی از سازوکارهای چاشنی‌گذاری، مسلح‌سازی و شلیک یا همان ECS هستند. شرح‌های مربوط در شکل ۷.۳ به‌سختی خوانده می‌شوند، اما یکی از آن‌ها در نمودار سمت راست شاید «power left» را نشان دهد. برچسب‌های سمت راستِ این نمودار ناخوانا هستند، اما به‌نظر می‌رسد شامل اعداد و ابعاد باشند.

اسناد لپ‌تاپ

مجموعه‌ای دیگر از اسناد مربوط به یکپارچه‌سازی در بسته‌ای از اسناد داخلی درباره تلاش‌های طرح آماد برای یکپارچه‌سازی قرار داشت که در اوایل دهه ۲۰۰۰ توسط یک جاسوس آلمانی با اسم رمز دلفین (ترجمه انگلیسی) به‌دست آمد و سپس از ایران قاچاق شد. مؤسسه از مقام‌های اطلاعاتی غربیِ آگاه از جزئیات پرونده شنیده است که رسانه‌های الکترونیکی را همسر دلفین پس از آن‌که مقام‌های ایرانی به فعالیت‌های او مشکوک شدند از ایران خارج کرد. او به ترکیه رسید و رسانه‌های الکترونیکی را به مقام‌های آمریکایی تحویل داد. با وجود مخالفت دولت آلمان یا دستگاه اطلاعاتی آن، آمریکا بعداً در سال ۲۰۰۴ تصمیم گرفت نسخه‌ای از این اطلاعات را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهد. این مواد شامل ده‌ها هزار صفحه داده آزمایشی، گزارش و نمودار، به‌علاوه ویدئوها بود. این انتقال اطلاعات و بخشی از محتوای آن نخستین‌بار در گزارشی از وال‌استریت ژورنال در سال ۲۰۰۵ علنی شد و به «اسناد لپ‌تاپ» معروف شد. مؤسسه از گفت‌وگو با مقام‌های اطلاعاتی چنین دریافته که اصطلاح «لپ‌تاپ» احتمالاً به شیوه‌ای اشاره داشت که آمریکا داده‌های حساس را با آژانس به‌اشتراک گذاشت و به این معنا نیست که همسر دلفین یک لپ‌تاپ را از ایران خارج کرده باشد.

دلفین چه کسی بود؟ مؤسسه از مقام‌های اطلاعاتی غربی آموخت که دلفین همان نصاری، رئیس پروژه یکپارچه‌سازی و نویسنده نامه فوریه ۲۰۰۲ بود. این افشاگری بدون تردید اهمیت و ارزش اسناد لپ‌تاپ را بیشتر می‌کند. سرنوشت نصاری روشن نیست، هرچند گفته شده بود که اعدام شده است.

پروژه یکپارچه‌سازی

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در چارچوب ارزیابی خود از اسناد لپ‌تاپ، اسناد دیگری را هم از چند کشور دیگر گردآوری کرد که شامل عناصری خاصِ پروژه ۱۱۱ بودند. این نهاد از ایران درباره این اطلاعات توضیح خواست، اما عمدتاً بی‌نتیجه ماند.

آژانس در مورد این داده‌ها یا درباره این‌که آیا جسم کروی واقعاً کلاهک هسته‌ای بوده یا نه، شتاب‌زده قضاوت نکرد. آژانس سال‌ها این مجموعه را بررسی کرد، اصالت آن را راستی‌آزمایی کرد و آن را با اطلاعات دیگرِ گردآوری‌شده از چند کشور مقایسه کرد. آژانس نتیجه گرفت که «مقدار اسناد و دامنه و محتوای کار پوشش‌داده‌شده در آن‌ها آن‌قدر جامع و پیچیده است که، از نظر آژانس، بعید است نتیجه جعل یا ساختگی‌بودن باشد.»

در مجموع، ارزیابی‌ها و گزارش‌های آژانس درباره این مجموعه داده به درک کامل‌تر برنامه یکپارچه‌سازی موشکی ایران کمک می‌کنند و اطلاعات محدودترِ آرشیو هسته‌ای را تکمیل می‌کنند؛ آرشیویی که بخش زیادی از آن عمومی نیست.

هنگامی که آژانس در حال ارزیابی اسناد لپ‌تاپ بود، بسیار کمتر از امروز درباره برنامه سلاح هسته‌ای ایران اطلاعات داشت. با این حال، توانست نتیجه بگیرد که «اگرچه فعالیت‌هایی که به‌عنوان فعالیت‌های پروژه ۱۱۱ توصیف شده‌اند ممکن است برای توسعه یک بار غیرهسته‌ای هم مرتبط باشند، اما برای یک برنامه سلاح هسته‌ای بسیار مرتبط‌اند.» گزارش داخلی آژانس در سال‌های ۲۰۰۸/۲۰۰۹ نیز نتیجه گرفت که «کار برای طراحی یک محفظه مناسب در درون بخش بازگشتی، با هدف جا دادن یک بارِ سرجنگیِ جدید که به‌احتمال زیاد هسته‌ای است، انجام می‌شد.» آژانس برای آن‌که کشورهای عضو بیشتری را درگیر کند، اطلاعات لپ‌تاپ را با کارشناسانی از کشورهایی که درباره پروژه ۱۱۱ اطلاعاتی نداده بودند به‌اشتراک گذاشت و از آن‌ها درباره ماهیت احتمالی بار جدید پرسید. نتیجه این تلاش مشترک در گزارش آژانس چنین آمد: «به این نتیجه رسیدند که هر گزینه‌ای جز گزینه هسته‌ای برای بار، که در عین حال می‌توانست گزینه انفجار هوایی هم داشته باشد، مانند سلاح شیمیایی، قابل رد است.»

بر پایه گزارشی از آژانس در سال ۲۰۱۱، که در آن اطلاعات لپ‌تاپ همراه با مجموعه بزرگ‌تری از مواد موسوم به «مطالعات ادعایی» ایران آمده است:

اسناد مطالعات ادعایی اطلاعات گسترده‌ای درباره کارهایی ارائه می‌کنند که ادعا می‌شود ایران در فاصله ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳، تحت عنوان پروژه ۱۱۱، انجام داده است. بر اساس آن اطلاعات، به‌نظر می‌رسد این پروژه یک برنامه مهندسیِ ساختارمند و جامع برای بررسی نحوه یکپارچه‌سازی یک بارِ کرویِ جدید در محفظه بارِ موجودی بوده که قرار بود در بخش بازگشتیِ موشک شهاب ۳ نصب شود.

جرم و ابعاد اجزایی که در مطالعات مهندسیِ محفظه بار در پروژه ۱۱۱ به‌کار رفته‌اند، با مواردی تطابق دارند که گفته می‌شود ایران آن‌ها را در پروژه ۱۱۰ توسعه می‌داد. افزون بر این، پروژه ۱۱۱ از SHIG داده درخواست می‌کرد. مدرک این موضوع در اختیار آژانس بود: یک نامه یک‌صفحه‌ای به زبان فارسی با تاریخ ۳ مارس ۲۰۰۳ از فخری‌زاده به مدیریت SHIG که «به طرح آماد» اشاره می‌کرد و خواستار انتقال فوری داده‌ها برای «پروژه ۱۱۱» می‌شد.

بر پایه داده‌هایی که آژانس گردآوری کرد، این عملیات مهندسیِ گسترده برای جا دادن کلاهک در بخش بازگشتیِ شهاب ۳، فهم دینامیک پرواز و تسلط بر چاشنی‌گذاری و مسلح‌سازیِ دستگاه در زمان مناسب، شامل شش زیرگروه بود:

مطابق گزارش ۲۰۱۱ آژانس، «شش گروه مهندسی که گفته می‌شود زیر نظر پروژه ۱۱۱ کار می‌کردند، گزارش‌های فنی متعددی تولید کردند که بخش قابل‌توجهی از اسناد مطالعات ادعایی را تشکیل می‌دهد. آژانس این گزارش‌ها را به‌تفصیل مطالعه کرده و یافته است که هم درونی منسجم‌اند و هم با دیگر اطلاعات پشتیبانِ مرتبط با پروژه ۱۱۱ سازگارند.»

آژانس در گزارش پادمان خود در مه ۲۰۰۸ نمونه‌هایی از این گزارش‌ها را ارائه کرد:

پروژه ۱۱۱ همچنین طیف گسترده‌ای از مطالعات را برای تعیین دوام و موفقیت بار انجام داد. مطابق گزارش ۲۰۱۱ آژانس، «با استفاده از تعدادی نرم‌افزار تجاری، ایران مطالعات مدل‌سازی رایانه‌ایِ دست‌کم ۱۴ تکرار طراحیِ تدریجیِ محفظه بار و محتویات آن را انجام داد تا بررسی کند که چگونه در برابر فشارهای مختلفی که هنگام پرتاب و حرکت در مسیر بالستیک به سمت هدف با آن روبه‌رو می‌شدند، مقاومت خواهند کرد.»

برخی از نرم‌افزارها از یک شرکت آمریکایی، Mathlab، آمده بود و توسط پروژه ۱۱۱ برای محاسبات بخش بازگشتی به کار می‌رفت. اسناد لپ‌تاپ شامل یک ویدئو و یک ارائه پاورپوینت بود که نسخه برچسب‌خورده و اولیه نرم‌افزار را نشان می‌داد. روشن نیست ایرانی‌ها این نرم‌افزار را چگونه به‌دست آوردند، به‌ویژه چون نسخه‌ای بتا بود که تعداد نسخه‌هایش بسیار کم بود و پس از نهایی‌شدن نرم‌افزار دیگر توزیع نشد. اما برای کسانی که ادعا می‌کنند اسناد لپ‌تاپ جعلی‌اند، سازنده جعل باید نرم‌افزار را تا سطح نسخه‌ای بتا که تقریباً هیچ‌کس ندیده بود جعل می‌کرد؛ احتمالی بسیار بعید، و بنابراین جعل‌بودن نیز بسیار نامحتمل.

افزون بر این، آژانس گفته است:

اسناد مطالعات ادعایی همچنین نشان می‌دهند که، در چارچوب فعالیت‌های انجام‌شده در پروژه ۱۱۱، بررسی‌هایی برای قرار دادن نمونه اولیه بار و محفظه آن تحت آزمایش‌های مهندسی جهت سنجش مقاومت عملی آن‌ها در برابر فشارهای شبیه‌سازی‌شده پرتاب و پرواز، یعنی «آزمایش‌های محیطی»، در حال انجام بوده است. این کارها قرار بود مطالعات شبیه‌سازی مهندسیِ یادشده در بند پیشین را تکمیل کنند.

در این مطالعات، بر پایه گزارش ۲۰۱۱، «اجزای اولیه گفته می‌شود در کارگاه‌هایی ساخته شده بودند که وجودشان در ایران معلوم بود، اما ایران به آژانس اجازه بازدید از آن‌ها را نداد.» این کارگاه‌ها نزدیک فرودگاه قدیمی تهران قرار داشتند. آژانس آدرس‌ها و شماره تلفن‌های آن‌ها و نیز تجهیزات سفارش‌داده‌شده، از جمله ماشین‌ابزارها، را به‌دست آورد. برخی حتی وب‌سایت هم داشتند. این کارگاه‌ها مدل‌های بخش‌های بازگشتی را تحت قرارداد با SHIG می‌ساختند. بعدتر، در پاییز ۲۰۱۵، آژانس توانست از دو مورد از سه کارگاه بازدید کند (سومی دیگر وجود نداشت) و تأیید کرد که این کارگاه‌ها همان‌هایی هستند که در اسناد مطالعات ادعایی توصیف شده‌اند و ویژگی‌ها و توانمندی‌هایشان با آن اسناد سازگار است.

آژانس اطلاعاتی دریافت کرد که ایران سه مدل از محفظه را از چوب، پلاستیک و فلز ساخته بود. این برنامه در حال توسعه یک سیگنال مسلح‌سازی و شلیک برای گزینه‌های انفجار هوایی و انفجار زمینی بود. یکی از اسلایدهای یک ارائه پروژه ۱۱۱، که در اختیار آژانس بود، عکسی از یک صفحه نگهدارنده آلومینیومیِ بار را نشان می‌دهد که روی آن R288 نوشته شده است؛ احتمالاً نشان‌دهنده شعاع داخلی آن است. یک مولد موج ضربه با شعاع بیرونی ۲۷۵ میلی‌متر، یعنی مولد موج ضربه R265، در قطعه R288 جا می‌گیرد و تا ضخامت ۱۳ میلی‌مترِ لایه حفاظتی را هم می‌پذیرد.

در یک ارائه اسلایدی ایرانی، بخشی با عنوان «plasma section» بریدن قطعات آلومینیومی، ماشین‌کاری و کارهای سطحی مرتبط را توصیف می‌کند: فرزکاری، سوراخ‌کاری، بورینگ، ریمرکاری و جوشکاری. داده‌ها شامل تعداد زیادی عکس از شمش‌های سرب و نمودارهایی است که روی آن‌ها نقاط تثبیت، پیچ‌ها، مهره‌ها و دیسک‌ها دیده می‌شوند. سرب شاید به ارزیابی‌های بالاستِ قرارگرفته در بالای بخش بازگشتی مربوط باشد؛ بالاستی که برای تضمین پرواز پایدار در آن‌جا گذاشته می‌شود. ارائه سپس توضیحی درباره سازوکارهای نگهدارنده کلاهک و نصب عناصر داخلی دیگر می‌دهد. سازوکارهای ثابت و متحرک با نمودارهای دقیق نمایش داده شده‌اند.

اسناد نشان می‌دهد که ایران در آستانه ورود به مرحله تولید بود. گزارش ۲۰۱۱ آژانس می‌گوید: «بر پایه اطلاعات منعکس‌شده در اسناد مطالعات ادعایی، در پروژه ۱۱۱ برخی آماده‌سازی‌های محدود، هرچند نه چندان گسترده، برای فراهم‌کردن امکان مونتاژ اجزای تولیدشده نیز در دست انجام بود.»

گزارش آژانس درباره پروژه ۱۱۱

آژانس در فوریه ۲۰۰۸ برای کشورهای عضو یک نشست توجیهی برگزار کرد و بخش زیادی از داده‌هایی را که درباره پروژه ۱۱۱ جمع کرده بود، تشریح کرد. اَلی هیِنونن، که آن زمان معاون مدیرکل امور پادمان‌ها بود، گزارشی ایرانی را نشان داد که در اصل در یک نشست وضعیت پروژه ۱۱۱ ارائه شده و توسط رئیس پروژه تهیه شده بود. این چهارمین نشست پروژه ۱۱۱ بود و همه فعالیت‌های پروژه را در بازه ۹ ژوئیه ۲۰۰۳ تا ۱۴ ژانویه ۲۰۰۴ پوشش می‌داد.

نخستین اسلاید گزارش، به فارسی، شعار «سرنوشت هیچ‌کس را تغییر نمی‌دهد مگر آن‌که او سرنوشت را تغییر دهد» را در خود داشت.

هیئنونن چند اسلاید را نشان داد که وظایف پروژه را توضیح می‌دادند و اهداف آن را چنین فهرست می‌کردند:

هیئنونن چندین طرح‌واره از محفظه سرجنگی موشک نشان داد که در آن‌ها مجموعه کنترل انفجار و سرجنگی کروی مشخص بود. مراحل بعدی پروژه نیز در اسلایدها آمده بودند: پیکربندی سازه، طراحی مواد، اتصالات، آب‌بندی محفظه، آزمون طراحی، و تلرانسِ وضعیت سطح. به‌نظر می‌رسد شبیه‌سازی‌های ریاضی برای تعیین مراکز جرم و تعادلِ بارها انجام شده باشد؛ همگی هم‌سو با پارامترهای یک سرجنگی شهاب ۳. دیگر محاسبات، که به مطالعات متعارف برای برنامه توسعه بخش بازگشتی موشک نسبت داده شده بودند، شامل تحلیل‌های آکوستیکی، مدال، استاتیکی و دینامیک سیال بودند. همه این فعالیت‌ها پیش‌تر در نامه فوریه ۲۰۰۲ نصاری به فخری‌زاده پیش‌بینی شده بودند.

ارائه چهارمین نشست همچنین به دوره آغازین پروژه ۱۱۱، بین ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۲ تا ۲۰ مارس ۲۰۰۳، اشاره می‌کند؛ دوره‌ای که طی آن هفت گزارش و طرح تولید تهیه شد. شرکت‌ها و مؤسساتی که در این برنامه درگیر بودند، بنا بر ادعا در آن اسناد توصیف شده‌اند.

ارائه آژانس همچنین تصاویر ایرانی از نحوه عملکرد موشک را در بر داشت. این تصاویر توالی رویدادها را نشان می‌دادند: جدایش موشک، از دست رفتن رهگیری، روشن‌شدن آشکارسازهای ارتفاع، و زمان‌بندی دستگاه شلیک، که همگی به انفجاری در ارتفاع حدود ۶۰۰ متر می‌انجامیدند. هیئنونن گفت این ارتفاع فرضیه توسعه مواد منفجره متعارف یا بارهای شیمیایی یا زیستی را منتفی می‌کند.

اسلایدهای دیگرِ ارائه، با کمک عکس‌های فراوان، جای‌گذاری سامانه الکتریکیِ شلیک در محفظه بخش بازگشتی را توصیف می‌کردند. روی یکی از عکس‌های مدار الکترونیکی می‌توان نوشته «Universal Microelectronics» را به‌صورت معکوس خواند.

برای پایان دادن به نشست توجیهی، هیئنونن فیلمی حرفه‌ای و سه‌دقیقه‌ایِ ایرانی را نشان داد که در آن از همه زاویه‌ها اجزای کلاهک، همان‌گونه که در ارائه‌های پیشین مستند شده بودند، دیده می‌شد و نیز مونتاژ و آماده‌سازی آن برای آزمون آزمایشگاهی.

این ویدئوی کوتاه، که در یکی از کارگاه‌های تهران ساخته شده بود، شبیه‌سازی شلیک موشک و انفجار کلاهک در ارتفاع ۶۰۰ متر را نشان می‌دهد و همراه آن موسیقی نمادین فیلم برنده اسکار، Chariots of Fire، پخش می‌شود؛ قطعه‌ای الهام‌بخش. عنوان این فیلم تجاری از عبارتی در کتاب مقدس و نیز از شعری از ویلیام بلیک، «Jerusalem»، گرفته شده است:

Bring me my Bow of burning gold:
Bring me my Arrows of desire:
Bring me my Spear: O clouds unfold:
Bring me my Chariot of fire!

عبارت «ارابه آتش» در کتاب مقدس معمولاً به انرژی الهی تعبیر می‌شود و در متن فیلم Chariots of Fire معنا دارد. اما استفاده از آن در فیلم ایران، به‌احتمال زیاد معنایی تاریک‌تر داشت: یک سلاح هسته‌ای که بر فراز اسرائیل منفجر شود.

یادداشت‌ها

  1. Carla Anne Robbins، «New Data Suggest Big Effort to Build Nuclear Warheads But Will World Believe It?»، The Wall Street Journal، ۱۸ مارس ۲۰۰۵.
  2. IAEA Director General، Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، ۸ نوامبر ۲۰۱۱، پیوست، بند ۶۰، https://www.iaea.org/sites/default/files/gov2011-65.pdf.
  3. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۶۳.
  4. «Excerpts from Internal IAEA Document on Alleged Iranian Nuclear Weaponization»، Institute for Science and International Security، ۲ اکتبر ۲۰۰۹، https://isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/IAEA_info_3October2009.pdf.
  5. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۶۵.
  6. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۵۹.
  7. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۶۰.
  8. IAEA Director General، Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions 1737 (2006), 1747 (2007), and 1803 (2008) in the Islamic Republic of Iran، GOV/2008/15، ۲۶ مه ۲۰۰۸، پیوست، A3.
  9. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۶۱.
  10. درباره وظیفه «Orchard Office» توضیحی داده نشده است، اما یک منبع آن را دفتر اجرایی طرح آماد و واقع در خیابان Orchid در تهران دانسته است. بنگرید به: Simon Henderson and Olli Heinonen، «Nuclear Iran: A Glossary»، نسخه بازنگری‌شده و به‌روزشده مارس ۲۰۱۵، https://www.belfercenter.org/sites/default/files/legacy/files/Nuclear%20Iran-A%20Glossary_March15.pdf.
  11. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۶۰.
  12. مصاحبه با مقام ارشد پیشینِ نزدیک به آژانس، نوامبر ۲۰۱۴.
  13. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۶۲.
  14. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۶۱.
  15. مصاحبه با مقام پیشینِ نزدیک به آژانس، اوت ۲۰۱۳.
  16. IAEA Director General، «Final Assessment on Past and Present Outstanding Issues regarding Iran’s Nuclear Programme»، GOV/2015/68، ۲ دسامبر ۲۰۱۵، https://www.iaea.org/sites/default/files/gov-2015-68.pdf. در این گزارش آمده است که آژانس در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۵ یک ویدئوی کوتاه از هر سه کارگاهِ شناسایی‌شده در اسناد مطالعات ادعایی از سوی ایران دریافت کرد و در ۱۵ اکتبر ۲۰۱۵ به دو کارگاه فعال اجازه بازدید یافت. آژانس از این ویدئوها و بازدیدها نتیجه گرفت که این کارگاه‌ها همان کارگاه‌های توصیف‌شده در اسناد هستند و ویژگی‌ها و توانمندی‌هایشان با آن اسناد سازگار است.
  17. «Briefing notes from February 2008 IAEA meeting regarding Iran’s nuclear program»، Institute for Science and International Security، ۱۱ آوریل ۲۰۰۸، https://www.isis-online.org/publications/iran/IAEA_Briefing_Weaponization.pdf.
  18. «Briefing notes from February 2008 IAEA meeting regarding Iran’s nuclear program».
  19. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran، GOV/2011/65، پیوست، بند ۶۲.
  20. «Briefing notes from February 2008 IAEA meeting regarding Iran’s nuclear program».