با وجود نامش، طرح آماد، که نام کامل آن «طرح فوقسازمانی آماد» بود، فقط یک طرح نبود، بلکه یک برنامه شتابزده برای تولید سلاح هستهای بود - جهش چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در دهه پیش از آن در گسترش تلاشهای تسلیحاتی هستهای و تلاشی برای دویدن بهسوی در اختیار گرفتن زرادخانهای از موشکهای بالستیک مجهز به کلاهک هستهای در تنها چهار سال.
هدف فوری این طرح آن بود که تا سال ۲۰۰۳ پنج سلاح هستهای تولید کند، که چهار فروند از آنها قابل تحویل با موشک شاهاب ۳ باشند و یکی هم برای آزمایش در زیرزمین کنار گذاشته شود. برای رسیدن به این هدف، برنامه در حال ساخت یک مجتمع تولید سلاح هستهای در مقیاسی نزدیک به تلاشهای اولیه هند، پاکستان و آفریقای جنوبی بود و بدینترتیب تولید مداوم شمار بیشتری از سلاحهای هستهای را در سالهای بعد تضمین میکرد.
هرچند تأخیرها در تولید مواد منفجره هستهای این زمانبندی را بیشازحد خوشبینانه کرده بود و فشار بینالمللی هم آن را بیشتر تضعیف کرد، این تلاش همچنان برای بسیاری از کشورها بسیار تهدیدکننده بود. دستاوردهای متعدد آن هنوز هم جهان را تحتتأثیر قرار میدهد. این طرح سه ستون اصلی داشت: نخست، تولید مواد منفجره هستهای، یعنی اورانیوم با درجه تسلیحاتی؛ دوم، توسعه، ساخت و آزمایش کلاهکهای هستهای؛ و سوم، یکپارچهسازی آنها با موشکهای بالستیک. نه مواد هستهای و نه برنامه موشکی را نمیشد از برنامه تسلیحاتیسازی هستهای جدا کرد؛ هر سه باید همزمان و هماهنگ کار میکردند تا یک زرادخانه هستهای شکل بگیرد.
هر یک از سه ستون طرح آماد به زیرساختی نیاز داشت که بخش ویژه خود از این بنای تسلیحاتی را تولید کند. طرح آماد هم زمانبندی و هم بودجهای برای ساخت این زیرساخت تولید سلاح هستهای داشت؛ زیرساختی که هدفش ساخت زرادخانهای از سلاحهای هستهای بود که بتوانند توان هستهای ایران را به نمایش بگذارند، بازدارندگی هستهای ایجاد کنند و تهدیدی هراسانگیز برای منطقه، اسرائیل و ایالات متحده بسازند.
طرح آماد سرمایهگذاریهای بزرگی را به فعالیتها و تأسیساتی اختصاص داد که برای توسعه، آزمایش و ساخت سلاحهای هستهای لازم بودند؛ از جمله یک کارخانه غنیسازی اورانیوم، چندین تأسیسات برای توسعه، آزمون و ساخت زیرسامانههای سلاح هستهای، تأسیساتی برای ساخت هستههای اورانیومی سلاح هستهای، کارخانه هایی برای مونتاژ نهایی سلاحهای هستهای، و تواناییهایی برای یکپارچهسازی کلاهک با بخش بازگشتی یک موشک بالستیک شاهاب ۳. برنامه ترجیح میداد تأسیسات خود را در سایتهای نظامی قرار دهد و برای بسیاری از نیازهایش از صنایع نظامی موجود استفاده کند. آماد بهصورت موازی با برنامههای هستهای سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) پیش میرفت، اما با آنها نیز هماهنگ میشد و کانالهای محرمانهای میان دو برنامه اصلی ایجاد میکرد.
آماد را محسن فخریزاده، چهرهای مرموز در غرب، هدایت میکرد. تا همین اواخر، فقط چند تصویر تار و کمکیفیت از او بهصورت عمومی منتشر شده بود. او تنها مقام ایرانی است که در گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی با نام به او اشاره شده و این گزارشها او را به فعالیتهای هستهای اعلامنشده و پروژههای سلاح هستهای پیوند میدهند. در گزارشهای رسانهای نیز بارها از او بهعنوان رئیس برنامه تسلیحات هستهای ایران یاد شده است.
فخریزاده در سال ۱۳۳۶ خورشیدی (۱۹۵۷ یا ۱۹۵۸) در قم به دنیا آمد.۱ او در جوانی از اعضای اولیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) بود و در جنگ ایران و عراق جنگید. بعدها درجه سرتیپی در سپاه پاسداران گرفت. در خلال جنگ، او در عملیات رمضان (Razadan در فارسی)، حمله فاجعهبار ایران در سال ۱۹۸۲ که شامل حملات موج انسانی بود، شرکت کرد. یک سال بعد، در واحد تازهتشکیل «تیم ۳۲» متعلق به بخش ویژه تحقیقات هستهای سپاه پاسداران مشغول به کار شد. او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه شهید بهشتی تهران در رشته فیزیک با گرایش فرعی انرژی هستهای و علاقهای ویژه به محاسبات هستهای دریافت کرد.
در سال ۱۹۸۷، فخریزاده در وزارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در واحدی به ریاست فریدون عباسیدوانی شروع به کار کرد؛ کسی که در ادامه به همکار و دوست همیشگی او تبدیل شد. هدف آن واحد بهسختی قابل تشخیص است، اما محسن رضایی (ملقب به رضائی)، که از ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۷ فرمانده کل سپاه پاسداران بود، گفته است که فخریزاده و عباسیدوانی از نخستین افرادی بودند که پس از انقلاب ۱۳۵۷ مأمور واردکردن علوم و فناوریهای جدید به ایران، از جمله فناوریهای مرتبط با هستهای، شدند؛ فناوریهایی که در ایران وجود نداشت.۳ او افزود که نسل نخست دانشمندان هستهای ایران از سپاه پاسداران بودند و مجبور بودند از صفر شروع کنند؛ یعنی آنچه این دانشمندان تهیه یا میآموختند، احتمالاً فقط به انرژی صلحآمیز هستهای مربوط نمیشد.۴
فخریزاده در حالی که هنوز در وزارتخانه بود، مسیر خود را به سمت مهندسی و علم ادامه داد و مدرک کارشناسی ارشد خود را در فیزیک هستهای از دانشگاه صنعتی اصفهان، که دانشگاهی معتبر است، دریافت کرد. سپس به وزارتخانه بازگشت که در ۱۹۸۹ و در پی ادغام، به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (MODAFL) تبدیل شده بود. بعدتر، در ۱۹۹۲، فخریزاده در دانشگاه امام حسین سمت هیئت علمی گرفت و سرانجام رئیس گروه فیزیک شد و در آن جایگاه جانشین عباسیدوانی گردید. در این دوره، او بر مدیریت پروژههای علمی تمرکز بیشتری پیدا کرد و بیشتر به نقشهای مدیریتی رفت. سالها بعد، دکترای خود را در حوزه آشکارسازی پرتوهای هستهای گرفت. عباسیدوانی، که رساله دکترای فخریزاده را با او انجام داد، گفته است که فخریزاده در سانتریفیوژهای گازی نیز متخصص بود.
همانطور که پیشتر گفته شد، همکاران فخریزاده به او اعتبار میدهند که در دهه ۱۹۹۰ و بهعنوان رهبر یک کارگروه تحت حمایت دولت، یک نقشهراه هستهای تدوین کرد؛ کارگروهی که مسعود علیمحمدی، عباسیدوانی و مجید شهریاری را نیز شامل میشد. برخی همکاران او را بهدلیل نقش رهبریاش در تدوین این نقشهراه، بنیانگذار صنعت بومی هستهای ایران دانستهاند.۵ او که بهعنوان متخصص هستهای و مدیری کارآمد شناخته میشد، در ۱۹۹۸ جانشین شاهمرادی، رئیس وقت مرکز تحقیقات فیزیک، شد و پس از آن رهبری طرح آماد را بر عهده گرفت. در ۱۹۹۸، فخریزاده ظاهراً معاون وزیر دفاع نیز شد.۶
رابطه آماد با رهبری ارشد و دیگر سازمانها
طرح آماد در دل ساختار دفاعی متمرکز بود و به نیازهای آن پاسخ میداد. این طرح، پروژهای فرابخشی بود که از نظر اداری در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح مستقر شده بود و مستقیماً زیر نظر مؤسسه آموزش و پژوهش صنایع دفاعی قرار داشت؛ نهادی که در دهه ۱۹۹۰ بر مرکز تحقیقات فیزیک (PHRC) نیز نظارت میکرد. ۷ در دوره آماد، مؤسسه آموزش و پژوهش صنایع دفاعی تحت ریاست دکتر سیدعلی حسینیتاش، یکی از ژنرالهای سپاه پاسداران، قرار داشت.
اسناد آرشیوی نشان میدهند که وزیر دفاع گزارشهای منظم از پیشرفت آماد دریافت میکرده و آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نیز در جریان قرار میگرفته است.۸ طرح آماد پروژهای اولویتدار بود که به صورت هدایتشده از سوی دولت تصویب شده و به دیگر سازمانهای اصلی دفاعی ایران نیز پیوند خورده بود.
یکی از نمودارهای موجود در آرشیو هستهای، جایگاه آماد را در بوروکراسی وزارت دفاع تأیید میکند و همچنین رابطه آن را با نهادهای مختلف دولتی نشان میدهد.۹ این نمودار از طریق زیرپروژه ۸ آماد با عنوان «ستاد لجستیک»، پیوند طرح را با نیروی قدس سپاه، نیروی هوایی سپاه، امنیت داخلی، وزارت اطلاعات، گمرک و قوه قضائیه نشان میدهد. کمک به سه سازمان نخست «کمک فعال» نامیده شده بود، در حالی که چهار نهاد دیگر «کمک منفعل» دریافت میکردند. جالب آنکه سازمان انرژی اتمی ایران در این نمودار نیامده، هرچند همکاری آماد با آن گسترده بود. این پیوند بعدتر در فصلهای ۸ و ۱۲ بیشتر بررسی خواهد شد.
پیوندهای آماد با بیشتر سازمانهای نامبرده در نمودار بهراحتی قابل فهم است. برای نمونه، نیروی هوایی سپاه قرار بود سلاحهای هستهای تکمیلشده را برای موشکهای بالستیک خود دریافت کند و بنابراین باید در توسعه و ساخت آنها مشارکت میداشت. با این حال، پیوند آماد با نیروی قدس سپاه دشوارتر است. یک سند دیگر از آرشیو اندکی بر این رابطه نور میافکند. در نامهای در اوایل ۲۰۰۱ خطاب به وزیر دفاع، که به امضای تاش بهعنوان رئیس مؤسسه آموزش و پژوهش صنایع دفاعی رسیده بود، از نیروی قدس بابت کمک به هیئتی از پروژه آماد در سفری خارجی تشکر شده بود.۱۰ این سفر در اواخر ۲۰۰۰ یا اوایل ۲۰۰۱ [پایان سال ۱۳۷۹ خورشیدی] انجام شده و هدف آن جستوجوی کمک از تجربه گسترده آن کشور در ساخت تأسیسات زیرزمینی بوده است. تاش نوشته بود: «با هماهنگی، کنترل و میزبانی نیروی قدس، هیئت کارشناسی به کشور مورد اشاره سفر کرد و از برخی پروژهها بازدید کرد و با برخی شرکتها و افراد بانفوذ گفتوگو داشت.» او نامه را چنین تمام کرده بود: «در پایان، مایلم از کمکهای ارائهشده به پروژه فرابخشی آماد توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و بهویژه فرمانده نیروی قدس، تشکر و قدردانی کنم.»
اطلاعات بیشتری درباره آماد در متن همین نامه آمده است. ترجمه بخش مربوط چنین است:
- همانطور که آگاه هستید، فعالیتهای پروژه آماد در مرحله اجرا قرار دارد و در این چارچوب، ساخت ساختمانهای موردنیاز برای زیرپروژههای این طرح از اهمیت ویژهای برخوردار است.
- با توجه به اهمیت بند ۱، موضوع مطالعه و ایجاد بستر مناسب برای ساخت ساختمانهایی با ویژگیهای خاص در دستور کار پروژه آماد قرار گرفته و فعالیتهای اداری در این زمینه آغاز شده است.
- با توجه به اینکه به دلیل حساسیت و برخی ملاحظات فنی، بخشی از ساختمانهای پروژه ناگزیر باید بهصورت سازههای مدفون طراحی و اجرا شوند، شناسایی توانمندیهای داخلی و خارجی در این حوزه مورد بررسی قرار گرفته است.
بهدلیل رابطه عالی با نیروی قدس، آن کشور نامشخص به هیئت آماد اجازه داد از «پروژههایی که بهعنوان بالاتر از فوقسری طبقهبندی شدهاند و هر طور بخواهند عمل میکنند (از جمله گرفتن عکسهای ثابت، ویدیو، بررسی نقشهها، اسناد و غیره)» بازدید کند. تاش توصیه کرد که آماد از تخصص آن کشور در ساخت تأسیسات زیرزمینی بهره ببرد و همچنین تجهیزات را از کشورهای شرقی و غربی تهیه کند، با این فرض که شرکتهای همان کشور بهعنوان واسطه عمل کنند؛ اقدامی که به پنهانکردن دخالت ایران کمک میکرد. هرچند نامه خطاب به وزیر دفاع بود، نسخهای از آن برای فرماندهان سپاه پاسداران، نیروی قدس، نیروی هوایی سپاه و رئیس طرح آماد نیز ارسال شده بود.
اسرائیل که این نامه را در اختیار داشت، نام کشور را سانسور کرد و درخواست نویسندگان برای افشای نام را رد کرد. اما در توضیحات ارائهشده به رسانهها تصریح کرد که آن کشور کره شمالی نبوده، که یکی از گزینههای بدیهی بهنظر میرسید. گزینه محتمل دیگر لبنان است، بهویژه حزبالله، که تا حد زیادی ساخته نیروی قدس ایران بود و تجربه گستردهای در ساخت تأسیسات مستحکم و زیرزمینی دارد.۱۱ زمانبندی این درخواست نیز به نفع لبنان است.
طراحی انفجاری
هدف بنیادی طرح آماد تولید یک کلاهک هستهای بود که با زیرسامانههای کاملاً آزمودهشده و یک کره فلزی از اورانیوم با درجه تسلیحاتی بارگذاری شده باشد و آنقدر کوچک شده باشد که در بخش بازگشتی یک موشک بالستیک جا بگیرد. ایران بر طراحی انفجاری متمرکز شد؛ طرحی که به مواد منفجره هستهای بسیار کمتری نسبت به یک سلاح هستهای از نوع تفنگی نیاز دارد، اما توسعه آن دشوارتر است. آرشیو، اسناد فراوانی درباره استفاده از اورانیوم با درجه تسلیحاتی در سلاحها، هم از نظر نظری و هم عملی، در خود دارد. هرچند اولویت کوتاهمدت تا میانمدت برنامه تولید اورانیوم با درجه تسلیحاتی بود، پلوتونیوم میتوانست در بلندمدت بهعنوان سوخت مهمی برای سلاحهای هستهای مطرح شود (نگاه کنید به «ضمیمه این فصل، جداسازی پلوتونیوم»)، و این امر به کوچکسازی بیشتر کلاهک کمک میکرد.
با وجود دریافت طرحهای سلاح هستهای از پاکستان و شاید جاهای دیگر، ایران هیچکدام از آنها را کپی نکرد. در عوض، خودِ ایران توانایی درک و طراحی یک کلاهک هستهای کوچکشده را در داخل توسعه داد؛ تواناییای که به کدهای رایانهای گسترده و شبیهسازیهایی نیاز داشت که با دادههای حاصل از مجموعهای از سایتهای آزمایشی راستیآزمایی و بهبود مییافت. دادههای تجربی شبیهسازیها را بهتر میکردند و فرایندی را شکل میدادند که در توسعه و فهم طراحی انفجاری نقشی محوری داشت. این پیوند نظریه و آزمایش از ویژگیهای مهم برنامه تسلیحات هستهای ایران بود.
تا پایان ۲۰۰۳، طرح آماد به یک طراحی نهایی و نسبتاً بالغ برای کلاهک رسیده بود - طرحی با قطر ۵۵ سانتیمتر که به کمتر از ۲۵ کیلوگرم اورانیوم با درجه تسلیحاتی نیاز داشت.۱۲ این قطر بهاندازهای کوچک بود که کلاهک بتواند در دماغه بخش بازگشتی موشک بالستیک شاهاب ۳ جا بگیرد (نگاه کنید به فصل ۷). انتخاب طراحی ایران قطعی و نهایی نبود؛ این کشور توانایی آن را داشت که طراحی خود را بیشتر بهینه و اصلاح کند، از جمله با کوچکسازی بیشتر در صورت نیاز برای برنامه پیشرفتهتر موشکهای بالستیک.
طراحی ایران چند نوآوری داشت که به کوچکسازی و کاهش نیاز به جایگزینی اجزای کلیدی با عمر نگهداری کوتاه کمک میکرد. شکل ۲.۱ یک شماتیک از آرشیو را با ترجمه نشان میدهد که ویژگیها و اجزای اصلی این طراحی را آشکار میکند. این طرح در اصل یک طراحی شکافت «شناور» بود؛ جایی که یک شکاف هوا، هسته داخلی حاوی اورانیوم با درجه تسلیحاتی را از پوستههای بیرونی مواد منفجره قوی و آغازگر جدا میکرد. در چنین طراحیای، وجود شکاف هوا باعث میشود پوسته بیرونی مانند چکشی عمل کند که بر میخ میکوبد، فشردهسازی هسته اورانیومی را بهمراتب بیشتر کرده و بازده انفجاری را افزایش میدهد.
- منبع نوترونی
- هسته اورانیوم ۲۳۵
- شکاف هوا
- صفحه پرتابگر
- بار اصلی
- «توزیعکننده انفجار» یا مولد موج ضربهای
- پوسته بیرونی
دو جزء در شکل ۲.۱ برجسته هستند و در فصلهای بعدی بهتفصیل بررسی میشوند: مولد موج ضربهای و منبع نوترونی دوترید اورانیوم یا آغازگر. هر دو بخش به کار طراحی و آزمایش گسترده نیاز داشتند. مولد موج ضربهای بهصورت لایه سبزرنگ زیر پوشش بیرونی در شماتیک انفجار هستهای نمایش داده شده و بهطور مهمی در کوچکسازی طراحی سلاح هستهای ایران نقش داشت. کار آن این است که مواد منفجره قوی، یا «بار اصلی»، را بهصورت یکنواخت آغاز کند تا در نهایت هسته هستهای ساختهشده از اورانیوم با درجه تسلیحاتی را فشرده کرده و به جرم فوقبحرانی و انفجار هستهای برساند. مولد موج ضربهای در دسته کلی سامانههای آغاز چندنقطهای (MPI) قرار میگیرد.
منبع نوترونی، یا آغازگر، در مرکز این طراحی قرار دارد و پالس کوچکی از نوترونها تولید میکند که واکنش زنجیرهای را در اورانیوم با درجه تسلیحاتی آغاز میکند. ایران این منبع را با ترکیب اورانیوم طبیعی و دوتریم و تبدیل آن به دوترید اورانیوم (UD3) ساخت. در واقع، اورانیوم طبیعی نقش ماده حامل دوتریم را دارد؛ مادهای همجوشی که با فشردهشدن هسته توسط مواد منفجره قوی مشتعل میشود و نوترونها را تولید میکند. منابع UD3 عمر طولانی دارند و برخلاف برخی انواع متداول آغازگرهای نوترونی در سلاحهای هستهای نسل اول، بهدلیل واپاشی رادیواکتیو نیاز به جایگزینی مداوم ندارند.
زمانبندی طرح آماد
عملیکردن طراحی سلاح هستهای نیازمند مجموعهای گسترده و پرهزینه از فعالیتها بود. فهرست پیشینِ وظایف مربوط به صرفِ بخش تسلیحاتی هستهای، که در شکل ۱.۲ به انگلیسی بازتولید شده بود، بسیار کلی و ناقص بود و بیشتر بهعنوان یک راهنمای اولیه به کار میآمد. هرچند وظایف مربوط به تسلیحاتیسازی هستهای در آن جدول اولیه با موارد بعدی در طرح آماد همخوانی دارند، جدولها و نمودارهای بعدی وظایف بسیار بیشتری را نشان میدهند و بر وجود برنامهای پیشرفتهتر و بسیار پیچیدهتر از نظر برنامهریزی و اجرا دلالت میکنند. جدولها و اسناد بعدی همچنین حاوی شمار بسیار بیشتری از نامهای رمزی، یا نامگذاریهای کوتاه، هستند تا شرح مستقیم پروژهها یا وظایف کلیدی، بهویژه در کارهای تسلیحاتی هستهای؛ و همین امر برای درک معنای آنها به تلاش بیشتر و اسناد آرشیوی پشتیبان نیاز دارد.
نمونهای اولیه از فهرست وظایف طرح آماد را میتوان در یک جدول آرشیوی دید که تاریخ آن به اواخر ۲۰۰۱ یا اوایل ۲۰۰۲ بازمیگردد. در این جدول پنج حوزه پایهای دیده میشود که هر کدام زیرعنوانها یا زیرردههای فراوانی دارند و در فصلهای بعدی با جزئیات بیشتری بررسی خواهند شد. پروژهای دیگر، موسوم به پروژه ۱۱۱ یا «پروژه سرجنگی» در ذیل پروژه ۱۱۰، مأمور یکپارچهسازی کلاهک هستهای با موشک بالستیک بود.
پنج وظیفه اصلی طرح آماد در جدول زیر بازتولید میشوند:
| پروژه / عنوان | تاریخ شروع | تاریخ پایان |
|---|---|---|
| پروژه ۱۱۰ (همچنین پروژه ۳: توسعه و تولید سلاحهای هستهای و ساخت سایت زیرزمینی آزمایش هستهای) | ۲۰ مارس ۲۰۰۰ | ۱۷ مارس ۲۰۰۴ |
| پروژه غنیسازی سانتریفیوژی | ۳ اکتبر ۱۹۹۹ | ۱۸ مارس ۲۰۰۴ |
| پروژه غنیسازی لیزری | ۶ دسامبر ۱۹۹۹ | ۲۱ آوریل ۲۰۰۵ |
| پروژه تولید مواد - شیمی | ۱ ژوئن ۱۹۹۹ | ۲۰ مارس ۲۰۰۳ |
| پدافند هستهای | ۲۱ ژوئن ۲۰۰۰ | ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ |
همانطور که دیده میشود، پروژه ۱۱۰، یعنی پروژه تسلیحاتی هستهای، در ۲۰ مارس ۲۰۰۰ آغاز شد و انتظار میرفت چهار سال طول بکشد تا پنج سلاح هستهای ساخته شود. در مقایسه با زمانبندی پیشین که در فصل ۱ آمده بود، این برنامه بازنگریشده از همین ابتدا حدود یک سال تأخیر را در تکمیل هر پنج سلاح هستهای نشان میداد؛ از مارس ۲۰۰۳ به مارس ۲۰۰۴.
ایجاد توان لازم برای ساخت اورانیوم با درجه تسلیحاتی، که در پروژههای غنیسازی و تولید مواد شرح داده شده است، از ۱۹۹۹ آغاز شد و تاریخهای تکمیل آن متفاوت بود. برنامه سانتریفیوژ گازی قرار بود تا ۱۸ مارس ۲۰۰۴ یک کارخانه در مقیاس تولیدی را به پایان برساند. پروژه غنیسازی لیزری قرار بود تا آوریل ۲۰۰۵ ادامه یابد، و تکمیل آن به معنای راهاندازی یک کارخانه نیمهصنعتی غنیسازی لیزری بود. از میان دو برنامه غنیسازی، بهنظر میرسید تأسیسات سانتریفیوژی اولویت بالاتری داشته باشد و در فصل ۸ بهتفصیل بررسی خواهد شد. با این حال، پروژه غنیسازی لیزری با شتاب پیش میرفت و از طیفی از کمکهای خارجی بهره میگرفت (نگاه کنید به «ضمیمه فصل ۸، برنامه غنیسازی لیزری»).
طرح آماد شامل پروژهای به نام «پدافند هستهای» بود که در نوامبر ۲۰۰۰ آغاز شد و قرار بود وظایفش را در سپتامبر ۲۰۰۴ به پایان برساند. از عنوان آن میتوان حدس زد که این برنامه بر آمادگی در برابر حادثه هستهای متمرکز بوده است: توانایی تشخیص آلودگی رادیواکتیو، ایجاد یک سامانه هشدار ملی، توسعه ظرفیتهای رفع آلودگی و پاکسازی، و برقراری درمان پزشکی. فقط میتوان حدس زد که آیا این موارد برای مواجهه با حادثه در یک سایت تولید سلاح هستهای لازم بود، یا رهاسازی برنامهریزینشده مواد رادیواکتیو در یک انفجار زیرزمینی هستهای، یا حمله هستهای دشمن. پدافند هستهای همچنین بهعنوان داستان پوششی برای برنامه سلاح هستهای عمل میکرد و برای نمونه، هنگامی استفاده شد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ۲۰۰۴ اطلاعات بیشتری درباره مرکز تحقیقات فیزیک درخواست کرد.۱۳ این نوع داستانهای پوششی که در یک پروژه از طرح آماد جا داده شده بود، در موارد دیگری نیز دیده شد.
همچنین دو دستورالعمل یا گروه وجود داشت که به طرح آماد خدمت میکردند. یکی مسئول بهداشت و ایمنی بود و دیگری مسئول لجستیک، امنیت و تأمین.
نام پروژهها
طرح آماد از نامگذاریهای متفاوتی برای توصیف پروژههای خود استفاده میکرد - گاهی یک پروژه بیش از یک نام داشت. این نامگذاری از نظام شمارهگذاری توسعهیافته در مرکز تحقیقات فیزیک ریشه میگرفت. آماد نیز نامهایی برگزیده بود که برخی توصیفی و برخی رمزآلود بودند. تغییر در نامگذاریها بازتاب تکامل برنامه بهسوی تلاشی جزئیتر و متنوعتر بود.
فهرست زیر شامل نامهای رایجتر پروژه و عنوانهای متناظر آنهاست:
- پروژه ۳: پروژه ۱۱۰
- پروژه ۳.۱۱: شبیهسازی
- پروژه ۳.۱۲: انفجار درونی، بهویژه فشردهسازی هسته
- پروژه ۳.۱۴: متالورژی، هسته اورانیوم با درجه تسلیحاتی
- پروژه ۳.۱۹: پروژه میدان (Project Midan)
- پروژه ۳.۲۰: تولید دوترید اورانیوم (منبع)
- پروژه ۳.۲۱: اندازهگیریهای نوترونی
- پروژه ۳.۳۰: تشخیص و آزمون
- پروژه ۴: غنیسازی اورانیوم
- پروژه ۴.۴: غنیسازی با سانتریفیوژها، الغدیر
- پروژه ۴.۸: غنیسازی با لیزر
- پروژه ۵: استخراج، استحصال و تبدیل اورانیوم
- پروژه ۱۱۱: یکپارچهسازی موشک با بخش بازگشتی (همچنین پروژه سرجنگی، ذیل پروژه ۱۱۰)
- گروه ۷: گروه بهداشت و ایمنی
- گروه ۸: لجستیک، امنیت و تأمین
- پروژه ۱۰: پدافند هستهای
مسیر تا بمب
تلاش شتابزده ایران را میتوان با نگاهی نخست به وضعیت کلی آن در حدود ۲۰۰۳ بهتر فهمید؛ زمانی که برنامه در اوج خود بود. فصلهای بعدی پروژههای خاص آماد را با جزئیات بیشتر بررسی میکنند، رشد، موفقیتها و گلوگاههای آنها را ترسیم میکنند و وضعیتشان را در زمانی که تهران دستور کوچکسازیشان را صادر کرد، ارزیابی خواهند کرد. همچنین پروژههایی را که ادامه یافتند مشخص خواهند کرد.
شکل ۲.۳ شماتیکی را نشان میدهد که مسیر طرح آماد تا سلاح هستهای را بر اساس مجموعهای گسترده از اطلاعات موجود در آرشیو هستهای بازنمایی میکند و در فصلهای بعدی توسعه یافته است. آرشیو تصویری مستحکم از تأسیساتی ارائه میدهد که ایران برای تولید زرادخانهای از سلاحهای هستهای در حال سرهم کردن آنها بود. این مسیر سایتهای اصلی، کارکرد آنها و رابطهشان با کل فرایند تولید سلاحهای هستهای قابلحمل با موشک را نشان میدهد و همچنین سایتی را برای آزمایش یک دستگاه هستهای در زیرزمین معرفی میکند.
برنامه آماد در حال ایجاد یک چرخه سوخت کامل برای تولید اورانیوم با درجه تسلیحاتی بود؛ چرخهای شامل استخراج اورانیوم، تبدیل آن به هگزافلورید اورانیوم، غنیسازی تا سطح تسلیحاتی، و سپس تبدیل اورانیوم با درجه تسلیحاتی به اجزای فلزی کلاهک. طرح آماد همچنین تصمیم گرفته بود از اورانیوم کمغنیشده کارخانه غنیسازی اورانیوم سازمان انرژی اتمی ایران در نطنز به عنوان خوراک برای کارخانه کوچکترِ غنیسازی اورانیومِ برنامهریزیشده خود استفاده کند؛ اقدامی که فرایند تولید اورانیوم با درجه تسلیحاتی را سه برابر سریعتر میکرد.
تهران مجموعهای کامل از تأسیسات بههمپیوسته ایجاد کرده بود که در آن زیرسامانههای مختلف سلاح هستهای را پژوهش، توسعه و آزمایش میکرد؛ بهاندازهای که این زیرسامانهها هم بهتنهایی و هم در ترکیب با یکدیگر کار کنند. این برنامه چهار تأسیسات ویژه برای آزمایش اجزای سلاح هستهای داشت که دستکم سهتای آنها شامل آزمایشهای مواد منفجره شدید در اتاقکهای تخصصی یا در میدانهای آتشبار روباز میشد. پروژهای دیگر نیز منحصراً به مکانیابی و ساخت یک سایت آزمایش هستهای زیرزمینی اختصاص داشت.
ایران دقیقاً چگونه این قابلیتها را ایجاد کرد؟ و طرح آماد تا چه اندازه به ساخت یک زرادخانه هستهای نزدیک شد؟
یادداشتها
- ۱ «Biography of Mohsen Fakhrizadeh,» Hamshahri Online, http://bit.ly/hamshahrionline-568544; و «Who Was Mohsen Fakhrizadeh?» Iran Press TV, ۳ دسامبر ۲۰۲۰, https://www.presstv.com/Detail/2020/12/03/639901/Iran-scientists-Mohsen-Fakhrizadeh.
- ۲ «Who Was Mohsen Fakhrizadeh?»
- ۳ «Mohsen Rezaei’s Account of the Story of the Key to Nuclear Activities in Iran,» Tasnim News Agency, ۶ دسامبر ۲۰۲۰, http://bit.ly/tasnimnews-1399-09-16-2404351.
- ۴ «Mohsen Rezeai’s Account of the Story of the Key to Nuclear Activities in Iran.»
- ۵ «The Martyrdom of Dr. Mohsen Fakhrizadeh,» مصاحبه با فریدون عباسیدوانی. ابتدا از شبکه ۵ صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (IRIB) در ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰ پخش شد (به فارسی). در https://www.telewebion.com/episode/2436817 در دسترس بود.
- ۶ «Getting to Know Martyr Fakhrizadeh,» مصاحبه با عباسیدوانی، که ابتدا از شبکه ۱ IRIB در ۲۹ نوامبر ۲۰۲۰ پخش شد (به فارسی). در https://www.telewebion.com/episode/2437813 در دسترس بود.
- ۷ IAEA Director General, Implementation of the NPT Safeguards Agreement and Relevant Provisions of Security Council Resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65, ۸ نوامبر ۲۰۱۱، پیوست، ص. ۵، https://www.iaea.org/sites/default/files/gov2011-65.pdf.
- ۸ Aaron Arnold, Matthew Bunn, Caitlin Chase, Steven E. Miller, Rolf Mowatt-Larssen, and William H. Tobey, «The Iran Nuclear Archive: Impressions and Implications,» Harvard University, Belfer Center for Science and International Affairs, April ۲۰۱۹, https://www.belfercenter.org/publication/iran-nuclear-archive-impressions-and-implications.
- ۹ Slide set, distributed by Israel to the media, Summer ۲۰۱۸.
- ۱۰ Slide set, distributed by Israel to the media, Summer ۲۰۱۸.
- ۱۱ برای نمونه نگاه کنید به Richard Hall, «Inside the Hezbollah Tunnel that Israel Never Found,» The Independent, ۵ دسامبر ۲۰۱۸, https://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/israel-lebanon-hezbollah-tunnels-a8669171.html.
- ۱۲ این موضوع در فصلهای ۳ و ۴ بیشتر بررسی شده است.
- ۱۳ David Albright and Paul Brannan, «The Telexes: Whole Body Counters and the Physics Research Center,» Institute for Science and International Security, ۱۶ مه ۲۰۱۲, https://isis-online.org/isis-reports/detail/the-telexes-whole-body-counters-and-the-physics-research-center/8.