در حالی که طرح آماد پیش می‌رفت، سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) در حال آماده شدن برای آغاز ساخت یک رآکتور آب سنگین، موسوم به رآکتور اراک، بود؛ رآکتوری که می‌توانست هر سال به اندازه کافی پلوتونیوم با درجه تسلیحاتی برای یک یا دو سلاح هسته‌ای تولید کند. با شکل‌گیری این توانایی، پرسش طبیعی این است که آیا طرح آماد به سلاح‌های درونی‌فشرده‌سازِ پلوتونیومی هم می‌اندیشید یا نه. با این حال، تا جایی که می‌شد تعیین کرد، در طرحی که هدفش ساخت هرچه سریع‌تر سلاح هسته‌ای بود و رآکتور اراک نیز دست‌کم تا یک دهه قادر به تأمین پلوتونیوم با درجه تسلیحاتی نبود، رهبران طرح آماد احتمالاً استفاده از پلوتونیوم را در کوتاه‌مدت دست‌نیافتنی می‌دیدند. این به معنای نادیده گرفتن تلاش برای دستیابی به پلوتونیوم از سوی ایران نبود. آرشیو اسنادی نشان می‌دهد که گروه متالورژی آماد می‌خواست موضوع پلوتونیوم را بررسی کند و دستور جمع‌آوری اطلاعات در دسترس عموم را صادر کرده بود.1 هرچند این امر به‌طور کامل روشن نمی‌کند که ایران دقیقاً چه قصدی داشت، زیرا ممکن است اسنادِ مرتبط با تسلیحاتی‌سازی هسته‌ایِ پلوتونیومی در بخشی از آرشیو که اسرائیل آن را به‌دست نیاورد وجود داشته باشد یا آن‌که این فعالیت‌ها درون سازمان انرژی اتمی ایران پنهان مانده باشد، اما تاکنون هیچ شاهدی برای حالت دوم ظاهر نشده است.

بر پایه اطلاعات در دسترس، برنامه آماد یک برنامه رآکتور هسته‌ای نداشت. با این حال، نقشه‌راه ملی که در فصل ۱ بررسی شد، احتمالاً رآکتور اراک را در بر می‌گرفت و آن را بخشی از یک راهبرد هسته‌ای ملیِ کلی‌تر قرار می‌داد که اجرای آن بر عهده سازمان انرژی اتمی ایران بود. سازمان انرژی اتمی ایران نیز به‌احتمال زیاد نهاد مسئولِ سازمان‌دهی و ساخت یک تأسیسات برای جداسازی پلوتونیوم از سوختِ پرتودهی‌شده و بسیار خطرناکِ رآکتور، پیش از آن‌که پلوتونیوم بتواند در سلاح هسته‌ای به کار رود، به‌شمار می‌رفت. سوخت پرتودهی‌شده رآکتور اراک باید به‌صورت شیمیایی فرآوری می‌شد تا پلوتونیوم از سایر مواد هسته‌ای، از جمله محصولات شکافتِ بسیار رادیواکتیو، جدا شود. این فرایندِ جداسازی به یک تأسیسات تخصصی نیاز داشت که غالباً «کارخانه بازفرآوری» نامیده می‌شود؛ اصطلاحی که معمولاً در برنامه‌های غیرنظامی به کار می‌رود، جایی که پلوتونیوم بازیافت‌شده به‌عنوان سوختِ رآکتورها استفاده می‌شود، و بنابراین وقتی درباره یک برنامه تسلیحات هسته‌ای به کار می‌رود، در واقع نامی نادرست است. با این حال، بحث عمومی در چارچوب بازفرآوری جریان دارد و ایران نیز معمولاً اعلام می‌کند که قصد بازفرآوری سوخت پرتودهی‌شده را ندارد.

با وجود این تعهد، شواهد موجود از وضعیتی مبهم‌تر حکایت دارد: اینکه سازمان انرژی اتمی ایران دست‌کم در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ قصد ساخت یک کارخانه بازفرآوری را داشته است. ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) پذیرفت که سازمان انرژی اتمی ایران یک نمودار فرایندی برای یک کارخانه بازفرآوری در اختیار داشته، اما مقام‌های ایرانی به آژانس گفتند که هرگز آن کارخانه را نساخته‌اند. این نمودار برای یک فرایند PUREX بود که حدود سال ۲۰۰۰ توسط شرکت مهندسی ایرانی «پیشگام» (Pioneer) Energy Industries Development Co. تهیه شده بود، هرچند این نمودار به‌اندازه کافی جزئی نبود تا نوع سوخت یا جریان مواد را مشخص کند.2 شرکت پیشگام در پروژه‌های سازمان انرژی اتمی ایران در اصفهان، از جمله کارخانه تولید زیرکونیوم، تأسیسات تبدیل اورانیوم و کارخانه ساخت سوخت، و نیز در کارخانه تولید کیک زرد اردکان نقش داشت.3 این‌که مشتری اولیه پیشگام برای آن نمودار چه کسی بوده است - سازمان انرژی اتمی یا ارتش - هنوز به‌طور قطعی روشن نشده است.

دست‌کم در دو نوبت جداگانه، کشورها شاهد تلاش‌های ایران برای تهیه غیرقانونی کالاهای ویژه کارخانه‌های بازفرآوری بودند. شناخته‌شده‌ترین مورد، تلاش ناموفقی از سوی سازمان انرژی اتمی ایران برای خرید ۲۸ دستکاری‌کننده از فرانسه از طریق یک خریدار در دوبی بود؛ همه برای استفاده در سلول‌های داغ، که از اجزای کلیدیِ تأسیسات جداسازی پلوتونیوم هستند. خریدار تصریح کرده بود که نیمی از دستکاری‌کننده‌ها در سلول‌های داغی با ضخامت دیوار کمتر از ۰٫۶ متر به کار خواهند رفت و نیم دیگر در سلول‌های داغی با ضخامت دیوار میان ۰٫۶ تا ۱ متر استفاده خواهند شد. این ضخامت‌ها، به‌ویژه مورد دوم، نشان می‌دهد که کاربرد مورد نظر احتمالاً در یک کارخانه بازفرآوری بوده است، که دیوارهای ضخیم‌تری نسبت به سلول‌های داغ کم‌خطرترِ مربوط به بررسی سوخت هسته‌ای یا تولید ایزوتوپ‌های پزشکی دارد. ایران همچنین کوشید ۲۴ دستکاری‌کننده را از یکی از اعضای شبکه عبدالقادر خان در سوئیس، با استفاده از چین به‌عنوان کشور واسطه، خریداری کند.

ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پذیرفت که در میانه دهه ۲۰۰۰ برنامه‌ریزی کرده بود تأسیسات سلول داغی در اراک بسازد تا «ایزوتوپ‌های رادیواکتیوِ با عمر طولانی» را جدا کند؛ بدون تردید، این یک نام رمزی برای پلوتونیوم بود؛ اما گفت که در تأمین دستکاری‌کننده‌ها و پنجره‌های شیشه‌ای سربیِ لازم با مشکل روبه‌رو شده است. در این مورد، کنترل‌های صادراتی، که ابزار مهمی در مقابله با اشاعه هستند، مانع تلاش‌های ایران برای به‌دست آوردن تجهیزات مورد نیاز شد.

در سال ۲۰۰۴، سازمان انرژی اتمی ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاع داد که برنامه‌های ساخت یک مجموعه سلول داغ در اراک را کنار گذاشته است، بی‌آن‌که هرگز مقاصد اولیه خود را آشکار کند؛ شاید این امر نشان می‌داد که هر برنامه‌ای برای ساخت یک کارخانه جداسازی پلوتونیوم فقط موقتاً متوقف شده بود.

یادداشت‌های ضمیمه

  1. مصاحبه آلبریت، ۲۳ فوریه ۲۰۲۰، اسرائیل.
  2. Simon Henderson and Olli Heinonen, Nuclear Iran: A Glossary, مؤسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک و مرکز علوم و امور بین‌الملل بلفرِ دانشگاه هاروارد، نسخه بازنگری و به‌روزشده، مارس ۲۰۱۵، https://www.belfercenter.org/sites/default/files/legacy/files/Nuclear%20Iran-A%20Glossary_March15.pdf.
  3. کشورهای عضو موظف بودند هرگونه داراییِ پیشگام را طبق قطعنامه ۱۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۰۰۸) مسدود کنند.