شرکت L3Harris در حال تبلیغ خانواده ماژولار Wolf Pack از «پرنده‌ها یا مهمات پرتاب‌شونده» (launched effects vehicles) برای ارتش آمریکا است؛ خانواده‌ای که از جمله برای تجهیز بالگردهای سری H-60 Black Hawk و AH-64 Apache پیشنهاد می‌شود و به‌طور خاص با نگاه به الزامات یک نبرد احتمالی آینده در اقیانوس آرام توسعه یافته است. این خانواده شامل Red Wolf است که برای حملات دقیق دوربرد علیه اهداف زمینی یا دریایی پیکربندی شده، و Green Wolf که به محموله جنگ الکترونیک مجهز است. در مجموع، این طرح بخشی از روند گسترده‌تری برای به‌کارگیری سامانه‌های کوچک، ماژولار و نسبتاً ارزان‌قیمت به شمار می‌رود که مرز میان سامانه‌های هوایی بدون سرنشین، به‌ویژه پهپادهای انتحاری دوربردتر، موشک‌های کروز و حتی فریب‌دهنده‌ها را هرچه بیشتر محو می‌کنند.

خوانندگان می‌توانند به پوشش‌های قبلی TWZ درباره خانواده Wolf Pack مراجعه کنند. همچنین باید توجه داشت که این شرکت هم‌اکنون تحت قرارداد با تفنگداران دریایی آمریکا برای تحویل سامانه مرتبط PASM یا Precision Attack Strike Munition قرار دارد.

TWZ این هفته در نشست Army Aviation Warfighting Summit در نشویل ایالت تنسی، با Brad Reeves مدیر راهبرد و نیازمندی‌های گروه توسعه چابک در L3Harris گفت‌وگو کرده تا چشم‌انداز شرکت برای خانواده ولف در خدمت ارتش آمریکا را توضیح دهد.

رندر پرنده پرتاب‌شونده رد ولف
رندر پرنده پرتاب‌شونده رد ولف. L3Harris

TWZ: محرک اصلی پشت خانواده ولف چیست و این خانواده برای ناوگان بالگردی ارتش چه اهمیتی دارد؟

Brad Reeves: وزارت جنگ تمرکز بسیار سنگینی روی اقیانوس آرام و درگیری احتمالی در آنجاست. «جرم» یا همان توان انبوه، مسئله مهمی است. امروز سلاح‌های بسیار پیشرفته‌ای داریم، اما شمار آن‌ها شاید به اندازه‌ای که برای چنین درگیری‌ای می‌خواهیم بالا نباشد. پس آن‌ها می‌کوشند این مسئله را حل کنند. اصطلاح رایج این روزها Affordable Mass است؛ یعنی اساساً «چطور قابلیتی را به دست بیاوریم که بتوانیم آن را در تعداد زیاد بخریم، بدون اینکه هزینه از کنترل خارج شود؟» در همین راستا، وزیر هگسث در ۳۰ آوریل سال گذشته یادداشتی صادر کرد و یکی از مواردی که مشخصاً بر آن تأکید شد launched effects بود؛ یعنی ضرورت میدانی کردن آن از همین سال. پس این یک اولویت بسیار مهم برای آن‌هاست.

بالگرد UH-60M بلک‌هاوک ارتش آمریکا
یک فروند UH-60M Black Hawk ارتش آمریکا. U.S. Air Force photo

سامانه‌های پرتاب‌شونده واقعاً برای آن طراحی شده‌اند که راه‌حلی از جنس «انبوه مقرون‌به‌صرفه» برای ارتش باشند. اما داستان واقعی اینجاست که ما چه چیزی را خانواده سامانه‌های Wolf Pack می‌نامیم و این پیشنهاد چه قابلیتی برای ارتش به همراه می‌آورد. نکته این است که سامانه بسیار توانمندی است، اما مهم‌تر از آن کاری است که برای ارتش و برای هوانوردی ارتش انجام می‌دهد. این سامانه دارد هوانوردی ارتش را دگرگون می‌کند و به پلتفرم‌هایی می‌پردازد که امروز در میدان نبرد بخشی از موضوعیت خود را از دست داده‌اند. بلک‌هاوک‌ها، آپاچی‌ها و امثال آن‌ها وقتی از اقیانوس آرام، فاصله‌های عظیم و تهدیدات ضد‌دسترسی/منع منطقه‌ای حرف می‌زنیم، در قیاس با نیاز واقعی برد کوتاهی دارند. این مسئله به‌مراتب سخت‌تر از چالش‌هایی است که در دهه‌های پس از طراحی اولیه این بالگردها با آن روبه‌رو بوده‌ایم.

حالا ما اساساً در حال بازگرداندن موضوعیت به این پلتفرم‌ها هستیم. برد مؤثر تسلیحاتی و برد کشندگی را که پیش‌تر در حد چند کیلومتر و شاید تا حدود ده یا دوازده کیلومتر بود، به صدها کیلومتر می‌رسانیم. ما هواگردی را که پیش‌تر یک پلتفرم تک‌ماموریتی برای پشتیبانی از ارتش و اجرای حملات نزدیک برای نیروهای زمینی بود و اساساً فقط به همان خدمت وابسته می‌شد، گسترش می‌دهیم. اکنون به آن هواگرد قابلیت کار در چارچوب مشترک یا ائتلافی در نبردی در اقیانوس آرام می‌دهیم. بنابراین موضوعیت آن افزایش یافته است. آنچه قبلاً کاملاً تک‌دامنه و صرفاً زمینی بود، حالا به قابلیت چنددامنه‌ای تبدیل می‌شود؛ یعنی هم سطح دریا و هم زمین. مجموعه اهداف نیز که تا پیش از این عمدتاً تانک‌ها یا تهدیدات ناشی از نیروهای زمینی بودند، حالا به تهدیدات دریایی و زمینی گسترش می‌یابد. این واقعاً نوعی انقلاب در شیوه جنگیدن ارتش و در سهمی است که می‌تواند برای نیروی مشترک و ائتلافی فراهم کند. ارتش به‌شدت به این قابلیت نیاز دارد.

بالگرد AH-64D آپاچی در حال شلیک موشک هلفایر
یک فروند AH-64D Apache ارتش آمریکا در حال شلیک موشک Hellfire در جریان آموزش. برد عملیاتی نسخه پایه هلفایر بین حدود ۴ تا کمتر از ۷ مایل، یعنی تقریباً ۷ تا ۱۱ کیلومتر است. U.S. Army photo by Spc. Dean John Kd De Dios

TWZ: تفاوت اعضای مختلف خانواده ولف پک در چیست؟

Brad Reeves: پیشنهاد ما در حوزه launched effects را خانواده سامانه‌های Wolf Pack می‌نامیم. امروز دو گونه اصلی با مأموریت‌های متفاوت داریم. Red Wolf گونه کینتیکی است، یعنی یک موشک کروز. Green Wolf محموله‌ای کاملاً غیرکینتیکی برای جنگ الکترونیک دارد. بنابراین شما اکنون می‌توانید مأموریت‌های سرکوب پدافند هوایی دشمن را هم انجام دهید. از جمله مأموریت‌های این خانواده می‌توان به DILR یعنی کشف، شناسایی، مکان‌یابی و گزارش، و نیز حمله الکترونیکی برای سرکوب تهدید اشاره کرد.

ولف پک از ابتدا برای داشتن گونه‌های متعدد طراحی شده است؛ یعنی مثلاً یک بالگرد آپاچی می‌تواند چندین گونه را هم‌زمان پرتاب کند، هم گرین ولف و هم رد ولف. گرین ولف جلوتر می‌رود، جست‌وجو می‌کند و در حال ساختن EMBM یا مدیریت میدان نبرد الکترومغناطیسی است. از طریق نرم‌افزاری که ما آن را DISCO می‌نامیم و بر پایه هوش مصنوعی است، این سامانه تصویری از محیط تهدیدها، چه روی سطح دریا و چه روی زمین، ایجاد می‌کند.

TWZ: سامانه PASM یا Precision Attack Strike Munition چه تفاوتی با این‌ها دارد؟

Brad Reeves: آن هم از دل خانواده Wolf Pack بیرون آمده است. این یک گونه ویژه است که برای بالگرد AH-1Z Viper تفنگداران دریایی آمریکا طراحی شده و ما در حال تحویل قابلیت عملیاتی اولیه آن هستیم. آن‌ها در سپتامبر گذشته یک شلیک دوربرد دقیق LRPF انجام دادند و این تا حدی یک رویداد فارغ‌التحصیلی محسوب می‌شد. اکنون عملاً در حال ورود به فاز تولید در کارخانه‌مان در ویرجینیا هستیم.

بالگرد AH-1Z با مهمات رد ولف
در فوریه ۲۰۲۵، فرماندهی هوانیروز دریایی آمریکا (NAVAIR) این تصویر از یک AH-1Z حامل رد ولف را منتشر کرد؛ مهماتی که آن زمان فقط به‌عنوان «یک قابلیت جدید آتش دقیق دوربرد» یا LRPF معرفی شده بودند. U.S. Navy

TWZ: پس این‌ها اساساً مهمات سرگردان هستند؟

Brad Reeves: ما آن را مهمات سرگردان تلقی نمی‌کنیم، اما از نظر فنی و تعریفی، بله، کاری که انجام می‌دهد این است که در یک الگو پرواز می‌کند. سامانه بسیار هوشمند است: به منطقه می‌رود، تهدیدها را کشف می‌کند و سپس الگویی را انتخاب می‌کند تا اولاً خودش بقاپذیر بماند و مستقیماً روی تهدید پرواز نکند که سرنگون شود. ثانیاً الگوی جست‌وجو را به حداکثر می‌رساند و بعد با سایر اعضای دسته رفع تداخل می‌کند. بنابراین اگر با یک منطقه بزرگ طرف باشید، یکی می‌تواند بگوید: «من در این بخش با الگویی زیگزاگی دنبال تهدید می‌گردم، تو هم بخش دیگر را پوشش بده و بعد یافته‌ها را گزارش کن.» وقتی تهدیدها را پیدا کردند، گزینه‌های مختلفی دارند. یا هواگرد حامل می‌تواند صرفاً از تهدیدها دوری کند چون می‌داند کجا هستند، یا اگر لازم باشد از میان آن‌ها عبور کند، می‌توان یا از حمله الکترونیکی برای اخلال استفاده کرد، یا به یکی از گونه‌های کینتیکی علامت داد تا مأموریت نابودی پدافند هوایی دشمن را انجام دهد.

دقیقاً به همین دلیل است که به آن Wolf Pack می‌گوییم: کار جمعی در قالب یک دسته برای اجرای مأموریتی که خلبان تعیین می‌کند و خود سامانه‌ها آن را به‌طور خودکار انجام می‌دهند. این پرنده‌ها تاکنون از زمین پرتاب شده‌اند، از سکوهای سرنشین‌دار و بدون‌سرنشین شلیک شده‌اند و قابلیت پرتاب از بالگرد یا هواگرد بال‌ثابت را دارند. اما حالا که در این نشست ارتش هستیم، هدف مشخص ما Black Hawk و Apache است.

نمایی از رد ولف در کنار هواپیمای OA-1K Skyraider II
L3Harris پیش‌تر نیز بر مزیت‌های بالقوه جفت‌کردن موشک کروز مینیاتوری Red Wolf با هواپیمای OA-1K Skyraider II نیروی هوایی آمریکا تأکید کرده بود. L3Harris

TWZ: آیا می‌توان گفت ولف پک اساساً برای مأموریت‌های SEAD/DEAD طراحی شده است؟

Brad Reeves: دامنه آن بسیار گسترده‌تر است. اما قطعاً یکی از کاربردهای اصلی آن همین مأموریت‌های SEAD/DEAD است. گونه جنگ الکترونیک زمانی بسیار کاربردی می‌شود که شما در حال سرکوب یا نابودی پدافند دشمن هستید، یا صرفاً به بقاپذیری پلتفرم نیاز دارید؛ یعنی در حال رفتن به یک مأموریت هستید اما می‌خواهید چیزی را جلوتر بفرستید. این سامانه‌ها با سرعت زیرصوت بالا پرواز می‌کنند. وقتی از یک بالگرد شلیک می‌شوند، جلوتر می‌روند، منطقه را شناسایی می‌کنند، تصویر وضعیت را در اختیار هواگرد حامل می‌گذارند و به آن اجازه می‌دهند تهدیدهای موجود در مسیر را دور بزند، سرکوب کند یا از بین ببرد.

نمودار سناریوی مأموریت زمینی برای رد ولف و گرین ولف
نموداری از یک سناریوی فرضی مأموریت زمینی که در آن از پرنده‌های پرتاب‌شونده Red Wolf و Green Wolf استفاده می‌شود. L3Harris

TWZ: ظاهراً نقطه قیمت این سامانه‌ها اجازه می‌دهد تعداد آن‌ها متناسب با نیاز به‌صورت مقیاس‌پذیر افزایش یابد؟

Brad Reeves: قطعاً همین‌طور است و به نوع مأموریت بستگی دارد. یکی از مزیت‌ها این است که با وجود اینکه این مهمات در رده «انبوه مقرون‌به‌صرفه» قرار می‌گیرند، همچنان توانمندی بالایی هم دارند. برخی ویژگی‌های متمایزکننده وجود دارد که این توان را در سطح بالای همین طبقه قرار می‌دهد. یعنی در مقایسه با سلاح‌های سنتی و قدیمی که امروز نیروها استفاده می‌کنند، بسیار ارزان‌تر است. ما معمولاً می‌گوییم قیمت آن حدود پنج برابر کمتر از چیزی است که این هواگردها امروز به‌کار می‌برند. دولت آمریکا برای این دسته از قابلیت‌ها معمولاً در فراخوان‌های صنعتی خود بازه‌ای حدود ۳۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار دلار برای هر تیر را هدف قرار می‌دهد و ما دقیقاً در همین نقطه مناسب قرار داریم.

TWZ: جدا از موتور توربینی کوچک مشترک، خود پرنده‌های ولف پک تا چه حد ماژولار هستند؟

Brad Reeves: بعضی‌ها به آن «کامیون» می‌گویند، اما به هر دلیلی من از این تعبیر خوشم نمی‌آید. شما یک پلتفرم پایه دارید و ما آن را بر مبنای معماری باز سامانه‌های تسلیحاتی یا WOSA به‌صورت ماژولار طراحی کرده‌ایم. بنابراین می‌توانید محموله را جابه‌جا کنید. می‌توانید روی پلتفرم کلاهک نصب کنید و سامانه کینتیکی به دست آورید. یا کلاهک را بردارید و محموله جنگ الکترونیک بگذارید. البته کمی بیش از حد ساده‌سازی می‌کنم، چون در گونه کینتیکی حسگرها و اجزای دیگری هم وجود دارند. بنابراین احتمالاً در عمل یک نمونه کینتیکی را باز نمی‌کنید تا فقط کلاهک آن را با محموله جنگ الکترونیک عوض کنید.

رد ولف و گرین ولف در کنار هم
رندرهای کنار هم از Red Wolf و Green Wolf که نشان می‌دهند دست‌کم از نظر بیرونی، از نظر عملکردی تقریباً یکسان هستند. L3Harris

TWZ: درباره Green Wolf که کلاهک ندارد، آیا این سامانه برای مصرف‌شدن طراحی شده یا بازیابی‌پذیر است؟

Brad Reeves: هر دو نوع را داریم. گونه بازیابی‌پذیر هم وجود دارد و این به خواست مشتری بستگی دارد. در برخی موارد، مشتری بازیابی‌پذیری می‌خواهد. البته با بازیابی‌پذیری، کمی از برد از دست می‌رود. بنابراین در بعضی مأموریت‌ها، سامانه در قالب یک پرواز یک‌طرفه به‌کار می‌رود چون مشتری بیشترین برد ممکن را می‌خواهد. اساساً تجهیزاتی که برای فرود با چتر و بازیابی استفاده می‌کنیم، بخشی از فضایی را اشغال می‌کنند که در غیر این صورت می‌توانست به مخزن سوخت اختصاص یابد.

محموله جنگ الکترونیک دسپتور ساخت ال۳هریس
محموله جنگ الکترونیک فرکانس رادیویی نرم‌افزارمحور Deceptor با ابعاد کوچک از شرکت L3Harris. این شرکت در مواد تبلیغاتی خود اشاره کرده که این محموله می‌تواند یکی از گزینه‌های قابل نصب روی Green Wolf باشد. L3Harris

TWZ: این پرنده‌ها چگونه ناوبری می‌کنند؟

Brad Reeves: این سامانه از ناوبری اینرسیایی و GPS استاندارد استفاده می‌کند. این قابلیت‌ها درون خود آن وجود دارند و سپس جستجوگر آن عملاً فقط برای هدف‌گیری در مرحله نهایی به کار می‌رود.

TWZ: تا چه اندازه می‌توانید برای پاسخ به تقاضای فوری، تولید را جهش دهید؟

Brad Reeves: ما مسئله را به تیم تولید خود دادیم و گفتیم: «چندین مشتری درخواست کرده‌اند که تا هزار فروند در سال دریافت کنند. انتظار داریم این برنامه واقعاً رشد کند. چطور می‌فهمیم باید چه ابعاد کارخانه‌ای بسازیم و چه کارهایی از دستمان برمی‌آید؟» در نتیجه، آن‌ها یک طرح تولید ماژولار و مقیاس‌پذیر طراحی کردند. از نظر نظری، می‌توان تا هر تعداد که بخواهید مقیاس را بالا برد. اما در حال حاضر مسیر ما رسیدن به هزار فروند در سال است و اگر سیگنال تقاضا ناگهان بالا برود، توان گسترش بیش از این را هم داریم.

مزیت این پرنده در آن است که مقدار زیادی اشتراک اجزا و زیرسامانه‌ها دارد و همین مسئله هم به ما اجازه می‌دهد مقیاس تولید را بالا ببریم و هم از صرفه‌های ناشی از مقیاس در قیمت و تولید بهره‌مند شویم.

ویدئوی یوتیوب «Meet the Wolf Pack» که در متن اصلی برای معرفی این خانواده از سامانه‌ها درج شده است.

TWZ: اکنون در حوزه آزمایش‌ها در چه نقطه‌ای قرار دارید؟

Brad Reeves: ما بیش از ۵۰ بار در رویدادهای آزمایشی با نیروهای نظامی پرواز کرده‌ایم. با چندین خدمت مختلف کار کرده‌ایم و آزمایش‌های رسمی با همان نیروها انجام شده است. این سامانه دو بار از AH-1Z شلیک شده، از پهپادهای بال‌ثابت هم پرتاب شده، هرچند در این بخش به‌خاطر حساسیت مشتریان نمی‌توان جزئیات پلتفرم‌ها را گفت. همچنین پرتاب زمینی هم انجام داده‌ایم.

TWZ: آیا مسیری برای آزمایش روی بلک‌هاوک و آپاچی دارید؟

Brad Reeves: من واقعاً نسبت به این موضوع تعصب مثبت دارم که این قابلیت باید در اختیار سربازان ارتش آمریکا، به‌ویژه خدمه Apache و Black Hawk قرار بگیرد. الآن البته برنامه Epic Fury را داریم. اما اگر بحرانی در اقیانوس آرام شعله‌ور شود، آنچه اکنون داریم در قیاس با نیاز واقعی رنگ می‌بازد. اگر هنوز آن‌قدر جوان بودم که در چنین نبردی پرواز کنم، قطعاً قابلیت بیشتری می‌خواستم. بنابراین من تا حدی نسبت به این موضوع متعصبم. به‌نظر من ارتش آمریکا حتماً باید این توان را داشته باشد و فکر می‌کنم خودشان هم آن را می‌خواهند. این یک قابلیت دگرگون‌کننده برای آن‌ها خواهد بود و برای نیروی مشترک و نیروهای ائتلافی نیز اهمیت فراوانی دارد. این واقعاً یک توان تحول‌آفرین است.

Jamie Hunter نیز در تهیه این گزارش مشارکت داشته است.

راه ارتباط با نویسنده در متن اصلی: thomas@thewarzone.com