با ورود عملیات Epic Fury به ماه دوم، نیروی هوایی آمریکا همچنان به‌شدت به ناوگان سوخت‌رسان‌های هوایی خود تکیه دارد؛ ناوگانی که بیشتر آن بیش از ۶۰ سال عمر دارد و هم‌اکنون برای سوخت‌رسانی به هواگردهای حمله‌کننده به ایران و هواپیماهایی که هنوز به خاورمیانه سرازیر می‌شوند، تحت فشار قرار گرفته است. این فشار با از دست رفتن یک فروند KC-135 Stratotanker، آسیب‌دیدن یک فروند دیگر در برخوردی بر فراز عراق، و نابودی یا آسیب‌دیدن چند تانکر دیگر روی زمین به‌دست سلاح‌های دوربرد ایران تشدید شده است.

در چنین وضعی این پرسش پیش می‌آید که اگر همان امشب جنگی در اقیانوس آرام شعله‌ور شود، ناوگان تانکر آمریکا چگونه می‌تواند پاسخ دهد؟ برای روشن‌تر شدن این موضوع، با سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی، Troy Pananon، گفت‌وگو کردیم؛ کسی که هم تانکر پرواز داده و هم فرماندهی یک بال سوخت‌رسانی را بر عهده داشته است.

سرهنگ Troy Pananon در کنار KC-135
سرهنگ Troy Pananon، فرمانده بال سوخت‌رسانی ۱۰۰، در RAF Mildenhall در حال سوار شدن به KC-135 Stratotanker.

در بخش دوم گفت‌وگوی دو ساعته ما، Pananon درباره این صحبت می‌کند که آیا تانکر و خدمه کافی برای پشتیبانی هم‌زمان از دو صحنه نبرد با فاصله بیش از ۴٬۰۰۰ مایل وجود دارد یا نه، چه چالش‌هایی در پرواز طولانی بر فراز فضای هوایی مورد مناقشه وجود دارد، و تانکرها برای بقا به چه نوع تدابیر دفاعی نیاز دارند.

آیا ناوگان فعلی می‌تواند از پس یک جنگ در اقیانوس آرام برآید؟

Pananon می‌گوید تقاضا روی جامعه تانکرها بسیار بالاست. با کنار گذاشتن KC-10ها، یک خلأ جدی به‌جا مانده که به این زودی‌ها پر نمی‌شود. با این حال او تأکید می‌کند که ناوگان هنوز robust است و اگرچه بخشی از هواپیماها در خاورمیانه و اروپا مستقرند، تانکرها در سراسر جهان از جمله در اقیانوس آرام هم وجود دارند. به گفته او، توان چرخش و افزایش سریع ظرفیت در یک منطقه دیگر چیزی است که هیچ ارتش دیگری مثل آمریکا ندارد، اما این کار فشار سنگینی به کل نیرو وارد می‌کند.

او صریح می‌گوید که آمریکا می‌تواند این کار را انجام دهد، اما اگر هم‌زمان بخواهد در دو نقطه مختلف جهان عملیات عمده انجام دهد، فشار قابل‌توجهی به ناوگان وارد می‌شود. و علاوه بر آن، تانکرها باید مأموریت دفاع از خاک اصلی آمریکا را هم پشتیبانی کنند؛ بنابراین نمی‌توان همه ظرفیت را صرف یک جبهه کرد.

آخرین سورتی رزمی KC-10
یک KC-10 Extender در پرواز پایانی رزمی خود پیش از خروج از خدمت.

فشار بلندمدت بر افراد و پرنده‌ها

Pananon می‌گوید در سطح تاکتیکی و عملیاتی همیشه احساس می‌کرد که پشتیبانی کافی وجود داشته است، اما این به معنی نبودن فشار نیست. او یادآوری می‌کند که هر بار نگرانی‌ای پیش می‌آمد، فرماندهی بالاتر می‌توانست منابع لازم را تخصیص دهد، اما این منبع نامحدود نیست. اگر نرخ عملیات افزایش پیدا کند، اثر آن فقط کوتاه‌مدت نیست؛ به زنجیره تأمین، فرایند خرید، و فرسودگی بدنه‌ها هم ضربه می‌زند.

سوخت‌گیری و آماده‌سازی KC-135 در Tinker
یک تکنیسین نگهداری مقدار سوخت بارگیری‌شده در KC-135 را در Tinker Air Force Base بررسی می‌کند.

چالش فاصله در اقیانوس آرام

درباره این‌که آیا ناوگان فعلی می‌تواند جنگی بزرگ با چین را پشتیبانی کند، Pananon می‌گوید طرح‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد چنین پشتیبانی‌ای ممکن است. اما این مأموریتی پیچیده است و نیازمند «تخم‌مرغ‌هایی است که باید در جای درست بیفتند»؛ یعنی چندین پیش‌شرط باید هم‌زمان فراهم باشند.

مهم‌ترین عامل از نگاه او خستگی است. در فاصله‌های طولانی و مأموریت‌های طولانی‌مدت، خدمه در چند منطقه زمانی مختلف کار می‌کنند و استراحت کافی ندارند. به همین دلیل، در عملیاتی که شاید با ۱۰۰ نفر در صحنه‌های نزدیک‌تر قابل انجام باشد، در اقیانوس آرام احتمالاً دو برابر نیرو نیاز است. از کنترل ترافیک هوایی گرفته تا نگهداری، لجستیک و زمین‌کاران، همه‌چیز به نیروی انسانی بیشتری نیاز خواهد داشت.

آماده‌سازی KC-135 در Kadena
تکنیسین‌های پایگاه Kadena یک drogue را به KC-135 متصل می‌کنند.

تهدید پدافند هوایی چین

تانکرها ذاتاً در برابر جنگنده‌ها و موشک‌های دشمن بقاپذیر نیستند. Pananon می‌گوید سامانه‌هایی مثل LAIRCM می‌توانند کمک کنند، اما اصل ماجرا این است که باید تانکرها را از محدوده تهدید دور نگه داشت. او می‌گوید نقش جنگنده‌های ضربتی و شرکای مشترک در حذف تهدید مهم‌تر از اضافه‌کردن زره به خود تانکرهاست.

او در عین حال هشدار می‌دهد که نزدیک‌کردن تانکرها به Weapon Engagement Zone چین، بدون افزایش بقاپذیری آن‌ها، خطرناک است. تانکرها نه چاف دارند و نه فلر، و بنابراین حفاظت از آن‌ها باید از سوی فرمانده عملیات و با دور نگه‌داشتن‌شان از منطقه خطر انجام شود.

نصب موتور روی KC-135
تکنسین‌های پیشرانش هوایی یک موتور را روی KC-135 نصب می‌کنند؛ کاری که ۷۲ ساعت زمان برده است.

اف-۳۵، بی-۲ و آماده‌سازی محیط نبرد

به پرسش درباره رساندن F-35 به برد رزمی مؤثر در برابر چین، Pananon پاسخ می‌دهد که «لایه‌ها» اهمیت دارند. برای نزدیک‌کردن این هواپیماها به مناطق پرخطر، ابتدا باید محیط نبرد آماده شود. در این روند، احتمالاً هواگردهای دیگر نیروی آمریکا نقش بازکردن گذرگاه‌ها و حذف تهدیدها را بر عهده خواهند داشت.

او نام B-2A Spirit و در آینده B-21 Raider را به‌عنوان گزینه‌هایی که می‌توانند در این آماده‌سازی نقش داشته باشند، مطرح می‌کند. به‌نظر او ایالات متحده توانایی ایجاد «چند لحظه فرصت» را دارد و اگر چنین فرصتی ایجاد شود، نیروی مشترک می‌تواند از آن استفاده کند. اما او تأکید می‌کند که آمریکا نباید و اساساً نمی‌خواهد با چین رودررو و مستقیم وارد نبرد شود.

B-21 Raider در پرواز آزمایشی
یک فروند B-21 Raider در پرواز آزمایشی.

دفاع از تانکرها

وقتی صحبت به حفاظت از تانکرها می‌رسد، Pananon می‌گوید بهترین درمان پیشگیری است؛ یعنی اصلاً آن‌ها را در معرض خطر قرار ندهیم. اما او اعتراف می‌کند که سیستم‌های دفاعی bolt-on یا سامانه‌های روی‌پرنده می‌توانند دست‌کم شانس بقا را بالا ببرند.

او معتقد است KC-46 Pegasus برای این کار گزینه بهتری از KC-135 است، چون معماری آویونیکی پیشرفته‌تری دارد. اما مشکل اصلی مقیاس است: KC-46 هنوز به تعداد کافی وجود ندارد و KC-135ها هم قدیمی‌اند و افزودن فناوری‌های جدید به آن‌ها دشوارتر است.

تانکرهای KC-46 Pegasus
تانکرهای KC-46 Pegasus نیروی هوایی آمریکا.

ایده‌های دفاعی: EW pod، CCA و interceptor

درباره ایده‌های مختلف از pod جنگ الکترونیک تا CCA و حتی موشک‌های کوچک رهگیر، Pananon می‌گوید هیچ‌چیز از دستور کار خارج نیست. اما بلافاصله اضافه می‌کند که هر راه‌حل باید تأمین مالی شود و آموزش و یکپارچه‌سازی آن زمان می‌خواهد. نمی‌شود یک فناوری درخشان را فقط «پیچ کرد» و انتظار داشت همه‌چیز فوری کار کند.

او از منظر فرمانده پروازی هم می‌گوید اگر در گذشته چنین فناوری‌ای در دسترسش بود، ابتدا شگفت‌زده می‌شد و بعد می‌پرسید چگونه می‌تواند آن را یکپارچه کند و بهتر از آن استفاده کند. همین نگاه نشان می‌دهد که پذیرش فناوری در نیروی هوایی آسان است، اما تبدیل آن به توان عملیاتی واقعی، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است.

پاد ارتباطی زیر بال KC-135
یکی از پادهای Multipoint Refueling System زیر بال یک KC-135 گارد ملی یوتا دیده می‌شود.

اتصال و آگاهی وضعیتی

Pananon می‌گوید اتصال شبکه‌ای برای آگاهی وضعیتی حیاتی است و آگاهی وضعیتی هم به تصمیم‌گیری و عملیات کمک می‌کند. اما مسئله فقط اتصال داخلی نیروی هوایی نیست؛ این ارتباط باید با نیروی دریایی، تفنگداران دریایی، ارتش و حتی شرکای ائتلافی هم‌خوان باشد.

او تأکید می‌کند که راه‌حل ایده‌آل، مسیری است که از shooter تا مرکز تصمیم‌گیری را به هم وصل کند تا داده‌ها بتوانند چرخه OODA را سریع‌تر از دشمن ببندند. به باور او، این همان جایی است که فناوری واقعاً به برتری عملیاتی تبدیل می‌شود.

در پرسش پایانی، او توضیح می‌دهد که اگر یک گیرنده داده‌های خوبی از وضعیت تهدید، دوستان و دشمنان داشته باشد، و این داده‌ها پس از اتصال امن به تانکر منتقل شود، خدمه می‌توانند میدان نبرد را بهتر ببینند و امن‌تر عمل کنند. به‌زبان ساده، تانکر هم باید از یک «آسمان‌نما»ی دقیق بهره ببرد تا بداند کجا امن است و کجا نه.