در حالی که جهان نفس خود را برای سوت آغاز جام جهانی در ۱۱ ژوئن حبس کرده، بازی بسیار متفاوتی در آب‌های تنگه هرمز جریان دارد. برای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، زمین مسابقه فقط عرصه‌ای نیست که میلیاردها بیننده را جذب می‌کند؛ بلکه ساعت شنی سیاسی‌ای است که شن‌هایش با سرعت تمام پایین می‌ریزد. رئیس‌جمهور آمریکا، که تقریبا به اندازه کسری تجاری از نتیجه مساوی بیزار است، می‌خواهد کارزار علیه ایران را قاطعانه و خیلی زود به پایان برساند.

ترامپ توان تحمل یک جنگ باز در خلیج فارس را ندارد. چنین سناریویی می‌تواند قیمت نفت را تکان دهد، بازارها را بی‌ثبات کند و آمریکا را درست در لحظه‌ای که می‌کوشد قدرت و ثبات نشان دهد، به‌صورت ابرقدرتی تصویر کند که کنترل اوضاع را از دست داده است؛ حتی اگر مسیر رسیدن به این نقطه، مستلزم امتیازهایی باشد که از منظر آمریکایی ساده نیستند.

تاریخ نشان می‌دهد رویدادهای ورزشی فقط بازی نیستند. گاه قضاوت را تیره می‌کنند و تصمیم‌های دراماتیک را شتاب می‌دهند. برای نمونه، «جنگ فوتبال» میان السالوادور و هندوراس در سال ۱۹۶۹ نشان داد چگونه شکست در زمین مسابقه می‌تواند رویارویی نظامی را شعله‌ور کند. المپیک مسکو در سال ۱۹۸۰ نیز اندکی پیش از گرفتار شدن اتحاد شوروی در افغانستان، به حس اعتمادبه‌نفس بیش از حد در مسکو دامن زد. ترامپ جام جهانی‌ای می‌خواهد که صدای پس‌زمینه نفتکش‌های در حال سوختن و جهش قیمت انرژی نداشته باشد.

تهران، در مقابل، شرط بسته است که میل آمریکا به ثبات به آن اجازه می‌دهد امتیازی به دست آورد؛ حتی اگر این امتیاز در موقعیت «آفساید» باشد.

ترامپ و مجتبی خامنه‌ای
ترامپ و مجتبی خامنه‌ای. عکس: رویترز، AFP

معمای ایران

رژیم تهران بر سر دو راهی ایستاده است. خودداری از دادن امتیاز می‌تواند به واکنش تند آمریکا منجر شود؛ حتی شاید در قالب عملیات «یک ضربه و تمام»، یعنی حمله جراحی‌شده گسترده به زیرساخت‌های انرژی، در حالی که محاصره دریایی حفظ می‌شود.

در چنین سناریویی، آسیب به نیروگاه‌ها، چاه‌های نفت و تأسیسات آب‌شیرین‌کن می‌تواند خیلی زود اقتصاد ایران را متزلزل کند. سامانه‌های دولتی زیر فشار می‌روند، وفاداری‌ها ترک برمی‌دارند و مردمی که زیر حکومتی زندگی می‌کنند که تا حد زیادی بر ترس بنا شده، می‌توانند شروع به به چالش کشیدن پایه‌های آن کنند. فروپاشی شدید اقتصادی می‌تواند موجی از ریزش‌ها را به راه بیندازد و حتی راه را برای کودتای نظامی باز کند.

در سوی دیگر، امکان یک توافق قرار دارد؛ نوعی نسخه ارتقایافته از برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ با دوره‌ای طولانی‌تر. اما در اینجا نیز بدبینی عمیق باقی است. نگرانی این است که ایران در پشت پرده به پیشبرد برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد و همزمان از کاهش تحریم‌ها بهره‌برداری کند.

هدف راهبردی آن، بر اساس این نگاه، رسیدن به مصونیت هسته‌ای به سبک پاکستان یا کره شمالی است؛ وضعیتی که در آن صرف داشتن جنگ‌افزار هسته‌ای هر حمله خارجی را بازمی‌دارد.

پرچم ایران نزدیک ساختمانی فروریخته در میدان فردوسی تهران
پرچم ایران نزدیک ساختمانی فروریخته در حوالی میدان فردوسی، پس از حمله هوایی در مرکز تهران. عکس: EPA

«حالت کربلا»

پیچیدگی ماجرا با ماهیت درونی رهبری ایران بیشتر می‌شود. این رهبری یک تک‌سنگ یکپارچه نیست، بلکه سامانه‌ای تقسیم‌شده است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آن نقشی مرکزی دارد. این عناصر گاه از جهان‌بینی عمیق ایدئولوژیکی‌ای عمل می‌کنند که از نبرد کربلا در قرن هفتم الهام گرفته است؛ نمادی از فداکاری کامل حتی در برابر احتمالات ناممکن.

در چنین واقعیتی، مرگ لزوما شکست نیست، بلکه یک ارزش است. این جهان‌بینی مذاکره را با معیارهای غربی هزینه و فایده دشوار می‌کند. در حالی که در غرب موضوع به‌صورت محاسبه‌ای سرد دیده می‌شود، برای بخش‌هایی از رهبری در تهران، این موضوع ابزار چانه‌زنی‌ای نیز هست که بر آمادگی برای فداکاری افراطی تکیه دارد.

با این حال، اگر ایران بتواند به توافقی برسد که حتی به‌طور جزئی به لغو تحریم‌ها منجر شود، می‌تواند دستاورد راهبردی مهمی به دست آورد. ورود میلیاردها دلار به اقتصاد داخلی به رژیم اکسیژن حیاتی می‌دهد، سامانه داخلی را تثبیت می‌کند و بازگشت تدریجی به اهداف بلندمدت آن را امکان‌پذیر می‌سازد.

موشک‌های ایرانی
موشک‌های ایرانی. عکس: رویترز

فرصت و ریسک

وضعیت کنونی پنجره فرصتی کم‌سابقه ایجاد کرده است: رژیمی ایرانی که زیر فشار سنگین اقتصادی قرار دارد، در برابر رئیس‌جمهور آمریکایی‌ای که دستاوردی دیپلماتیک و سریع می‌خواهد. اما هر تصمیم، چه حمله باشد و چه توافق، ریسک‌های جدی به همراه دارد.

امتیازی که بیش از حد سریع داده شود، می‌تواند به‌منزله انداختن طناب نجات برای رژیم دیده شود؛ در حالی که تشدید تنش می‌تواند رویارویی منطقه‌ای گسترده‌تری را شعله‌ور کند. میان زمین جام جهانی و تنگه هرمز، ساعت در حال تیک‌تاک است و لحظه تصمیم نزدیک می‌شود.