شرکت National Steel and Shipbuilding Company یا NASSCO، یکی از زیرمجموعههای General Dynamics، مجموعهای از تغییرات مهم را برای پایگاههای دریایی Expeditionary Sea Base یا ESB نیروی دریایی آمریکا پیشنهاد کرده است؛ کلاسی از کشتیهای بسیار انعطافپذیر که بر پایه یک نفتکش تغییرشکلیافته ساخته شده و برای استقرار پیشدستانه انواع نیروها به کار میرود. این بهبودهای پیشنهادی با هدف پاسخدادن به نیازهای در حال تحول نیروی دریایی آمریکا طراحی شدهاند و از جمله مهمترین آنها میتوان به افزودن یک محفظه ویژه پهپادهای زیردریایی (UUV) اشاره کرد.
همانطور که نخستین بار Naval News در گزارشی که بهتنهایی هم ارزش خواندن دارد منتشر کرد، NASSCO در ابتدا این اصلاحات را در Sea Air Space Symposium 2022 معرفی کرده بود. با این حال، این شرکت امسال نیز آنها را در Surface Navy Association National Symposium دوباره برجسته کرد؛ رویدادی که Naval News در آن حضور داشت و مستقیماً با NASSCO درباره این تحولات گفتوگو کرد. علاوه بر معرفی این سامانه تازه پرتاب و بازیابی UUV (LARS)، این شرکت همچنین یک عرشه پروازی عقبی برای پشتیبانی اختصاصی از عملیات پهپادهای هوایی (UAV) و نیز قابلیتی مستقل برای پذیرش F-35B در برخی سناریوها را پیشنهاد داده است.
ناوگان عملیاتی کلاس Lewis B. Puller در حال حاضر از چهار کشتی تشکیل شده است: USS Lewis B. Puller (ESB 3)، USS Hershel “Woody” Williams (ESB 4)، USNS Miguel Keith (ESB 5) و USS John L. Canley (ESB 6). این خانواده در نهایت به شش فروند خواهد رسید؛ چرا که NASSCO در اوت گذشته قرارداد ساخت ESB 8 را که هنوز نامگذاری نشده دریافت کرد و دو ماه بعد نیز کیل آنچه قرار است USS Robert E. Simanek (ESB 7) شود را بر زمین گذاشت.
پشتیبانی از نیروهای عملیات ویژه (SOF) و نیز مأموریتهای Airborne Mine Counter Measures (AMCM) از جمله مأموریتهای اصلیای هستند که این کشتیها برای آنها بهینه شدهاند. کل این کلاس بر پایه نفتکش عظیم کلاس Alaska بنا شده است؛ طرحی تجاری که NASSCO باور دارد نقشی کلیدی در ممکنساختن این ارتقاهای بالقوه برای پاسخدادن بهتر به نیازهای نیروی دریایی ایفا میکند. این کشتیها حجم داخلی، سطح عرشه و ظرفیت رشد فوقالعادهای دارند و در مقایسه با کشتیهای جنگیای که از صفر برای مأموریت رزمی طراحی میشوند، بهطور چشمگیری ارزانتر هستند. هزینه هر فروند از آنها تقریباً در همان حد یک فروند Littoral Combat Ship یا چیزی حدود ۵۰۰ میلیون دلار است.
جیم استراک، مشاور مستقلی که با NASSCO روی پروژه ESB کار میکند، به Naval News گفته هنگام مفهومپردازی این تغییرات، شرکت هم نیازهای موجود نیروی دریایی و هم نیازهایی را که در حال ظهور هستند در نظر گرفته است. او گفته بود NASSCO برای شکلدادن به این بهبودها به Expeditionary Advanced Base Operations، Distributed Maritime Operations و Littoral Operations in a Contested Environment توجه کرده است؛ هرچند جزئیات بیشتر این پسزمینه را میتوان در گزارش اصلی مطالعه کرد.
در وضعیت فعلی، ESBهای نیروی دریایی حول چهار قابلیت اصلی طراحی شدهاند که این نیرو آنها را امکانات هوانوردی، اسکان نیرو، پشتیبانی برای آمادهسازی و انبارش تجهیزات، و داراییهای فرماندهی و کنترل تعریف میکند. این کشتیهای عظیم، که دارای عرشه پروازی چهارنقطهای، mission deck و hangar هستند، حدود ۷۸۵ فوت طول، حدود ۱۶۴ فوت عرض و در حالت بارگیری کامل حدود ۹۰ هزار تُن جابهجایی دارند.
هرچند ناوگان ESB از پیش هم برای پشتیبانی محدود از UUVهای کوچکتر، UAVها و شناورهای سطحی بیسرنشین (USV) به کار میرود، اصلاحات بالقوه تازه NASSCO میتواند این قابلیتهای موجود را بهطور معناداری گسترش دهد. برای نمونه، بهنظر میرسد محفظه UUV جدید بهویژه برای پرتاب و بازیابی گونههای بزرگتر، مانند زیردریایی بدونسرنشین Orca ساخت بوئینگ، طراحی شده باشد. استراک نیز به Naval News گفته بود شرکت نام این سامانه را Rotary UUV Launch And Recovery System یا RULARS گذاشته است.
حل مسئله پرتاب، بازیابی و استقرار پیشدستانه UUVهای بزرگتر، از زمانی که سرعت استفاده از فناوریهای بیسرنشین در دریا افزایش گرفته، یکی از چالشهای مهم نیروی دریایی بوده است. برای پاسخ به این نیاز، رندر مفهومی NASSCO از RULARS نشان میدهد که این سامانه در عمق بدنه ESB نصب میشود و از یک سامانه استوانهای چرخان بهره میبرد تا بازیابی و پرتاب این شناورها را با کارآمدی بیشتری انجام دهد.
RULARS در اصل همان نقشی را ایفا میکند که moon pool سنتیتر بر عهده دارد؛ مشابه همان سامانهای که بهشکلی مشهور در کشتی Glomar Explorer استفاده شد و امکان پرتاب و بازیابی تجهیزات از طریق دهانهای در کف بدنه کشتی را فراهم میکرد. با این حال، این روش برای کشتیها در دریا، بهویژه هنگام فعالیت در آبهای متلاطم، دغدغههای پایداری به همراه دارد.
بهنظر میرسد RULARS برای کاهش همین چالشها طراحی شده باشد؛ زیرا یک سامانه بستهتر و کنترلشدهتر برای استقرار UUVها ایجاد میکند، در حالی که همچنان moon pool را حفظ میکند. همانطور که رندر نشان میدهد، یک UUV در استوانه چرخانی که درون moon pool غوطهور است بارگذاری میشود، استوانه در حالت بسته میچرخد و UUV را در وضعیت عمودی نگه میدارد، سپس سامانه RULARS آن را در آب رها میکند و همین فرایند بهصورت معکوس برای بازیابی انجام میشود.
استفاده از یک پرتابگر چرخان نصبشده در بدنه، یا حتی همان moon pool سنتی، مزیت دیگری هم دارد: اینکه امکان پرتاب و بازیابی پنهانی UUVهای حساس از نظر شناسایی بصری را دور از چشم ناظران کنجکاو فراهم میکند.
معماری موجود فرماندهی و کنترل در کلاس Lewis B. Puller نیز باعث میشود این ناوگان از هماکنون جایگاه مناسبی برای گسترش عملیات بیسرنشین داشته باشد. استراک به Naval News گفته ESBها «تقریباً ۴۰ صندلی برای برنامهریزان عملیاتی» دارند و از آنجا که فرماندهی و کنترل یکی از چهار قابلیت محوریای است که نیروی دریایی میخواهد ESBها ارائه دهند، دشوار نیست تصور کنیم که امکانات فعلی این ناوگان در نهایت برای نظارت بر فعالیتهای بیسرنشین نیز به کار گرفته شود.
بخش دیگری از چشمانداز NASSCO برای تبدیل این ESBها به «مادرکشتی» پهپادها، اصلاح پیشنهادی عرشه پروازی عقبی است که مخصوص UAVها طراحی شده است. برت هرشمن، مدیر توسعه کسبوکار General Dynamics، در یک گفتوگوی ویدیویی با Naval News که در Sea Air Space 2022 ضبط شد، توضیح داد این عرشه پروازی عقبی به ESBها اجازه میدهد مأموریت اصلی خود را روی عرشه پروازی اصلیشان، که سومین عرشه بزرگ نیروی دریایی است، انجام دهند و همزمان فضای اختصاصی مستقلی برای عملیات بدون وقفه UAVها در اختیار داشته باشند.
USS Lewis B. Puller میتواند بهطور ویژه از این ارتقاها بهرهمند شود، زیرا این ESB در حال حاضر بهصورت پیشاستقرار در حوزه عملیات ناوگان پنجم آمریکا در خاورمیانه و شرق آفریقا حضور دارد. نیروی دریایی در این برهه، بیش از هر منطقه دیگری، بر استفاده از سامانههای بیسرنشین برای حفظ دیدهبانی و ارتقای توان عملیاتی در این پهنه پرتنش تمرکز کرده است. این نیرو در همین منطقه، یگان نوآوری سامانههای بیسرنشین و هوش مصنوعی خود یعنی Task Force 59 را برای اجرای آزمایشهای پیشرو با مجموعهای بسیار متنوع و در حال تحول از سامانههای بیسرنشین راهاندازی کرده است. بنابراین یک ESB اصلاحشده برای عملیات گستردهتر بهعنوان «مادرکشتی» بیسرنشین میتواند هم برای قابلیتهای عملیاتی جدید و هم برای نمونههای آزمایشی، گزینهای بسیار مناسب باشد.
منطقیترین نامزدها برای دریافت بخشی از این اصلاحات، احتمالاً ESBهای ۷ و ۸ خواهند بود که هنوز در دست ساخت هستند. با توجه به اینکه تکمیل ESB 7 تا حدود سال ۲۰۲۷ پیشبینی نشده و ESB 8 نیز تا زمان گذاشتن کیل تقریباً یک صفحه سفید محسوب میشود، هم نیروی دریایی و هم NASSCO فرصت خواهند داشت با یکدیگر تصمیم بگیرند که این کشتیها چگونه میتوانند از اصلاحات پیشنهادی برای انطباق بهتر با چارچوب بیسرنشین نیروی دریایی استفاده کنند. این شناورها همچنین از ابتدا طوری ساخته شدهاند که تغییرپذیری بالایی داشته باشند، بنابراین برخی از ویژگیهای پیشنهادی میتوانند با گذشت زمان روی ناوگان موجود هم نصب شوند. به گفته هرشمن، این گفتوگوها همچنان ادامه دارند.
با این حال، ظرفیت بالقوه این ESBها برای حمل F-35B در قالب این الحاقات پیشنهادی، در گفتوگوی هرشمن در Sea Air Space 2022 چندان مورد بحث قرار نگرفت و بهنظر میرسد از مفهوم «مادرکشتی پهپاد» پیچیدهتر باشد. در حال حاضر، هرگونه اصلاح احتمالی عرشه پروازی ESB برای پذیرش F-35B بیشتر برای تسهیل انتقال این جنگندهها در مسافتهای طولانی در نظر گرفته شده، نه انجام پروازهای رزمی منظم؛ هرچند در شرایط خاص، گزینه دوم نیز میتواند ممکن باشد.
استراک در گفتوگو با Naval News صریح بود و گفت ESBها برای بهکارگیری عملیاتی F-35 طراحی نشدهاند، بلکه این تغییرات در نهایت میتواند امکان انتقال بدنههای F-35 را به صحنه نبرد فراهم کند. این بهمعناست که ESBها شاید بتوانند با تغییراتی در عرشه پروازی، این جنگندهها را به کشتیهای آبیخاکی یا ناوهای هواپیمابر تحویل دهند.
با این همه، میتوان تصور کرد F-35Bهایی با پیکربندی سبک، مثلاً برای مأموریتهای ضدهوایی، از روی چنین ESBیی برخیزند، بلافاصله از یک MV-22 مستقر روی همان کشتی سوخت بگیرند و سپس مأموریت خود را ادامه دهند و مثلاً در محل دیگری فرود بیایند. حتی اگر فقط همین MV-22های قادر به سوخترسانی به F-35B روی ESB حضور داشته باشند، این موضوع میتواند برای عملیات در صحنهای گسترده مانند اقیانوس آرام نیز ارزش عملیاتی بالایی داشته باشد.
آنچه این اصلاحات برجسته میکنند این است که ESBها در اصل نوعی «املاک نسبتاً ارزان» برای نیروی دریایی هستند که میتوان آنها را در هر جای جهان پارک کرد و برای طیف گستردهای از مأموریتها تطبیق داد. تردیدی نیست که بهرهگیری از ظرفیت واقعی آنها هنوز در آغاز راه است و تبدیلشدنشان به مادرکشتی سامانههای بیسرنشین هم منطقی بهنظر میرسد و هم با تغییر تاکتیکها بر پایه این قابلیتهای نوظهور کاملاً همخوان است.
در هر صورت، توان ناوگان ESB برای حفظ یک حضور پایدار در هرجایی که نیروی دریایی به آن نیاز دارد، نشاندهنده ارزش و اهمیت این کلاس در دورانی است که تهدیدها در مناطق بیثبات رو به افزایشاند. با این نگاه، سپردن یک مأموریت بزرگتر در حوزه پشتیبانی بیسرنشین به آنها تقریباً اجتنابناپذیر بهنظر میرسد.
یادداشت نویسنده: این مقاله بعداً اصلاح شده تا روشنتر به اطلاعاتی ارجاع دهد که از گزارش اولیه Naval News درباره اصلاحات پیشنهادی گردآوری شده بودند.