بارگذاری نخستین سوخت در ساختمان راکتور نیروگاه بوشهر
نخستین سوخت در سال ۲۰۱۰ وارد ساختمان راکتور نیروگاه هسته‌ای بوشهر شد؛ نیروگاهی که روسیه در ایران ساخت. ۲۱۰ تن سوخت مصرف‌شده در استخر ذخیره بوشهر بیش از ۲٬۰۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم دارد؛ مقداری که برای ساخت بیش از ۲۰۰ سلاح هسته‌ای کافی است. اعتبار عکس: خبرگزاری فارس.

دو روز پس از آن‌که معاون رئیس‌جمهور، JD Vance، در پاکستان کوشید تهران را وادار کند از برنامه هسته‌ای خود دست بکشد، ایران پیشنهاد داد فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم خود را برای پنج سال تعلیق کند. ونس ۲۰ سال خواست. ایرانی‌ها نه گفتند. ونس رفت.

اکنون رئیس‌جمهور Donald Trump می‌گوید چیزی کمتر از یک ممنوعیت دائمی پذیرفتنی نیست. این هدف برای ایالات متحده بی‌تردید مطلوب است. اما حتی اگر رئیس‌جمهور به چنین ممنوعیتی برسد، یک رخنه بزرگ تسلیحات هسته‌ای باقی می‌ماند: ایران همچنان می‌تواند از پلوتونیومی که در نیروگاه هسته‌ای بوشهر قرار دارد، تعداد قابل توجهی بمب بسازد.

دولت ترامپ هر توافق نهایی‌ای که با ایران به دست بیاورد، باید این گزینه را حذف کند. ایالات متحده باید افزایش بازرسی‌ها و خروج منظم سوخت مصرف‌شده از بوشهر را مطالبه کند.

بیش از ۲۰۰ بمب پلوتونیومی. شرکت دولتی هسته‌ای روسیه، Rosatom، بوشهر را ساخت و ۱۵ سال به بهره‌برداری از آن کمک کرده است. Alexey Likhachev، مدیرکل روس‌اتم، می‌گوید اکنون ۲۱۰ تن سوخت هسته‌ای مصرف‌شده در بوشهر ذخیره شده است. سامانه اطلاعات راکتورهای قدرت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) نشان می‌دهد بوشهر در مجموع ۷٬۸۵۱٬۷۵۰ مگاوات‌روز توان حرارتی (MWd-thermal) تولید کرده است. با استفاده از نرخ میانگین تولید پلوتونیوم، یعنی ۰٫۲۵ گرم پلوتونیوم به ازای هر مگاوات‌روز حرارتی ، این نیروگاه ۲٬۰۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم تولید کرده است.

با این حال، نخستین محموله سوخت اورانیوم که وارد بوشهر شد به اندازه محموله‌های بعدی غنی‌سازی نشده بود و خیلی زودتر از راکتور خارج شد. در نتیجه، پلوتونیوم بیشتری تولید کرد: ۰٫۴ گرم پلوتونیوم به ازای هر مگاوات‌روز حرارتی. همچنین پلوتونیومی تولید کرد که درصد بالاتری از پلوتونیوم-۲۳۹ داشت؛ ایزوتوپی که برای ساخت کارآمدترین بمب‌های پلوتونیومی مطلوب است. وزارت انرژی آمریکا در دهه ۱۹۹۰ نتیجه گرفت که همه پلوتونیوم‌های راکتوری برای سلاح قابل استفاده‌اند.

با احتساب پلوتونیوم حاصل از این بارگذاری اولیه سوخت، ایران احتمالاً حدود ۲٬۱۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم قابل استفاده در سلاح دارد. اگر فرض کنیم تهران برای هر بمب به ۱۰ کیلوگرم از این پلوتونیوم نیاز داشته باشد (گرچه یک طراحی پیشرفته سلاح به مقدار بسیار کمتری نیاز دارد)، این میزان برای ساخت بیش از ۲۰۰ بمب کافی است؛ یعنی بیش از دو برابر تعداد سلاح‌های هسته‌ای‌ای که کارشناسان باور دارند اسرائیل در اختیار دارد .

ایران شیمی لازم را دارد. چرا هیچ‌کس درباره پلوتونیوم ایران در بوشهر صحبت نمی‌کند؟ دشواری فنی و زمان لازم برای تبدیل هگزافلوراید اورانیوم به هسته قابل نصب در بمب، چندان با آنچه برای ساخت هسته بمب از پلوتونیوم لازم است تفاوت ندارد.

برای ساخت هسته بمب اورانیومی، باید هگزافلوراید را به اکسید، سپس به فلز تبدیل کرد، آن را ریخته‌گری کرد و ماشین‌کاری انجام داد. برای ساخت هسته بمب پلوتونیومی نیز همین روند لازم است. تفاوت کلیدی این است که پلوتونیوم در آغاز در میله‌های سوخت مصرف‌شده و همراه با مواد پرتوزای دیگر قرار دارد. برای دسترسی به پلوتونیوم، باید میله‌های سوخت با روکش زیرکونیوم را برید و سپس پلوتونیوم را با روش شیمیایی جدا کرد. ایران این شیمی را ۳۰ سال پیش با جعبه‌های دستکش‌دار در مرکز تحقیقات هسته‌ای تهران فرا گرفته بود و می‌تواند این فرایند را دوباره با هزینه کم و سرعت بالا گسترش دهد.

در سال ۱۹۷۷، اداره حسابرسی عمومی آمریکا، که بعداً به Government Accountability Office تغییر نام داد، بررسی کرد که چنین تأسیساتی چگونه می‌تواند در انباری نسبتاً کوچک، به طول ۱۳۰ فوت (۳۹٫۶ متر)، عرض ۶۰ فوت (۱۸٫۳ متر) و ارتفاع ۳۰ فوت (۹٫۱ متر)، ساخته شود. طرح بررسی‌شده حداکثر شش ماه زمان ساخت می‌خواست و به فناوری‌ای پیچیده‌تر از فناوری لازم برای تولید لبنیات یا بتن‌ریزی نیاز نداشت. پس از ساخت، این تأسیسات می‌توانست پس از تنها ۱۰ روز عملیات، پلوتونیوم کافی برای یک بمب را جدا کند. بعد از آن، کارخانه می‌توانست هر روز پلوتونیوم کافی برای یک بمب دیگر جدا کند.

پس از آن‌که همه تأسیسات یادشده فراهم باشند، جدول زمانی ساخت هسته بمب اورانیومی یا پلوتونیومی اساساً یکسان است: دو تا سه هفته. نمی‌دانیم ایران همه این تأسیسات را دارد یا نه، اما این عدم‌قطعیت‌ها در ساخت بمب اورانیومی و پلوتونیومی یکسان‌اند.

رسیدگی به مشکل پلوتونیوم ایران. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باور دارد مقدار قابل توجهی از اورانیوم با بالاترین سطح غنای ایران زیر آوار تأسیساتی گیر افتاده که در حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیده‌اند. اما تقریباً همه پلوتونیوم ایران روی زمین و در استخر ذخیره سوخت مصرف‌شده بوشهر، در دسترس است. این پلوتونیوم می‌تواند دست‌کم یک مرتبه بزرگی بیش از اورانیوم موجود ایران بمب بسازد.

در حالی که رئیس‌جمهور ترامپ برای ازسرگیری مذاکرات با ایران فشار می‌آورد، مذاکره‌کنندگان آمریکایی باید برای کاهش خطرهای اشاعه ناشی از انحراف نظامی این پلوتونیوم چهار مطالبه حداقلی مطرح کنند:

نخست، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید ملزم شود در بوشهر پایش تقریباً هم‌زمان برقرار کند. > اکنون دوربین‌های آژانس ۹۰ روز کار می‌کنند تا بازرسان بتوانند به تصاویر دسترسی پیدا کنند. سه ماه زمان برای منحرف کردن سوخت مصرف‌شده و تبدیل آن به بمب پلوتونیومی کافی است. آخرین باری که بازرسان آژانس در بوشهر بودند هشت ماه پیش بود. برای حذف چنین شکاف‌های بازرسی، باید دوربین‌های پایش تقریباً هم‌زمان نصب شوند تا تصاویر را هر پنج یا ۱۰ دقیقه به‌صورت امن به وین یا مکانی امن دیگر بفرستند. اگر در نیروگاه خاموشی رخ دهد یا دید دوربین به هر شکل مسدود شود، آژانس فوراً خواهد دانست و می‌تواند بازرسان را به محل بفرستد.

ایالات متحده هنگام مذاکره بر سر برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) با ایران در سال ۲۰۱۵، مطالبه پایش تقریباً هم‌زمان بوشهر را مطرح نکرد . آژانس پس از توافق به دنبال چنین نظارتی رفت. ایران گفت نه. این بار، ایالات متحده باید بر چنین نظارتی اصرار کند. این کار نه تنها مانع بدرفتاری ایران می‌شود و نگرانی آمریکا و بقیه جهان را کاهش می‌دهد، بلکه الگویی برای منطقه و فراتر از آن می‌سازد. پایش تقریباً هم‌زمان باید برای همه راکتورهای بزرگ تحت پادمان آژانس الزامی باشد.

دوم، ایالات متحده باید بر خروج منظم سوخت مصرف‌شده از بوشهر اصرار کند. > روسیه در سال ۲۰۰۵ پذیرفت سوخت بوشهر را تأمین کند و وعده داد سوخت مصرف‌شده را بازپس بگیرد. اما هرگز چنین نکرد. اکنون سوخت مصرف‌شده انباشته شده است. راه‌حل این است که عربستان سعودی یا یکی دیگر از اعضای شورای همکاری خلیج فارس مسئولیت، از جمله هزینه ارسال منظم این مواد به روسیه، را بر عهده بگیرد. پس از آن‌که سوخت مصرف‌شده ۳۶ ماه خنک شد، باید از ایران خارج شود. خروج سوخت مصرف‌شده از بوشهر برای راکتورهای خارج از ایران نیز سابقه مفیدی می‌سازد. زمانی که آژانس تازه تأسیس شده بود، ایالات متحده پیشنهاد کرد این نهاد سوخت مصرف‌شده را بازپس بگیرد. این ایده ارزش بازنگری دارد.

سوم، ایران باید ساخت راکتور دوم خود در بوشهر را متوقف کند. این تعلیق ساخت باید تا پایان دوره توقف غنی‌سازی مورد مذاکره ادامه یابد؛ چه پنج سال باشد، چه ۱۰ سال، ۲۰ سال یا بیشتر. پس از آن‌که نخستین راکتور بوشهر تقریباً تکمیل شد، تحلیلگران دریافتند ایران از همین پروژه هسته‌ای صلح‌آمیز و «تحت پادمان» به عنوان پوشش تدارکاتی استفاده کرده بود تا بخش زیادی از فناوری لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای را به‌طور پنهانی به دست آورد. ایالات متحده نباید اجازه دهد چنین اتفاقی دوباره رخ دهد.

سرانجام، برای بستن راه دور زدن توافق، ایران باید از تولید اکسیدها یا شکل‌های فلزی پلوتونیوم و اورانیوم، و نیز از بازفرآوری هر نوع سوخت مصرف‌شده، صرف‌نظر کند. > ایالات متحده همچنین باید بازرسی‌های بدون اطلاع قبلی را برای راستی‌آزمایی پایبندی مطالبه کند. راستی‌آزمایی دشوار خواهد بود، اما بدون چنین ممنوعیتی عملاً ناممکن می‌شود. دست‌کم، این شرط به بازداشتن ایران از تسلیحاتی‌سازی بیشتر کمک می‌کند.

در واشینگتن گفته می‌شود هر بحران فرصتی برای سیاست‌گذاری عاقلانه‌تر فراهم می‌کند. دولت ترامپ اکنون در میانه چنین بحرانی است. اقدام‌های حداقلی بالا همان چیزی است که اکنون لازم است.