«واقعیتی که انکار شود، بازمیگردد تا تعقیبت کند.»
فیلیپ کی. دیک، Flow My Tears, the Policeman Said
این کتاب داستان تلاش جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به سلاح هستهای است؛ تلاشی که بسیاری هنوز میکوشند متوقفش کنند. سرانجام این روایت هنوز شکل نهایی خود را نیافته، با آنکه ایران بیش از سه دهه است که به دنبال سلاح هستهای بوده است. ناکامی ایران در این مسیر نه از بیکفایتی بوده و نه از کمبود اراده. آنچه هدفش را به عقب رانده، فشار کشورها و نهادهای بینالمللیای بوده که مصمم بودهاند از دستیابی ایران به این سلاحها جلوگیری کنند؛ گاهی با دیپلماسی و تحمیل شفافیت، گاهی با جاسوسی، و گاهی با خشونت.
با این حال، ایران همچنان مصمم باقی مانده و ظاهراً نه ضربالاجلها آن را عقب راندهاند و نه تأخیرها برایش نگرانی تعیینکنندهای ساختهاند. ایران در حال بهکارگیری نوعی «صبر راهبردی» است؛ در نبردی که زمان غالباً به سود جمهوری اسلامی کار میکند.
ایران همواره منکر آن بوده که اصلاً برنامهای برای سلاح هستهای داشته است و اغلب به فتوای شفاهی رهبر جمهوری اسلامی استناد کرده که بر اساس آن، اسلام شیعه داشتن سلاح هستهای را برای یک کشور ممنوع میداند. با این حال، همین رهبر در جای دیگری گفته بود که معمر قذافی در لیبی با کنارگذاشتن برنامه هستهایاش مرتکب اشتباه شد. افراد نسبتاً کمی باور دارند که این منع، واقعی و نفوذناپذیر باشد؛ بهویژه از آنرو که همین ساختار مذهبی در برخی وضعیتهای مرگ و زندگی دروغ گفتن را مجاز میداند؛ وضعیتی که بهسادگی میتواند به چالشهای بنیادین امنیت ملی نیز تعمیم داده شود.
ما در مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی نزدیک به سی سال است که در پی آشکارکردن حقیقت درباره برنامه سلاح هستهای ایران بودهایم و این موضوع همچنان یکی از مأموریتهای محوری ماست. در آغاز نسبت به ادعاهای ظاهراً اغراقآمیز دولتهای غربی که میگفتند ایران به داشتن سلاح هستهای نزدیک شده است بدبین بودیم. اما با انباشتهشدن اطلاعات افشاگر، بهویژه در پانزده سال اخیر، آن تردید اولیه بهتدریج رنگ باخت.
امروز دیگر جای تردیدی نیست که ایران طی دههها بهشکل نظاممند تعهداتش ذیل پیمان عدم اشاعه هستهای (NPT) و توافقهای راستیآزمایی مرتبط را نقض کرده است. هرچند در مقاطعی محدودیتهای مهم و موقتی را پذیرفت، از جمله در برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) در سال ۲۰۱۵، یا برخی پنهانکاریهای خود را آشکار کرد، همانند سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ که سرانجام وجود برنامه مخفی غنیسازی اورانیوم با سانتریفیوژ گازی را پذیرفت، این امتیازها عموماً زیر فشار شدید داده شدند و در پسِ آنها ارادهای پایدار برای حفظ و پیشبرد قابلیتهای تسلیحاتی هستهای وجود داشت.
رهبران ایران قاطعانه از شفافبودن درباره فعالیتها و دستاوردهای هستهای خود سر باز زدهاند و نمیخواهند مأموریتشان را بهخاطر کنترل تسلیحات یا اصل بینالمللی شفافیت قربانی کنند؛ در حالی که بهخوبی میدانند اصول بنیادین NPT را نقض میکنند.
سرسختی و میزان دروغگویی ایران مشکلی ویژه برای جامعه بینالمللی و همچنین برای مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی و همکارانش در فهم تاریخچه برنامه سلاح هستهای ایران تا امروز، و نیز مسیرهای پیشبینیپذیر آن، ایجاد میکند. یکی از چالشهای اصلی، تعیین دقیق این است که چه چیزی دقیقاً برنامه سلاح هستهای ایران را تشکیل میدهد، هم در گذشته و هم در اکنون؛ چالشی که همچنان حتی بهترین نهادهای اطلاعاتی جهان و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) را، که بازرسان بینالمللیاش مأمور اطمینان از صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران هستند، سردرگم میکند. ایران کار خود را با یک برنامه سنتی سلاح هستهای آغاز کرد، برنامهای با هدف ساخت و بهکارگیری سلاح هستهای، تاریخی که در چند فصل نخست این کتاب ترسیم شده است. این برنامه در پانزده سال گذشته دگرگون شده است. امروز دیگر کافی نیست که فقط بپرسیم آیا ایران در حال ساخت سلاح هستهای یا اجزای آن هست یا نه. بلکه پرسش اساسی این است که اگر ایران تصمیم بگیرد بهسمت بمب حرکت کند، چگونه برای آن آماده شده است؟ چگونه چنین کاری را انجام خواهد داد، و تولید نخستین سلاح هستهای و سپس دومین سلاح هستهای چه مدت طول خواهد کشید؟ این پرسشها بهسادگی قابل تحلیل نیستند و یکی از محورهای اصلی فصلهای بعدی کتاب را تشکیل میدهند.
یافتن حقیقت (Finding the Truth)
در برابر پنهانکاری ایران، برای آشکارکردن حقیقت و ایجاد فشار بر ایران جهت پایبندی به تعهدات بینالمللیاش به تلاشهای فوقالعادهای نیاز بوده است. بسیاری از این اقدامات متقابل بازتاب این واقعیتاند که رژیم انقلابی ایران اساساً یک عملیات مجرمانه است و بالاترین سطوح رهبریاش در نقض NPT و مشارکت در عملیاتیکردن این نقضها از طریق دستیابی غیرقانونی به ابزارهای لازم از خارج برای ایجاد و تقویت قابلیتهای سلاح هستهای کشور نقش دارند. ایران بهطور منظم از درخواستهای بازرسان برای بازدید از سایتهای نظامی یا ارائه اطلاعات درباره فعالیتهای ادعایی مرتبط با سلاح هستهای خودداری میکند. اگر اجازه دسترسی هم داده شود، ایران غالباً میکوشد آن دسترسی را محدود کند و هر یافته منفی را بیاثر سازد و بهندرت بازرسان را صریح و همکاریجو میبیند. رژیم و عواملش بازرسان و منتقدان ایران را بدنام میکنند. بدون همکاری و دسترسی کافی از سوی ایران، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نمیتواند تضمین دهد که برنامه هستهای ایران صلحآمیز است، و این خود سوءظنها و نگرانیها را بیشتر میکند. در برابر مقاومت و قانونگریزی ایران بهطور کلی، چندین کشور نگران به عملیات جاسوسی روی آوردهاند تا پرده از رازداری ایران بردارند و تلاشهای تسلیحاتی هستهای آن را عقب بیندازند.
هرچند عملیاتهای محرمانه، برخی در مقیاسی واقعاً چشمگیر، اطلاعات گستردهای درباره تلاشهای پنهانی ایران برای سلاح هستهای آشکار کرده اند، مهمترین اقدام در اوایل ۲۰۱۸ رخ داد. موساد اسرائیل، سازمان اطلاعات ملیای که مأمور جمعآوری اطلاعات، تحلیل دادهها و اجرای عملیاتهای مخفی ویژه فراتر از مرزهای اسرائیل است، یورش محرمانهای را در دل شب به یک مجتمع انبار در محلهای از تهران انجام داد. این عملیات به یکی از موفقترین مصادرههای اطلاعات محرمانه یک کشور در کل عصر هستهای انجامید. هدف، چیزی بود که امروز به نام آرشیو اتمی یا هستهای ایران شناخته میشود. این آرشیو حجم عظیمی از دادهها را در خود داشت و بسیار فراتر از دانستههای پیشین درباره «طرح آماد»، یعنی نام رمز برنامه شتابزده سلاح هستهای ایران در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، اطلاعات آشکار میکرد.
تلاشهای امروز ایران در حوزه سلاح هستهای را بدون توصیف محتوای آرشیو هستهای نمیتوان فهمید. اسناد موجود، پایه و اساس تلاش جمهوری اسلامی برای ساخت پنج سلاح هستهای و ایجاد مجموعهای برای تولید سلاحهای هستهای قابل حمل با موشک در مقیاس تولید انبوه ذیل طرح آماد را آشکار میکنند. افشاگریها و محتوای آرشیو، بحث کنونی درباره برنامه سلاح هستهای ایران را بهطور بنیادین دگرگون کردهاند؛ برنامهای که دیگر نمیتوان آن را صرفاً مربوط به گذشته دانست، برنامهای که بهاحتمال زیاد امروز نیز ادامه دارد و باید بهصورت قابل راستیآزمایی پایان یابد.
اوشن یازده (Ocean’s Eleven)
در یک جلسه توجیهی در ژوئیه ۲۰۱۸ در تلآویو برای گروهی محدود از رسانههای آمریکایی، اعضای ارشد اطلاعاتی اسرائیل نخستینبار عملیات موساد برای ضبط آرشیو را به سبک فیلم Ocean’s Eleven توصیف کردند؛ فیلمی هالیوودی درباره نفوذ به یک گاوصندوق تقریباً نفوذناپذیر در یک کازینوی لاسوگاس و سرقت بیش از ۱۶۰ میلیون دلار. برای موساد، بهجای پول، هدف اسنادی بیقیمت بود.
انبار اسناد در یک ساختمان بینامونشان در منطقه شُرآبادِ جنوب تهران قرار داشت؛ محلی که پیشتر هیچ پیوندی با برنامههای هستهای یا نظامی ایران نداشت. افراد اندکی در تشکیلات هستهای یا نظامی ایران اصلاً از وجود آرشیو یا محل نگهداری آن خبر داشتند؛ نشانهای که موساد زودهنگام آن را دریافت و از اهمیت احتمالی محل نتیجه گرفت. همانطور که برای یک سایت مهم انتظار میرفت، نشانههای امنیتی آشکار تقریباً وجود نداشت و این مجموعه را کمتر به چشمها میآورد.
بنا به گفته مقامات ارشد اطلاعاتی اسرائیل، ایران محتوای آرشیو را پس از مذاکره برجام در ژوئیه ۲۰۱۵ گردآوری کرد. ایرانیها تصمیم گرفتند آرشیو را یکپارچه و سازماندهی کنند، همه چیز مربوط به طرح آماد را، از جمله اطلاعات پرسنلی، از مجموعهای از مکانها جمع کنند و همه را در نزدیکی انبار شُرآباد مستقر سازند. تا حدود فوریه ۲۰۱۶، آرشیو شکل گرفته بود؛ اندکی پس از «روز اجرا»ی رسمی برجام، و در تعارض با توافق هستهای.
انگیزه ایران برای گردآوری این آرشیو روشن نیست. شاید هدف این بود که شمار مکانهایی که اسناد مجرمانه را نگه میداشتند کمتر شود، با این محاسبه اشتباه که تجمیع، احتمال یافتن اسناد توسط بازرسان آژانس یا مأموران اطلاعاتی غرب را کاهش میدهد. اما ایران با کمکردن احتمال کشف از یک جهت، ناخواسته خطر امنیتی بسیار بدتری ایجاد کرد.
در مقطعی از اوایل ۲۰۱۷، اسرائیل فهمید که ایران در حال انتقال آرشیو به محل شُرآباد است. آشکارا ایرانیها تصمیم گرفته بودند برای دشوارتر کردن شناسایی، آرشیو را گاهبهگاه جابهجا کنند، بیآنکه بدانند مأموران اسرائیلی از پیش محل آن را زیر نظر داشتهاند. برای تسهیل جابهجایی، اسناد در گاوصندوقهایی داخل دو کانتینر حملونقل قرار گرفته بودند که هر کدام بر روی تریلر کفی نصب شده بود تا بتوان آنها را با اطلاع کوتاه جابهجا کرد. عکسهایی که مأموران اسرائیلی در شب یورش از شُرآباد ثبت کردند، کانتینرهای حملونقل را در کنار هم درون فضای بزرگی از انبار نشان میدهد؛ فضایی که یک درِ بیرونی بزرگ دارد.
برخلاف بسیاری از عملیاتهای جاسوسی، هدف موساد فقط مشاهده محل، ورود به ساختمان و عکاسی از محتوای مهم بدون جلب توجه نبود. به گفته یوسی کوهن، رئیس موساد، بیرون بردن اسناد فرصتی بود که نمیشد از دست داد، حتی با آگاهی از پیامدهای احتمالی گرفتارشدن. او در اوایل ۲۰۱۷ تصمیم گرفت عملیات ضبط اطلاعات و خروج آن از ایران را پیش ببرد.
او و همکارانش از مزایای خارجکردن اسناد بهخوبی آگاه بودند. میشد در یک شب، بسیار بیشتر از آنچه بتوان پنهانی عکسبرداری یا کپی کرد، خارج کرد. اسناد اصلی در نبرد دیپلماتیکِ ادامهدار برای اثبات گذشته و احتمالاً تداوم برنامه سلاح هستهای ایران بسیار مفیدتر بودند. در برابر اسناد واقعی، ایران بهمراتب سختتر میتوانست به آژانس بینالمللی انرژی اتمی و به جهان بگوید که آنها جعلیاند. همانطور که در ایران گفته میشود: «نمیتوان شتر را یواشکی سوار شد.»
دانستن محل و اهمیت آرشیو فقط آغاز عملیات بود. هرچند بیشتر جزئیات این عملیات اطلاعاتی محرمانه مانده است، برخی از آنها آشکار شدهاند.
بنا بر گفته یک مقام اطلاعاتی در جلسه تلآویو که واشنگتنپست نیز حضور داشت، موساد یک تیم عملیاتی برای بهدستآوردن آرشیو آماده کرد. این تیم به مهارتهای متعددی نیاز داشت و اسرائیل منابع گستردهای را به عملیات اختصاص داد. یک گزارش رسانهای میگفت که طی دو سال، میان زمانی که ایران اسناد را پس از اجرای برجام در سال ۲۰۱۶ در آرشیو گردآوری کرد و خود عملیات، «صدها نفر از همه شاخههای موساد در عملیات مشارکت داشتند.»
محل شُرآباد تحت مراقبت شدید قرار گرفت. موساد طرح کلی فضای داخل انبار را فراگرفت و از ماهیت ۳۲ گاوصندوق ایدهای به دست آورد. دریافت که آنها گاوصندوقهای سنگین و ضدحریقاند و بازکردنشان دشوار خواهد بود. در این مرحله، گمان برد که محتویات کلی گاوصندوقها چه بوده و کدام یک مهمترین اسناد را در خود دارند. مأموران عادتهای کارگران محل را زیر نظر گرفتند و رفتوآمد و برنامههایشان را دنبال کردند. دریافتند که محل بهصورت ۲۴ ساعته محافظت نمیشود، بلکه به سامانههای امنیتی مجهز است. به گزارش The New York Times، آنها عملکرد سامانه هشدار را بررسی کردند تا بعد از ورود اسرائیلیها، «ظاهراً فعال به نظر برسد، هرچند کسی را آگاه نکند.»
همانند Ocean’s 11، ممکن است موساد در اسرائیل مدلهایی از محل و گاوصندوقها ساخته باشد تا تیمی که نهایتاً وارد محل میشد، بتواند نفوذ را طراحی و تمرین کند. این مدلها احتمالاً نسخهای کاملاً دقیق نبودهاند. برای نمونه، برخی انتظار داشتند دو ردیف گاوصندوق پشت به پشت باشند؛ اما در عمل دو ردیف روبهروی هم قرار داشتند.
ارتباطات حیاتی بود. ارتباط امن با ستاد عملیات در اسرائیل در طول عملیات نقشی تعیینکننده داشت.
در ژانویه ۲۰۱۸، تیم ضبط در تهران گرد آمد و خود را برای عملیات آماده کرد. موساد تصمیم گرفت در شب ۳۱ ژانویه ۲۰۱۸، شبی سرد و صاف، وارد انبار شود. مأموران اسرائیلی، که شمارشان کمتر از دو دوجین بود، ساعت ۱۰:۳۰ شب به وقت محلی وارد محل شدند. تیم فقط شش ساعت و نیم فرصت داشت تا کار را تمام کند و خارج شود.
آنها از درهای انبار و کانتینرهای حملونقل عبور کردند و با چالش نفوذ به گاوصندوقها روبهرو شدند. گاوصندوقهای سنگین، هر کدام بیش از دو متر ارتفاع و با دری سنگین بر لولاهایی ظاهراً محکم، برای مقاومت در برابر نفوذ طراحی شده بودند. ابزارهای بازکردن درها ساده به نظر میرسیدند - مشعل حرارتی با دمای بالا، نوعی قیچی برش، و دستکش - اما روشهای گشودن آنها بسیار پیچیده و زمانبر بود. در آن شب فقط شش گاوصندوق باز شد؛ یعنی حدود ۲۰ درصد آنها.
تیم یک شگفتی خوشایند هم پیدا کرد: مجموعهای عمدتاً بدون برچسب از دیسکهای رایانهای. اما مأموران نمیدانستند چه کنند. آیا آنها را هم باید ببرند؟ از ستاد در تلآویو دستور خواستند و پاسخ این بود که همه را بردارند. این تصمیم، با وجود آشفتگی ظاهری دیسکها در گاوصندوقها، بعدها خوشاقبالانه از آب درآمد.
مأموران دقیقاً طبق برنامه، کمی پیش از ساعت ۵ صبح، محل را ترک کردند و به اندازه کافی فرصت داشتند تا پیش از بازگشت کارکنان در ساعت ۷ صبح، بگریزند. آنها محتاط بودند و بار را تقسیم کردند تا احتمال رسیدن دستکم بخشی از آن به اسرائیل را بالا ببرند.
بنا به گفته اسرائیلیها در جلسه توجیهی تابستانی برای رسانههای آمریکایی، مأموران تعقیب نشدند و هیچکس دستگیر نشد. تمام اطلاعات ضبطشده از مسیرهایی که تاکنون علنی نشدهاند به اسرائیل رسید.
وقتی کارکنان در ساعت ۷ صبح به محل رسیدند، بلافاصله نفوذ را کشف کردند و به مقامات اطلاع دادند و تعقیب و گریز گسترده اما بینتیجهای آغاز شد. ایرانیها فقط میتوانستند حدس بزنند چه کسی اسناد را برده است، و شاید حقیقت را تنها زمانی فهمیدند که نخستوزیر بنیامین نتانیاهو آرشیو هستهای ضبطشده را در کنفرانس خبری ۳۰ آوریل ۲۰۱۸ به جهان نشان داد.
ضبط آرشیو
تیم در آن صبح حدود نیم تُن مواد را با خود برد. در مجموع، عملیات بیش از ۵۵ هزار صفحه سند را از شش گاوصندوق ضبط کرد؛ بیشترشان تایپشده بودند، اما حدود ۱۰ درصد دستنویس بود. اسناد در بیش از ۱۰۰ زونکن سه نوعی قرار داشتند: مشکی، سبز و قرمز.
زونکنهای مشکی، که بیشترین تعداد را داشتند، اسناد فنی و مدیریتی طرح آماد را در خود جای داده بودند. پروندههای سبز، که تعدادشان کمی بیش از دوازده بود، اسنادی درباره زیرساختهای آماد داشتند. پروندههای قرمز، که کمشمارترین بودند، اسنادی درباره فریبهای ایران علیه آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در خود داشتند. اینها به «پروندههای فریب» معروف شدند.
۱۸۳ دیسک رایانهای بیش از ۵۰ هزار فایل در خود داشتند؛ معادل بیش از دو برابر تعداد کل صفحات چاپی. افزون بر این، فایلهای رایانهای تصاویر رنگی، نمودارها و ویدیوهای زیادی داشتند که ارزششان را چند برابر میکرد. شکل P.5 فهرست کوتاهی از فایلها را از چیزی نشان میدهد که بهنظر میرسد CD 1 نام دارد، با تاریخهای ۲۶ دسامبر ۲۰۰۳، ۲۲ ژانویه ۲۰۰۴ و ۲۶ ژانویه ۲۰۰۴؛ همگی در پایان طرح آماد.
وقتی اسناد رسیدند، دولت اسرائیل بنا بر گفته یک مقام ارشد اطلاعاتی بزرگترین تلاش ترجمه تاریخ خود را آغاز کرد. گاه ۲۰ نفر همزمان در یک اتاق اسناد را میخواندند و کارشناسان هستهای نزدیک با مترجمان کار میکردند. ترجمه صفحات دستنویس دشوارترین بخش بود و فقط حدود یکدهم مترجمان فارسیزبان میتوانستند آنها را با موفقیت بخوانند و ترجمه کنند.
نتایج خیلی زود آشکار شد. آرشیو جزئیاتی عظیم درباره طرح آماد ایران دربر داشت: دامنه آن، تأسیسات محرمانه، تجهیزات، پرسنل، محاسبات نظری، نتایج دهها آزمایش، گزارشهای پیشرفت، و صورتجلسات نشستهایی که با حضور افراد ارشد برگزار میشد. پروندهها شامل طرحها، نمودارها، نقشههای فنی و عکسهای فراوانی از فعالیتهای هستهای، پرسنل و تجهیزات بودند؛ همگی برای فهم طرح آماد ارزشی بسیار بالا داشتند. ویدیوها و ارائههای پاورپوینتی بسیار مرتب درباره پروژههای محرمانه آماد نیز وجود داشت. اسناد اواخر ۲۰۰۳ دگرگونی بعدی طرح آماد به یک تلاش پنهانکارانهتر را توصیف میکردند. پروندههای فریب نیز اطلاعات دقیق و مرحلهبهمرحلهای درباره تلاشهای ایران برای فریب آژانس طی چند سال، با اسنادی که تا حدود ۲۰۰۶ ادامه مییافت، در خود داشتند. آنها همچنین نشان میدهند که در برخی مواقع، ایران از پیش پرسشهای بازرسان و تأسیساتی را که میخواستند از آنها بازدید کنند، میدانست.
اسناد گمشده
از نظر تعداد گاوصندوقها، حدود ۲۰ درصد آرشیو برداشته شد. اما از نظر ارزش محتواییِ مواد ضبطشده، همین عدد ۲۰ درصد فقط بهصورت محدود چیزی را توضیح میدهد؛ یعنی اگر فرض کنیم هر گاوصندوق مقدار برابری از سند داشته است، تنها اندازه تقریبی اسناد کاغذی بهدستآمده توسط اسرائیل را نشان میدهد. اما تمرکز صرف بر مواد چاپی، محتوای غنی فایلهای رایانهای را نادیده میگیرد؛ فایلهایی که حتی با درنظرگرفتن تکراریها، بیش از دو برابر تعداد صفحات داخل زونکنها بودند.
در مجموع، مقامات ارشد اطلاعاتی اسرائیل معتقد بودند که اسناد کافی برای بهدستآوردن درک خوبی از دامنه برنامه تسلیحات هستهای آماد، و در بسیاری موارد، بینش عمیق درباره پروژههای آن، به دست آمده است. برای نمونه، آنها باور ندارند که سند دیگری را از دست داده باشند که روایتی کاملاً جداگانه و ناشناخته از مسیر ایران بهسوی بمب را توضیح دهد. این نتیجهگیری با وجود اسناد برنامهمحور در آرشیو تقویت میشود. با این همه، برخی جزئیات مفقود ماندهاند. همه پرسشها از این مواد پاسخ نمیگیرند و اطلاعات بیشتری لازم است.
پس از یورش، مقامات اسرائیلی اعلام کردند که تصور میکنند بخش باقیمانده آرشیو در سراسر ایران پراکنده شده و دیگر در یک محل نگهداری نمیشود.
این مصادره چقدر توان ایران برای ساخت سلاح هستهای را به عقب راند؟ این پرسش در میان افراد آشنا با محتوای آرشیو بارها مطرح شده، اما هرگز به نتیجه قطعی نرسیده است. اسناد مفقود، اگر یگانه بوده باشند، در هر تلاشی برای ساخت سلاح هستهای بسیار جایشان خالی میماند. در برخی موارد، بازسازی آن اسناد بسیار دشوار خواهد بود. با این حال، نمیتوان ثابت کرد که ایران همه اسناد را فقط در یک محل گذاشته بود؛ شاید آرشیوهای دیگری با نسخههای تکراری وجود داشته باشند. بنابراین پرسش همچنان بیپاسخ مانده است، هرچند ضبط آرشیو احتمالاً اثر دلسردکنندهای بر برنامههای در حال انجام گذاشت و قطعاً نگرانی درباره نفوذ را افزایش داد.
افشای عمومی آرشیو (Public Revelation of the Archive)
وجود و نگهداری یک آرشیو محرمانه شامل دادههای طراحی و ساخت سلاح هستهای با تعهدات حقوقاً الزامآور ایران در زمینه عدم اشاعه هستهای سازگار نیست. دشوار نیست دیدن اینکه نگهداری و ساماندهی پنهانی یک آرشیو گسترده با تمرکز بر توسعه و ساخت سلاحهای هستهای قابل حمل با موشک، نقض تعهد برجامی ایران است که میگوید «در هیچ شرایطی ایران هرگز بهدنبال هیچ سلاح هستهای نخواهد بود، آن را توسعه نخواهد داد یا بهدست نخواهد آورد.»
بهدلیل نیاز همه به درک آرشیو هستهای و جدیت حرکت ایران بهسوی سلاح هستهای، اسرائیل تصمیم گرفت آرشیو را محرمانه نگه ندارد. از ارائه آوریل ۲۰۱۸ نخستوزیر نتانیاهو به بعد، اسرائیل تصمیم گرفت محتوای آرشیو را با جهان به اشتراک بگذارد، در حالی که میکوشید اطلاعات حساس به اشاعه هستهای درباره ساخت سلاح هستهای را محافظت کند. متحدان کلیدی دارای سلاح هستهای - بریتانیا، فرانسه و ایالات متحده - کل مجموعه را دریافت کردند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز همین مجموعه کامل را دریافت کرد. به دیگر کشورها بخشهایی از آرشیو داده شد.
پاسخ مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی («ISIS خوب»)
اندکی پس از کنفرانس خبری نخستوزیر، مؤسسه که اغلب «ISIS خوب» نامیده میشود، تلاشهای خود را برای دسترسی به مواد آرشیو آغاز کرد. با آنکه از چند جلسه توجیهی توسط مقامات ارشد اسرائیلی بهره میبرد، تلاشهای اولیه برای بهدستآوردن اسناد آرشیو به خبرنگارانی متکی بود که آنچه از اسرائیلیها گرفته بودند را به اشتراک میگذاشتند. با آن اسناد، مؤسسه تیمی از تحلیلگران و مترجمان گرد آورد و بر روی اسناد، تصاویر و تصاویر ماهوارهای تجاری کار کرد تا اصالت اطلاعات آرشیو را تأیید کند و از آن معنا استخراج کند.
مؤسسه نخستین دور ارزیابیها را در پاییز ۲۰۱۸ منتشر کرد و پس از آن دولت اسرائیل در نشستهایی در تلآویو بخشهای بیشتری از آرشیو را به اشتراک گذاشت. در طول یک سال و نیم بعد، مؤسسه بخشهای مهمی از آرشیو را دریافت کرد و فرصتهای زیادی داشت تا درباره محتوای آن از مقامات اطلاعاتی اسرائیل پرسوجو کند. در دو نوبت، نویسندگان این فرصت را یافتند که خود آرشیو را ببینند.
در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰، مؤسسه و تیم کارشناسانش نزدیک به سهدوجین گزارش درباره مواد آرشیو منتشر کردند و با دقت گامهای ایران برای ایجاد تأسیسات و استقرار دانشی را مستند کردند که برای ساخت سلاح هستهای لازم بود.
مؤسسه با کارشناسان بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) همکاری کرد و چند گزارش را بهطور مشترک نوشت. افزون بر این، مؤسسه تیم کارشناسان خود را گسترش داد تا یک مترجم/مفسر و تحلیلگر فارسیزبان بسیار آموزشدیده را نیز در بر بگیرد.
بخش مهمی از این تلاش، آزمودن اطلاعات آرشیو از نظر اصالت و ارزش بود. تیم ISIS خوب بارها به تحلیل ژئواسپیشال دست زد و تصاویر زمینی موجود در آرشیو را با تصاویر ماهوارهای تجاری تطبیق داد و نشان داد که تصاویر واقعاً جعلی نیستند. بههمینسان، اطلاعات فنی موجود در آرشیو تحت تحلیل سختگیرانه علمی و مهندسی قرار گرفت تا سازگاری و کاملبودن آن آزموده شود. در هیچ موردی، اطلاعات آرشیو چیزی جز اصیلبودن نشان نداد.
ایده نوشتن کتاب وقتی شکل گرفت که شمار گزارشها درباره مواد آرشیو در طول ۲۰۱۹ رو به افزایش گذاشت. روشن شد که فقط یک کتاب میتواند محتوای آرشیو را بهطور شایسته توصیف و تحلیل کند و طرح آماد را در بستر روایت کلیِ تلاش چنددهساله جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به سلاح هستهای قرار دهد. افزون بر این، تنها یک بررسی جامع از آرشیو میتوانست پیامدهای اسناد آرشیو را برای طیف گستردهای از سیاستهای آمریکا درباره ایران و عدم اشاعه بهطور کلی روشن کند.
آرشیو هستهای نقطه آغاز این کتاب است. اسناد آرشیو اکنون هستهای از اطلاعات درباره تعقیب فشرده سلاح هستهای توسط ایران در بازهای از حدود ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴ را تشکیل میدهند. آرشیو، همراه با یافتههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مستندات گسترده خود مؤسسه درباره برنامههای هستهای ایران که در ۳۰ سال گذشته گردآوری شده، مبنای برونیابیهای دقیق از تلاشهای پنهان هستهای ایران تا امروز را فراهم میکند.
هرچند بخش بزرگی از کتاب از گزارشهای پیشین مؤسسه درباره آرشیو ساخته شده و بسیاری از آنها در فصلهای کتاب ارجاع داده شدهاند، کتاب اطلاعات و تحلیلهای تازه فراوانی نیز دارد. این اثر طرح آماد و میراث آن، تلاشهای جاری ایران برای سلاح هستهای، مسیر امروز آن بهسوی یک سلاح هستهای، و شکستها و موفقیتهای جامعه بینالمللی در این مسیر را پوشش میدهد. کنار هم گذاشتن این عناصر اجازه میدهد کلیتی شکل بگیرد که از اجزایش بزرگتر است.
این کتاب، مانند گزارشهای پیشین درباره مواد آرشیو، حاصل کار تیمی بوده است و به طیفی از متخصصان در چرخه سوخت هستهای و تسلیحاتیسازی، پادمانها، تحلیل منبعباز، ترجمه و تحلیل تصاویر نیاز داشته است. ماهیت جمعی این تلاش به همنویسندگی کتاب با «تیم ISIS خوب» انجامید، هرچند اعضای تیم خارج از نویسندگان نامبرده مسئول محتوای این کتاب نیستند.
بسیاری از تصاویر این کتاب، تصاویر اصلی ایرانی از آرشیو هستهای هستند یا تصاویر ماهوارهای سایتهای ایرانی که حدود دو دهه پیش از فضا گرفته شدهاند. بهدلیل وضعیت فناوری در آن زمان و نحوه تهیه تصاویر، برخی از آنها وضوح کمتری دارند، اما نماینده اطلاعاتی هستند که در اختیار تحلیلگران منبعبازِ عدم اشاعه قرار داشت.
کارشناسانی که با دسترسی ویژه به اسناد مینویسند، ناگزیر با پرسشهایی درباره استقلال روایتشان روبهرو میشوند. در پاسخ به این پرسشها، نویسندگان باید به اعتبار و کارنامه پیشین خود تکیه کنند؛ کارنامهای که رویهمرفته چندین دهه را دربر میگیرد و برای بررسی مستقل بهراحتی در دسترس است. علاوه بر این، خود کتاب و گزارشهای پیشین توسط کارشناسان دیگر بازبینی شدهاند و اسناد آرشیو که در کتاب آمده بهصورت عمومی در دسترس است و امکان ارزیابی مستقل کار مؤسسه را فراهم میکند.
ما دیگران را نیز تشویق میکنیم که اسناد آرشیو هستهای را بررسی کنند. این آرشیو فرصتی ویژه برای هر کسی فراهم میکند تا نگاهی عمیقتر به تلاشهای هستهای ایران بیندازد؛ تحقیقی که اکنون بیش از گذشته ممکن شده است. این دسترسی همچنین مسئولیتی ویژه بر دوش همه میگذارد تا از این اطلاعات تازه استفاده کنند و کمک کنند ایران سلاح هستهای نسازد - هر فرد، هر سازمان، و هر کشور به شیوه خود.
تحلیل ما از آرشیو هستهای بر نیاز فوری به بازرسیهای بهتر آژانس بینالمللی انرژی اتمی و محدودیتهای مؤثرتر بر برنامههای هستهای و موشکی ایران تأکید میکند. در غیر این صورت، تعقیب سلاح هستهای توسط ایران بهراستی ممکن است موفق شود. اگر چنین شود، همه ما با جهانی بسیار ناپایدارتر و خطرناکتر روبهرو خواهیم شد.
یادداشتها
- جیمز رایزن، «Seeking Nuclear Insight in Fog of the Ayatollah’s Utterances»، The New York Times، ۱۳ آوریل ۲۰۱۲، لینک.
- دیوید آلبرایت، «When could Iran Get the Bomb?»، Bulletin of the Atomic Scientists، ۱ ژوئیه ۲۰۰۶، لینک؛ و Albright، «An Iranian Bomb?»، Bulletin of the Atomic Scientists، ژوئیه/اوت ۱۹۹۵.
- جوبی واریک، «Papers Stolen in a Daring Israeli Raid on Tehran Archive Reveal the Extent of Iran’s Past Weapons Research»، The Washington Post، ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۸، لینک؛ دیوید ای. سنگر و رونن برگمن، «How Israel, in Dark of Night, Torched Its Way to Iran’s Nuclear Secrets»، The New York Times، ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۰، لینک؛ و جرالد اف. سیب، «Inside Israel’s Raid to Seize Nuclear Documents in Iran»، The Wall Street Journal، ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۸، لینک. همچنین بنگرید به رونن برگمن، «Iran’s Great Nuclear Deception»، Ynetnews.com، ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸، لینک. اطلاعات این گزارشهای رسانهای با اطلاعات حاصل از نشستهای توجیهی با آلبرایت توسط مقامات ارشد اطلاعاتی اسرائیل در سالهای ۲۰۱۸، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ تکمیل شده است.
- تصاویر دیدهشده توسط آلبرایت در تلآویو، ژانویه و فوریه ۲۰۲۰.
- «Iran’s Great Nuclear Deception.»
- نخستوزیر بنیامین نتانیاهو، ارائه، ۳۰ آوریل ۲۰۱۸. در دسترس در: لینک.
- چند مورد از فایلهای فهرستشده در شکل P.5 بهعنوان فایل پشتیبان تعیین شده بودند. بیشتر آنها DWG یا فایلهای ترسیمی هستند، معمولاً فایلهای CAD. چند مورد هم BMP هستند که فایلهای تصویری دیجیتالاند. نام فایلها بهسختی قابل تفسیر است - بسیاری از فایلهای DWG با عناوین AZBILT یا LINING و زیرعنوانهایی مانند «plans» نامگذاری شدهاند، که نشان میدهد اینها نقشههایی از انواع مختلف بودهاند.
- مصاحبههای آلبرایت با مقامات ارشد اطلاعاتی در تلآویو، اکتبر و نوامبر ۲۰۱۸.