در اوایل دهه ۲۰۰۰، و در حالیکه در بیرون از ایران چندان دیده نمیشد، پروژه سامانه عملیاتیِ پروژه ۱۱۰ داشت زیرساخت صنعتی بزرگی برای ساخت سلاح هستهای ایجاد میکرد؛ بخش اساسی برنامه شتابزده ایران برای دستیابی به سلاح هستهای. بسیاری از تأسیسات و فعالیتهای مرتبط فقط پس از تصرف آرشیو هستهای آشکار شدند. چندین تأسیساتی که شناسایی شد، ظرفیت تولید قطعات کافی برای چند سلاح هستهای در سال را داشتند.
هرچند در آرشیو و اطلاعات عمومیِ در دسترس بسیاری از جزئیات هنوز غایباند، اطلاعات کافی وجود دارد تا بتوان مجتمع تولید سلاح هستهای ایران را ترسیم کرد؛ یعنی زیرساختی که برای تولید همه اجزای اصلیِ لازم برای یک سلاح هستهای از نوع انفجاری-فشاری کافی بود. برخی از این تأسیسات مستقیماً به طرح آماد اختصاص داشتند؛ برخی دیگر از صنایع نظامی، کالاها و اجزای کلیدی لازم برای این برنامه را، و نیز برای برنامههای دیگر، تأمین میکردند. ساخت سلاح هستهایِ انفجاری-فشاری به مواد، تجهیزات، اجزا و مهارتهای فنی فراوانی نیاز دارد و همین امر طرح آماد را ناچار میکرد تا بسیاری از اقلام حساس را از خارج خریداری کند.
برخی از فعالیتهای مرتبط با سازوکار انفجاری که در آرشیو توصیف شدهاند عبارتاند از:
- تولید مواد منفجره شدید برای بار اصلی و مولد موج ضربه
- ریختهگری و شکلدهی مواد منفجره شدید برای بار اصلی
- تولید آغازگر نوترونی
- مونتاژ اجزای سلاح هستهای
- تولید اجزای فلزیِ اورانیومی برای هسته هستهای
مواد منفجره شدید
اوکتول
بخش «مولد موج ضربه» در پروژه سامانه عملیاتی مسئول خرید یا تولید بار اصلیِ مواد منفجره شدیدی بود که در سلاحهای هستهای ایران به کار میرفت. اولویت این بخش، بهدستآوردن مقدار کافی از اوکتولِ باکیفیت بود؛ مادهای منفجره متشکل از HMX و TNT که در آن دوره در دولتهای دارای سلاح هستهای بهطور گسترده بهعنوان بار اصلیِ سلاح هستهای استفاده میشد. مواد منفجره شدید دیگری هم وجود داشتند، از جمله کامپوزیشن B، که ترکیبی مساوی از RDX و TNT بود و در پروژه منهتن بهترین گزینه موجود برای نخستین سلاحهای هستهایِ انفجاری-فشاری بهشمار میرفت. طرح آماد برای سلاحهای هستهای خود اوکتولِ مدرنتر و نیرومندتر را برگزید، هرچند در آزمون اجزای سلاح در سایت ماریوان از کامپوزیشن B استفاده کرد.
برای درک تولید اوکتول در مقیاس بزرگ، میتوان به مجموعهای چهارتایی از اسلایدهای پاورپوینت از آرشیو ایرانی نگاه کرد؛ اسلایدهایی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در ۳۰ آوریل ۲۰۱۸ ارائه کرد و بعداً در اختیار رسانهها قرار گرفت. اسلاید نخست با عنوان «گزارش پروژه مولد ضربه» و تاریخ ۱۴ نوامبر ۲۰۰۲ است.
متأسفانه روی هم قرار گرفتن اسلایدها باعث شده بخشهایی از متن، بهجز اسلاید نخست، پوشیده شود و سه اسلاید پایینی فقط تا حدی قابل خواندن باشند. رسانهها نسخههایی از این اسلایدها را در اختیار مؤسسه گذاشتند؛ در یکی از نسخهها، اسلایدهای زیرین بهتر دیده میشد و بخشی از آنها را میشد خواند (نگاه کنید به شکل ۵.۱). اسلاید دوم - با شمارش از بالا - درباره تولید داخلی و آزمون اوکتول بحث میکند. این اسلاید همچنین به مشکلاتی که در ساخت اوکتول پیش میآمد، از جمله مشکلات ناشی از تیغههای مخلوطکن، اشاره دارد.
اسلاید سوم، با عنوان «تولید اوکتول»، به قراردادی اشاره میکند که ایران برای تولید داخلی اوکتول امضا کرده بود و این خود نشاندهنده نبودِ ظرفیت کافیِ تولید داخلی در آن زمان است. هرچند نام پیمانکار ذکر نشده، اما بهاحتمال بسیار از صنایع نظامی ایران بوده است، چون اوکتول و جزء اصلی آن، HMX، در سراسر جهان بهطور گسترده در ارتشها به کار میروند.۱ افزون بر این، اسلاید نشان میدهد که اوکتولِ تولیدشده در خارج تهیه و ارزیابی شده بود، بهویژه از نظر دانهبندی، بهعنوان بخشی از مهندسی معکوس یا کنترل کیفیت در مرحلههای بعدیِ تولید داخلی اوکتول. سپس در اسلاید درباره تحلیل اوکتولِ تولید داخل، از جمله تعیین دانهبندی، سرعت انفجار و فشار انفجار آن، بحث میشود. در پایان هم گزارش میکند که بر پایه نتایج آزمونها، کیفیت اوکتولِ تولید داخل بهبود یافته است.
اسلاید چهارم، با عنوان «بار اصلی»، دستکم دو جسم نیمکرهای و یک جسم استوانهایِ ناشناس را نشان میدهد. روشن نیست که آیا این اجسام نمونههای آزمایشیِ بار اصلیاند یا خودِ بارهای اصلیِ اوکتول. شکل ۵.۱ این اجسام را در مجموعه اسلاید نشان میدهد.
احتمالاً مرتبط با این تلاش برای ساخت بار اصلیِ اوکتول، شکل ۵.۲ تصویری از آرشیو را نشان میدهد که یک قالب ریختهگری نیمکرهای برای مواد منفجره شدید را نمایش میدهد؛ قالبی که در سخنرانی ۳۰ آوریل ۲۰۱۸ نتانیاهو ارائه شد. این قالب شاید بهاندازهای بزرگ باشد که بار اصلیِ یک سلاح هستهای را در خود جای دهد، اما اندازهگیری دقیقی انجام نشده است. پس از ریختهگری، از یک ماشین ابزار CNC برای شکلدادن نهایی آن به پوستهای نیمکرهای استفاده شد.
PETN
یکی دیگر از وظایف مهمِ ساختمان سانجاریان، که در فصل ۴ توضیح داده شد، آمادهسازی پنتااِریتریتول تترانیترات یا PETN برای استفاده در کانالهای مولد موج ضربه بود. همانطور که پیشتر گفته شد، آغازگر، جبهه انفجار را از طریق ماده منفجره موجود در کانالها منتقل میکند تا بهطور همزمان به نقاط متعدد روی پوسته برسد. ماده منفجرهای که ایران برگزیده بود PETN بود، چون وقتی با نرمکننده، در این مورد پلیایزوبوتیلن یا PIB، مخلوط شود، بهآسانی قالب میگیرد.
بنا بر گفته کارشناسان اسرائیلی در جلسهای برای یکی از نویسندگان، ساختمان سانجاریان احتمالاً خط تولیدی برای ساخت ورقهای PETN نرمشده داشته است. سایت سانجاریان شاید در ساخت یا دستکم مونتاژ مولد موج ضربه هم نقش داشته باشد.
فرایند تولید PETN ساده است و با مجموعهای از عکسهای آرشیو نشان داده شده است.۲ این تصاویر پودر PETN، تجهیزات تولید و ورقههای نهاییِ PETN نرمشده را که در سایت سانجاریان ذخیره شدهاند، نشان میدهند. مراحل اصلی تولید PETN عبارتاند از:
- پودر PETN
- راکتور تبلور مجدد، برای نمونه تبلور مجدد از استون برای بهدستآوردن بلورهای قابلفرآوری
- مخلوطکن، که در آن چسب پلیمری (PIB) با PETN مخلوط میشود
- اکسترودر، که شکلهای سوسیسی تولید میکند (نگاه کنید به شکل ۵.۳)
- غلتک، برای تبدیل به ورقههای تخت
- انبارش ورقهها
سپس ورقهها بریده میشوند و در کانالهای مولد موج ضربه قرار میگیرند.
دوترید اورانیوم (UD3) و «منبع»
زیرپروژه ۳/۲۰ پروژه سامانه عملیاتی، که گاهی ۳.۲۰ هم نوشته میشود، مسئول ساخت UD3 برای آغازگر نوترونی بود؛ آغازگری که در برنامه آماد «منبع» نامیده میشد. آرشیو شامل یک ارائه اسلایدی ایرانی است که ساخت UD3 را بهنحوی معتبر خلاصه میکند و از اورانیوم فلزی و گاز دوتریم آغاز میکند و حتی تمرین سنتز آن با مواد جانشین را نیز در بر میگیرد. تولید UD3 معمولاً با تولید تراشهها یا برادههای فلز اورانیوم از یک قطعه جامد اورانیوم آغاز میشود؛ سپس این مادهها در دما و فشار کنترلشده با گاز دوتریم ترکیب میشوند و محصول نهایی، UD3، به دست میآید. آرشیو هستهای ایران تصویری از تجهیزاتی در یک جعبه دستکشدار دارد که این تراشههای فلز اورانیوم را تولید کرده است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشی در ژوئن ۲۰۲۰ اشاره کرد که ممکن است UD3 در سالهای ۲۰۰۲ یا ۲۰۰۳ در سایت لویزان-شیان، در جریان طرح آماد، ساخته شده باشد.۳
همانطور که پیشتر گفته شد، این سایت زمانی محل «مرکز پژوهشهای فیزیک» بود؛ هسته اصلی تلاش هستهای ایران در دهه ۱۹۹۰ که بعداً در طرح آماد ادغام شد. آژانس از ایران درباره «احتمال وجود اورانیوم طبیعی در ایران بین سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ به شکل یک دیسک فلزی، همراه با نشانههایی از سوراخکاری و هیدریدسازی، که ممکن است در اظهارات ایران درج نشده باشد؛ منشأ این دیسک؛ و محل کنونی چنین مادهای» توضیح خواست. عبارت «سوراخکاری و هیدریدسازی» بهنظر میرسد به تولید دوترید اورانیوم اشاره داشته باشد.۴
صفحه پرتابی و مونتاژ
کار ایران برای ایجاد تأسیساتی جهت مونتاژ سلاح هستهای تا پایان ۲۰۰۳ عمدتاً نیمهتمام بود، همانگونه که در فصل ۳ توضیح داده شد. با این حال، کار اولیه پیش میرفت؛ نمونهاش تصویر آرشیوی از دستگاهی است که برای مونتاژ بخش مرکزی انفجار هستهای، از جمله هسته هستهای و صفحه پرتابی، در مکانی نامشخص به کار میرفت (شکل ۵.۴). در این مورد، دستگاه بهنظر میرسد بهصورت یک مدل سرهم شده باشد که بهجای اورانیوم با درجه تسلیحاتی، از فلز جانشین برای هسته استفاده میکرد. بخش بیرونیِ مدل همان صفحه پرتابی است؛ بخش داخلی هسته را در خود جای میدهد. جایگیری صفحه پرتابی نسبت به هسته در طراحی کلی سلاح هستهای را میتوان در طرحواره هستهای ایران در شکل ۲.۱ دید. خودِ صفحه پرتابی نیز ظاهراً از دو نیمکره تشکیل شده است؛ یکی از آنها را میتوان در پسزمینه، سمت چپِ شکل ۵.۴ دید.
عملکرد این دستگاه در یک ویدئوی شبیهسازی از آرشیو پیدا شد.۵ این انیمیشن دستگاه را در حال مونتاژ بخش مرکزی یک سلاح هستهای نشان میدهد. دو فریم ثابت از ویدئو در شکل ۵.۵ دیده میشوند. فاصله هوایی بین صفحه پرتابی و هسته هستهای نیز در ویدئو قابل مشاهده است.
تولید هسته هستهای
مهمترین بخشِ مجتمع تولید سلاح هستهای ایران، دو تأسیساتی بودند که توان ساخت هستههای اورانیومی با درجه تسلیحاتی را داشتند؛ یکی از آنها در مقیاس تولیدی. این مأموریت یکی از عمیقترین رازهای طرح آماد بود. پیش از تصرف بخشی از آرشیو هستهای توسط اسرائیل، نه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نه تقریباً هیچیک از نهادهای اطلاعاتی غربی نمیدانستند که ایران هم یک کارخانه پایلوت و هم یک کارخانه تولیدی برای توسعه و ساخت هستهها در چارچوب طرح آماد میسازد. مقامهای ارشد اطلاعاتی اسرائیل در جلسهای در ۱ نوامبر ۲۰۱۸ گفتند که از وجود این سایت آگاه بودند، اما نه از کارکرد آن بهعنوان تأسیساتی در طرح آماد برای ساخت هستههای اورانیومی با درجه تسلیحاتی. آنها تا زمانی که اسناد آرشیو را ندیدند از این موضوع بیخبر بودند.۶
ساخت قطعات فلز اورانیومِ با درجه تسلیحاتی به پروژه سامانه عملیاتی، یا همان پروژه ۳.۱۴، واگذار شده بود؛ پروژهای که بر متالورژی متمرکز بود. (پروژه ۳ نام دیگر پروژه ۱۱۰ است.)۷ کارخانه در مقیاس تولیدی «تأسیسات شهید بروجردی» نام داشت و در مجموعهای تونلیِ بزرگ در سایت پارچین قرار گرفته بود.۸ ساخت آن در اواخر آوریل ۲۰۰۲ آغاز شد و زمان تکمیل برنامهریزیشدهاش بهار ۲۰۰۳ بود. این تأسیسات، که از مجموعهای کارگاه و آزمایشگاه زیرزمینی تشکیل میشد، برای تولید قطعات اورانیومیِ با درجه تسلیحاتی برای چند سلاح هستهای در سال طراحی شده بود؛ ظرفیتی که بیش از اندازه برای برآوردهکردن هدف اولیه طرح آماد، یعنی ساخت پنج سلاح هستهای، کافی بود.
ساخت یک کارخانه زیرزمینیِ متالورژی اورانیوم در مقیاس تولیدی کار پیچیدهای است. این کارخانه باید قادر میبود اورانیوم فلزی را تولید کند، آن را ذوب کند، در قالبهای با شکل لازم بریزد، و قطعات سلاح را با کنترل کیفیت نهایی کند؛ همه اینها در حالیکه فلز اورانیوم بهراحتی اکسید میشود و حتی ممکن است آتش بگیرد. افزون بر آن، مسائلی مربوط به جابهجایی مواد پسماند و تهویه گازهای خروجی هم وجود دارد.
عبور از این دشواریها معمولاً مستلزم یک کارخانه پایلوت بود تا فرایندهای حیاتیِ برنامهریزیشده برای شهید بروجردی توسعه داده و آزموده شوند. کارخانه پایلوت قرار بود ابتدا از مواد جانشین استفاده کند، سپس اورانیوم طبیعی و بعد اورانیوم با درجه تسلیحاتی را وارد فرایند کند؛ همه اینها بهعنوان الگویی برای شهید بروجردی. مهمتر از همه، انتظار میرفت اورانیوم با درجه تسلیحاتی کمیاب باشد و همین کمیابی، فرایندهای متالورژیکیِ آزمودهشده و تمرینشده را ضروری میکرد تا از خطاهایی که میتوانستند به اتلافِ قابلتوجه این ماده نادر بینجامند جلوگیری شود.
برای رفع این مشکلات احتمالی، طرح آماد یک کارخانه پایلوتِ روباز را بنا کرد که در آرشیو با عنوان یک «کارخانه موقت» ثبت شده بود؛ تصمیمی که چند ماه پس از آغاز ساخت شهید بروجردی گرفته شد. این تأسیسات در فصل بعدی با جزئیات بیشتری بررسی میشود.
دلیل تأخیر در تصمیم برای ساخت کارخانه پایلوت، که «شهید محلاتی» نام گرفت، روشن نیست. شاید رهبران آماد به این نتیجه رسیده بودند که ساخت تونل شهید بروجردی بیشتر از حد انتظار طول خواهد کشید و نمیخواستند منتظر بمانند. آنها مشتاق پیشروی بودند و در عوض تصمیم گرفتند شهید محلاتی را بهسرعت بسازند.
برنامه هستهای نظامی از طریق شبکه آ.ق. خان اطلاعات گوناگونی درباره ساخت اجزای فلز اورانیوم برای سلاح هستهای دریافت کرده بود. در پاسخ به درخواستهای آژانس و یافتههای دیگر، ایران شاید ناخواسته در میانه دهه ۲۰۰۰ سندی ۱۵ صفحهای و چهار بخشی را در اختیار آژانس گذاشت که روشهای کاهش هگزافلوراید اورانیوم به فلز اورانیوم و همچنین ذوب، ریختهگری و ماشینکاری اورانیوم را توضیح میداد.۹ ایران گفت این سند را در اواخر دهه ۱۹۸۰ یا اوایل دهه ۱۹۹۰ از پاکستان دریافت کرده است؛ مقامهای پاکستانی هم به آژانس گفتند که سندی مشابه در پاکستان وجود داشته است. بخش مربوط به ذوب توضیح میداد چگونه بوته را آماده کنند و سطح آن را درمان کنند؛ گامهای میانیِ مهمی در این فرایند.۱۰ بخشهای ذوب و ریختهگری به اورانیوم تهیشده و تهیه پوستهها اشاره میکردند که معمولاً در سلاحهای شکافت هستهایِ نسل اول بهعنوان تَمپر به کار میرفتند. بخش پایانی سند درباره ماشینکاری اورانیوم بود و روش ماشینکاری یک نیمکره را شرح میداد و هشدار میداد که مراقب بحرانیشدن باشند؛ نشانهای از اینکه نیمکره از اورانیوم با غنای بالا ساخته شده بود.
در مجموع، این سند بهنظر میرسد راهنمایی ناقص برای فرایند ساخت تَمپر و هسته یک دستگاه هستهایِ انفجاری-فشاریِ اورانیومی باشد. این سند با مجموعه بزرگتری از اسناد که در شاخه آفریقای جنوبیِ شبکه خان توسط مقامها پیدا شد، بهخوبی تطبیق دارد؛ مجموعهای که راهنمایی کامل برای فرایند ساخت اجزای اورانیومیِ سلاح هستهای ارائه میکرد و این پرسش را پیش میآورد که آیا ایران آن مجموعه کامل را هم دریافت کرده است، با وجود آنکه چنین چیزی را انکار میکند. در هر صورت، حتی همان سند ۱۵ صفحهای هم برای کار پژوهش و توسعه برنامه هستهای نظامی در متالورژی اورانیوم در سایت لویزان-شیان تهران در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ مفید بوده است. اما شاید با آغاز ساخت تأسیسات شهید بروجردی، ایرانیها فهمیدند که تجربه موجودشان کافی نیست.
تمرکز بر کارخانه پایلوت احتمالاً پروژه کلی را عقب نمیانداخت؛ در واقع شاید روند یادگیری برای ساخت قطعات سلاح هستهای را سریعتر هم کرده باشد. افزون بر این، چون پروژه ۳.۱۴ کارخانه پایلوت را موقت میدید، تجهیزات و پرسنل آن احتمالاً هنگامی که کارخانه اصلی به مراحل پایانی نزدیک میشد به شهید بروجردی منتقل میشدند. اگر شهید بروجردی تا زمان آمادهشدن نخستین سری ماده شکافتپذیر هستهای عملیاتی نمیشد، کارخانه پایلوت میتوانست نقش موقت دیگری پیدا کند: تولید نخستین هسته اورانیومیِ با درجه تسلیحاتیِ یک سلاح هستهای.
اسناد کلیدی آرشیو درباره شهید محلاتی
در یادداشتی به تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۰۲، خطاب به رئیس پروژه ۳، نویسنده ناشناسِ یادداشت پیشنهاد میکند یک «کارگاه موقت» ساخته و تجهیز شود (نگاه کنید به پیوست این فصل). اصطلاحات حساسی مانند «اورانیوم» عمداً کنار گذاشته شدهاند؛ کاری معمول در بسیاری از اسناد آرشیو، اما با توجه به اینکه درباره یک برنامه بسیار محرمانه سلاح هستهای صحبت میکردند، چندان عجیب نیست. با درنظرگرفتن این نکته و با یادآوری هدف پروژه ۳.۱۴، موضوع یادداشت بهسادگی قابل فهم است. در اصل، این یک پیشنهاد برای ساخت یک کارخانه کوچکِ فرآوری برای «فلز اصلی» است؛ واژه رمزی برای اورانیوم، بهویژه اورانیوم با درجه تسلیحاتی. «سایت اصلی» هم به شهید بروجردی اشاره دارد. یادداشت، اهداف پیشنهادیِ کارگاه موقت را فهرست میکند:
- کسب تجربه و دانش عملی با فلزاتی مشابه فلز اصلی و خود فلز اصلی
- استفاده از نتایج و تجربه بهدستآمده برای بازنگری در طراحی کارگاههای سایت اصلی، از جمله فضا، تجهیزات، مواد و غیره
- استفاده از نتایج و تجربه بهدستآمده برای بازنگری در طراحی امور مربوط به ایمنی و بهداشت مرتبط با فرایندها
یک ارائه پاورپوینتِ ایرانیِ بدون تاریخ، پروژه ۳.۱۴ را بهصورت کلی معرفی میکرد و در یکی از اسلایدها با عنوان «Course of Action» مراحل لازم برای این پروژه را چنین فهرست میکرد:
- تعریف پروژه و برنامهریزی برای کارگاهها و آزمایشگاهها
- طرح پوششی
- انتخاب سایت
- سازماندهی
- پایهریزی برای اقدامات علمی و عملی
- پروژههای پژوهشی
- ساخت کوره
یک ماه پس از این پیشنهاد، انتخاب سایت تا حد زیادی پیش رفته بود و پروژه ۳.۱۴ سایتی را در تأسیسات صنایع مکانیکیِ سازمان صنایع هوافضا در حکیمیه، که با نام گروه صنعتی شهید همت (SHIG) نیز شناخته میشد، ترجیح میداد.۱۱ سند دیگری، یعنی یادداشتی فارسی به رئیس پروژه ۳ با تاریخ ۱۶ ژوئیه ۲۰۰۲، بازدیدی را که ۱۲ روز پیش از آن برای بازرسی یک «کارگاه نساجی» متروکه و چند کارگاه کوچک مجاور در بخشی نیمهمتروک از قسمت جنوبشرقی مجموعه SHIG انجام شده بود، شرح میدهد. ترجمه فارسیِ متن اصلیِ این یادداشت در ادامه آمده است:
«با سلام، پیرو هماهنگیهای قبلی در خصوص استقرار کارگاه کوچک برای اجرای پروژه ۳.۱۴، در تاریخ ۱۳۸۱/۰۴/۰۴ نماینده پروژه در امور مرتبط با محل (جناب آقای مهندس آقامحمدی) و مدیر محترم تدارکات پروژه ۳ (جناب آقای مهندس فرازندهنیا) از امکانات موجود در محل اداره صنایع مکانیک سازمان هوافضا در حکیمیه بازدید بهعمل آوردند که جزئیات آن در ذیل خواهد آمد:
- محدوده مورد بازدید در قسمت جنوبشرقی مجموعه واقع شده است و در حال حاضر کارگاه اصلی آن، موسوم به کارگاه نساجی، تقریباً نیمهمتروک بوده و فقط بهعنوان انبار چوب مورد استفاده قرار میگیرد.
- این کارگاه در محدودهای به ابعاد ۸۰ در ۲۰ متر قرار دارد و از نظر سازهای و صنعتی واجد شرایط و مشخصات لازم است و فضای آن برای انجام کارهای متالورژی و ماشینکاری کافی است.
- در مجاورت این کارگاه، دو کارگاه دیگر به نامهای کارگاه تانکرسازی و بخش پژوهش قرار دارند. کارگاه اول فعال است و تجهیزات کارگاه دوم در حال انتقال به محل دیگری است. در صورت تأمین شرایط کاریِ این بخش، در آینده نزدیک میتوان این دو کارگاه را نیز به مجموعه افزود.»
«با توجه به اینکه اخذ نظر گروه ۷ و ۱۴ درباره محل یادشده الزامی است، پیشنهاد میشود مدیر محترم پروژه در این خصوص دستور همکاری صادر فرمایند.»
[یادداشت: منظور از گروه ۷، گروه بهداشت و ایمنیِ طرح آماد است.]
این سایت مزیتهایی برای یک برنامه مخفی داشت. با استفاده از چیزی که به آن «پوشاندن با عوارض زمین» گفته میشود، سه ساختمان در یک سایت نظامی، در فرورفتگی زمین قرار گرفته بودند و دید آنها از نواحی مجاور، از جمله جادههای عمومی، پنهان میشد و به این ترتیب دیدهشدن از سوی دشمنان دشوارتر میگردید. شکل ۵.۶ سایت را پیش از آغاز ساختوساز نشان میدهد.
شکل ۵.۷ تصویر ماهوارهای تجاری از منطقه بزرگتر در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۰ را نشان میدهد که محل کارگاه را نسبت به دیگر تأسیسات مرتبط با طرح آماد مشخص میکند. شکل ۵.۸ تصویری از Maxar Technologies در ۲ مارس ۲۰۰۳ از سایت را در نسبت با تأسیسات پیرامون SHIG نشان میدهد.
در آن زمان، SHIG مسئول برنامه موشکهای بالستیکِ سوخت مایع ایران، از جمله شهاب ۳ میانبرد، بود که طرح آماد آن را برای حمل کلاهکهای هستهای خود برگزیده بود. استقرار کارخانه پایلوت متالورژی هستهای در SHIG میتوانست نوعی بازگشت به خانه باشد، زیرا بر پایه اطلاعات منابع دولتی غربی، SHIG شاید نخستین محل برنامه هستهای ایران در میانه تا اواخر دهه ۱۹۸۰ بوده است.۱۲
انتخاب این سایت در گروه صنعتی همت برای ساخت هستههای اورانیومیِ با درجه تسلیحاتی، یادآور تصمیم مشابهی در برنامه نظامیِ هستهایِ آفریقای جنوبی است که توسط شرکت تسلیحاتی Armscor اداره میشد. آن برنامه نخستین کارخانه ساخت سلاح هستهای خود را در ساختمان Circle در تأسیسات Gerotek مستقر کرد؛ سایتی از Armscor برای آزمون وسایل نقلیه نظامی در سرعتهای بالا و روی سطوح و شیبهای مختلف جاده.۱۳
انتخاب یک سایت نظامی مانند SHIG برای جاگذاری یک سایت هستهای با دیگر تصمیمهای مکانیابیِ آماد سازگار است. ایران شاید بخشی از این راهبرد را برای آن دنبال میکرد که اگر بازرسان بینالمللی هرگز به وجود کارخانه مخفی اورانیوم پی ببرند، بتواند دسترسی آنها را به کل سایت SHIG رد کند. در واقع، آژانس بینالمللی انرژی اتمی تنها پس از تصرف آرشیو از وجود این تأسیسات در SHIG آگاه شد.
ساخت کارخانه پایلوت بهسرعت پیش رفت. تا بهار ۲۰۰۳، کمتر از یک سال پس از انتخاب سایت، ساختوساز تقریباً تمام شده بود. شکل ۵.۹ سایت را در مارس ۲۰۰۳ نشان میدهد.
گزارشی از فعالیتها درباره سایت موقت و سایت اصلی، وضعیت پیشرفت در شهید محلاتی را توصیف میکند. این گزارش به تاریخ ۳۰ آوریل ۲۰۰۳ است و قرار بود در جلسه کمیته فنی ارائه شود؛ شاید همان کمیته نظارتیِ آماد که در فصل ۱ دربارهاش بحث شد. بنا بر گزارش ایرانی، درباره سایت موقت:
«بهطور کلی میتوان گفت با استثنای نصب فیلترهای اصلیِ تهویه هوا، سایر فعالیتها تکمیل شدهاند. اکنون این سازه صنعتیِ ۱۲۰۰ مترمربعی که ۹ سالن مجزا داشت، به ۶ کارگاه اصلی، یک مرکز کنترل کوره ذوب، مرکز کنترل کیفیت، محل مرکزی فیلتر و تصفیه هوا، مرکز مونتاژ و بخش ایمنی تبدیل شده است.»۱۴
گزارش فعالیت نشان میدهد که پیشرفت در کارخانه پایلوت از سایت اصلی سریعتر بوده است. این یعنی احتمالاً سایت موقت پیش از تکمیل شهید بروجردی، به توانایی ساخت هستههای سلاح هستهای میرسید.
شکل ۵.۱۰ مجموعهای از تصاویر ایرانی از آرشیو هستهای است که ساخت کارخانه پایلوت را نشان میدهد. این تصاویر نوسازی گسترده ساختمانها، حفر دو گودال در مجاورت کارگاه اصلی، داربست روی ساختمان اصلی، و نصب کانال فلزیای را که از کارگاه اورانیوم به ساختمانی روی تپه مجاور میرفت، نشان میدهند. شکل ۵.۱۱ تصاویری از آرشیو را نشان میدهد که تأسیسات تقریباً تکمیلشده را نمایش میدهند.
تصاویر زمینی را میتوان با تصاویر ماهوارهای تجاری از سایت تطبیق داد. چندین ویژگی در تصاویر زمینی، از جمله دو گودال مربعِ پوشیده، کانالهای تهویه، واحدهای تهویه مطبوع، حصار جدید و دو دودکش خروجیِ دوقلو در یک ساختمان پشتیبان، در تصاویر ماهوارهای تجاری نیز قابل مشاهدهاند (نگاه کنید به شکل ۵.۱۲).
تصویر ماهوارهای تجاریِ اوایل مارس ۲۰۰۳ در شکل ۵.۹ آنچه را گزارش فعالیت آوریل ۲۰۰۳ میگوید تأیید میکند: ساختوساز تقریباً تمام شده بود. تصاویر ماهوارهای تجاری در شکلهای ۵.۶ و ۵.۹، که در اصل حکم تصاویر «پیش از» و «پس از» ساخت خارجی را دارند، اصلاحات گسترده در ساختمان کارگاه را نشان میدهند؛ از جمله گسترش زیاد عرض و طول ساختمان، افزایش پوشش سقف و افزودن یک الحاقی کوچک در انتهای جنوبی که واحدهای تهویه مطبوع در آن نصب شدند. تصاویر ماهوارهای در شکلهای ۵.۶ و ۵.۹ همچنین نشان میدهند که تصاویر زمینیِ ساختوساز بین ژوئیه ۲۰۰۲ و مارس ۲۰۰۳ گرفته شدهاند.
فعالیتهای کلیدی در ساخت هستههای هستهای
طراحی و ساخت هستههای هستهای مستلزم مجموعهای از فعالیتهاست که برای ایجاد توان صنعتیِ تولید اورانیومِ فلزیِ با درجه تسلیحاتی و تبدیل آن به هسته سلاح هستهای انجام میشود. وظایف اصلی عبارتاند از:
- کاهش تترافلوراید اورانیوم به فلز اورانیوم با استفاده از یک عامل کاهنده، که به یک قطعه جامد فلز اورانیوم میانجامد.۱۵ اورانیوم میتواند تهیشده، طبیعی یا کاملاً غنیشده باشد
- آمادهسازی بوتهها برای استفاده در کوره
- ذوب فلز اورانیوم در کوره القاییِ خلأ
- ریختن فلز در قالبها
- پرداخت نهایی قطعات ریختهگریشده
- روکشکردن اجزای فلزیِ اورانیوم برای محافظت در برابر اکسیدشدن فلز بسیار واکنشپذیر اورانیوم
- روشهای ویژه برای جلوگیری از بحرانیشدن اورانیومِ با درجه تسلیحاتی
- انبارهای تخصصی برای حفاظت در برابر بحرانیشدن و تضمین ایمنی
- کارِ آزمایشگاهها برای کنترل کیفیت، حسابداری مواد، متالورژی و تحلیل شیمیایی
- فرآوری پسماند
یکی از وظایف کلیدی، که ظاهراً تا پایان آوریل ۲۰۰۳ تکمیل شده بود، ساخت و نصب یک کوره خلأ بود؛ فعالیتی که خود در بخش «Course of Action» که بالاتر بحث شد، عنوانی جداگانه داشت و در گزارش فعالیت با عنوان «مرکز کنترل کوره ذوب» آمده است. یک دهه پیشتر، مرکز پژوهشهای فیزیک تلاش کرده بود از چندین تأمینکننده غربی کورههای القاییِ خلأ مناسب برای ذوب اورانیوم بخرد، اما ظاهراً بهدلیل سختترشدن کنترلهای صادراتیِ تأمینکنندگان در این کار ناکام مانده بود.۱۶ در واکنش، بهنظر میرسد ایران بر ساخت کورههای القاییِ خلأ خود متمرکز شده باشد، احتمالاً با خرید زیرمجموعهها و تجهیزات مرتبط از خارج. منابع اطلاعاتی اسرائیل در نوامبر ۲۰۱۸ به کارکنان مؤسسه گفتند که ایران از خارج اجزای کورههای القاییِ خلأ را برای پروژه متالورژیکیِ خود تهیه کرده بود.
سازه کانال فلزی که در تصاویر دیده میشود شاید برای تهویه گازهای حاوی اورانیوم یا دیگر گازهای سمی بوده باشد. فیلترهای اصلیِ تهویه، که طبق گزارش فعالیت آوریل ۲۰۰۳ هنوز نصب نشده بودند، شاید در ساختمان کوچک روی تپه در انتهای کانال یا داخل خودِ کارگاه اصلی فلزات اورانیومی قرار داشتند.
کارخانه موقت انواع گوناگونی از ماشینابزارها را در خود داشت، احتمالاً برای ساخت و پرداخت قطعات. شکل ۵.۱۳ تصاویر ایرانیِ دو ماشینابزارِ کنترل عددی رایانهای در کارخانه پایلوت را نشان میدهد - یکی فرز و دیگری تراش - که سازنده آنها مشخص نشده است. با توجه به هزینه این ماشینابزارها، انتظار میرفت پروژه ۳.۱۴ در نهایت آنها را به تأسیسات شهید بروجردی منتقل کند.
اندکی پس از گزارش فعالیت آوریل ۲۰۰۳، کارخانه شروع به کار کرد، شاید در تابستان. ممکن است کوره دچار نقصهایی شده باشد. با این حال، از آن برای ساخت تعدادی قطعه از مواد جانشین یا نمونههای شبیهساز استفاده شد و ماده ذوبشده در قالب ریخته شد و پرداخت شد تا به شکلهایی برسد که آشکارا شبیه اجزای سلاح هستهایاند (نگاه کنید به شکل ۵.۱۴). یک مقام ارشد اطلاعاتی اسرائیل در جلسهای، بر پایه اسناد و عکسهای ایرانی موجود در آرشیو، سطح کار با مواد جانشین را «بسیار گسترده» توصیف کرد.۱۷
ماهیت و کیفیت اجزای نشاندادهشده در شکل ۵.۱۴ قابل تعیین نبود. بهطور کلی، اطلاعات موجود در آرشیو امکان ارزیابی نحوه کارکرد این سایت را نمیدهد. هرچند تا مارس ۲۰۰۳ از بیرون کاملاً تکمیل شده بود، هنوز روشن نیست که آیا این سایت، با وجود آنکه صراحتاً برای فرآوری اورانیوم طراحی شده بود، اورانیوم را در هیچ شکلی پردازش کرده است یا نه. با این حال، مقامهای ارشد اسرائیلی که آگاهی عمیقی از آرشیو هستهای داشتند، گفتند سایت آماده پردازش اورانیوم بود و در انتظار دستور برای انجام این کار قرار داشت. در همین حال، ایران بهطور پیوسته به سمت گسترش مقیاس این کارخانه پیش میرفت.
داستان پوششی ایران
فهرست وظایف پروژه ۳.۱۴ در بخش «Course of Action» که بالاتر بحث شد، یک مورد غافلگیرکننده دارد: «طرح پوششی». پروژه ۳.۱۴ طرح پوششی را بهعنوان دومین مورد فهرست کرده بود، درست پس از برنامهریزی برای تأسیسات و پیش از انتخاب سایت. این اسلاید نشان میدهد که پروژه ۳.۱۴ از نخستین مراحل برنامهریزی برای تأسیسات، داستان پوششی را هم در نظر گرفته بود. داستانهای پوششی، که میتوانند پیچیده باشند، برای کاهش احتمال کشف توسط سرویسهای اطلاعات خارجی یا آژانس بینالمللی انرژی اتمی طراحی میشوند و همزمان کارِ تهیه کالاهای مورد نیاز از خارج را آسانتر میکنند. برای نمونه، یک داستان پوششی میتواند تعداد کارگران ساختمانی، از جمله مهندسان، را که از هدف واقعی کارخانه آگاه میشوند به حداقل برساند. کارکنان هم میتوانستند تا زمان ورود اورانیوم و آشکارشدن هدف واقعی کارخانه، در بیخبری نگه داشته شوند. اولویتی که به طرح پوششی داده شده بود، نشان میدهد ایران تا چه اندازه نگران درز اطلاعات از برنامه و همچنین پیشبینیِ نیاز احتمالیِ آینده به انکارپذیریِ ماهیت واقعی فعالیتهای پروژه ۳.۱۴ بوده است.
بنا بر آن ارائه پاورپوینت، داستان پوششیِ کارخانه پایلوت «تیتانیوم» بود. در این ارائه ایرانیِ موجود در آرشیو، از نظر متالورژی و فرایندهای ساخت، تیتانیوم شباهتهای فراوانی با اورانیوم دارد. شباهتهای فهرستشده شامل روشهای تولید، قابلیتهای ماشینکاری و روشهای ذوب است. این سند نشان میدهد که طرح پوششیِ تیتانیوم همچنین به پروژه کمک میکرد تا با مراکز و کارکنان دیگر ایران ارتباط برقرار کند و تجربه و مهارت لازم را در حوزهای مشابه بهدست آورد.
چنین راهبردی برای کشورهایی که NPT را امضا کردهاند، بیسابقه نیست؛ کشورهایی که متعهد میشوند فقط فعالیتهای هستهای صلحآمیز انجام دهند و هرگز سلاح هستهای نسازند. شاید بهترین نمونه مستند، پنهانکاری تایوان باشد که تلاش کرد برنامه سلاح هستهای خود را تا ۱۹۸۸ پنهان نگه دارد؛ زمانی که تایپه پس از فشار شدید ایالات متحده، برنامه را متوقف کرد.۱۸ تایوان داستانهای پوششی بسیار پیچیدهای توسعه داده بود، از جمله برای توسعه کدِ مربوط به سلاح هستهای و برای تلاشهایش در زمینه تولید و جداسازی پلوتونیوم؛ پلوتونیوم، ماده شکافتپذیرِ انتخابی تایوان برای انفجار هستهای بود.
*دیوید آلبرايت و آندریا استریکر، Taiwan’s Former Nuclear Weapons Program: Nuclear Weapons On-Demand (واشینگتن، دیسی، مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی، ۲۰۱۸).
یادداشتها
- هرچند تولیدکننده HMX در اسلایدهای سال ۲۰۰۲ مشخص نشده است، اطلاعات بعدی با استفاده از آن در صنایع نظامی سازگار است. در سال ۲۰۱۶، سازمان صنایع دفاعیِ وزارت دفاع ایران تأسیسات تازهای را برای تولید انبوه HMX (که اکتوژن هم نامیده میشود) افتتاح کرد. برای نمونه نگاه کنید به: «Iran made Octogen Explosive (HMX) substance production»، یوتیوب، ۶ آوریل ۲۰۱۶، https://www.youtube.com/watch?v=e7R5EttGICQ.
- «Excerpts from Internal IAEA Document on Alleged Iranian Nuclear Weaponization»، مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی، ۲ اکتبر ۲۰۰۹، https://isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/IAEA_info_3October2009.pdf.
- نگاه کنید برای نمونه به: David Albright and Olli Heinonen, “Shock Wave Generator for Iran’s Nuclear Weapons Program,” Institute for Science and International Security, May 7, 2019, https://isis-online.org/isis-reports/detail/shock-wave-generator-for-irans-nuclear-weapons-program-more-than-a-feasibil/8.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، NPT Safeguards Agreement with the Islamic Republic of Iran, GOV 2020/30, ۵ ژوئن ۲۰۲۰، https://www.iaea.org/sites/default/files/20/06/gov2020-30.pdf.
- «Neutron Source: Iran’s Uranium Deuteride Neutron Initiator»، مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی، ۱۳ مه ۲۰۱۹، https://isis-online.org/isis-reports/detail/neutron-source-irans-uranium-deuteride-neutron-initiator-1/.
- برای نمونه، سخنرانی نخستوزیر بنیامین نتانیاهو درباره آرشیو هستهای در ۳۰ آوریل ۲۰۱۸، در حدود دقیقه ۶:۴۵ از ۱۹:۴۸ ویدئو، https://www.youtube.com/watch?v=pkihrV4cZLE.
- جلسه در تلآویو با آلبرايت و مقامهای ارشد اسرائیلی، ۱ نوامبر ۲۰۱۸.
- مؤسسه این قاعده را بهکار میبرد که 3/14 در یک سند فارسی را بهصورت 3.14 بنویسد، چون «/» در اینجا به «.» ترجمه میشود. گاهی سند فارسی از 14/3 استفاده میکند که بازتابِ خوانش از راست به چپ است و آن هم بهصورت 3.14 ترجمه میشود.
- David Albright, Olli Heinonen, Frank Pabian, and Andrea Stricker, “A Key Missing Piece of the Amad Puzzle: The Shahid Boroujerdi Project for Production of Uranium Metal & Nuclear Weapons Components,” Institute for Science and International Security, January 11, 2019, https://isis-online.org/isis-reports/detail/a-key-missing-piece-of-the-amad-puzzle.
- مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، Implementation of the NPT Safeguards Agreement in the Islamic Republic of Iran, GOV/2008/14, بند ۱۹، ۲۲ فوریه ۲۰۰۸، https://www.iaea.org/sites/default/files/gov2008-4.pdf.
- مصاحبه با مقامهای ارشد نزدیک به آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
- «Hemmat» گاهی بهصورت «Hemat» نیز نوشته میشود.
- اندازهگیری ۸۰ در ۲۰ متر مربع که محدوده کارگاه را تعریف میکند، از نظر تفسیر دشوار است، چون به یک سطح اشاره دارد. روشن نیست که آیا این اعداد به ابعاد خودِ کارگاه اشاره میکنند یا نه.
- یادداشت مترجم: کاربردِ مفرد برای گروه جمع در فارسی نسبتاً رایج است؛ در اینجا ترجمه به هر دو گروه ۷ و ۱۴ اشاره دارد. میان ۷ و ۱۴ خط مورب وجود ندارد، بنابراین منظور ۷/۱۴ نیست.
- David Albright, Paul Brannan, and Andrea Stricker, “The Physics Research Center and Iran’s Parallel Military Nuclear Program,” Institute for Science and International Security, February 23, 2012, http://isis-online.org/phrc.
- Frank V. Pabian, “The South African Denuclearization Exemplar,” The Nonproliferation Review, Vol 22, Issue 1, pp. 27-52, DOI: 10.1080/10736700.2015.1071969, https://isis-online.org/uploads/isis-reports/documents/RevisitingSouthAfricasNuclearWeaponsProgram.pdf.
- هرچند سطحی که در اینجا ۱۲۰۰ مترمربع ذکر شده، با اندازهگیری پوشش بام در Google Earth حدود ۱۷۵۰ مترمربع (۶۶ در ۲۶.۵ متر) بوده است و احتمالاً فضای داخلی کل به حدود ۱۶۰۰ مترمربع نزدیکتر است. با این حال، این ۱۲۰۰ مترمربع شاید به فضای اولیه ساختمان پیش از نوسازی و توسعه اشاره داشته باشد. تصویر ۲۰۰۲ (شکل ۵.۶) سطح بامی در حدود ۱۴۲۵ مترمربع را نشان میدهد، یا با فرض نسبت ۰.۹، فضای کفِ ۱۲۸۰ مترمربع. افزون بر این، معنای دقیق «سازه صنعتی» روشن نیست، چون ممکن است خلیجها، دفاتر و نواحی دیگر در محاسبه منظور نشده باشند.
- فرایند معمولاً شامل گرفتن مخلوط فشردهشدهای از تترافلوراید اورانیوم و منیزیم و قرار دادن آن در یک مخزن فولادیِ دارای آستر نسوز است که سپس مهر و حرارت داده میشود تا واکنشدهندهها مشتعل شوند (در حدود ۶۵۰ درجه سانتیگراد). پس از واکنش، مخزن تا دمای محیط سرد میشود و «دکمه» یا «درِبی» فلزیِ حاصل خارج میشود. در صورت لزوم، سرباره یا دیگر محصولات واکنش از قطعه فلز اورانیوم جدا میشوند.
- «The Physics Research Center and Iran’s Parallel Military Nuclear Program.»
- جلسه آلبرايت، تلفنی، ۶ ژوئن ۲۰۱۸.