از جمله بخش‌هایی که معمولاً دست‌کم گرفته می‌شوند، شمار بالای فعالیت‌های آزمونی است که یک برنامه سلاح هسته‌ای برای توسعه سلاح‌های هسته‌ای کوچک‌سازی‌شده باید انجام دهد، و نه فقط آزمون‌های هسته‌ای در مقیاس کامل. در تصور عمومی، اغلب چنین پنداشته می‌شود که تنها آزمون مهم، یک آزمایش هسته‌ای کامل است، در حالی‌که صدها آزمون روی زیرسامانه‌هایی که برای کارکرد سلاح حیاتی‌اند، هم‌ارزش و حتی مهم‌ترند. به‌نظر می‌رسد ایران این درس را خوب آموخته بود؛ زیرا طراحی برنامه آزمونش پیش از طرح آماد آغاز شده بود و تا روزهای «مرکز پژوهش‌های فیزیک» بازمی‌گشت. پیش از طرح آماد، تسلیح‌گران هسته‌ای ایران از قبل در حال برنامه‌ریزی برای آزمون بودند و حتی تجهیزات آزمون و اندازه‌گیری می‌خریدند (نگاه کنید به شکل ۱.۲).

مجتمع آزمون ایران زیر «پروژه سیستم عملیاتی» در چارچوب «پروژه ۱۱۰» شامل چهار محل اصلی بود که همگی در سایت‌های نظامی و در تأسیساتی نسبتاً بی‌نام‌ونشان قرار داشتند. یکی از نوآوری‌های آماد، اتکای آن به محفظه‌های انفجار شدید بود. این محفظه‌های فولادی و بتنیِ ویژه، که با کمک دست‌کم یک متخصص سابق شوروی در سلاح هسته‌ای ساخته شدند، اجازه می‌دادند بسیاری از آزمایش‌های هسته‌ای مرتبط با مواد منفجره شدید در ساختمان‌هایی ظاهراً معمولی انجام شوند، در حالی‌که داخل آن‌ها تجهیزات تشخیصی پیشرفته قرار داشت و از نگاه ماهواره‌های جاسوسی پنهان می‌ماندند.

یکی از این سایت‌ها سال‌ها پیش از افشای آرشیو به‌طور عمومی شناخته شده بود: محلی در مجتمع نظامی پارچین که یک محفظه بزرگ و بدنام انفجاری شدید را در خود جای می‌داد. ایران از اواخر ۲۰۱۱ یا اوایل ۲۰۱۲، پس از آن‌که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از آن مطلع شد و شروع به پرسش کرد، این محل را پاک‌سازی کرد. سه سایت دیگر، یعنی سانجاریان، ماریوان و گلاب‌دَره، بسیار کمتر شناخته شده‌اند، اما آرشیو هسته‌ای آن‌ها را هم با جزئیات شرح می‌دهد. در اسناد آرشیو، این سایت‌ها با محل استقرارشان یا با یک اسم رمز، و اغلب با اسم رمزی ویژه برای محفظه‌های انفجاری‌شان، شناخته می‌شوند. در آرشیو، پارچین با نام محفظه‌های «تالهغان ۱» و «تالهغان ۲» در دو ساختمان جداگانه در مجتمع منزوی پارچین آمده است. سانجاریان نیز با نام‌های محفظه‌های «نورآباد بالا» و «نورآباد پایین» شناخته می‌شود که هر دو در یک ساختمان بی‌روح و یکسان قرار دارند.

این سایت‌ها مانند یک واحد کار می‌کردند؛ آن‌ها زیرسامانه‌های سلاح هسته‌ای را، گاه جدا و گاه در ترکیب با یکدیگر، آزمون می‌کردند و در هر ماه تا ده‌ها آزمون انجام می‌دادند. مولد موج ضربه، آغازگر نوترونی و به‌ویژه فشرده‌سازی هسته نیاز به آزمون‌های گسترده داشتند، اما سایر اجزا نیز آزمایش می‌شدند. شکل ۴.۱ تصویری از آرشیو را نشان می‌دهد که «پین دوم» نام دارد و بخشی از سامانه‌ای برای آزمودن یکنواختی فشرده‌سازی کرویِ موج ضربه‌ای است که بر هسته‌ای هسته‌ای فرود می‌آید؛ آزمایشی که برای توسعه سلاح‌های هسته‌ای از نوع انفجاری-فشاری اهمیت دارد.

پیوست پایان این فصل، جدول اصلی فارسی آرشیو هسته‌ای را همراه با ترجمه آن ارائه می‌کند و ۱۸۶ آزمون مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ای را فهرست می‌کند که در بازه‌ای هفت‌ماهه، از ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۲ تا ۲۰ آوریل ۲۰۰۳، در این چهار سایت انجام شدند (نگاه کنید به شکل A4.1). سه آزمون در پور میدانی که در این جدول آمده‌اند، در فصل ۹ درباره «پروژه میدان» بررسی می‌شوند. این جدول را گروه برنامه‌ریزی و مدیریت برنامه، که احتمالاً بخشی از بخش اداری «پروژه ۱۱۰» بوده، تهیه و ویرایش کرده بود. تحلیل‌گران اسرائیلیِ آشنا با اسناد آرشیو هسته‌ای، این فعالیت را یک «کارزار فشرده آزمون» برای اثبات توانمندی زیرسامانه‌های سلاح هسته‌ای توصیف کردند.۱

در این دوره هفت‌ماهه، میانگین تعداد آزمون‌ها در این چهار سایت نزدیک به ۲۷ آزمون در ماه بود. شکل ۴.۲ توزیع آزمون‌ها را در این بازه نشان می‌دهد و از افزایش تقریباً پیوسته تعداد آزمون‌ها در بیشتر ماه‌ها حکایت می‌کند؛ موضوعی که نشان می‌دهد طرح آماد با شتاب و به‌صورت منظم پیش می‌رفته است. شکل ۴.۲ همچنین مجموع آزمون‌های هر محل را در چهار سایت آزمون نشان می‌دهد.۲

آرشیو نتایج این آزمون‌ها را نیز در بر دارد و نشان می‌دهد که برنامه در حال پیشرفت بوده است. با این حال، این نتایج از نظر اشاعه‌ای حساس تلقی شده و برای انتشار عمومی مناسب نیستند.

پارشین (تالهغان ۱ و تالهغان ۲)

مجتمع پارچین سال‌هاست که از طریق تصاویر ماهواره‌ای مورد مطالعه دقیق قرار گرفته است؛ از زمانی که مؤسسه در ۲۰۱۲ آن را به‌عنوان یکی از محل‌های کلیدی آزمون‌های هسته‌ای افشا کرد و ایران نیز سال‌ها بعد به پاک‌سازی این سایت پرداخت. پیش از تغییرات گسترده در محل، این مجتمع از زمان استفاده‌اش در طرح آماد تقریباً دست‌نخورده باقی مانده بود. مجموعه از چند ساختمان تشکیل می‌شد که دو ساختمان آن محفظه‌های آزمون انفجار شدید و تجهیزات تشخیصی مرتبط را در خود جای داده بودند (نگاه کنید به شکل ۴.۳). «تالهغان ۱» در ساختمان اصلی و «تالهغان ۲» در ساختمانی کوچک‌تر در نزدیکی آن قرار داشت.

شایان توجه است که طرح این سایت با منطق روشنِ ایمنی و مهندسی آزمون عملیاتی سازگار است. کارکنان و کارشناسان مؤسسه پیش‌تر ارزیابی کرده بودند که این محل برای انجام آزمایش‌های مهار‌شده با مواد منفجره شدید، در محیطی کنترل‌شده و با ثبت دقیق داده‌ها، بسیار خوب طراحی شده بود. همه ساختمان‌ها و سنگرهای نزدیک به دو ساختمان محفظه انفجار، با خاکریز محافظت می‌شدند؛ برخی حتی در سمت رو به ساختمان اصلی محفظه، خاکریز داشتند.

شکل ۴.۳. تصویر ماهواره‌ای گوگل ارث از ۲۰۰۴ از محل پارچین که ایران در آن تحت طرح آماد، آزمون انفجار شدید برای سلاح هسته‌ای را انجام می‌داد. این سایت به‌طور گسترده توسط ایران پاک‌سازی شده است. آرشیو هسته‌ای اطلاعات قابل‌توجهی درباره این محل دارد، به‌ویژه دو تأسیسات اصلی که دو محفظه انفجار شدید را در خود جای داده‌اند و در اسناد با نام‌های «تالهغان ۱» و «تالهغان ۲» آمده‌اند. «تالهغان ۱» بارها در فضای عمومی مطرح شده است. «تالهغان ۲» در ساختمانی مجاور قرار دارد و یک محفظه آزمون انفجار شدید کوچک‌تر با سامانه پرتو ایکسِ فلاش است. ساختمان «تالهغان ۲» تا زمان نگارش این کتاب توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بازدید نشده بود. سرنوشت این محفظه‌ها و تجهیزات مرتبط هنوز نامعلوم است.
شکل ۴.۳.تصویر ماهواره‌ای گوگل ارث از ۲۰۰۴ از محل پارچین که ایران در آن تحت طرح آماد، آزمون انفجار شدید برای سلاح هسته‌ای را انجام می‌داد. این سایت به‌طور گسترده توسط ایران پاک‌سازی شده است. آرشیو هسته‌ای اطلاعات قابل‌توجهی درباره این محل دارد، به‌ویژه دو تأسیسات اصلی که دو محفظه انفجار شدید را در خود جای داده‌اند و در اسناد با نام‌های «تالهغان ۱» و «تالهغان ۲» آمده‌اند. «تالهغان ۱» بارها در فضای عمومی مطرح شده است. «تالهغان ۲» در ساختمانی مجاور قرار دارد و یک محفظه آزمون انفجار شدید کوچک‌تر با سامانه پرتو ایکسِ فلاش است. ساختمان «تالهغان ۲» تا زمان نگارش این کتاب توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بازدید نشده بود. سرنوشت این محفظه‌ها و تجهیزات مرتبط هنوز نامعلوم است.

تالهغان ۱

ساختمان محفظه انفجار، با نام «تالهغان ۱»، کنار یک خاکریز خاکیِ مشخص برای منحرف‌کردن موج انفجار قرار دارد که با بتن پوشیده شده است؛ به‌طوری‌که انتهای جنوبی ساختمان درست به دیواره عمودی و تخت خاکریز می‌رسد. شکل ۴.۴ عکسی آرشیوی از اوایل دهه ۲۰۰۰ را نشان می‌دهد که ساختمان اصلیِ دارای محفظه بزرگ آزمون انفجار شدید را نمایش می‌دهد و ویژگی‌های اصلی آن در شکل ۴.۵ نشانه‌گذاری شده‌اند. مقایسه این تصویر با تصاویر بعدی نشان می‌دهد که عکس حتماً بین زمان مشاهده اولیه ساختمان در مراحل ابتدایی ساخت در ۲۰۰۰ و آغاز پاک‌سازی سایت در ۲۰۱۲ گرفته شده است. دلیل این نتیجه آن است که حصار امنیتی، که در سمت راست دورتر در شکل ۴.۵ دیده می‌شود و اطراف سمت غربیِ انبار احتمالی مواد منفجره شدید را احاطه می‌کرد، در تصاویر ماهواره‌ای از ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۱ قابل‌مشاهده بود، اما ایران آن را تا مه ۲۰۱۲ برچید و هرگز جایگزین نکرد.

شکل ۴.۴. ساختمان اصلی در سایت پارچین در حال ساخت. منبع: آرشیو هسته‌ای.
شکل ۴.۴.ساختمان اصلی در سایت پارچین در حال ساخت. منبع: آرشیو هسته‌ای.
شکل ۴.۵. تصویر نشانه‌گذاری‌شده از ساختمانِ حاوی «تالهغان ۱»، همان‌طور که در شکل ۴.۴ دیده می‌شود. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه است.
شکل ۴.۵.تصویر نشانه‌گذاری‌شده از ساختمانِ حاوی «تالهغان ۱»، همان‌طور که در شکل ۴.۴ دیده می‌شود. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه است.

محفظه انفجار شدید: شکل ۴.۶ داخل ساختمان را نشان می‌دهد، به‌ویژه محفظه بزرگ را. یک بلوک بتنی مرکزی بزرگ در تصویر دیده می‌شود.

بر پایه تحلیل چندین عکس زمینی از داخل و بیرون ساختمان، ویژگی‌های مشترک متعددی نشان می‌دهد که عکس زمینیِ این ساختمان با ساختمان دیده‌شده در تصاویر ماهواره‌ای سایت پارچین منطبق است.۳ افزون بر آن، ویژگی‌های قابل‌مشاهده در عکس‌های داخلی این ساختمان با آنچه در عکس زمینیِ بیرون ساختمان دیده می‌شود، مطابقت دارد (برای نمونه نگاه کنید به شکل ۴.۵). این تحلیل تصویری نشان می‌دهد که ادعای ایران مبنی بر این‌که محفظه‌ای در این ساختمان وجود نداشته، دروغ بوده است.

جزئیات محفظه: پیش از افشای اسرائیل، تنها تصویر بصری عمومی از محفظه تالهغان ۱ یک شماتیک بود که جرج یان در مقاله‌ای از Associated Press در ۲۰۱۲ منتشر کرد.۴ تصاویر تازه منتشرشده، دقت گزارش یان را تأیید می‌کنند، اما هم‌زمان نشان می‌دهند که عکس‌های آرشیوی از محفظه، بسیار قوی‌تر از آن شماتیک، وجود این محفظه را اثبات می‌کنند.

بر اساس گزارش یان، محفظه در خلأ کار می‌کرد تا فشاری که می‌توانست در هنگام انفجار به سازه آسیب بزند، به حداقل برسد. پس از انفجار، آب برای پاک‌کردن محفظه روی آن پاشیده می‌شد، دست‌کم در مرحله نخست. مخزنی هم برای دریافت پسماند مایع وجود داشت.

یان، که در وین مستقر بود، احتمالاً این شماتیک و اطلاعات همراه آن را از یک دولت عضو دریافت کرده بود که از پیش از آنچه به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفته شده بود آگاه بود. در اوایل بحث‌ها درباره این سایت، آژانس یک یا چند تصویر از محفظه را دریافت کرد، اما آن‌ها را به‌طور عمومی منتشر نکرد.

با این حال، در گزارش‌های علنی، آژانس اعلام کرد که این محفظه استوانه‌ای برای انجام آزمون‌های فشرده‌سازی با مواد منفجره شدید مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ای استفاده می‌شد. افزون بر آن، این محفظه با پارامترهای یک محفظه شلیک مواد منفجره مطابقت داشت که در نوشته‌های یک متخصص خارجی آمده بود؛ متخصصی که ظاهراً به ایران در طراحی و شاید راه‌اندازی این محفظه کمک کرده بود. مؤسسه بعدتر آن فرد را متخصص سابق شوروی در سلاح هسته‌ای، ویاچسلاو دانیلنکو، شناسایی کرد.۵

گزارش ۲۰۱۲ مؤسسه با عنوان «بازنگری دانیلنکو و محفظه انفجار در پارچین: مرور بر پایه منابع باز» نوشته‌های دانیلنکو را خلاصه می‌کند. این نوشته‌ها محفظه‌ای را توصیف می‌کنند که او در ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ طراحی کرده بود؛ محفظه‌ای که می‌توانست چندین انفجار با معادل TNT تا ۷۰ کیلوگرم را تحمل کند و به‌طرز چشمگیری شبیه محفظه موجود در عکس‌های آرشیو بود.۶

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همچنین نتیجه گرفت که محفظه پارچین بسیار شبیه محفظه‌ای است که دانیلنکو در کتاب ۲۰۰۳ خود با عنوان Sintez I Spekanie Almaza Vzryvom توصیف کرده بود؛ کتابی که به‌گفته یک مقام اروپایی، دانیلنکو بر پایه سخنرانی‌هایی که در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ در ایران ارائه داده بود، نوشته است.

آژانس همچنین شواهدی گرد آورد که نشان می‌داد این متخصص سابق شوروی نه‌تنها در توسعه محفظه آزمون انفجار شدید در پارچین به ایران کمک کرده، بلکه شاید در استفاده از تجهیزات تشخیصی پیشرفته برای آزمون یکنواختی کرویِ بارهای انفجاری نیز کمک کرده باشد؛ موضوعی که در بخش ماریوان این فصل با جزئیات بیشتری بررسی می‌شود.۷ دانیلنکو بی‌تردید از امکان به‌کارگیری تخصصش در توسعه سلاح هسته‌ای برای ایران آگاه بود. در ظاهر، او ادعا می‌کرد که فقط برای ساخت نانودایموندها با مواد منفجره در چنین محفظه‌هایی کار می‌کرد. با این حال، خود او زمانی درباره کارش روی نانودایموندها در اتحاد شوروی گفته بود: «در آن زمان، آزمایش‌های مربوط به روش‌های سنتز الماس به‌شدت طبقه‌بندی شده بودند، چون به دانش قابل‌توجهی نیاز داشتند که در طراحی سلاح‌های هسته‌ای هم کاربرد داشت. به دلایل امنیتی، این روش‌ها در ابتدا فقط در گزارش‌های محرمانه VNIITF [چلیابینسک-۷۰] باقی ماندند. تنها در ۱۹۸۷ بخشی از آن گزارش‌ها به سایر اعضای باشگاه الماس ارسال شد.»۸

خواه دانیلنکو عامدانه کمک کرده باشد یا نه، او سهمی مهم در برنامه سلاح هسته‌ای ایران داشت.

آزمون در تالهغان ۱: در بازه هفت‌ماهه از سپتامبر ۲۰۰۲ تا آوریل ۲۰۰۳، آماد هشت آزمون در تالهغان ۱ انجام داد. نخستین آزمون در سپتامبر ۲۰۰۲ بود؛ سپس پنج آزمون در ماه ژانویه ۲۱ تا فوریه ۱۹، ۲۰۰۳ انجام شد و دو آزمون دیگر هم در ماه فارسی بعدی صورت گرفت. احتمالاً آزمون‌های دیگری نیز خارج از این بازه انجام شده‌اند.

سال‌ها بود که ادعا می‌شد ایران در محفظه انفجار شدیدِ تالهغان ۱ در سایت نظامی پارچین، آزمون‌های فشرده‌سازی با مواد منفجره شدید روی یک آغازگر نوترونی UD3 انجام داده است؛ و اطلاعات آرشیو این ادعا را تأیید می‌کند. با وجود انکارهای ایران، اطلاعات تازه آرشیو هسته‌ای به‌طور ملموس پرونده را تقویت می‌کند که محفظه انفجار تالهغان ۱ چنین آزمون‌هایی را، تحت «پروژه ۳.۲۱» و با احتمال پشتیبانی «پروژه ۳.۲۰» برای ساخت منبع نوترونی و «پروژه ۳.۳۰» برای تشخیص/اندازه‌گیری، انجام می‌داده است.

یک سند از گروه بهداشت و ایمنی طرح آماد، فرایندی را شرح می‌دهد که بر پایه آن مشخص شد این محفظه در اوایل ۲۰۰۳ برای آزمون آغازگرهای نوترونی ایمن است. در این سند، سطح آلودگی ناشی از یک «ماده خام» موسوم به «U» توصیف شده که در همان سند، اورانیوم موجود در یک منبع نوترونی معرفی شده است؛ و این توضیحات پس از آزمایش محفظه‌ای که در ۱۵ فوریه ۲۰۰۳ انجام شد، آمده‌اند.۹

به‌نظر می‌رسد هدف آماد این بوده که محفظه را پیش از بهره‌برداری عادی آزمایش کند تا مطمئن شود هم محفظه درست کار می‌کند و هم ماده رادیواکتیو به آشیانه‌ای که محفظه در آن قرار داشت، نشت نمی‌کند. در مجموع، آزمون از دید گروه بهداشت و ایمنی موفق تلقی شد. مدیر بهداشت و ایمنی نتیجه را به رئیس «پروژه ۳۰۳۰» - که هویتش مشخص نشده - و با رونوشت برای رئیس «پروژه ۱۱۰» گزارش کرد و نتیجه اصلی خود را چنین نوشت: «آزمون‌های منظم در محفظه مجاز است.» بنابراین، تاریخ سند، یعنی فوریه ۲۰۰۳، را می‌توان آغاز آزمون‌های آغازگر نوترونیِ حاوی اورانیوم در محفظه تالهغان دانست.

این سند بینشی از سازوکار «پروژه سیستم عملیاتی» به دست می‌دهد. طبق سند، ماده خام با یک «پوشش» به سایت پارچین رسیده بود، یعنی در محفظه‌ای قرار داده شده بود، و آلودگی‌ای مشاهده نشده بود، هرچند مشخص نشده که این قطعه در کجا ساخته یا مونتاژ شده بود. در نتیجه، در هنگام مونتاژ «قطعه» - که آن هم تعریف نشده و احتمالاً به دلایل امنیت اطلاعات مبهم نگه داشته شده - هیچ احتیاط ویژه‌ای اتخاذ نشد. با این حال، سند روشن می‌کند که این قطعه در آزمایش به‌کار رفته بود. پس از آزمون، نویسنده نتیجه گرفت که «هیچ تابشی در بیرون محفظه اندازه‌گیری نشد»، و از این نتیجه برداشت کرد که محفظه همان‌طور که طراحی شده بود عمل کرده و فشار منفیِ اولیه درون محفظه ظاهراً موجب تخلیه مواد به درون جو شده است. سپس سامانه دوشِ محفظه یک‌بار برای شست‌وشوی آن به‌کار رفت. پس از ۲۴ ساعت انتظار برای ته‌نشینی باقیمانده، تهویه آغاز شد و درِ محفظه باز شد (نگاه کنید به شکل ۴.۶). یک مشکل این بود که سامانه تهویه، جریان هوای کافی به لوله‌های خروجی بیرونی ایجاد نمی‌کرد و بخشی از گازهای سمی از درِ بازِ محفظه به اتاق نشت کرد و موجب استنشاق آن توسط کارکنان شد. برخی محصولات حاصل از مواد منفجره شدید، مانند اکسیدهای نیتروژن و مونوکسید کربن، سمی‌اند.

در زمانی نامشخص پس از بازشدن در و آغاز تخلیه محفظه، فردی با تجهیزات ایمنی مناسب وارد آن شد، «پسماند خام» داخل محفظه را جمع‌آوری کرد و سپس آن را به‌صورت دستی تمیز کرد. پیش از شست‌وشوی محفظه، این فرد نمونه‌هایی نزدیک محل انفجار و از کفِ نزدیک در برداشت. این نمونه‌ها به‌طور میانگین ۱۰ CPS نشان می‌دادند که احتمالاً به‌معنای شمارش در ثانیه ثبت‌شده توسط آشکارساز است، هرچند این اصطلاح در سند تعریف نشده است. مدیر نوشت این مقادیر از «خط پایه» بالاتر بودند، اما بسیار پایین‌تر از دستورالعمل‌های بهداشت و ایمنی پرتوی قرار داشتند. در این گزارش، مدیر بهداشت و ایمنی صراحتاً به استانداردهای آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده (EPA) برای حدود ایمن اورانیوم در آب و پسماند جامد اشاره کرده بود.۱۰ نمونه‌های بیشتری از پسماند محفظه و از «آب معمولی» هم گرفته شد. غلظت اورانیوم در نمونه‌های مایع از «خط پایه» محفظه بالاتر بود، اما بسیار پایین‌تر از حد مجاز غلظت اورانیوم در مایعات، مطابق استاندارد EPA، قرار داشت. غلظت اورانیوم در نمونه‌های پسماند جامدِ محفظه به‌مراتب بالاتر از مایعات بود، اما همچنان بسیار پایین‌تر از حد مقرراتی باقی ماند.

نتیجه کلی مدیر این بود که محفظه «برای آزمون‌های منظم آماده است، مادامی‌که از دوش استفاده نشود.» او توضیح نداد که دقیقاً چرا نگران استفاده از دوش محفظه بود. هرچند سطوح اندازه‌گیری‌شده تابش در محدوده استانداردها بود، شاید نگرانی این بود که دوش محفظه به‌طور غیرضروری آلودگی رادیواکتیو را پخش کند. او افزود که در صورت «نیاز به تکرار آزمون‌های منبع نوترونی»، باید چند دستورالعمل اضافی رعایت شود؛ از جمله وجود دوش/حمام برای کارکنان، احتمالاً یک اتاق تعویض لباس، و مهار بهتر پسماندها.

در برنامه آزمون، اندازه‌گیری نوترون‌های گسیل‌شده از این منبع UD3 یکی از دشوارترین اندازه‌گیری‌هایی بود که ایران برای توسعه سلاح هسته‌ای باید انجام می‌داد. ایرانی‌ها همچنین باید محاسبات دقیقی درباره تعداد نوترون‌های تولیدشده و زمان تولید آن‌ها انجام می‌دادند. زمان‌بندی انفجار و موج‌های ضربه‌ای حاصل باید تقریباً بی‌نقص می‌بود تا هم در زمان درست و هم به‌شکل قابل‌اعتماد، جهشی از نوترون‌ها ایجاد شود. خودِ آزمایش بسیار دشوار بود: نوترون‌های بسیار کمی در یک بازه زمانی کوتاه گسیل می‌شوند و نویز الکترونیکیِ آشکارسازها نیز اندازه‌گیری را مختل می‌کند.

آرشیو شامل یک ارائه اسلاید ایرانیِ «پروژه ۳.۲۱» مورخ ۲۲ مه ۲۰۰۳ است که با این آزمون‌ها مرتبط است و شاید با آزمون‌های ماریوان نیز پیوند داشته باشد (نگاه کنید به پاورقی ۴۰). پروژه ۳.۲۱ بر اندازه‌گیری نوترونِ مربوط به آغازگر نوترونی متمرکز بود. یکی از اسلایدهای ارائه ایرانی دیگری در آرشیو، پروژه ۳.۲۰ را مسئول ساخت UD3 معرفی می‌کند؛ و طبق طرح، این نوع منبع قرار است در «سامانه اصلی» - که احتمالاً نام رمزی برای سلاح هسته‌ای است - استفاده شود.

یکی از اسلایدهای پروژه ۳.۲۱ فعالیت‌های اصلی این پروژه را چنین فهرست می‌کند:

  1. اندازه‌گیری شار نوترونی گسسته و پیوسته از منابع پیوسته و پالسی، انفجاری و غیرفنجاری
  2. استفاده از طیف‌سنج هسته‌ای برای شناسایی رادیوایزوتوپ‌ها و تحلیل مواد

چند اسلاید بعدی همگی با عنوان «نتایج آزمون تالهغان» آمده‌اند. اسلاید نخست، آرایشی آزمایشی را نشان می‌دهد که در آن برچسب‌های انگلیسیِ اصل، یک آشکارساز بزرگ نوترون بورون‌تری‌فلوراید (BF3) را در برابر محفظه انفجار شدید مشخص می‌کنند (شکل ۴.۷). این آشکارساز «Big BF3-1» نام‌گذاری شده که عدد یک در انتها احتمالاً به شماره آشکارساز اشاره دارد. شکل ۴.۸ عکسی از ارائه را نشان می‌دهد که در آن برچسب‌ها به آشکارسازهای نوترون بیشتری در محلی نامشخص اشاره دارند، هرچند به‌نظر می‌رسد آن‌ها در برابر کنار محفظه بزرگ انفجار قرار داده شده‌اند. همچنین در تصویر، آشکارساز تجاری NE-213 از نوع مایعِ شِعبه‌سنج، دو شمارنده فعال‌سازی و یک آشکارساز ردپای CR-39 دیده می‌شود.

این آشکارسازهای نوترونی شناخته‌شده‌اند. آرایش آن‌ها، همان‌طور که در دو شکل دیده می‌شود، ظاهراً بخشی از سامانه اندازه‌گیری نوترون بوده که در دولت‌های دارای سلاح هسته‌ای برای توسعه سلاح هسته‌ای به‌کار می‌رفته است. این آشکارسازها می‌توانند تعداد کل نوترون‌های گسیل‌شده و طیف انرژی آن‌ها را آشکار کنند. افزون بر آن، انتخاب این آشکارسازها قابلیت پشتیبان ایجاد می‌کرد و شانس ثبت درست گسیل نوترون‌ها و ثبت دائمی تعداد کل آن‌ها را بالا می‌برد. یکی از کارشناسانی که مؤسسه با او مشورت کرد، این رویکرد را «زیرکانه» توصیف کرد. در مجموع، به‌نظر می‌رسد زیرپروژه ۳.۲۱ بهترین سامانه‌های آشکارسازی را برای تشخیص یک پالس کوتاه نوترونِ تولیدشده در خلال فشرده‌سازی یک منبع نوترونیِ دوترید اورانیوم توسط مواد منفجره شدید جست‌وجو می‌کرد.۱۱

شکل ۴.۷. یک آشکارساز بزرگ نوترون بورون‌تری‌فلوراید (BF3) در بیرون محفظه اصلی انفجار، با نمای رو به شمال. برچسب‌های اصلی عکس آرشیوی «Big Plastic-1» و «Big Bf3-1» بودند. اصطلاح «Big Plastic» ظاهراً در زبان تخصصی دانشمندان نوترون به پلاستیکی اشاره دارد که آن‌قدر ضخیم است تا همه نوترون‌های برخوردکننده را جذب کند؛ یعنی به گفته دکتر کنوالوف، ۱۰۰ درصد کارآمد است (نگاه کنید به پاورقی ۱۶).
شکل ۴.۷.یک آشکارساز بزرگ نوترون بورون‌تری‌فلوراید (BF3) در بیرون محفظه اصلی انفجار، با نمای رو به شمال. برچسب‌های اصلی عکس آرشیوی «Big Plastic-1» و «Big Bf3-1» بودند. اصطلاح «Big Plastic» ظاهراً در زبان تخصصی دانشمندان نوترون به پلاستیکی اشاره دارد که آن‌قدر ضخیم است تا همه نوترون‌های برخوردکننده را جذب کند؛ یعنی به گفته دکتر کنوالوف، ۱۰۰ درصد کارآمد است (نگاه کنید به پاورقی ۱۶).
شکل ۴.۸. آشکارساز مایعِ شِعبه‌سنج NE-213، دو شمارنده فعال‌سازی و یک آشکارساز ردپای پلی‌اتیلن CR-39، که ظاهراً در کنار محفظه انفجار شدید نصب شده‌اند. برچسب‌های اصلِ عکس در آرشیو، از بالا به پایین، «Activation counter 1»، «Activation counter 2»، «CR-39 + Polyethylene» و «NE-213» بودند.
شکل ۴.۸.آشکارساز مایعِ شِعبه‌سنج NE-213، دو شمارنده فعال‌سازی و یک آشکارساز ردپای پلی‌اتیلن CR-39، که ظاهراً در کنار محفظه انفجار شدید نصب شده‌اند. برچسب‌های اصلِ عکس در آرشیو، از بالا به پایین، «Activation counter 1»، «Activation counter 2»، «CR-39 + Polyethylene» و «NE-213» بودند.

تالهغان ۲

در شمال سایت، یک ساختمان نسبتاً بزرگ، مستطیلی‌شکل، دیگر هم وجود دارد که در دامنه تپه ساخته شده بود و در گزارش‌های منتشرشده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به کشورهای عضو مورد توجه قرار نگرفته بود. آژانس تا امروز از این ساختمان، با نام «تالهغان ۲»، بازدید نکرده است.

ساخت این ساختمان حدوداً ۴۰ متری پس از ساختمان محفظه اصلی آغاز شد. همانند تالهغان ۱، این ساختمان نیز پس از ۲۰۱۲ به‌شدت تغییر یافت، از جمله تغییراتی که زیر یک برزنت صورتیِ نیمه‌شفاف انجام شد.

این ساختمان شامل یک سالن طولانی است که به سمت دامنه بریده‌شده تپه جهت‌گیری شده و همین دامنه، به‌طور منطقی، در صورت حادثه در انتهای دورتر نقش یک مانع طبیعی را ایفا می‌کند. افزون بر این، به‌نظر می‌رسد انتهای گیرندهِ آن ساخت‌وسازی متفاوت داشته باشد (نگاه کنید به شکل ۴.۹). در انتهای مقابل نیز یک درِ دسترسی برای کارکنان قرار دارد.

شکل ۴.۹. تصویر گوگل ارث از تالهغان ۲. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۹.تصویر گوگل ارث از تالهغان ۲. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.

اسناد آرشیو هسته‌ای نشان می‌دهد که این ساختمان دارای یک محفظه کوچک‌تر و کشیده‌ترِ انفجار شدید و یک سامانه پرتو ایکسِ فلاش بوده است تا آزمون‌های کوچک‌مقیاس مواد منفجره شدید را بررسی کند؛ به‌ویژه برای ارزیابی انفجار مؤلفه‌های نیم‌کره‌ای در برنامه آماد، طبق توضیحی که یک برگه اطلاعاتی اسرائیلی به رسانه‌ها داده بود.۱۲ شکل ۴.۱۰ ترکیبی از عکس‌هایی است که ساخت و نصب محفظه را در ساختمان نشان می‌دهد.

شکل ۴.۱۰. تصاویر آرشیوی از محفظه کوچک‌تر آزمون انفجار شدید، تالهغان ۲، در حال ساخت و نصب. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۱۰.تصاویر آرشیوی از محفظه کوچک‌تر آزمون انفجار شدید، تالهغان ۲، در حال ساخت و نصب. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.

بخش‌هایی از سامانه پرتو ایکسِ فلاش در شکل ۴.۱۱ دیده می‌شود. طبق اطلاعاتی که مقام‌های ارشد اطلاعاتی اسرائیل به مؤسسه و رسانه‌ها داده بودند، مولد مارکسِ نشان‌داده‌شده در شکل ۴.۱۲، پالس ولتاژ بالایی برای پرتو ایکس فلاشِ مورد استفاده در تالهغان ۲ تولید می‌کرد.۱۳ این سامانه پرتو ایکس فلاش اجازه می‌داد هسته جایگزینِ متراکم درون مواد منفجره دیده شود، در حالی‌که منفجر و هسته را فشرده می‌کردند.۱۴ این سامانه امکان فیلم‌برداری پی‌درپی از ماده جایگزینِ فشرده‌شده را فراهم می‌کرد. چنین آزمایش‌هایی، که می‌توانستند اورانیوم را پراکنده کنند، توضیح می‌دهند که چرا ایران تلاش کرد این ساختمان را نیز به همان شیوه‌ای پاک‌سازی کند که برای تالهغان ۱ به‌کار برده بود.

شکل ۴.۱۱. بخش‌هایی از سامانه پرتو ایکسِ فلاش برای آزمون‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای در تالهغان ۲. عکس‌ها از آرشیو هسته‌ای.
شکل ۴.۱۱.بخش‌هایی از سامانه پرتو ایکسِ فلاش برای آزمون‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای در تالهغان ۲. عکس‌ها از آرشیو هسته‌ای.
شکل ۴.۱۲. سامانه پرتو ایکسِ فلاش برای آزمون‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای در ساختمان تالهغان ۲ (بالا). در پایین، یک مولد مارکس در این ساختمان دیده می‌شود که به‌عنوان بخشی از پرتو ایکس فلاش، پالس‌های سریع انرژی را برای ثبت توالی سریع تصاویر فراهم می‌کرد.
شکل ۴.۱۲.سامانه پرتو ایکسِ فلاش برای آزمون‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای در ساختمان تالهغان ۲ (بالا). در پایین، یک مولد مارکس در این ساختمان دیده می‌شود که به‌عنوان بخشی از پرتو ایکس فلاش، پالس‌های سریع انرژی را برای ثبت توالی سریع تصاویر فراهم می‌کرد.

به‌نظر می‌رسد آزمون در این محفظه دیرتر از تالهغان ۱ آغاز شده است؛ سندِ خلاصه‌گرِ آزمون‌ها هیچ آزمونی را در تالهغان ۲ از سپتامبر ۲۰۰۲ تا آوریل ۲۰۰۳ نشان نمی‌دهد. دست‌کم یک آزمون پس از این بازه انجام شده یا در حال آماده‌سازی بوده است، و احتمالاً بعدتر.

آرشیو تصویری را در بر دارد که در آن یک شیء کروی با یک مولد موج ضربه R80 روی سطح آن دیده می‌شود و طبق توضیح‌دهندگان اسرائیلی، در تالهغان ۲ آزمایش شده بود. در این تصویر که یکی از نویسندگان آن را دیده، R80 کنار یک صفحه آلومینیومی قرار دارد که بخشی از پرتو ایکس فلاش است. این کره نسبتاً کوچک را می‌توان در عکس دیگری بیرون محفظه، در جایی که مولد مارکس هم دیده می‌شود، مشاهده کرد. از روی عکس‌ها نمی‌توان تعیین کرد داخل این جسم کروی چه بوده است، هرچند احتمالاً شامل مواد منفجره شدید و شاید یک هسته جایگزین، احتمالاً از جنس اورانیوم، بوده است. این آزمون امکان ارزیابی فشرده‌سازی هسته را فراهم می‌کرد و آزمونی منطقی پس از آوریل ۲۰۰۳ به‌شمار می‌رفت، زمانی که زیرسامانه‌ها در حال مونتاژ و آزمون بودند.

سانجاریان (نورآباد بالا و نورآباد پایین)

سانجاریان یک تأسیسات کلیدی برای آزمون و ساخت بود که به‌ویژه با آزمون مولد موج ضربه و سیم‌پل‌های انفجاری (EBW) ارتباط داشت. این محل نزدیک روستای سانجاریان، که با نام‌های Sanjarion یا Sanjarioun هم شناخته می‌شود، حدود ۲۰ کیلومتری شرق تهران و حدود ۱۵ کیلومتری شمال‌-شمال‌شرقی مجموعه محفظه انفجار شدید در پارچین قرار داشت. سایت سانجاریان و اهمیت کلی آن در توسعه آغازگرهای سلاح هسته‌ای پیش‌تر به‌طور عمومی شناسایی شده بود،۱۵ اما آرشیو تأیید مهمی به آن می‌افزاید و جزئیات چشمگیری را روشن می‌کند.

شکل‌های ۴.۱۳ و ۴.۱۴ دو تصویر آرشیوی از ساختمان سانجاریان را نشان می‌دهند. شکل ۴.۱۵ این ساختمان را در میان مجموعه‌ای از ساختمان‌ها مشخص می‌کند. افزون بر نام «سانجاریان»، این سایت با نام «نورآباد» هم شناخته می‌شود. با این حال، همان‌طور که پایین‌تر توضیح داده می‌شود، این نام در واقع برای دو محفظه آزمون در همین ساختمان به‌کار می‌رفته است. مؤسسه با تطبیق تصاویر زمینی با تصاویر ماهواره‌ای گوگل ارث، اثبات کرد که ساختمانِ موجود در تصویر بی‌تردید در سایت سانجاریان قرار دارد و افزون بر آن، در نخستین تصویر ماهواره‌ای موجودِ گوگل ارث با تاریخ ۲۷ ژانویه ۲۰۰۴ هم حاضر بوده است.۱۶

شکل ۴.۱۳. عکس‌های بیرونی آرشیو از سایت سانجاریان، ساختمانی که فعالیت‌های آزمون مولد موج ضربه را در خود جای داده بود. وجود برق‌گیر با ساختمانی که با مواد منفجره شدید سروکار دارد، سازگار است. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۱۳.عکس‌های بیرونی آرشیو از سایت سانجاریان، ساختمانی که فعالیت‌های آزمون مولد موج ضربه را در خود جای داده بود. وجود برق‌گیر با ساختمانی که با مواد منفجره شدید سروکار دارد، سازگار است. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۱۴. عکس‌های بیرونی آرشیو از سایت سانجاریان. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۱۴.عکس‌های بیرونی آرشیو از سایت سانجاریان. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۱۵. مجموعه ساختمان‌های سانجاریان با خط زرد مشخص شده‌اند؛ ساختمان اصلی طرح آماد نیز شناسایی شده است. نگاه کنید به پاورقی ۱۵.
شکل ۴.۱۵.مجموعه ساختمان‌های سانجاریان با خط زرد مشخص شده‌اند؛ ساختمان اصلی طرح آماد نیز شناسایی شده است. نگاه کنید به پاورقی ۱۵.

محفظه‌های انفجاری نورآباد

ساختمان سانجاریان دو محفظه انفجاری در خود داشت که برای آزمودن EBWها، مولد موج ضربه یا توزیع‌کننده آن، و سایر زیرسامانه‌هایی که احتمالاً برای «پروژه مولد ضربه» یا تجهیزات تشخیصی پرسرعت مرتبط لازم بودند، به کار می‌رفتند.

شکل‌های ۴.۱۶ و ۴.۱۷ دو تصویر از آرشیوِ محفظه نورآباد پایین را نشان می‌دهند. در این تصاویر هشت EBW دیده می‌شود.

محفظه نورآباد بالا به‌مراتب بزرگ‌تر بود و آن‌قدر مقاوم بود که بتواند مقادیر کوچک مواد منفجره شدید را در خود جای دهد (شکل ۴.۱۸). در جلوی آن یک دوربین فریم‌برداری پرسرعت قرار داشت که برای آزمون‌های مرتبط با مواد منفجره شدید، از طریق روزنه‌ای نوری در یک سمت، سلسله‌ای از تصاویر منفرد را به‌سرعت ثبت می‌کرد. تخمین زده می‌شود این محفظه، با حجمی در حد چند متر مکعب، قادر به تحمل آزمایش‌هایی با چند تا چندین کیلوگرم مواد منفجره شدید بوده است. طراحی و بهره‌برداری آن شاید از کمک دانیلنکو بهره‌مند شده باشد.

دوربین فریم‌برداری پرسرعت در محفظه نورآباد بالا ظاهراً ساخت روسیه است. به‌گفته یک کارشناس که مؤسسه با او مشورت کرده، این سامانه برای آزمون‌های مواد منفجره شدید کافی است، اما به سریع‌ترین سطح ممکن دست نمی‌یابد. بخشی از تجهیزات جانبی که هنگام آزمایش استفاده می‌شود، مانند لوله مشکیِ اتصال‌دهنده دوربین به روزنه نوریِ محفظه و تجهیزات ثبت، در تصویر دیده نمی‌شود.

شکل ۴.۱۶. عکس آرشیوی از محفظه انفجاری نورآباد پایین با هشت EBW یا آغازگرِ انفجاری که درون آن دیده می‌شود، در حالی‌که در باز است.
شکل ۴.۱۶.عکس آرشیوی از محفظه انفجاری نورآباد پایین با هشت EBW یا آغازگرِ انفجاری که درون آن دیده می‌شود، در حالی‌که در باز است.
شکل ۴.۱۷. عکس آرشیوی از محفظه انفجاری نورآباد پایین با هشت EBW یا آغازگر انفجاری که از طریق روزنه‌ای در درِ بسته دیده می‌شود.
شکل ۴.۱۷.عکس آرشیوی از محفظه انفجاری نورآباد پایین با هشت EBW یا آغازگر انفجاری که از طریق روزنه‌ای در درِ بسته دیده می‌شود.
شکل ۴.۱۸. تصویری از محفظه نورآباد بالا، یک مخزن استوانه‌ای، با یک دوربین streak در برابر آن و یک درِ سنگین در پس‌زمینه.
شکل ۴.۱۸.تصویری از محفظه نورآباد بالا، یک مخزن استوانه‌ای، با یک دوربین streak در برابر آن و یک درِ سنگین در پس‌زمینه.

فعالیت‌های آزمون

بر اساس سندی که پیش‌تر به آن اشاره شد (نگاه کنید به پیوست این فصل)، محفظه پایین «آزمون‌های پژوهشی و آزمون‌های روش الکترو-اپتیکی» را انجام می‌داد، و محفظه بالا «آزمون‌های روش نوری» را، بدون آن‌که درباره آزمون‌های خاص توضیحی ارائه شود.

بینش بیشتر درباره این آزمون‌ها در سند دیگری یافت می‌شود که آزمون‌های انجام‌شده در محفظه‌های نورآباد بالا و پایین را از ۲۳ اکتبر ۲۰۰۲ تا ۱۰ دسامبر ۲۰۰۲ فهرست می‌کند؛ این آزمون‌ها در کادر «انواع آزمون‌ها» خلاصه شده‌اند و در بخش بعدی توضیح داده می‌شوند.۱۷

انواع آزمون‌ها در محفظه‌های نورآباد پایین و بالا، ماه‌های فارسی آبان و آذر ۱۳۸۱ (اکتبر تا دسامبر ۲۰۰۲)

آزمون‌های نورآباد پایین

آزمون‌های نورآباد بالا

این آزمون‌ها نشان می‌دهند که در طول این دوره تقریباً دوماهه، مولد موج ضربه در حال توسعه بوده است. بسیاری از آزمون‌های دیگر ظاهراً به زیرسامانه‌های مولد ضربه، مانند سیم‌پل‌های انفجاری، یا به تجهیزات تشخیصی پرسرعت و زیرسامانه‌های آن‌ها مربوط بوده‌اند.

در این دو ماه، این سند به‌ترتیب ۱۵ آزمون در محفظه پایین و ۷ آزمون در محفظه بالا را توصیف می‌کند. با این حال، به‌نظر می‌رسد این محفظه‌ها بیش از آنچه در این سند آمده، آزمون انجام داده‌اند. سندِ دیگری که آزمون‌های هفت‌ماهه را توصیف می‌کند، برای همین دو ماه، ۲۴ و ۱۲ آزمون برای محفظه‌های پایین و بالا، به‌ترتیب، ثبت کرده است.

این دو ماه در بخش ابتدایی بازه هفت‌ماهه گزارش‌شده در سند دیگر قرار می‌گیرند. در ماه‌های پس از این دوره دوماهه، محفظه پایین ۷۳ آزمون دیگر و محفظه بالا ۱۷ آزمون دیگر انجام داد؛ موضوعی که نشان می‌دهد این تأسیسات همچنان فعال بوده و احتمالاً داده‌های بیشتری را تولید می‌کرده که برای ساخت سلاح هسته‌ای مهم بوده‌اند.

انواع آزمون در محفظه‌های نورآباد بالا و پایین

فوتودیودها: فوتودیودها ۱۱ بار در محفظه نورآباد پایین، از ۴ نوامبر ۲۰۰۲ تا ۸ دسامبر ۲۰۰۲، آزموده شدند. فوتودیود یک سیگنال نوری را به جریان الکتریکی تبدیل می‌کند. بدون اطلاعات بیشتر، هدف این آزمون‌ها قابل‌تعیین نیست. با این حال، ممکن است به توسعه قابلیت‌های تشخیصیِ پرسرعت مرتبط بوده باشند، جایی که نورِ انفجار توسط یک فوتودیود تشخیص داده و سپس ثبت می‌شود.

آغازگرها: آزمون‌های EBW با انفجار هم‌زمان هفت و هشت واحد انجام شد. این آزمون‌ها را می‌توان با ادعای ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مقایسه کرد که تنها آزمون دو تا سه واحد را پذیرفته بود، هرچند شلیک EBW در محفظه‌ها را تأیید کرده بود.۱۸

این اطلاعات درباره آزمون هفت تا هشت آغازگر EBW ظاهراً اطلاعات گردآوری‌شده توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تأیید می‌کند. بر اساس گزارش ۲۰۱۵ آژانس:

«توسعه آغازگرهای ایمن و سریع و تجهیزاتی که برای شلیک آن‌ها مناسب باشند، بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامه توسعه یک دستگاه انفجاری هسته‌ای از نوع انفجاری-فشاری است. پیش از نوامبر ۲۰۱۱، آژانس اطلاعاتی در اختیار داشت که نشان می‌داد ایران در سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ آغازگرهای exploding bridgewire (EBW) و توان شلیک ولتاژبالا را توسعه داده بود که این دو، در کنار هم، اجازه می‌دادند چند آغازگر با هم‌زمانی کمتر از میکروثانیه شلیک شوند.»۱۹

ایران یک آزمون آغازگر با کابل ۲۲۰ متری انجام داد، هرچند نوع آغازگر مشخص نشده بود. این می‌توانست EBW یا spark gap باشد. این آزمون می‌توانسته به شلیک یک دستگاه هسته‌ای در انفجار زیرزمینی هسته‌ای برای «پروژه میدان» مربوط باشد، که به انفجار از فاصله دور نیاز داشت.۲۰

مولد موج ضربه: در این دو ماه، یک توزیع‌کننده R80 - نامی دیگر برای مولد موج ضربه - سه بار آزموده شد. R80 نسخه کوچک‌سازی‌شده‌ای از سامانه‌ای است که برای سلاح هسته‌ای در نظر گرفته شده بود (نگاه کنید به بحث پیشین درباره R265 در فصل ۳ و آزمون در تالهغان ۲). بر پایه بحث مربوط به R265، این سامانه نیم‌کره‌ای کوچک‌تر شعاع داخلی ۸۰ میلی‌متر، یعنی ۸ سانتی‌متر، داشته است. در طول این دو ماه، آزمون‌های مولدها از ساده‌تر به پیچیده‌تر پیش می‌رفت و آزمون‌های بعدی شامل بار اصلیِ مواد منفجره شدید نیز می‌شدند.

یک آزمون دیگر روی توزیع‌کننده‌ای نامشخص همراه با بار اولیه انجام شد. یک توزیع‌کننده تخت «ф80» بدون رستر نیز آزموده شد، اما درک دقیق آن دشوار است. می‌توان حدس زد که این یک توزیع‌کننده تخت با قطر ۸۰ میلی‌متر بوده است، که در آن نماد مهندسی شناخته‌شده قطر، یعنی ø، به‌اشتباه با حرف یونانی «فی» نوشته شده است. به‌کارگیری رستر در این‌جا نیز روشن نیست، هرچند شاید به سامانه تشخیصی اشاره داشته باشد، جایی که رستر روشی برای نمایش چندین خط کانال روی یک صفحه واحد است.

آزمون این توزیع‌کننده‌ها در اواخر ۲۰۰۲ با آزمون‌های بزرگ‌مقیاسِ فضای باز در ماریوان در ۲۰۰۳ سازگار است (نگاه کنید به پایین).

دوربین فریم‌برداری: آزمون «فریم‌برداری» و «آزمون ثبت تصویر فوتومتریک با فلاش آرگون» در محفظه بالا شاید به آزمونِ دوربین پرسرعتِ حیاتی برای همین تلاش‌ها اشاره داشته باشد. کاربرد مبهم واژه «فریم‌برداری» ممکن است به این معنا باشد که جنبه‌هایی از دوربین فریم‌برداری پرسرعت در این آزمون بررسی شده است. فلاش آرگون منبعی یک‌بارمصرف با پالس‌های نوری بسیار کوتاه و فوق‌العاده درخشان است که دانیلنکو در نوشته‌هایش از آن با اصطلاح انگلیسی «explosive lighting» یاد کرده بود.۲۱ دستگاه‌های فلاش آرگون تقریباً منحصراً برای عکاسی از انفجارها و موج‌های ضربه‌ای به کار می‌روند. هرچند کریپتون و زنون هم ممکن است استفاده شوند، آرگون به‌دلیل هزینه پایین‌تر ترجیح داده می‌شود. این آزمون‌ها همچنین ممکن است به سامانه تشخیصیِ فیبر نوری مرتبط بوده باشند که ایران با کمک دانیلنکو توسعه می‌داد (نگاه کنید به بحث پایین). در آن سامانه، نورِ فلاش آرگون در بعضی آزمایش‌ها به‌کار می‌رود تا هر کابل فیبر نوری در سامانه تشخیصی، یک خط روی فیلم عکاسی ثبت‌گر ایجاد کند؛ یعنی رستر.۲۲

«تفنگ ۱ مگاباری»: برنامه آزمون در این دو ماه با آزمون‌هایی درباره «تفنگ ۱ مگاباری» که با روش نوری (رستر) در محفظه نورآباد بالا انجام می‌شد، قاب‌بندی شده بود. نخستین آزمون، که مربوط به حرکت پرنده بود، انجام نشد. آزمون دوم انجام شد، اما مشخص نیست چه چیزی آزموده شد. اگر این «Mbar gun» به نوعی تفنگ طولانی برای آزمایش معادله حالت و سایر آزمون‌های موج ضربه‌ای اشاره داشته باشد، محفظه آن‌قدر بلند نیست که چنین تفنگی را در خود جای دهد. شاید آزمون به درک یک سامانه تشخیصی مربوط بوده باشد. شکل ۴.۱۹ عکس آرشیوی از سامانه تفنگ را نشان می‌دهد که شامل پیشران و مکانیزم شلیک با بهره‌گیری از ویژگی‌های یک توزیع‌کننده تخت است (کانال‌های داخل توزیع‌کننده به‌صورت دیجیتال پنهان شده‌اند).

شکل ۴.۱۹. یک سامانه تفنگ مورد استفاده در برنامه آزمون سلاح هسته‌ای ایران.
شکل ۴.۱۹.یک سامانه تفنگ مورد استفاده در برنامه آزمون سلاح هسته‌ای ایران.

گلاب‌دَره

اطلاعات عمومی بسیار کمی درباره سایت آزمون گلاب‌دَره در دست است؛ روشن نیست که این محل اصلاً نزدیک روستایی با همین نام و نه‌چندان دور از سانجاریان قرار داشته یا نه. بنا بر گفته مقام‌های اطلاعاتی اسرائیل که با آرشیو آشنا بودند، این سایت درگیر آزمایش‌های معادله حالت، از جمله آزمایش‌های مربوط به صفحه فلایر فلزی و سرعت بوده است. همچنین در آزمون فوتودیودها هم نقش داشته است. معلوم است که این سایت در ۲۶ اکتبر ۲۰۰۲ دو آزمون فوتودیود انجام داد. جدولی که شمار آزمون‌ها را در بازه هفت‌ماهه خلاصه می‌کند، در مجموع ۴۱ آزمون برای گلاب‌دَره فهرست کرده و یادداشتی هم دارد که این سایت در انجام «آزمون‌های روش الکتریکی» مشارکت داشته است.

ماریوان

آماد بزرگ‌ترین آزمون‌های مواد منفجره شدیدِ مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ای را در فضای باز و در سایت ماریوان انجام داد. محل این سایت، که مدت‌ها برای سرویس‌های اطلاعاتی غرب، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و عموم ناشناخته بود، در منطقه‌ای کوهستانی در مرکز ایران و حدود ۲۴ کیلومتری شمال شهر آباده قرار دارد. اطلاعات آرشیو نشان می‌دهد که سایت ماریوان برای کارهای مرتبط با آزمون انفجار فشاریِ سلاح هسته‌ای به کار می‌رفت. این محل شامل یک سایت آزمون فضای باز است که حدود ۱.۵ کیلومتر شمال‌شرقیِ سایت پشتیبانی قرار دارد (نگاه کنید به شکل ۴.۲۰). پس از آزمون‌های کوچک‌تر در محفظه‌های سانجاریان و پارچین، طرح آماد می‌توانست از ماریوان برای آزمون‌های بزرگ‌تر یا در مقیاس کامل‌تر استفاده کند.

محل ماریوان نخستین‌بار در ۹ سپتامبر ۲۰۱۹ توسط نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، علنی شد؛ او در یک کنفرانس خبری، وجود این سایت مخفیِ توسعه سلاح هسته‌ای را فاش کرد. با این حال، او در آن زمان نام سایت را ماریوان اعلام نکرد و محل واقعی سایت آزمون انفجار شدیدِ نزدیک را هم نشان نداد؛ بلکه فقط آن را به‌عنوان سایتی مرتبط با طرح آماد معرفی کرد که در آن «آزمایش‌هایی برای توسعه سلاح هسته‌ای» انجام می‌شد.۲۳

نخست‌وزیر سپس گفت که وقتی ایران از آگاهی اسرائیل نسبت به وجود سایت مطلع شد، ایرانی‌ها در ژوئیه ۲۰۱۹ به‌سرعت آن را تخریب کردند. شکل ۴.۲۱ مستقیماً از ارائه نخست‌وزیر گرفته شده و سایت پشتیبانی لجستیکی را پیش و پس از تخریب نشان می‌دهد.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش ژوئن ۲۰۲۰ خود، بدون افشای نام سایت، به ماریوان اشاره کرد و آن را مکانی توصیف کرد که در آن «آزمون‌های انفجاری متعارفِ فضای باز ممکن است در ۲۰۰۳ رخ داده باشد، از جمله در ارتباط با آزمون حفاظ‌بندی برای آماده‌سازی استفاده از آشکارسازهای نوترون.»۲۴ آژانس همچنین تأکید کرد که بخشی از این سایت در ژوئیه ۲۰۱۹ تخریب شده است. از پایان طرح آماد تا زمان تخریب سایت پشتیبانی لجستیکی، سایت توسعه ماریوان، از جمله محل آزمون انفجار شدید نزدیک آن، تغییر کمی کرده بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد ایران همچنان از سایت استفاده می‌کرده یا قصد فعال‌سازی دوباره آن را داشته است. این احتمالاً تا زمانی که اسرائیل آن را کشف نکرده بود درست بوده و البته ایران نیز، به‌احتمال زیاد، انتظارش را داشت که این کشف به یک بررسی جدید از سوی آژانس منجر شود. باقی‌ماندن ماریوان در آن وضعیتِ دست‌نخورده برای چنین مدت طولانی، همچنین امکان ارزیابی با تصاویر ماهواره‌ای پس از ۲۰۰۳ را فراهم کرد.

آرشیو هسته‌ای اطلاعات گسترده‌ای درباره سایت ماریوان دارد، از جمله عکس‌های زمینی و توصیف‌ها و نتایج آزمون‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای. به‌ویژه، آرشیو نشان می‌دهد که تلاش تسلیحاتی «پروژه ۱۱۰» از سایت ماریوان برای انجام آزمون‌های سامانه‌های آغازِ چندنقطه‌ایِ نیم‌کره‌ایِ بزرگ‌مقیاس استفاده می‌کرد؛ از جمله یک آزمون از این نوع در ۲۰۰۳ که برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شناخته شده بود و آزمون‌های دیگری که پیش‌تر برای بازرسان ناشناخته بود. در بازه‌ای دوماهه از ۲۰ فوریه تا ۲۰ آوریل ۲۰۰۳، بر اساس سند ایرانیِ آرشیوی که پیش‌تر بحث شد، چهار آزمون تحت «پروژه ۱۱۰» در ماریوان انجام شد (نگاه کنید به پیوست این فصل).۲۵ آزمون‌های ماریوان فقط در دو ماه پایانی این بازه رخ دادند. هرچند احتمالاً آزمون‌ها پس از این دوره نیز ادامه یافت، اما این امر نشان می‌دهد که از نظر آزمون زیرسامانه‌های سلاح هسته‌ای، ماریوان به آزمون‌های نزدیک‌تر به مقیاس کامل می‌پرداخت و از محفظه‌های داخلی پارچین و سانجاریان به مواد منفجره شدید بیشتری نیاز داشت.۲۶

شکل ۴.۲۰. سایت آزمون مواد منفجره شدید ماریوان و موقعیت نسبی آن نسبت به سایت پشتیبانی لجستیکی.
شکل ۴.۲۰.سایت آزمون مواد منفجره شدید ماریوان و موقعیت نسبی آن نسبت به سایت پشتیبانی لجستیکی.
شکل ۴.۲۱. نخست‌وزیر نتانیاهو از این تصاویر پیش از تخریب (چپ) و پس از تخریب (راست) آباده استفاده کرد تا تخریب ناگهانی سایت پشتیبانی لجستیکی در ژوئیه ۲۰۱۹ را نشان دهد.
شکل ۴.۲۱.نخست‌وزیر نتانیاهو از این تصاویر پیش از تخریب (چپ) و پس از تخریب (راست) آباده استفاده کرد تا تخریب ناگهانی سایت پشتیبانی لجستیکی در ژوئیه ۲۰۱۹ را نشان دهد.

اطلاعات آرشیو همچنین نشان می‌دهد که ماریوان محل مشخص طرح آماد برای انجام «آزمون سرد» بوده است؛ یعنی آزمایش دستگاه انفجاری هسته‌ایِ مونتاژشده، بدون اورانیوم با درجه تسلیحاتی. این آزمون حیاتی می‌توانست تعیین کند که اگر دستگاه با اورانیوم با درجه تسلیحاتی پر شود، درست کار خواهد کرد یا نه، و معمولاً آخرین آزمون پیش از ساخت سلاح هسته‌ای، یا دست‌کم پیش‌نمونه‌ای از آن، است. هرچند آزمون سرد از مواد انفجاری هسته‌ای استفاده نمی‌کند، اما احتمالاً همچنان وجود ماده هسته‌ای، یعنی اورانیوم طبیعی به‌عنوان ماده جایگزینِ اورانیوم با درجه تسلیحاتی، را در بر دارد.

یک آزمون سرد همچنین از اشاره آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به آزمون انفجاریِ حفاظ‌بندی آشکارسازهای نوترون، که تجهیزاتی حیاتی برای تعیین موفقیت شلیک دستگاه سرد هستند، به‌ویژه برای آشکارسازی نوترون‌های آغازگر نوترونی، برمی‌آید. مجموعه‌ای از اسلایدهای فارسیِ آرشیو درباره آزمون ماریوان، آماده‌سازی و پیامدهای آزمون را نشان می‌دهد و از یک MPI و بار اصلیِ انفجاری شدید تشکیل شده است. بر اساس اطلاعات آرشیو، هدف این آزمایش بزرگ‌مقیاس، آزمودن توان آشکارسازهای نوترون برای زنده‌ماندنِ کافی پس از انفجار یک دستگاه هسته‌ایِ جزئی بود تا شار نوترونی را تحت شرایط یک آزمون سردِ برنامه‌ریزی‌شده اندازه‌گیری کنند. این همان آزمونی است که آژانس در گزارش پادمانی خود به آن اشاره می‌کند.

نمای کلی دو بخش اصلی سایت ماریوان

شکل ۴.۲۲، یک نمای پرسپکتیو گوگل ارث از دسامبر ۲۰۱۵، نمای کلی سایت پشتیبانی لجستیکی ماریوان را ارائه می‌دهد. آرایش کلی سایت شامل خوشه‌ای از ساختمان‌های کلیدی است که پشت یک تپه از دید جاده اصلی دسترسی پنهان شده‌اند و در ورودی نیز یک ایست بازرسی امنیتی قرار دارد.

شکل ۴.۲۳، قدیمی‌ترین تصویر ماهواره‌ای تجاریِ موجود از سایت آزمون انفجار شدید است که در ۲۰۰۶ ثبت شده و در شمال‌شرقی سایت پشتیبانی لجستیکی قرار دارد؛ همان‌جایی که آزمون‌های فضای بازِ مرتبط با سلاح هسته‌ای انجام می‌شدند. این سایت آزمون یک توده خاکی در مقابل یک رمپ تسطیح‌شده دارد تا مدل‌های انفجاری، تجهیزات آزمایشی و تجهیزات آشکارسازی مختلف را نگه دارد. این آزمون‌ها برای دوربین‌های پرسرعتی که در سنگری در حدود ۷۰ متر در بالادست (به سمت شمال‌غرب) قرار داشتند، قابل مشاهده بودند. یک سنگر کنترل هم در نزدیکی و حدود ۱۰۰ متر از نقطه انفجار، در همان جهت کلی، قرار دارد. تشخیص سنگرها در تصاویر تجاریِ بررسی‌شده توسط مؤسسه دشوار است، و وجود یکی از آن‌ها از دیگری قطعی‌تر است. شکل‌های ۴.۲۴ و ۴.۲۵ آن سنگرها را با جزئیات بیشتری نشان می‌دهند.

شکل ۴.۲۲. نمای پرسپکتیو از سایت پشتیبانی لجستیکی ماریوان پیش از تخریب.
شکل ۴.۲۲.نمای پرسپکتیو از سایت پشتیبانی لجستیکی ماریوان پیش از تخریب.
شکل ۴.۲۳. سایت آزمون انفجار شدید ماریوان نزدیک آباده، ایران، همان‌گونه که در ۲۰۰۶ دیده می‌شد.
شکل ۴.۲۳.سایت آزمون انفجار شدید ماریوان نزدیک آباده، ایران، همان‌گونه که در ۲۰۰۶ دیده می‌شد.
شکل ۴.۲۴. نمای نزدیک‌ از سنگرهای مرتبط با سایت آزمون انفجار که در تصویری با وضوح بالاتر در ۳۱ اوت ۲۰۲۰ دیده می‌شوند.
شکل ۴.۲۴.نمای نزدیک‌ از سنگرهای مرتبط با سایت آزمون انفجار که در تصویری با وضوح بالاتر در ۳۱ اوت ۲۰۲۰ دیده می‌شوند.
شکل ۴.۲۵. نمای نزدیک‌ از سنگرهای مرتبط با سایت آزمون انفجار همان‌گونه که در تصویر با وضوح بالای ۳۱ اوت ۲۰۲۰ دیده می‌شوند.
شکل ۴.۲۵.نمای نزدیک‌ از سنگرهای مرتبط با سایت آزمون انفجار همان‌گونه که در تصویر با وضوح بالای ۳۱ اوت ۲۰۲۰ دیده می‌شوند.

آزمون‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای در ماریوان

درباره دو آزمون مشخص در سایت ماریوان اطلاعات عمومی بیشتری در دست است. یکی از آن‌ها دست‌کم تا حدی پیش از افشاگری آرشیو هسته‌ای برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شناخته شده بود؛ دیگری بر اسنادی متکی است که در آرشیو کشف شده‌اند.

آزمون MPI سال ۲۰۰۳ در ماریوان: پیش از ضبط آرشیو هسته‌ای، اطلاعاتی درباره یک آزمون بزرگ‌مقیاسِ آغاز چندنقطه‌ایِ نیم‌کره‌ای در ۲۰۰۳ در ماریوان علنی شده بود.۲۷ حتی پیش‌تر از آن، قبل از ۲۰۱۱، یک دولت عضو اطلاعاتی در اختیار آژانس گذاشته بود که این آرایش آزمایشی را توصیف می‌کرد؛ آرایشی که هدفش اندازه‌گیری زمان رسیدنِ جبهه انفجارِ ۵۰ کیلوگرم مواد منفجره Composition B در قالب پوسته‌ای بود که درون یک سامانه مولد موج ضربه نیم‌کره‌ای قرار گرفته بود.۲۸ زمان رسیدن جبهه انفجار به سطح بیرونیِ این پوسته ۵۰ کیلوگرمی با استفاده از صدها کابل فیبر نوری که درون پوسته‌ای نازکِ نیم‌کره‌ای یا نگه‌دارنده‌ای نزدیک به سطح داخلی مواد منفجره سوراخ شده بودند، اندازه‌گیری می‌شد. سر دیگر هر کابل به یک پنل متصل بود. سپس سیگنال‌های نوری از طریق هوا به دوربینی پرسرعت با آینه دوّار - احتمالاً دوربین فریم‌برداری - در فاصله‌ای امن از انفجار منتقل می‌شد. با شلیک، EBWها مواد منفجره PETN را در کانال‌های پوسته منفجر می‌کردند، گلوله‌های انفجاری داخل سوراخ‌های پوسته را به کار می‌انداختند، و به این ترتیب سطح بیرونی پوسته Composition B را فعال می‌کردند. جبهه انفجار از میان بار اصلی عبور می‌کرد و با خروج از سطح داخلی، نور تولید می‌کرد؛ نوری که از طریق کابل‌های فیبر نوری انتقال می‌یافت و بر فیلم دوربین پرسرعت ثبت می‌شد.

این توصیف با جزئیات کمتر در گزارش نوامبر ۲۰۱۱ آژانس هم آمده است:

«اطلاعاتی که همان دولت عضوِ اشاره‌شده در بند پیشین به آژانس ارائه کرده بود، مفهوم آغاز چندنقطه‌ای را چنین توصیف می‌کند که ایران در دست‌کم یک آزمایش بزرگ‌مقیاس در ۲۰۰۳ برای آغاز بار انفجاریِ نیم‌کره‌ای از آن استفاده کرده است. بر اساس آن اطلاعات، در آن آزمایش، سطح داخلیِ منحنیِ نیم‌کره‌ای بار انفجاری شدید با تعداد زیادی کابل فیبر نوری پایش شد و نور خروجی انفجار با یک دوربین streak پرسرعت ثبت گردید. باید توجه داشت که ابعاد سامانه آغاز و مواد منفجره مورد استفاده در آن با ابعاد محموله تازه‌ای که، طبق اسناد مطالعات ادعایی، به مهندسانی داده شده بود که روی ادغام این محموله جدید در محفظه بدنه بازگشتی موشک شهاب ۳ کار می‌کردند، سازگار بود (پروژه ۱۱۱).»۲۹

یک عکس عمومی از آرشیو موجود است که ظاهراً مدلی از این سامانه آزمایشی را با فیبرهای نوری نشان می‌دهد (شکل ۴.۲۶). این مدل، یک جسم نیم‌کره‌ای را نشان می‌دهد که نمایانگر سمت بیرونی سامانه آغاز چندنقطه‌ای است؛ جایی که درون آن مواد منفجره شدید و سطح داخلی، یا نگه‌دارنده‌ای، قرار دارد که کابل‌های فیبر نوری به آن متصل می‌شوند. کابل‌های فیبر نوریِ خارج‌شده از نیم‌کره و پنل هم دیده می‌شوند. برای آغاز این سامانه MPI یا مولد موج ضربه تنها یک آغازگر لازم است که بازتاب سهم مهم کار دانیلنکو در برنامه سلاح هسته‌ای ایران است. (آرشیو تصاویر فراوانی از آرایش‌های نیم‌کره‌ای واقعی برای این نوع آزمون و نیز آزمون‌های انفجاری نیم‌کره‌ای مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ای انفجاری-فشاری دارد؛ با این حال، آن تصاویر و مقدار قابل‌توجه دیگری از اطلاعات، از نظر اسرائیل حساس از منظر سلاح هسته‌ای تلقی شدند و منتشر نشدند.)

آژانس در گزارش ۲۰۱۱ خود نیز به نقش دانیلنکو در این سامانه آغاز و تجهیزات تشخیصی اشاره کرد.۳۰ به‌گفته آژانس:

«آژانس شواهد قوی دارد که توسعه سامانه آغاز مواد منفجره شدید توسط ایران، و توسعه سامانه تشخیصی پرسرعتِ استفاده‌شده برای پایش آزمایش‌های مرتبط، از کارِ یک متخصص خارجی کمک گرفته بود؛ متخصصی که نه‌تنها این فناوری‌ها را می‌شناخت، بلکه بنا بر اطلاعی که یک دولت عضو به آژانس داده، بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای‌اش را در برنامه سلاح هسته‌ای کشور مبدأ خود با همین فناوری کار کرده بود.»۳۱

آژانس تشخیص داد که سامانه تشخیصی به‌کاررفته در این آزمون MPI شبیه سامانه‌ای است که دانیلنکو در دو مقاله اوایل دهه ۱۹۹۰ در کنفرانسی درباره عکاسی پرسرعت و فوتونیک ارائه کرده بود. در این مقالات، دانیلنکو و همکارانش از مرکز هسته‌ای فدرال، یعنی مؤسسه سراسرروسی فیزیک فنیِ تجربی (VNIITF)، یک روش نوری را معرفی کردند که در آن کابل‌های فیبر نوری برای ثبت زمان رسیدنِ موج ضربه انفجاری به یک دوربین پرسرعت به کار می‌روند.۳۲ VNIITF دارای تخصص در کل طیف کارهای مرتبط با طراحی و توسعه سلاح هسته‌ای بود. این مرکز به‌عنوان تأسیساتی پشتیبان برای VNIIEF، مهم‌ترین مرکز پژوهش و توسعه سلاح هسته‌ای اتحاد شوروی، ایجاد شد؛ همان جایی که نخستین بمب اتمی آن در اواخر دهه ۱۹۴۰ توسعه یافت. شکل ۴.۲۷ شماتیکی از یکی از مقالات دانیلنکو و همکارانش را نشان می‌دهد که ساختار پایه این سامانه را با یک کابل فیبر نوری و برچسب «light guide» نمایش می‌دهد. در عمل، صدها کابل وجود داشتند.

شکل ۴.۲۶. مدلی از یک سامانه آزمایشی در آرشیو هسته‌ای که ظاهراً یک مولد موج ضربه و مواد منفجره شدید را نشان می‌دهد، به‌همراه سامانه تشخیصیِ مبتنی بر کابل‌های فیبر نوری برای اندازه‌گیری زمان رسیدنِ جبهه انفجار در بار اصلی.
شکل ۴.۲۶.مدلی از یک سامانه آزمایشی در آرشیو هسته‌ای که ظاهراً یک مولد موج ضربه و مواد منفجره شدید را نشان می‌دهد، به‌همراه سامانه تشخیصیِ مبتنی بر کابل‌های فیبر نوری برای اندازه‌گیری زمان رسیدنِ جبهه انفجار در بار اصلی.
شکل ۴.۲۷. شماتیک برگرفته از گزارش دانیلنکو و همکاران درباره یک سامانه تشخیصیِ فیبر نوریِ پرسرعت. «Electrodetonator» نامی دیگر برای مولد موج ضربه است. خطوطِ تصویر، از سامانه رستر آمده‌اند. همان‌طور که دیده می‌شود، دوربین در فاصله امن ۴۰ متری از انفجار قرار دارد. بازچاپ از: «Multichannel optical fiber system to measure time intervals in investigations of explosive phenomena»، نگاه کنید به پاورقی ۳۲.
شکل ۴.۲۷.شماتیک برگرفته از گزارش دانیلنکو و همکاران درباره یک سامانه تشخیصیِ فیبر نوریِ پرسرعت. «Electrodetonator» نامی دیگر برای مولد موج ضربه است. خطوطِ تصویر، از سامانه رستر آمده‌اند. همان‌طور که دیده می‌شود، دوربین در فاصله امن ۴۰ متری از انفجار قرار دارد. بازچاپ از: «Multichannel optical fiber system to measure time intervals in investigations of explosive phenomena»، نگاه کنید به پاورقی ۳۲.

آزمون پایداری آشکارسازهای نوترون: آزمون دیگری در ماریوان نخستین‌بار توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بر پایه اطلاعات آرشیو هسته‌ای، افشا شد: آزمایشی برای سنجش توان حفاظ‌بندی در محافظت از آشکارسازهای نوترون هنگام انفجار. آرشیو شامل یک مجموعه اسلاید است که بخشی با عنوان «نتایج آزمون ماریوان» دارد و گزارشی از آزمون در سایت انفجار شدید را ارائه می‌کند؛ آزمونی که هدفش تعیین توان آشکارسازهای نوترون برای تحمل موج انفجار به‌اندازه کافی بود تا شار نوترونیِ گسیل‌شده از آغازگر نوترونی در مرکز یک دستگاه انفجاری هسته‌ایِ نمونه - یعنی در یک آزمون سرد - اندازه‌گیری شود.۳۳ هرچند این آزمون ظاهراً ابتدایی‌تر از آزمون MPI بالا بوده، اما آزمونی است که انتظار می‌رفت به زمان یک آزمون سرد نزدیک‌تر باشد؛ یعنی ایران را از نظر زمانی حتی به آزمون سرد آینده نزدیک‌تر می‌کرد.

شکل ۴.۲۸ اسلایدی از همین ارائه آرشیوی را نشان می‌دهد که زیرنویس آن چنین است: «شکل ۱۸، قرار گرفتن آشکارساز روی پایه و جای‌گذاری آن پشت حفاظ.» عکسِ میانیِ اسلاید، یک تصویر زمینی را نشان می‌دهد که در آن یک جعبه مستطیلی سفید دیده می‌شود که آشکارسازهای نوترونِ مورد استفاده در یک آزمون سرد را در خود جای می‌داد. پنل آشکارساز پشت یک صفحه فلزی (فولادی) قرار دارد که به‌عنوان حفاظ در برابر موج انفجارِ فوریِ طرف دیگر صفحه عمل می‌کند.

شکل ۴.۲۹ چیدمان پیش از آزمونِ صفحه فلزی را در ناحیه آزمون فضای باز نشان می‌دهد، نزدیک به چیزی که در فارسی «نقطه انفجار» نام‌گذاری شده است.

شکل ۴.۲۸. اسلایدی از ارائه آرشیوی «نتایج آزمون ماریوان». زیرنویس می‌گوید: «شکل ۱۸، قرار گرفتن آشکارساز روی پایه و جای‌گذاری آن پشت حفاظ». این اسلاید بخشی از مجموعه اسلایدهای آرشیو هسته‌ای ایران است که مؤسسه آن را ترجمه کرده است. جعبه سفیدِ پیش‌زمینه حاوی آشکارسازهای نوترون بود. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۲۸.اسلایدی از ارائه آرشیوی «نتایج آزمون ماریوان». زیرنویس می‌گوید: «شکل ۱۸، قرار گرفتن آشکارساز روی پایه و جای‌گذاری آن پشت حفاظ». این اسلاید بخشی از مجموعه اسلایدهای آرشیو هسته‌ای ایران است که مؤسسه آن را ترجمه کرده است. جعبه سفیدِ پیش‌زمینه حاوی آشکارسازهای نوترون بود. نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۲۹. نمای نزدیک از عکسِ اسلاید ۱۷ در مجموعه «نتایج آزمون ماریوان». زیرنویس اسلاید، که در تصویر دیده نمی‌شود، می‌گوید: «موقعیت انفجار و جای‌گیری حفاظ فلزی (پنل محافظ) در جلوی آن.» نشانه فارسیِ سفید در عکس، «نقطه انفجار» را با ستاره مشخص می‌کند. ترجمه انگلیسی و نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.
شکل ۴.۲۹.نمای نزدیک از عکسِ اسلاید ۱۷ در مجموعه «نتایج آزمون ماریوان». زیرنویس اسلاید، که در تصویر دیده نمی‌شود، می‌گوید: «موقعیت انفجار و جای‌گیری حفاظ فلزی (پنل محافظ) در جلوی آن.» نشانه فارسیِ سفید در عکس، «نقطه انفجار» را با ستاره مشخص می‌کند. ترجمه انگلیسی و نشانه‌گذاری‌ها از مؤسسه.

عکس‌های زمینیِ دیگری از ارائه اسلاید، پیامدهای انفجار و اثر موج بر بخشی از تجهیزات را نشان می‌دهند، از جمله صفحه فلزی - احتمالاً فولادی - که پس از انفجار به داخل خم شده است. شکل ۴.۳۰ اسلایدی را نشان می‌دهد که بقایای محفظه آشکارساز و تجهیزات دیگر را نمایش می‌دهد که تا ۹ متر در یک جهت و ۱۲ متر در جهت دیگر پرتاب شده‌اند. شکل ۴.۳۱ نشان می‌دهد که انفجار، حفاظ را ۳ سانتی‌متر به داخل تغییر شکل داده است.

شکل ۴.۳۰. اسلاید ۲۰ از مجموعه اسلایدهای آرشیو هسته‌ای با عنوان «نتایج آزمون ماریوان». زیرنویس می‌گوید: «پرتاب مجموعه پایه و سه صفحه فولادی و آشکارساز به فاصله‌های ۹ و ۱۲ متر.»
شکل ۴.۳۰.اسلاید ۲۰ از مجموعه اسلایدهای آرشیو هسته‌ای با عنوان «نتایج آزمون ماریوان». زیرنویس می‌گوید: «پرتاب مجموعه پایه و سه صفحه فولادی و آشکارساز به فاصله‌های ۹ و ۱۲ متر.»
شکل ۴.۳۱. تصویری از ارائه آرشیوی «نتایج آزمون ماریوان» که جابه‌جایی و تغییر شکل پنل را در اثر انفجار نشان می‌دهد.
شکل ۴.۳۱.تصویری از ارائه آرشیوی «نتایج آزمون ماریوان» که جابه‌جایی و تغییر شکل پنل را در اثر انفجار نشان می‌دهد.

مؤسسه، سایت آزمون انفجار شدیدِ مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ای در ماریوان را geolocate کرد؛ محل آن، علاوه بر شباهت‌های توپوگرافی که پیش‌تر گزارش شده بود، با شکل منحصربه‌فرد رمپ تسطیح‌شده - توده‌ای خاکی که با بولدوزر انباشته شده بود - که بالادست نقطه انفجار قرار داشت، شناخته می‌شود. شکل ۴.۳۲ این رمپ را در رابطه با سنگرهای احتمالی کنترل و دوربین نشان می‌دهد.

سرانجام روشن‌شدن تلاش آژانس برای یافتن ماریوان

جمع‌کردن همه قطعات تلاش هسته‌ای ایران پیچیده است و دروغ‌پردازی و انکار مداوم ایران، این کار را دشوارتر کرده است. ماریوان هم از این قاعده مستثنا نیست.

آژانس در ابتدا، بر پایه این پیش‌فرضِ معقول که «ماریوان» نام یک مکان است نه یک پروژه، اطلاعات نادرستی درباره محل سایت ماریوان منتشر کرده بود. گزارش ویژه ۲۰۱۱ آژانس،۳۴ اطلاعاتی از یک دولت عضوِ نامشخص را بررسی می‌کرد که پیشنهاد می‌داد منطقه ماریوان در مرز غربی ایران شاید محل آزمون‌های بزرگ‌مقیاسِ چندنقطه‌ایِ مواد منفجره هِمی‌کره‌ای در ۲۰۰۳ باشد. آن اطلاعات اولیه، آزمون ویژه یک سامانه آغاز چندنقطه‌ای را به‌عنوان رخ‌داده «در ماریوان» توصیف می‌کرد.

گزارش‌های بعدی تأیید کرد که آژانس دیگر نام ماریوان را به‌معنای یک منطقه نمی‌دید، بلکه آن را نام یک پروژه توسعه می‌دانست؛ چیزی که اکنون آرشیو هسته‌ای هم آن را تأیید می‌کند.۳۵ بر اساس گزارش ۲۰۱۵ آژانس، «آژانس ارزیابی کرده است که این آزمایش در مکانی به نام ‘Marivan’ انجام شده و نه در ‘منطقه Marivan’ [آن‌گونه که پیش‌تر گزارش شده بود].»۳۶

آشکارا، اطلاعات اولیه‌ای که آژانس دریافت کرده بود، محل سایت را در بر نداشت و در ابتدا محل آن با منطقه ماریوان، نزدیک مرز عراق، اشتباه گرفته شد؛ اشتباهی که ایران سعی کرد از آن بهره‌برداری کند و بارها آژانس را تشویق کرد که منطقه ماریوان را بررسی کند.۳۷ این امر باعث شد حتی برخی صداهای غربی در جامعه عدم‌اشاعه نیز وجود کل سایت را انکار کنند، هم در آن زمان۳۸ و هم در زمان نهایی‌شدن برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) در اواخر ۲۰۱۵.۳۹ برای نمونه، ایران در ۲۰۱۴ مشتاق بود آژانس از منطقه ماریوان بازدید کند؛ زمانی که رییس پیشین نمایندگی ایران در آژانس، رضا نجفی، آمادگی ایران را برای دادن «یک دسترسی مدیریت‌شده» به‌صورت «داوطلبانه» به ماریوان ابراز کرد و افزود که «چنین آزمایش‌های ادعایی اگر سایت دقیق بازدید شود، به‌سادگی قابل ردیابی هستند.»۴۰ شناسایی آباده به‌عنوان محل «ماریوان» تنها پس از انتشار آرشیو هسته‌ای در ۲۰۱۸ روشن شد و پس از آن ایران خیلی کمتر مایل به اجازه بازدید بود.

یک مجتمع آزمونِ خوب‌عملکرد: تا میانه ۲۰۰۳، آماد سایت‌های خوبی در اختیار داشت که به توسعه و آزمون اجزای کلیدی سلاح هسته‌ای اختصاص یافته بودند. پیشرفت‌ها نشان می‌داد که درک دقیقی از گام‌های لازم برای ساخت این اجزا وجود دارد و یک آزمون سرد در ماریوان به‌زودی انتظار می‌رفت که نشان‌دهنده تأیید یک طرح سلاح هسته‌ای باشد. در مجموع، «پروژه ۱۱۰» در پیشبرد این اهداف، مطابق نمودار گانت اولیه‌اش، پیشرفت مهمی کرده بود. این بخش از ساخت زرادخانه سلاح هسته‌ای، در تولید سلاح هسته‌ای، که در یک مجتمع موازی شکل می‌گرفت، گلوگاه نخواهد بود.

شکل ۴.۳۲. تصویری از ۲۰۰۶ از سایت آزمون ماریوان که برای آزمون‌های بزرگ‌مقیاس مرتبط با سلاح هسته‌ای در ۲۰۰۳ به کار می‌رفت، در حدود ۱.۵ کیلومتر شمال‌شرقیِ سایت پشتیبانی لجستیکی. درون‌تصویرِ زمینی از آرشیو هسته‌ای و درون‌تصویر ماهواره‌ای اخیرِ سنگر احتمالی کنترل نیز دیده می‌شود.
شکل ۴.۳۲.تصویری از ۲۰۰۶ از سایت آزمون ماریوان که برای آزمون‌های بزرگ‌مقیاس مرتبط با سلاح هسته‌ای در ۲۰۰۳ به کار می‌رفت، در حدود ۱.۵ کیلومتر شمال‌شرقیِ سایت پشتیبانی لجستیکی. درون‌تصویرِ زمینی از آرشیو هسته‌ای و درون‌تصویر ماهواره‌ای اخیرِ سنگر احتمالی کنترل نیز دیده می‌شود.

یادداشت‌ها

  1. مصاحبه آلب‌رایت، تل‌آویو، ۱۲ ژانویه ۲۰۲۰.
  2. تعداد آزمون‌های این سند برای سانجاریان (محفظه‌های نورآباد بالا و پایین) و گلاب‌دَره از آنچه در سایر اسناد آرشیوی مؤسسه آمده بیشتر است. اعداد مربوط به پور میدانی از نظر تعداد و تاریخ با اطلاعات پیشین مؤسسه مطابقت دارد.
  3. David Albright, Sarah Burkhard, Olli Heinonen, and Frank Pabian, «New Information about the Parchin Site: What the Atomic Archive Reveals About Iran’s Past Nuclear Weapons Related High Explosive Work at the Parchin High Explosive Test Site», Institute for Science and International Security, October 23, 2018, لینک.
  4. هرچند وجود مجتمع پیش‌تر توسط رسانه‌ها افشا شده بود، اما محل آن در پارچین توسط مؤسسه کشف و نخستین‌بار به‌صورت عمومی در David Albright and Paul Brannan, «Satellite Image of Building Which Contains a High Explosive Test Chamber at the Parchin Site in Iran», Institute for Science and International Security, March 13, 2012، لینک، آشکار شد.
  5. «New Information about the Parchin Site: What the Atomic Archive Reveals About Iran’s Past Nuclear Weapons Related High Explosive Work at the Parchin High Explosive Test Site».
  6. «New Information about the Parchin Site».
  7. George Jahn, «Drawing may provide insight into Iran’s nuclear intentions»، The Associated Press، 13 May 2012.
  8. «Drawing may provide insight into Iran’s nuclear intentions».
  9. David Albright, Paul Brannan, Mark Gorwitz, and Andrea Stricker, «ISIS Analysis of IAEA Iran Safeguards Report: Part II - Iran’s Work and Foreign Assistance on a Multipoint Initiation System for a Nuclear Weapon», Institute for Science and International Security, November 14, 2011، لینک.
  10. در این‌جا مدیر از استانداردهای EPA برای حداکثر غلظت مجاز اورانیوم در آبِ جامعه استفاده کرده بود، یعنی ۳۰ میکروگرم در لیتر، که حدود ۳۰۰ قسمت در میلیارد (ppb) است.
  11. مؤسسه مایل است از سهم دکتر ویتالی کونووالوف، فیزیک‌دان پیشین نوترون که در روسیه و CERN کار کرده بود، در این تحلیل قدردانی کند.
  12. برگه اطلاعاتی ارائه‌شده از سوی اسرائیل که چند سند و عکس، از جمله پرتو ایکس فلاش، را توضیح می‌دهد.
  13. برگه اطلاعاتی ارائه‌شده از سوی اسرائیل که چند سند و عکس، از جمله تصویر مولد مارکس، را توضیح می‌دهد.
  14. اگر ایران پس از روز اجرای JCPOA از این پرتو ایکس فلاش، حتی برای مقاصد غیرهسته‌ای، استفاده کرده باشد، طبق بخش T JCPOA باید گزارش می‌شد.
  15. مطالعه تفصیلی فعالیت‌های سانجاریان را می‌توان در David Albright and Olli Heinonen, «Shock Wave Generator for Iran’s Nuclear Weapons Program», Institute for Science and International Security, May 7, 2019، لینک، یافت.
  16. James Mackenzie, «Exiled Group Says Iran Working on Nuclear Triggers»، Reuters، September 24, 2009، لینک.
  17. «Shock Wave Generator for Iran’s Nuclear Weapons Program».
  18. همان، شکل‌های ۲۱ و ۲۲ نیز نگاه کنید.
  19. IAEA Director General, Implementation of the NPT Safeguards Agreement and relevant provisions of Security Council resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65, November 8, 2011، لینک.
  20. Final Assessment on Past and Present Outstanding Issues regarding Iran’s Nuclear Programme.
  21. «Project Midan: Developing and Building an Underground Nuclear Test Site in Iran».
  22. Nicolai P. Kozeruk, V. V. Danilenko, Boris V. Litvinov, P. P. Lysenko, I. V. Sanin, S. V. Samylov, V. I. Tarzhonov, and I. V. Telichko, «Multichannel Optical Fiber System to Measure Time Intervals in Investigations of Explosive Phenomena», Proc. SPIE 1801, 20th International Congress on High Speed Photography and Photonics, January 1, 1993; doi: 10.1117/12.145729; لینک.
  23. «Multichannel Optical Fiber System to Measure Time Intervals in Investigations of Explosive Phenomena».
  24. این بخش از David Albright, Sarah Burkhard, and Frank Pabian, «Abadeh is Marivan (Revised and Updated): A Key Iranian Former Secret Nuclear Weapons Development Test Site», Institute for Science and International Security, November 18, 2020، لینک گرفته شده است.
  25. Raphael Ahren, «Netanyahu Reveals Site where Iran ‘Experimented on Nuclear Weapons Development’», The Times of Israel, September 9, 2019، لینک.
  26. IAEA Director General, NPT Safeguards Agreement with the Islamic Republic of Iran, GOV 2020/30, June 5, 2020.
  27. David Albright and Sarah Burkhard, «Intensive Nuclear Weapons Component Testing Campaign during the Amad Plan», March 5, 2020، لینک.
  28. «New Information about the Parchin Site» و «Shock Wave Generator for Iran’s Nuclear Weapons Program».
  29. «ISIS Analysis of IAEA Iran Safeguards Report: Part II - Iran’s Work and Foreign Assistance on a Multipoint Initiation System for a Nuclear Weapon».
  30. جزئیات بیشتر درباره مولد موج ضربه ایران را می‌توان در فصل ۳ یا در «Shock Wave Generator for Iran’s Nuclear Weapons Program» یافت.
  31. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and relevant provisions of Security Council resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65.
  32. «New Information about the Parchin Site».
  33. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and relevant provisions of Security Council resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65.
  34. Nicolai P. Kozeruk, V. V. Danilenko, and I. V. Telichko, «Optical fiber gauges for gas-dynamic investigations», Proc. SPIE 1801, 20th International Congress on High Speed Photography and Photonics, January 1, 1993; doi: 10.1117/12.145759; لینک.
  35. بر پایه طراحی و ترتیب اسلایدها، اسلایدهای ماریوان شاید بخشی از مجموعه اسلاید ۲۲ مه ۲۰۰۳ باشند که پیش‌تر در بخش پارچین به آن اشاره شد. آن مجموعه شامل نتایج آزمون نوترونیِ محفظه تالهغان ۱ بود. آزمون ماریوان شاید توسط همان گروهی انجام شده یا با آن همکاری داشته باشد که در تالهغان ۱ روی آغازگر نوترونی کار می‌کردند؛ یعنی پروژه ۳.۲۱.
  36. Implementation of the NPT Safeguards Agreement and relevant provisions of Security Council resolutions in the Islamic Republic of Iran, GOV/2011/65.
  37. «Intensive Nuclear Weapons Component Testing Campaign during the Amad Plan».
  38. IAEA Director General, Final Assessment on Past and Present Outstanding Issues regarding Iran’s Nuclear Programme, GOV/2015/68, December 2, 2015، لینک.
  39. رضا نجفی، سفیر پیشین ایران در آژانس، گفت: «چنین آزمایش‌های ادعایی اگر سایت دقیق بازدید شود، به‌راحتی قابل ردیابی‌اند.» نگاه کنید به: «Iran Offers IAEA Access to Marivan Site»، Tasnim News Agency، November 21, 2014، لینک.
  40. لینک.
  41. لینک.
  42. «Iran Offers IAEA Access to Marivan Site».