هم‌زمان با ادامه نابودی توانمندی‌های متعارف ایران به دست ایالات متحده و اسرائیل، هرچه بیشتر روشن می‌شود که کارزار آن‌ها نمی‌تواند متوقف شود مگر آن‌که دست‌کم یکی از دو هدف محقق شود: فروپاشی رژیم تهران، یا پایان برنامه هسته‌ای آن. اگر رژیم زنده بماند، برای هسته‌ای‌شدن حتی مصمم‌تر و مستأصل‌تر خواهد شد.

رژیم تهران از قبل هم این را فهمیده بود که دست‌کشیدن از برنامه هسته‌ای نسخه‌ای برای مورد تهاجم قرارگرفتن است؛ همان‌طور که برای اوکراین رخ داد؛ یا سرنگون‌شدن مانند Bashar al-Assad؛ یا مورد تهاجم قرارگرفتن، سرنگون‌شدن و کشته‌شدن مانند Moamar Qaddafi و Saddam Hussein. در مقابل، کره شمالی به سلاح هسته‌ای دست یافت و رژیم منزوی و فقیر آن همچنان با امنیت در قدرت مانده است. این درس تاریخی اکنون روشن‌تر هم شده، آن هم حالا که رهبر جمهوری اسلامی، Ali Khamenei، و دیگر مقام‌های ارشد حذف شده‌اند. اگر رژیم در هر شکلی زنده بماند، تمام انگیزه لازم را خواهد داشت که بازدارنده نهایی در برابر جنگی دیگر از این دست را به دست بیاورد.

پس از آن‌که ایران در ژوئن سال گذشته و بار دیگر اکنون به‌شدت زیر ضرب رفت، رژیم چگونه ممکن است همچنان در پی بمب برود؟ نخستین نگرانی اصلی، ذخیره اورانیوم با غنای بالای ۶۰ درصدی (HEU) است که برای ساخت حدود ۱۰ تا ۱۲ بمب کفایت می‌کند. گمان می‌رود بخش زیادی از این مواد پس از حملات آمریکا در ژوئن گذشته در تونل‌های اصفهان محبوس شده باشد و شاید مقادیر دیگری نیز پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به فردو و/یا نطنز، در آن تأسیسات مدفون مانده باشد. سازمان‌های اطلاعاتی غرب و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) هم‌نظرند با وزیر خارجه ایران که این کشور ممکن است دست‌کم بخشی از این ذخایر را اندکی پیش از عملیات Midnight Hammer به مکان دیگری منتقل کرده و به مقاصدی نامعلوم برده باشد.

آیا می‌توان به این مواد دسترسی پیدا کرد؟ و اگر آری، چقدر آسان یا قابل‌ردیابی است؟ به‌طور خاص، ممکن است اورانیوم با غنای بالا در اصفهان قابل بازیابی باشد. برخلاف بمب‌های سنگرشکن Massive Ordnance Penetrator (MOP) که به فردو نفوذ کردند، اصفهان آن‌قدر عمیق ارزیابی شد که حتی این قدرتمندترین سلاح‌های سنگرشکن هم برای تخریبش کافی نبودند. این سایت با موشک‌های کروز هدف قرار گرفت، آن هم با هدف محدودترِ فروریختن دهانه تونل‌ها، نه نابودی کامل مجموعه. ایران از آن زمان تاکنون تونل‌ها را در برابر حملات بیشتر مستحکم‌تر کرده و احتمالاً کوشیده است به محتوای درون آن‌ها دسترسی پیدا کند.

دوم، در سایت‌های اعلام‌نشده چه می‌گذرد؟ درست پیش از حمله اسرائیل در تابستان گذشته، ایران از یک سایت جدید در نزدیکی اصفهان خبر داد. همچنین چندین سال صرف حفر یک تأسیسات محرمانه جداگانه در کوه Pickaxe در نزدیکی نطنز کرد؛ جایی که گفته می‌شود آن‌قدر در اعماق زمین قرار دارد که از دسترس MOPها بیرون است. فعالیت‌های ساختمانی و استحکام‌بخشی در پیک‌اکس بین جنگ ۱۲ روزه و درگیری کنونی، ظاهراً همان چیزی بود که باعث شد رئیس‌جمهور ترامپ بگوید رژیم در این سایتِ «محافظت‌شده با گرانیت» در پی «بازسازی برنامه تسلیحاتی خود» بوده است. آیا بخشی از ذخایر HEU ایران، سانتریفیوژهای مخفی احتمالی یا دیگر زیرساخت‌ها به این مکان‌ها منتقل شده‌اند؟ ایران همچنین در آستانه جنگ تابستان گذشته معادن تازه سنگ اورانیوم ایجاد کرد که می‌توانند به‌عنوان محل‌های ذخیره‌سازی پنهان به کار روند.

اگر فرض کنیم تنها یک‌دهم HEU ایران سالم باقی مانده باشد، این کشور می‌تواند ظرف چند هفته با استفاده از تعداد اندکی سانتریفیوژ در پیک‌اکس یا سایت جدید نزدیک اصفهان، این مواد را به خلوص مناسب برای کلاهک برساند. حتی اگر همه سانتریفیوژهایش نیز نابود شده باشند، می‌تواند همین مقدار HEU را برای ساخت یک وسیله ابتدایی اما قابل‌آزمایش، بدون نیاز به غنی‌سازی بیشتر، به کار بگیرد.

توان ایران برای تبدیل این مواد به یک سلاح، آخرین پرسش بزرگ است. با وجود آن‌که سایت‌ها و نیروهای مشکوک به فعالیت در حوزه ساخت بمب در اکتبر ۲۰۲۴، ژوئن ۲۰۲۵ و مارس ۲۰۲۶ به‌شدت هدف قرار گرفته‌اند، دهه‌ها دروغ‌گویی سیستماتیک تهران به بازرسان باعث شده نگرانی‌های حل‌نشده گسترده‌ای درباره توانمندی‌ها و دانش باقی‌مانده تسلیحاتی وجود داشته باشد. همین ماه، تلاش‌های مشکوک برای ازسرگیری چنین کاری باعث شد اسرائیل بار دیگر حملات هوایی انجام دهد.

این نگرانی‌ها آن‌قدر جدی بود که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درست پیش از جنگ ۱۲ روزه اعلام کرد ایران از تعهدات پادمانی خود تخطی کرده است. و در روز پیش از درگیری کنونی، مدیرکل آژانس، Rafael Grossi، علناً هشدار داد که نمی‌تواند با اطمینان به هر یک از پرسش‌های محوری مطرح‌شده در اینجا پاسخ دهد. آژانس هنوز از پیک‌اکس بازدید نکرده و مکان واقعی سایت جدید اصفهان را هم نمی‌داند. همچنین از زمانی که ایران احتمالاً بخشی از HEU را در ژوئن گذشته جابه‌جا کرده، به سایت‌های شناخته‌شده در نطنز، اصفهان یا فردو سر نزده است.

آنچه محل تردید نیست، انگیزه رژیم ایران است که اگر از این جنگ جان سالم به در ببرد، هرچه سریع‌تر و به‌شکلی پنهانی‌تر ساخت بمب را تمام کند؛ به‌ویژه یک وسیله ابتدایی که بازدارندگی هسته‌ای تهران را با یک ابر قارچی در دل بیابان به نمایش بگذارد.

ما فرض می‌کنیم سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورهای غربی این پرسش‌ها و بیشتر از آن را با خود دارند. اگر فکر می‌کنند پاسخی یافته‌اند، میزان اطمینانشان چقدر است؟ ما باور داریم رئیس‌جمهور ترامپ و نخست‌وزیر نتانیاهو به این مسائل عمیقاً اهمیت می‌دهند؛ همان مسائلی که به‌خاطرشان وارد این جنگ شدند. هر تصمیمی که بگیرند، باید بر راه‌حلی استوار باشد که از دوران رهبری خود آن‌ها هم فراتر برود.

اگر رژیم ایران فروبپاشد، یک نظم سیاسی تازه و لیبرال‌تر می‌تواند این نگرانی‌ها را برطرف کند. اما اگر رژیم زنده بماند، که کاملاً ممکن است، آمریکا و اسرائیل باید تضمین کنند که رؤیای هسته‌ای آن به‌طور کامل و دائمی خنثی شود.


Michael Makovsky، مقام پیشین پنتاگون، رئیس و مدیرعامل مؤسسه یهودی امنیت ملی آمریکا (JINSA) است.

Jonathan Ruhe پژوهشگر راهبرد آمریکایی در JINSA است.

این مطلب نخستین‌بار در RealClearDefense منتشر شده است.