حکومت ایران امیدوار است با ارائه توضیحاتی به پایتختهای اروپایی که تا همین اواخر در حاشیه قرار گرفته بودند، از شکاف روبهگسترش میان اروپا و آمریکا بهره بگیرد و فشار بیشتری بر واشینگتن وارد کند.
در همین چارچوب، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در روزهای پس از گفتوگوهای آخر هفته در اسلامآباد، برای مقامهای اروپایی شرح داده که تهران حاضر بوده درباره ذخیره اورانیوم با غنای بالا و نیز شکل اداره آینده تنگه هرمز چه پیشنهادی روی میز بگذارد.
پس از پایان بینتیجه آن مذاکرات، عراقچی با وزیران خارجه فرانسه و آلمان، ژان-نوئل بارو و یوهان وادهفول، و نیز با وزیران خارجه عربستان سعودی، عمان و قطر تماس گرفت و آنها را در جریان ارزیابی ایران قرار داد.
بر اساس این گزارش، او تأکید کرده که تهران حتی پس از ۲۱ ساعت مذاکره فشرده نیز روندی را که با میانجیگری پاکستان آغاز شده، پایانیافته تلقی نمیکند.
اروپا بیش از یک سال است که در پرونده ایران از سوی Donald Trump کنار زده شده است؛ رئیسجمهوری آمریکا تمرکز خود را بر همکاری با اسرائیل گذاشته و تهران نیز غالباً دولتهای اروپایی را صرفاً امتداد واشینگتن دیده است. با این حال، نشانههای تعمیق شکاف فراآتلانتیکی و فشار شدیدی که بر اقتصادهای اروپا وارد میشود، باعث شده ایران دوباره اروپا را بهعنوان اهرمی بالقوه برای اثرگذاری بر ترامپ ببیند.
کشورهای اروپایی برای آنکه تا حدی به خواست ترامپ مبنی بر حمایت نظامی از جنگ او پاسخ داده باشند، به سمت طراحی یک ائتلاف دریایی دفاعی اما غیرجنگافروز رفتهاند تا آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را پس از پایان درگیریها حفظ کند. این طرح نیازمند گفتوگوهای حساسی درباره قواعد درگیری است؛ قواعدی که احتمالاً بر پایه تجربه اتحادیه اروپا در دریای سرخ و مقابله با حوثیها در چارچوب عملیات Aspides شکل خواهد گرفت.
امانوئل ماکرون، رئیسجمهوری فرانسه، از برگزاری یک نشست مشترک دیگر با بریتانیا برای بررسی این پیشنهاد با متحدان خبر داده است؛ سومین نشستی که از زمان طرح این ابتکار برگزار میشود. هر طرحی در نهایت ناگزیر به مذاکره با تهران خواهد بود، از جمله درباره برنامه ایران برای وضع عوارض عبور.
«احتمالاً ایرانیها میخواهند ببینند آیا میتوانند اروپاییها را، دستکم تا حدی، از مواضع قبلیشان به سمت خودشان بکشند یا نه؛ مواضعی که از دید تهران بیش از حد تابع آمریکا بوده است. اگر هم این کار ممکن نباشد، شاید بتوان شکاف عمیقتری در اروپا ایجاد کرد تا همه کشورها ناچار نباشند از خطی که آلمان، فرانسه یا بریتانیا تعیین میکنند پیروی کنند.»
این ارزیابی را تریتا پارسی، مدیر مؤسسه Quincy Institute، مطرح کرده و افزوده است که ایران میکوشد این سازوکار را هرچه سریعتر، با عوارضی نسبتاً پایین، جا بیندازد و موافقت هرچه تعداد بیشتری از کشورها را جلب کند.
در کوتاهمدت، ایران احتمالاً از کشورهایی که تجهیزات مینروبی دارند، یعنی آلمان، بریتانیا و ایتالیا، خواهد خواست در برابر فشار واشینگتن برای آغاز پاکسازی مینها از تنگه مقاومت کنند؛ زیرا تهران چنین اقدامی را عملاً حمایت از محاصرهای غیرقانونی علیه بنادر نفتی خود میداند.
پاکسازی مینهایی که عمدتاً موقعیت دقیق آنها مشخص نیست، حتی در شرایطی آرام و صلحآمیز نیز اقدامی بسیار پرخطر خواهد بود؛ چه رسد به زمانی که این عملیات زیر حملات پهپادی ایران انجام شود. وزیران بریتانیایی گفتهاند موضوع مینهای ایرانی در کنفرانس مشترک فرانسه و بریتانیا بررسی خواهد شد.
در مورد ایتالیا نیز حمله لفظی ترامپ به پاپ، همراه با شکست ویکتور اوربان در مجارستان، باعث شده برای جورجیا ملونی، نخستوزیر راستگرای پوپولیست ایتالیا، همراهی با فشار آمریکا از نظر سیاسی پرهزینه باشد. رابطه نزدیک او با ترامپ و حمایت علنیاش از اسرائیل اکنون تحت فشار قرار گرفته است.
تهران هنوز موضعی قطعی درباره ابتکار فرانسه و بریتانیا اعلام نکرده، بخشی از آن هم به این دلیل است که هنوز روشن نیست این طرح دقیقاً چه چیزی را در بر میگیرد و برنامه بلندمدت ایران برای تنگه هرمز چه الزاماتی خواهد داشت: اینکه کدام کشتیها باید عوارض بدهند، بر چه مبنای حقوقی، با چه نرخی و با چه ارزی.
لایحهای که اکنون در مجلس ایران مطرح است پیشنهاد میکند عوارض جدید شامل همه ترافیک تجاری شود و فقط به نفتکشها محدود نباشد. همچنین این احتمال مطرح است که ایران برای دورزدن تحریمهای آمریکا، پرداختها را بهصورت رمزارز مطالبه کند. تنگه هرمز بهتنهایی حدود ۱۱ درصد تجارت دریایی جهان و نزدیک به یکسوم کل نفت حملشده از راه دریا را در بر میگیرد.
«ایران به ابزار تازهای برای بازدارندگی دست پیدا کرده که از دستیابی به بمب هستهای هم مؤثرتر است، و آن بستن تنگه هرمز است.»
این جمله را رابرت مالی، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور ایران در دولت جو بایدن، بیان کرده است. او در عین حال گفته تصور نمیکند نظام دریافت عوارض در بلندمدت پایدار بماند. بریتانیا نیز اصرار دارد که «آزادی کشتیرانی» باید به معنای آزاد ماندن واقعی عبور و مرور باشد.
عراقچی سال گذشته بهشدت از اروپا انتقاد کرده بود که چرا در برابر ترامپ نایستاد، زمانی که سه کشور اروپایی E3 یعنی فرانسه، آلمان و بریتانیا، بهدلیل آنچه نقض تعهدات ایران درباره دسترسی به سایتهای هستهای خوانده شد، اجازه دادند تحریمهای سازمان ملل دوباره برقرار شود.
با این حال، وزارت خارجه ایران شاهد بوده که شکاف میان ترامپ و اروپا بر سر خاورمیانه عمیقتر شده و این اختلاف اکنون به تعهد آمریکا به ناتو و نیز این پرسش رسیده که آیا اسرائیل باید برای پایان حملاتش به حزبالله در جنوب لبنان، مطابق خواست ایران، به آتشبس بپیوندد یا نه.
ایران خود را متعهد به حمایت از حزبالله در برابر حملات اسرائیل میداند. همزمان، اورزولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، گفته است که گنجاندن جنگ لبنان در هر گفتوگوی آتشبس ضروری است. او روز دوشنبه اعلام کرد این بحران تاکنون ۲۲ میلیارد یورو به هزینه قبوض سوخت فسیلی افزوده است.
درباره برنامه هستهای ایران، مقامهای ارشد کشور تأکید کردهاند که تهران برای نشاندادن حسن نیت خود آماده بوده ذخیره اورانیوم با غنای بالا را رقیق کند، نه اینکه آن را به طرف ثالث واگذار کند. علی نیکزاد، نایبرئیس مجلس ایران، گفته است:
«جمهوری اسلامی برای اثبات حسن نیت خود آماده بود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده را رقیق کند، نه اینکه آن را تحویل دهد.»
او افزوده است که قرار بود کنسرسیومی با مشارکت ایران، آمریکا و عربستان سعودی برای این رقیقسازی تشکیل شود، اما طرفهای مقابل از این توافق عقب نشستند.
با وجود این، دیپلماتهای اروپایی میگویند همچنان روشن نیست چگونه میتوان ایران را به دادن امتیاز در برنامه هستهای خود، از جمله یک توقف بلندمدت در غنیسازی داخلی، متقاعد کرد؛ آن هم در حالی که تهران هیچ راهی برای اطمینان از دائمیبودن رفع تحریمهای آمریکا در اختیار ندارد. برخی دیپلماتها حتی استدلال کردهاند که تنگه هرمز میتواند بهعنوان یک منبع درآمد مشروع یا نوعی جبران خسارت، در صورتی که آمریکا از تعهدات مربوط به رفع تحریم عقب بکشد، روی میز گذاشته شود.
نیتیا لبه، عضو برنامه امنیت بینالملل در Chatham House، نیز معتقد است شاید لازم باشد برای تنگه هرمز رژیم جدیدی طراحی شود. بهگفته او، ایران باید در هر توافقی درباره تنگه «طرف» باشد، نه صرفاً موضوع توافق.
او نوشته است که این کار احتمالاً نیازمند رفع تحریمهای ساختاریافته و همچنین نوعی مدیریت مشترک بر تنگه خواهد بود. راستیآزمایی مشترک عبور و مرور و اسکورت دریایی کشتیها در منطقه با مشارکت ایران و دیگر شرکای منطقهای نیز محتمل است. لبه میپذیرد که واردکردن ایران به یک چارچوب منظم با پیشنهادهای مشخص دریایی و هماهنگی چندملیتی تازه، راهحل سریع نخواهد بود، اما میتواند زیربنای ثبات آینده را فراهم کند.
«هر توافق آینده باید فراتر برود و نهفقط محدودیتهای هستهای قابلقبول برای ایران، بلکه رابطه سیاسی و اقتصادیای را هم که ایران در برابر آن به دست میآورد تعریف کند؛ آن هم به شکلی بهاندازه کافی عینی که در همه طرفها بتواند حمایت داخلی جلب کند.»
در سطحی گستردهتر، در داخل اروپا نیز حالوهوایی شکل گرفته که خواهان موضعی مستقلتر و صریحتر در برابر ترامپ است؛ حتی اگر این موضع، معامله بزرگی را که اروپاییها گمان میکردند بر سر حمایت از اوکراین با او بستهاند تضعیف کند. سوفیا بش، پژوهشگر ارشد بنیاد Carnegie Endowment for International Peace، میگوید به سود اروپاست که نسبت به رفتار آمریکا در قبال ایران انتقادیتر باشد.
«اگر میخواهیم آن اجماع نسبتاً باز و همراه با تجدید تسلیح اروپا را حفظ کنیم و رأیدهندگان را با این حجم از هزینهکرد دفاعی همراه نگه داریم، نمیتوانیم پشت ماجراجویی نظامی و جنگهای یکجانبه حرکت کنیم.»