افسر سامانه‌های تسلیحاتی نیروی هوایی آمریکا، یا WSO، پس از اجکت از جنگنده F-15E Strike Eagle خود و بالا رفتن از دامنه‌های سنگلاخی یک کوه برای فرار، در حالی که هم نیروهای نجات و هم ایرانی‌ها با شتاب در جست‌وجوی او بودند، در شکافی در کوه پنهان شد. عصر دوشنبه، دونالد ترامپ و ژنرال دن کِین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، جزئیات تازه‌ای از مأموریت‌های پیچیده و پرخطر نجات این WSO و خلبان جنگنده با کال‌ساین‌های DUDE44 Bravo و DUDE44 Alpha ارائه کردند؛ همان جنگنده‌ای که در ۳ آوریل سرنگون شد و نخستین تلفات هواگرد سرنشین‌دار ناشی از آتش دشمن در جریان عملیات Epic Fury بود. با این‌که روایت رسمی دولت باید با احتیاط خوانده شود، بعداً اطلاعات دیگری هم بیرون آمد که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.

این مأموریت‌های نجات صدها نیرو، ده‌ها هواگرد و عملیات‌های فریب و انحراف را در بیش از نیم‌دوجین نقطه مختلف ایران درگیر کرد. برای بازگرداندن این دو خدمه، جان بسیاری از همان نیروها عملاً در معرض خطر قرار گرفت.

MC-130J در تصویر فایل همراه با گزارش TWZ
تصویر فایل. عکس نیروی هوایی آمریکا از گروهبان دوم امیلی فارنس‌ورث.

بازیابی WSO در یکشنبه عید پاک و حدود ۵۰ ساعت پس از سرنگونی انجام شد. داستان در ساعات اولیه بامداد ۳ آوریل در ایران آغاز شد؛ زمانی که پس از سرنگونی F-15E، مقامات فرماندهی مرکزی آمریکا CENTCOM پیامی دریافت کردند که جرقه عملیات نجات را زد.

«یک فروند F-15E Strike Eagle نیروی هوایی آمریکا با کال‌ساین DUDE44 در قلمرو خصمانه ایران سرنگون شده بود؛ خلبان و افسر سامانه‌های تسلیحاتی هر دو با موفقیت اجکت کرده و در پشت خطوط دشمن جدا افتاده بودند. پس از تأیید فعال بودن چراغ‌ها و بیکن‌های نجات، و به دستور وزیر و رئیس‌جمهور، عملیات نجات با هدف روشنِ بازگرداندن امن هر دو آمریکایی آغاز شد.»

یک فروند F-15E Strike Eagle روی زمین در اردن
سرنگونی یک F-15E مانند نمونه دیده‌شده در این تصویر، زنجیره مأموریت‌های بازیابی خدمه آن را آغاز کرد. عکس: Staff Sgt. Jackson Manske.

کین توضیح داد که یک نیروی واکنش سریع جست‌وجو و نجات رزمی CSAR به‌سرعت تشکیل شد. این بسته شامل ۱۰ فروند A-10C Thunderbolt II برای پشتیبانی نزدیک، هواپیماهای HC-130J Combat King، بالگردهای HH-60W Jolly Green II و نیروهای عملیات ویژه نیروی هوایی بود.

«یک بسته متشکل از افسران نجات رزمی و پارارسکیومن‌ها با جسارت، در روشنای روز، به عمق قلمرو دشمن نفوذ کرد تا DUDE44 Alpha را پیدا کند، محل او را تثبیت کند و از پشت خطوط دشمن بیرون بکشد.»

به گفته کین، هنگامی که بسته CSAR با پوشش یک بسته تهاجمی جنگنده وارد ایران شد، A-10ها، پهپادها و دیگر هواگردهای تاکتیکی با درگیری نزدیک و شدید آتش، دشمن را سرکوب کردند تا از رسیدن آن‌ها به خلبان جلوگیری شود و تیم برداشت بتواند وارد منطقه هدف شود. در همین درگیری، یکی از A-10ها که مسئول اصلی ارتباط با خلبان ساقط‌شده بود، هدف آتش دشمن قرار گرفت. کین گفت آن خلبان با وجود اصابت، به نبرد ادامه داد، مأموریت را کامل کرد، سپس در هنگام خروج هواپیما را به کشوری دیگر رساند و آن‌جا مشخص شد پرنده دیگر قابل فرود نیست؛ در نتیجه، او تصمیم گرفت بر فراز قلمرو خودی اجکت کند و بلافاصله به‌طور امن بازیابی شد.

دو فروند A-10C Thunderbolt II در حال پرواز
بسته تهاجمی متشکل از ۱۰ فروند A-10 از مأموریت نجات خلبان F-15E سرنگون‌شده بر فراز ایران پشتیبانی می‌کرد. عکس: Staff Sgt. Jamal D. Sutter.

پس از سوار کردن خلبان F-15E، یکی از بالگردهای HH-60W Jolly Green زیر آتش انبوه سلاح‌های سبک قرار گرفت و هواگرد عقبی چندین اصابت دریافت کرد. به گفته کین، اعضای خدمه جراحات جزئی برداشتند، اما همگی زنده ماندند. او تأکید کرد که مجموعه نیروهای A-10 و تیم نجات، مأموریت بازیابی DUDE44 Alpha را «فوق‌العاده» انجام دادند و این عملیات نمونه‌ای از جسارت، مهارت و سرسختی نیروی مشترک آمریکا بود.

اما نجات خلبان تنها گام اول بود. WSO هنوز آن‌جا، تنها و تحت تعقیب نیروهای نظامی و حتی افراد غیرنظامی قرار داشت. مقام‌های تهران برای یافتن او جایزه بزرگی تعیین کرده بودند. اگر او اسیر یا کشته می‌شد، برای ایران یک پیروزی تبلیغاتی بزرگ و برای آمریکا یک بحران جدی بود.

«عضو دوم خدمه، یعنی افسر سامانه‌های تسلیحاتی، که یک سرهنگ بسیار محترم بود، در فاصله قابل‌توجهی از خلبان روی زمین فرود آمده بود. وقتی با آن سرعت‌ها حرکت می‌کنید، حتی اگر دو یا سه ثانیه دیرتر بیرون بپرید، فاصله‌تان به مایل‌ها می‌رسد.»

ترامپ گفت WSO به‌شدت زخمی شده بود و در منطقه‌ای گرفتار شد که به گفته او از نیروهای سپاه پاسداران، بسیج و دیگر عناصر محلی پر شده بود. با این همه، طبق آموزشی که دیده بود به سمت ارتفاعات سخت‌گذر کوهستانی بالا رفت تا احتمال دستگیری را کاهش دهد.

«او در حالی که خون زیادی از دست می‌داد از دیواره‌های صخره‌ای بالا رفت، زخم‌هایش را خودش مداوا کرد و با نیروهای آمریکایی تماس گرفت تا موقعیت خود را بفرستد. آن‌ها همواره نوعی دستگاه بیکن بسیار پیشرفته همراه خود دارند.»

محل اختفای WSO تا حد زیادی با کمک CIA شناسایی شد. جان رتکلیف، رئیس این نهاد، گفت آژانس او توانمندی‌هایی در اختیار دارد که فقط رئیس‌جمهور می‌تواند آن‌ها را به‌کار بگیرد و برخی از آن‌ها ذیل اختیارات عملیات پنهانی قرار می‌گیرند. او مدعی شد در این عملیات، هم منابع انسانی و هم فناوری‌هایی به‌کار گرفته شدند که هیچ سرویس اطلاعاتی دیگری در جهان در اختیار ندارد؛ مأموریتی که او آن را شبیه یافتن «یک دانه شن در دل یک بیابان» توصیف کرد.

«کسی از آن‌ها از فاصله ۴۰ مایلی تماس گرفت و گفت در کوهستان چیزی در حال حرکت است. شب بود و ۴۵ دقیقه دوربین را روی همان نقطه نگه داشتند. او تکان نمی‌خورد. بعد ناگهان ۴۵ دقیقه بعد بیشتر حرکت کرد، ایستاد و آن‌ها گفتند: پیدایش کردیم.»

پس از مشخص شدن محل WSO، به گفته ترامپ یک عملیات عظیم برای بیرون کشیدن او از کوهستان به‌سرعت بسیج شد. به گفته او، مأموریت دوم ۱۵۵ هواگرد را درگیر کرد، از جمله ۴ بمب‌افکن، ۶۴ جنگنده، ۴۸ تانکر سوخت‌رسان و ۱۳ هواگرد نجات.

البته این انبوه دارایی‌ها فقط برای همان نقطه‌ای نبود که WSO در آن پیدا شد. بخشی از این هواگردها در عملیات‌های فریب برای منحرف کردن جست‌وجوی ایرانی‌ها شرکت داشتند. ترامپ گفت آمریکایی‌ها عمداً چند نقطه مختلف را فعال کردند تا طرف مقابل گمان کند فرد ساقط‌شده در جایی دیگر قرار دارد.

در زمانی که WSO پنهان شده بود، ارتش آمریکا یک نقطه پیشروی تسلیح و سوخت‌گیری یا FARP را روی یک مزرعه ایجاد کرده بود. TWZ به مصاحبه قبلی خود با یک عضو سابق اسکادران Special Tactics اشاره می‌کند که توضیح می‌دهد چنین مکان موقتی چگونه ظرف چند ساعت برپا و دفاع می‌شود.

تیم سوخت‌رسانی پیشرو نیروی هوایی آمریکا در کنار یک MC-130J Commando II
اعضای تیم سوخت‌رسانی پیشرو از اسکادران ۱۷ عملیات ویژه و اسکادران ۱۸ پشتیبانی لجستیکی، برای سوخت‌دهی به یک MC-130J Commando II در تمرین شبانه آماده می‌شوند. عکس: Senior Airman Omari Bernard.

ترامپ گفت این محل برای چنین عملیاتی اصلاً ایده‌آل نبود. روی این زمین خیس و شنی، دو فروند MC-130J Commando II به‌شدت بارگیری‌شده فرود آمدند که درونشان چند فروند H-6 Little Bird و تجهیزات دیگر قرار داشت.

«این‌جا واقعاً باند نبود. این یک مزرعه بود، نه باند. اما کار را راه انداخت.»

پس از آن‌که WSO زخمی پیدا شد و به FARP منتقل شد، بیرون کشیدن او و هواگردهایی که برای پیدا کردنش آمده بودند، خود به معضلی بزرگ تبدیل شد. ترامپ مدعی شد چون MC-130ها در خاک نرم و مرطوب گیر کرده بودند، آن‌ها را «تکه‌تکه منفجر کردیم». لیتل‌بردها هم در محل منهدم شدند، چون هواگردهای جایگزین توان خارج کردن آن‌ها را نداشتند.

بقایای یک MC-130J و یک هلیکوپتر H-6 Little Bird در محل عملیات
بقایای یک MC-130J Commando II و یک H-6 Little Bird که گفته می‌شود در عملیات نجات WSO جنگنده F-15E گیر کرده و سپس توسط آمریکا منهدم شدند تا به دست ایران نیفتند. منبع تصویر: رسانه‌های ایرانی.

ترامپ گفت برای جایگزینی C-130ها «هواگردهای سبک‌تر و سریع‌تر» وارد شدند و افراد و تجهیزات را بیرون بردند. TWZ می‌نویسد او تقریباً قطعاً به CASA C-295W اشاره می‌کرد؛ هواپیمای دوموتوره توربوپراپ با توان نشست‌وبرخاست کوتاه (STOL) که برای نقش عملیات ویژه اصلاح شده است.

پیش‌تر ویدیویی منتشر شده بود که گفته می‌شد یک C-295W را در پرواز بسیار پست در نزدیکی محل سقوط نشان می‌دهد. نیروی هوایی آمریکا تعداد محدودی از این هواگردها را در اختیار دارد که احتمالاً به 427th Special Operations Squadron تعلق دارند؛ واحدی که به تخصص در نفوذ و خروج پنهانی و مخفی شهرت دارد.

ترامپ در کنفرانس خبری اشاره کرد که همه در ارتش موافق صرف این حجم از نیرو، تجهیزات و خطرپذیری برای نجات دو نفر نبودند. به گفته او، برخی نظامیان حرفه‌ای معتقد بودند نباید تا قلب یک نیروی نظامی قدرتمند وارد شد. او گفت در نهایت به توصیه کین و پیت هگست گوش داد و مأموریت را تأیید کرد.

جزئیات تکمیلی که در گزارش‌های دیگر مطرح شد

TWZ سپس به مجموعه‌ای از جزئیات تکمیلی اشاره می‌کند که در روایت‌های دیگر رسانه‌ای و گزارش‌های بعدی مطرح شدند. به گفته Ynet، دستگاه ارتباطی مورد استفاده خدمه CSEL یا Combat Survivor Evader Locator بود. بوئینگ این سامانه را چیزی شبیه «سامانه ۹۱۱ جهانی برای نیروهای ساقط‌شده» توصیف می‌کند که از چندین لینک ماهواره‌ای و پیام‌های burst با احتمال رهگیری پایین (LPI) استفاده می‌کند. این سامانه می‌تواند داده‌های ساده‌ای از وضعیت فرد ساقط‌شده را منتقل کند و وقتی نیروهای نجات به او نزدیک می‌شوند، به رادیوی خط دید کم‌پنهان‌تر سوئیچ کند.

به نوشته The New York Times، حدود ۱۴ ساعت پس از اصابت به جنگنده، مقام‌های آمریکایی از طریق بیکنی که افسر تسلیحات همراه داشت، موقعیت او را قفل کردند. این روزنامه همچنین نوشت CIA از فناوری ویژه‌ای که به‌صورت منحصربه‌فرد در اختیار این نهاد است برای یافتن WSO پنهان در شکاف کوه و تأیید هویت او استفاده کرد.

TWZ می‌افزاید اطلاعات گردآوری‌شده توسط مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی برای تعیین این‌که این نظامی تنها است، در محاصره نیروهای ایرانی است، یا شاید پیشاپیش اسیر شده، کنار هم گذاشته شد. هم‌زمان، به نوشته Times of Israel، بنیامین نتانیاهو تأیید کرد که اسرائیل در عملیات نجات به ارتش آمریکا کمک کرده است؛ هرچند خود TWZ بعداً توضیح می‌دهد که بخشی از متن مربوط به نقش واحدهای اسرائیلی را تا زمان راستی‌آزمایی بیشتر حذف کرده است.

برای خریدن زمان، CIA یک برنامه فریب ترتیب داد تا ایرانی‌ها تصور کنند این نظامی پیدا شده و در قالب کاروان زمینی به سمت ساحل برای خروج دریایی حرکت داده می‌شود. هم‌زمان یکی از چندین گروه جست‌وجوی ایرانی در پای کوهی که WSO در آن مخفی شده بود، مستقر شد.

به نقل از Reuters، نیروهای مستقر در فرودگاه دورافتاده برای سرکوب آتش مستقر شدند، اما در یک درگیری مستقیم تمام‌عیار با دشمن وارد نشدند. در عوض، آمریکا با اخلال الکترونیکی و بمباران جاده‌های کلیدی اطراف محل تلاش کرد افراد را از نزدیک شدن بازدارد. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد جاده‌های منتهی به منطقه فرود با مهمات دقیق به‌شکلی منظم دهانه‌دهانه شده بودند.

همچنین گزارش‌هایی از Fox News با استناد به منابع ارشد آمریکایی منتشر شد که مدعی بودند بمب‌افکن‌های B-2 در همان زمان نجات، با Massive Ordnance Penetrator در حال حمله به یک مقر زیرزمینی سپاه پاسداران در بیرون تهران بوده‌اند.

خود TWZ جمع‌بندی می‌کند که این عملیات نجات، در بحبوحه جنگی طولانی و نامحبوب، برای کاخ سفید و پنتاگون یک نقطه روشن به‌حساب می‌آمد؛ اما در عین حال یادآوری می‌کرد که با وجود ضربات سنگین آمریکا و اسرائیل به پدافند هوایی جمهوری اسلامی، ایران همچنان برای خدمه‌هایی که در آسمانش پرواز می‌کنند خطرناک است. مهم‌تر از همه، این عملیات نشان داد آمریکا برای بازگرداندن نفرات خود حاضر است تا چه اندازه پیش برود و چه میزان جان و تجهیزات را به خطر بیندازد.

به‌روزرسانی: ۱۲:۲۴ بامداد به وقت شرق آمریکا

Axios به نقل از ترامپ گزارش داد که F-15E با MANPADS سرنگون شده است و رئیس‌جمهور گفته «آن‌ها خوش‌شانس بودند». اگر این روایت درست باشد، معنایش این است که F-15E در محدوده درگیری موشک‌های دوش‌پرتاب پرواز می‌کرده؛ محدوده‌ای که در بیشتر موارد زیر ارتفاع تقریبی ۱۵٬۰۰۰ پا است.

یادداشت سردبیر TWZ می‌گوید بخشی از متن درباره چگونگی کمک واحدهای اسرائیلی به حمله موقتاً حذف شده تا صحت آن گزارش‌ها بیشتر بررسی شود؛ حذفی که به گفته آن‌ها بر کلیت گزارش تأثیر نداشته است.

به‌روزرسانی: ۱۱:۱۱ صبح به وقت شرق آمریکا

CBS News بعداً جزئیات تازه‌ای از نجات هم خلبان و هم WSO منتشر کرد. TWZ مهم‌ترین موارد آن را چنین جمع‌بندی می‌کند:

نیروهای آمریکایی در مجموع دو مأموریت نجات، طی ۵۰ ساعت، ۳۳۹ قبضه مهمات شلیک کردند. برخی عملیات‌های دیگر هم متوقف شد تا توان نظامی آمریکا و تمرکز سیاسی ترامپ روی این مأموریت نجات جمع شود.

خلبان ساقط‌شده با کال‌ساین Dude 44A ظرف چند ساعت نجات یافت، اما جراحاتش جدی بود و در مقطعی در دولت ترامپ نگرانی وجود داشت که شاید زنده نماند. در همان روز جمعه، این سرهنگ در پنتاگون با وضعیت DUSTWUN یعنی «وضعیت مأموریتی، محل نامعلوم» ثبت شده بود.

CENTCOM و JSOC چند پیام از این افسر مفقود دریافت کردند که یکی از آن‌ها یک عدد چهاررقمی بود. مقام‌ها ابتدا متوجه منظور آن نشدند، اما بعد فهمیدند این کد پلیس برای مأمور در خطر یا درخواست فوری کمک است. چون تیم نجات می‌توانست با سرهنگ ارتباط بگیرد، از او سؤالی درباره پدرش پرسیدند که فقط خودش باید پاسخ آن را می‌دانست و هویتش از این طریق تأیید شد.

اطلاعات آمریکا نشان می‌داد ایرانی‌ها سگ‌ها را برای بو کشیدن صندلی‌های اجکت F-15E که روی زمین مانده بود آورده‌اند. این مسئله تیم ترامپ را نگران کرد، اما در نهایت سگ‌ها در ردیابی بو مؤثر نبودند.

تیم آمریکایی با همسر WSO نیز در تماس بود و او را از عملیات فریبی که CIA و CENTCOM اجرا می‌کردند در جریان گذاشت. برای پراکندن شبه‌نظامیان در چند جهت مختلف، تلاش شد چنین القا شود که افسر تسلیحات در حال حرکت است؛ یک‌بار به‌سمت مرز افغانستان، بار دیگر رو به دریای خزر، و گاهی هم در مسیر جنوبی برای خروج از ایران.

پنتاگون دست‌کم چهار سناریوی نجات طراحی کرده بود، از گزینه‌های بالگردی تا هواپیماهای بال‌ثابت. هگست در نهایت گزینه بال‌ثابت را با استفاده از دو فروند MC-130 برگزید. اطلاعات آمریکا نشان می‌داد ایرانی‌ها تصور می‌کنند عملیات نجات از راه بالگرد انجام خواهد شد. وضعیت هوا، به‌ویژه سقف پایین ابر، نیز عملیات بالگردی را دشوارتر می‌کرد.

برنامه‌ریزان دو منطقه فرود را بررسی کردند: یکی در فاصله ۱۷ مایلی و دیگری در فاصله ۱۰ مایلی از افسر جاافتاده. آن‌ها گزینه نزدیک‌تر، یعنی روی زمین کشاورزی، را انتخاب کردند. اطلاعات آمریکا همچنین نشان می‌داد ایران شب‌ها هم با پهپادهای کوچک جست‌وجو می‌کند، اما از توان دید در شب پیشرفته برخوردار نیست. هیچ‌یک از ارزیابی‌های اطلاعاتی حاکی از آن نبود که ایرانی‌ها دقیقاً می‌دانند این هواگردسوار در کجا پنهان شده؛ منطقه‌ای کوهستانی در جنوب اصفهان که گفته می‌شود دست‌کم نیمی از ذخیره هسته‌ای ایران در نزدیکی آن نگهداری می‌شود.

طرح نهایی این بود که هواپیماهای بال‌ثابت روی باند کشاورزی بنشینند، منطقه را امن کنند، بالگرد را به‌صورت قطعه‌قطعه از MC-130ها تخلیه و در حدود ۱۵ دقیقه مونتاژ کنند. سپس خلبانان با MH-6 Little Bird ظرف ۷ دقیقه به خط‌الرأس محل اختفای WSO پرواز کنند و ۷ دقیقه بعد دوباره به نوار فرود بازگردند.

در ادامه، Fox News گزارش داد که «هم خلبان و هم WSO» در مرکز پزشکی منطقه‌ای Landstuhl در آلمان هستند؛ مرکزی نزدیک پایگاه هوایی رامشتاین که بسیاری از نظامیان زخمی ابتدا به آنجا منتقل می‌شوند. به گفته این گزارش، هر دو به‌زودی راهی آمریکا خواهند شد؛ خلبان در وضعیت خوبی است و عضو دوم خدمه نیز با وجود جراحات بیشتر، بهبود خواهد یافت.

جو ترویثیک، معاون سردبیر TWZ، در تهیه این گزارش مشارکت داشته است.