آژانس پروژههای پژوهشی پیشرفته دفاعی یا DARPA به دنبال طرحهایی برای پهپادهایی با درجه بالای خودمختاری و نیز سامانههای کانتینری دورفرمان برای پرتاب، بازیابی و پشتیبانی از این پهپادهاست. آنچه دارپا واقعاً به دنبال آن است، ترکیبی از این دو است که بتواند بهعنوان بخشی از یک «منظومه خودمختار» (autonomous constellation) تا حد زیادی خودکفا، از دستههای شبکهای متشکل از حداکثر ۵۰۰ پهپاد بهطور همزمان پشتیبانی کند.
چنین «منظومهای» با پهپادهایی پیکربندیشده برای طیف گستردهای از نقشها — از جمله شناسایی، پایش و حمله سینتیک — میتواند بهسرعت در مناطق مورد منازعه مستقر شود، یا حتی در عمق پشت خطوط دشمن جای گیرد. حملات پنهانی پهپادی اوکراین در عملیات اسپایدروب (Spiderweb) به چندین پایگاه هوایی روسیه در سال گذشته، و نیز حملات نزدیکمیدان اسرائیل از داخل خاک ایران در فازهای آغازین جنگ ۱۲ روزه، پیشتر اثربخشی همان نوع قابلیتی را نشان دادهاند که دارپا امروز به دنبال آن است. TWZ نیز بارها بر ارزش این نوع قابلیت پرتاب دسته پهپادی در عملیات زمینی و دریایی تأکید کرده است، از جمله پس از آنکه واحد نوآوری دفاعی پنتاگون (DIU) اوایل امسال درخواست بسیار مشابهی برای دریافت پیشنهادها منتشر کرد.
دفتر فناوری تاکتیکی دارپا (Tactical Technology Office یا TTO) نخستین درخواست اطلاعات خود را برای این قابلیت دسته پهپادی کانتینری در آوریل منتشر کرد، اما از آن زمان چندین بار اعلامیه قراردادی مرتبط را بهروزرسانی کرده است. آخرین نسخه این اعلامیه روز گذشته بهصورت آنلاین قرار گرفت. دستکم بر اساس آنچه تاکنون منتشر شده، دارپا هنوز نامی برای این پروژه تعیین نکرده است.
در نسخه فعلی اعلامیه قراردادی آمده است: «بسترهای تجاری موجود هوایی در گروههای ۱ تا ۳ از نظر مدت پرواز، ظرفیت محموله و توان الکتریکی کمکی روی هواگرد محدودند. وقتی این بسترها به شکل منظومه به کار گرفته میشوند، معمولاً به زیرساخت قابل توجه و فضای پایگاهی برای استقرار و بازیابی نیاز دارند. این منظومهها معمولاً برای بازیابی، شارژ مجدد یا سوختگیری و پرتاب دوباره به مداخله انسانی نیاز دارند و فاقد خودمختاری کاملی هستند که برای عملیات پایدار در طول روزها یا بیشتر ضروری است.»
«چشمانداز فناوریهای فعلی بستر، محدودیتهای گستردهای دارد که نیازمند تحول است تا بتوان به منظومههای با مدتپرواز بالا مرکب از پهپادهایی با محمولههای معنادار از نظر اندازه، وزن، توان و هزینه (SWaP-C) دست یافت — منظومههایی که از کانتینرهای کاملاً خودمختار با توان مدیریت کامل چرخه مأموریت شامل پرتاب، پایداری/تعویض و بازیابی، استقرار یابند.»
ارتش آمریکا پهپادها را به پنج گروه تقسیم میکند. مجموع پهپادهای گروه ۱ و ۲ میتوانند حداکثر تا ۵۵ پوند (حدود ۲۵ کیلوگرم) وزن داشته باشند، تا ارتفاع ۳٬۵۰۰ پایی (حدود ۱٬۰۶۷ متر) پرواز کنند و حداکثر سرعتشان ۲۵۰ گره باشد. گروه ۳ یک رده میانی بسیار گسترده است که طرحهایی را با وزن ۵۶ تا ۱٬۳۲۰ پوند و سقف پرواز تا ۱۸٬۰۰۰ پا در بر میگیرد، اما باز هم با سرعت ۲۵۰ گره یا کمتر. مجموعاً، گروههای ۱ تا ۳ طیف بسیار وسیعی از پهپادها را پوشش میدهند، از کوادکوپترهای کوچک گرفته تا مهمات یکطرفه دوربرد (loitering munitions).
اعلامیه قراردادی میافزاید: «با توجه به محدودیتهای یادشده، دارپا یک نیاز فوری به بسترهای گروه ۱ تا ۳ با قابلیت استقرار بالا و SWaP منعطف شناسایی کرده است؛ بسترهایی که در منظومههای خودمختار عمل میکنند و درون کانتینری کاملاً خودمختار ذخیره، از آن مستقر، در آن بازیابی و توسط آن مدیریت میشوند، تا از انواع محمولهها و مأموریتها در محیطهای فاقد GPS پشتیبانی کنند. پیشرفت در فناوریهای کم-SWaP، منظومههایی متشکل از انواع محمولههای نوین — هرکدام با نیاز به توان و وزن اختصاصی، اما توانمند به عملکرد همگام در سراسر منظومه — را ممکن میسازد. جمعیت منظومه میتواند تا ۵۰۰ بستر در بر گیرد (این عدد بسته به نوع محموله ممکن است متفاوت باشد). هر بستر به یک زیرسامانه یا سامانه محموله مستقل مجهز خواهد بود که میتواند سطح بالایی از دسترسپذیری عملیاتی را برای کل سامانه ترکیبی در دورههای چندروزه فراهم کند.»
این اعلامیه، الزامات پهپادها و سامانههای کانتینری پرتاب و بازیابی را تا حد زیادی باز میگذارد.
بر اساس متن اعلامیه: «هواگردهای بدون سرنشین (که در ادامه “پهپاد” نامیده میشوند) در فضای گروه ۱ تا ۳ با قابلیت پرتاب کاملاً خودمختار، بازیابی، ذخیرهسازی، سازماندهی، شارژ مجدد/سوختگیری، مدیریت لجستیک داخلی و بازرسی پیش/پس از پرواز. طرحهای پیشنهادی پهپاد باید یک منظومه همکارانه مأموریتمحور تشکیل دهند. پاسخها باید با منظومههای پهپادی مدتپرواز بالا، با دسترسپذیری عملیاتی بالا و مدیریت منظومه، آگاه باشند. پیکربندیهای نوآورانه که عملیات چندروزه پیوسته را همراه با نرمافزار مدیریت منظومه (در حالت ایدهآل با بهینهسازی مسیر و تفکیک تصادم) و پیکربندیهای نوآورانه راهکارهای استقرار مبتنی بر کانتینر خودمختار ممکن میسازند، مورد علاقه خاص دارپا هستند.»
«کانتینرهای ذخیرهسازی (که در ادامه “کانتینر” نامیده میشوند) که ذخیره کاملاً خودمختار پهپاد، مدیریت لجستیک، پرتاب، بازیابی و شارژ/سوختگیری را فراهم میکنند، در عین انطباق با هدف یک کانتینر نظامی استاندارد (مثلاً Conex، پالتهای 463L، Tricon، کانتینر ISU و مانند آن). ایدههای نوآورانه و کانتینرهای غیراستاندارد (مثلاً سامانههای توزیعشده مبتنی بر چمدان یا سامانههای مبتنی بر جعبه) نیز در چارچوب رویکرد ارائهشده در نظر گرفته خواهند شد، اما راهکارها باید با ظرفیتهای فعلی حملونقل نظامی سازگار باشند. تصور میشود این کانتینرها خودکفا باشند، با در نظر گرفتن ذخیره انرژی، تجهیزات ارتباطی و توان محاسباتی.»
دارپا همچنین میگوید علاقه جانبی به یک «بستر میزبان» دورفرمان دارد که بتواند کانتینرها را به منطقه تعیینشده ببرد و از آنجا بازگرداند، تا پهپادها از آن منطقه پرتاب و بازیابی شوند. اعلامیه قراردادی مشخص نمیکند که این بستر هوایی، زمینی یا دریایی است، یا ترکیبی از اینها.
ویدئوی پست شبکه اجتماعی زیر، یک سامانه پرتاب کوادکوپتر را نشان میدهد که روی یک خودروی زمینی بدون سرنشین نصب شده — سامانهای که ارتش آمریکا پیشتر آن را آزمایش کرده است.
Future of warfare: U.S. Army's Sandhills Project team launches 20 drones in 13 seconds for precision anti-tank mine neutralization. pic.twitter.com/1cXepl3zAu
— Clash Report (@clashreport) May 21, 2024
شاید جالبتوجهترین نکته این باشد که اعلامیه قراردادی دارپا ترکیبهای موجود پهپاد و پرتابگر را که برای «نمایشهای نوری ازپیشبرنامهریزیشده و فعالیتهای تجاری» به کار میروند برجسته میکند، هرچند تأکید میکند اینها برای استفاده ارتش آمریکا مناسب نیستند. سال گذشته TWZ به این اشاره کرد که چگونه دقیقاً همین نوع پیشرفتها در فضای سرگرمی تجاری، تهدیدهای واقعی ناشی از دستههای پهپادی توانمندتر و تسلیحاتیشده را برجسته میکنند. آن گزارش پس از آن منتشر شد که شرکت چینی DAMODA سامانهای کانتینری معرفی کرد که میتوانست هزاران کوادکوپتر کوچک برقی را با فشار یک دکمه پرتاب، بازیابی و شارژ مجدد کند.
به نقل از گزارش پیشین TWZ:
تأکید بر این نکته ضروری است که سامانه «کانتینر دسته پهپادی خودکار» DAMODA — دستکم به شکل کنونی — بهوضوح در درجه نخست برای کاربرد در صنعت سرگرمی طراحی شده است. هرچند نمایشهای نوری پهپادی این شرکت بصری چشمگیرند و اغلب در شبکههای اجتماعی وایرال میشوند، اما این نمایشها از پیش نگاشته شدهاند و در ابعاد بسیار محلی اجرا میگردند. آنچه این شرکت ارائه میدهد، یک دسته پهپادی توانمند به انجام وظایف نظامی متنوع به شکل بهشدت خودمختار و در بردهای قابل توجه از نقطه پرتاب نیست.
در عین حال، نمایشهای پهپادی نوری بزرگمقیاس DAMODA (و تعداد روبهرشدی از شرکتهای دیگر) در سطح کلان نشان میدهند که تهدیدهای ناشی از دستههای پهپادی پیشتر هم بهشدت مسئلهساز بودهاند. سامانه جدید کانتینر دسته پهپادی خودکار، خطر دیگری را برجسته میکند: همین تهدیدها میتوانند در معرض دید همگان پنهان شوند. گسترش پیوسته پیشرفتها در هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، بهویژه در هدفگیری پویا، چالشهای بیشتری ایجاد خواهد کرد.
این موضوع نظری هم نیست. همانطور که اشاره شد، در ژوئن ۲۰۲۵، نیروهای اوکراینی با کمک پرتابگرهای پنهانی نصبشده روی پشت کامیونهای تریلر غیرنظامی بهظاهر ساده، چندین حمله پهپادی به پایگاههای هوایی در سراسر روسیه انجام دادند. کل این تلاش، که عملیات اسپایدروب نام گرفت، ماهها برنامهریزی برد.
5/
— Roman Sheremeta (@rshereme) June 2, 2025
5. After launching, the trailers self-destructed to avoid detection or recovery (see photos). pic.twitter.com/DWZo4HlOfa
بازار جهانی سامانههای پرتاب کانتینری برای پهپادها و دیگر محمولهها هماکنون قابل توجه است و در حال رشد ادامه میدهد. شرکتهای چینی در این زمینه بهویژه فعال بودهاند، و پیشرفتهای آن کشور اغلب با کار روی قابلیتهای دسته پهپادی گره خورده است. شرکتهای آمریکایی، اروپایی و دیگر نقاط جهان نیز فزایندهتر در این عرصه فعال شدهاند.
بهطور کلی، سامانههای تسلیحاتی کانتینری، انعطاف بسیاری برای بهکارگیری در حالتهای زمینی فراهم میکنند، از جمله استقرار سریع در نقاط دور یا غیرمجهز، و نیز روی هر کشتی با فضای عرشه کافی. TWZ پیشتر دلایل مفصلی برای این موضوع ارائه کرده که چرا نیروی دریایی آمریکا باید کشتیهای جنگی خود را به کانتینرهای حاوی دستههای پهپادی مسلح کند.
پرتابگرهای کانتینرگونه برای پهپادها — که بسیاری از آنها روی کامیون نصب میشوند — نیز فزایندهتر در سراسر جهان دیده میشوند. ایران در توسعه چنین قابلیتهایی توسعهدهندهای بهویژه پراهمیت بوده است، بهعنوان بخشی از توسعه پهپادهای کامیکازه دوربرد، چنانکه در ویدیوی شاهد ۱۳۶ مشاهده میشود.
با این حال، اکثر سامانههای کانتینری یا کانتینرگونه موجود مرتبط، روی پرتاب محمولهها متمرکز هستند، نه بازیابی آنها، چه برسد به آمادهسازی برای پرتاب مجدد. تا امروز، این قابلیتهای پسین بیشتر در حوزه کاربردهای تجاری مورد توجه بودهاند. شرکت چینی DJI و دیگر شرکتها فزایندهتر «داک»های کانتینرگونه برای پهپادهای تجاری کوچک ارائه میدهند، هرچند این داکها معمولاً برای میزبانی تنها یک پهپاد در یک زمان طراحی شدهاند.
TWZ در عمل بخش زیادی از این موضوع را پس از آن پوشش داد که DIU در فوریه اعلام کرد به دنبال قابلیت بسیار مشابهی با نام سامانه تحویل پهپادی خودمختار کانتینری (Containerized Autonomous Drone Delivery System یا CADDS) است. اعلامیه CADDS، اما، تنها روی مؤلفههای پرتاب و بازیابی متمرکز بود. ارتباط دقیق تلاش DIU با کاوش کنونی دارپا روشن نیست.
DIU در فراخوان طرحهای CADDS همچنین به یک تقاضای نوظهور عمومیتر برای ظرفیت پرتاب بیشتر اشاره کرده بود، در راستای فشار ارتش آمریکا برای دستیابی و میدانیکردن صدها هزار، اگر نه میلیونها، پهپاد جدید — بهویژه از انواع کوچکتر — در سالهای پیش رو. این روند با راهنمای جامع جدیدی از سوی پنتاگون که سال گذشته با هدف «آزادسازی برتری پهپادی ارتش آمریکا» ابلاغ شد، شتاب گرفته است. هرچند اعلامیه قراردادی دارپا مستقیماً به این موضوع نمیپردازد، اما قابلیتی که توصیف میکند به پاسخ به این پرسش گستردهتر کمک میکند که نیروهای آمریکا در عمل چگونه قرار است این همه هواگرد بدون سرنشین جدید را به کار گیرند.
«حتی در یک بافت عملیاتی آشکار، سامانههای کانتینری بهسرعت قابل استقرار که میتوانند بهعنوان مرکز عملیات پهپادی در یک منطقه گسترده با نیاز محدود به نیروی انسانی عمل کنند، میتوانند تقویتی بزرگ در قابلیت و ظرفیت ارائه دهند. کشتیها، کامیونها و هواگردها — که خودشان میتوانند بدون سرنشین باشند — برای رفتوآمد آنها به مواضع جلویی، حتی در مناطق دورافتاده، قابل استفادهاند. اگر این سامانهها بتوانند از یک “ترکیب ناهمگن” هواگردهای بدون سرنشین پشتیبانی کنند، یک کانتینر واحد میتواند برای پشتیبانی از طیف وسیعی از نیازهای مأموریتی، از جمله اطلاعات، نظارت و شناسایی، جنگ الکترونیک، حملات سینتیک و/یا رله سیگنال ارتباطی، به کار رود.»
«یک مزیت ذاتی دسته پهپادی، بهطور کلی، این است که هر مؤلفه منفرد لازم نیست برای انجام تمامی وظایف موردنظر پیکربندی شود. این موضوع انعطاف بیشتر و تابآوری در برابر تهدیدها ایجاد میکند، چرا که ازدسترفتن هر پهپاد خاص لزوماً مانع ادامه مأموریتهای محولشده به دسته نمیشود. مزایای طراحی و هزینهای جانبی نیز برای خود پهپادها وجود دارد، چون میتوان آنها را برای حمل تنها سامانههای موردنیاز برای الزامات مأموریت ویژهشان پیکربندی کرد.»
«دستههای پهپادی تنها قرار است با پیشرفت در خودمختاری — بهویژه شناسایی هدف خودکار — توانمندتر شوند، روندی که با پیشرفتهای موازی در هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی پیش میرود. دستههای بسیار خودمختار آینده قادر خواهند بود مأموریتهای گوناگون را با کارایی بیشتری اجرا کنند و چالشها را برای مدافعان چندبرابر سازند. حملات پهپادی تودهای با خودمختاری محدود هماکنون ظرفیت ذاتی برای غرقکردن دفاع دشمن را دارند. در مقابل، سامانههای جنگ الکترونیک و سلاحهای انرژی هدایتشده ریزموج توانبالا بهتدریج بهعنوان برخی از توانمندترین گزینههای موجود برای مقابله با دستهها مطرح شدهاند، اما محدودیتهای خود را دارند. حتی سامانههای قدرتمند ریزموج بردهای بسیار کوتاه دارند و ماهیت جهتدار دارند، و سامانههای جنگ الکترونیک ممکن است در برابر پهپادهای خودمختار اصلاً کار نکنند.»
هنوز معلوم نیست که آیا کاوش دارپا در زمینه دستههای پهپادی و سامانههای پرتاب همراه که میتوانند «منظومههای خودمختار» آینده را شکل دهند به یک قابلیت عملیاتی منجر خواهد شد یا نه. با این حال، این کاوش، در کنار تلاش CADDS واحد DIU، نشانهای روشن از علاقه درون ارتش آمریکا برای محققکردن این مسیر در صورت امکان است.
تماس با نویسنده: joe@twz.com