گارد ملی هوایی آمریکا (Air National Guard) از کنگره میخواهد شمار جنگندههای خریداریشده را افزایش دهد؛ درخواستی که در متن تلاش گستردهتر برای نوسازی ناوگانی مطرح میشود که بهسرعت در حال پیر شدن است. در زمانی که نیروی هوایی آمریکا همچنان آثار سالها کمسرمایهگذاری در خرید جنگندههای جدید را تحمل میکند و همزمان چین به چالش اصلی و تعیینکننده بدل شده، این تازهترین تلاش برای جلوگیری از عقبماندن آمریکا در کمیت و کیفیت توان رزمی هوایی است.
بر پایه گزارشی از Air & Space Forces Magazine، آجودانژنرالهای گارد ملی هوایی از بیش از ۲۰ ایالت هفته گذشته نامهای به کنگره فرستادند و در آن خواستار تأمین مالی چندساله برای خرید سالانه بین ۷۲ تا ۱۰۰ جنگنده جدید شدند.
این ارقام نسبت به سالهای اخیر جهشی چشمگیر محسوب میشوند: بنا بر یک برآورد منتشرشده در مارس ۲۰۲۶، نیروی هوایی آمریکا از سال ۱۹۹۸ به این سو در هیچ سالی بیش از ۷۲ جنگنده جدید نخریده است.
«نیروی هوایی ایالات متحده در ۷۸ سال تاریخ خود اکنون پیرترین، کوچکترین و کمآمادهترین وضعیت را دارد. ما باید نیرویی بسازیم که بتواند بجنگد و پیروز شود.»
این نامه بهطور مشخص میگوید حداقل خرید سالانه باید شامل ۴۸ فروند F-35A و ۲۴ فروند F-15EX باشد و هدف ترجیحی نیز رسیدن به ۷۲ فروند F-35A و ۳۶ فروند F-15EX در هر سال است.
هرچند امضاکنندگان نامه از میان فرماندهان گارد ملی هوایی بودند، اما این تعداد جنگنده عملاً قرار است نیاز یگانهای نیروی فعال، گارد و ذخیره را با هم پوشش دهد. در مقایسه، نیروی هوایی در سال مالی ۲۰۲۴ بودجه ۴۸ فروند F-35A را درخواست کرده بود و این عدد در سالهای ۲۰۲۵، ۲۰۲۶ و بودجه پیشنهادی ۲۰۲۷ بهترتیب به ۴۲، ۲۴ و ۳۸ فروند رسید.
در بودجه سال مالی ۲۰۲۷ همچنین خرید ۱۰ فروند F-35B و ۳۷ فروند F-35C برای تفنگداران دریایی و نیروی دریایی لحاظ شده که خود افزایش قابلتوجهی در برنامه خرید است. با این حال، برنامه F-35 همزمان با تاخیرهای نگرانکننده در کار روی رادار جدید و انبوهی از ارتقاهای حیاتی دیگر روبهرو است.
در مورد F-15EX، اسناد بودجه نشان میدهد که نیروی هوایی برای سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۷ بهترتیب خرید ۲۴، ۱۸، ۲۱ و ۲۴ فروند را درخواست کرده است. حتی تداوم خرید سالانه ۲۴ فروند هم شتابی بیش از برنامه تولید فعلی Eagle II خواهد بود، آن هم پس از آنکه درخواست بودجه ۲۰۲۶ شمار کل برنامه را از ۹۸ به ۱۲۹ فروند رساند.
یکی از امضاکنندگان نامه، سرتیپ Shannon Smith، فرمانده گارد ملی هوایی آیداهو، به Air & Space Forces Magazine گفته است: «ما این جنگندهها و این نیروها را در طول زمان میسوزانیم تا از نیروی مشترک در تحقق اهداف رئیسجمهور در عملیات Epic Fury در این درگیری با ایران پشتیبانی کنیم.»
اسمیت هشدار داده که فراتر از فشار ناشی از عملیاتهای رزمی جاری، ناوگان جنگندهای گارد ملی هوایی با سرعت در حال پیر شدن است. به گفته او، «بخش اعظم پول فقط صرف این خواهد شد که این هواپیماها در پرواز بمانند. چند سال دیگر حتی برای پروازکردن هم بهسختی قابل اتکا خواهند بود، چه برسد به اینکه هنوز از نظر رزمی مرتبط باقی بمانند.»
به گفته او، هرچند برنامههایی برای جایگزینی A-10 ها و F-15C ها وجود دارد، اما حتی F-35Aهای قدیمیتر هم دیر یا زود نیاز به جایگزینی خواهند داشت. نیاز فوریتر، جانشینکردن ناوگان پرشمارتر F-16 هاست.
در مجموع، گارد ملی هوایی ۲۴ اسکادران جنگنده دارد که از میان آنها ۱۱ اسکادران یا جنگنده جدید دریافت کردهاند یا قرار است دریافت کنند. با وجود آنکه برخی واحدهای F-16 گارد به F-35 منتقل شدهاند، هنوز برنامهای برای ۱۳ اسکادران Viper باقیمانده وجود ندارد. مجموع این ناوگان نزدیک به نیمی از تمام F-16های رزمیکدشده آمریکا را تشکیل میدهد.
در گذشته درباره یک جنگنده سبک جدید برای ایجاد تعادل در کنار F-35 و اکنون F-47 بحث شده بود، اما چنین گزینهای بسیار پرهزینه است و سالها زمان میبرد. گزینه دیگر میتواند خرید F-16های جدید Block 70/72 باشد، هرچند خط تولید این هواپیما هم اکنون زیر بار سفارشهای متعدد صادراتی قرار دارد.
حتی اگر کنگره از توصیه فرماندهان گارد ملی هوایی حمایت کند و بودجه هم فراهم باشد، رساندن جنگندههای جدید به رمپ پایگاهها کار سادهای نخواهد بود. در عوض، جنگندههای جدید علاوه بر افزایش توان و «جرم رزمی»، مزایای دیگری هم دارند: نیاز کمتر به نگهداری، دسترسی آسانتر به قطعات یدکی، عمر بیشتر بدنه و در مجموع آمادگی بالاتر.
مسئله قطعات یدکی در این میان بحرانی است. TWZ پیشتر در سال ۲۰۲۴ نشان داده بود که طبق برآوردهای خود نیروی هوایی، صدها هواپیمای آن به دلیل کمبود قطعات و یک کسری ۱.۵ میلیارد دلاری در درخواست بودجه، در معرض زمینگیر شدن قرار دارند.
با این حال، تحقق هدف خرید سالانه ۷۲ تا ۱۰۰ جنگنده مستلزم جهشی بزرگ در ظرفیت تولید است؛ ظرفیتی که همین حالا هم کشیده شده است. بر همین اساس، گارد ملی هوایی برآورد میکند تجهیز دوباره یگانهایی که اکنون هنوز با جنگندههای قدیمی پرواز میکنند، حتی در بهترین حالت نیز ممکن است ۱۰ تا ۱۵ سال طول بکشد.
یک گزینه برای بازتجهیز واحدهای گارد و ذخیره این است که جنگندهها از یگانهای فعال به آنها منتقل شوند؛ اما فرماندهان گارد هشدار میدهند که این کار فقط نوسازی واقعی با هواپیماهای نو را باز هم عقب میاندازد.
مسئله مبهم دیگر این است که برنامههای نیروی هوایی برای جنگنده نسل ششم F-47 چگونه در این معادله جا میگیرد.
در سال ۲۰۲۳، Frank Kendall، وزیر وقت نیروی هوایی، گفته بود که طرحریزی نیروی آینده بر مبنای ساختاری انجام میشود که شامل ۲۰۰ جنگنده نسل ششم است. با این حال هنوز روشن نیست F-47 دقیقاً چه جایگاهی در ساختار آینده نیروی هوایی خواهد داشت و در نهایت چه تعداد از آن واقعاً خریداری میشود.
این هواپیما در ابتدا قرار بود جایگزین F-22 باشد، اما اکنون این موضوع یا تغییر کرده یا دستکم در وضعیت تعلیق قرار دارد. اگر ورود F-47 به تأخیر بیفتد، ممکن است همزمان با پایان عمر عملیاتی F-22 رخ دهد و یک شکاف دیگر در جرم رزمی آمریکا باز شود. اگر هم نیروی هوایی بخواهد مدتی هر دو را بهطور همزمان بهکار گیرد اما استقرار F-47 عقب بیفتد، باز همان مشکل کمبود کمّی تکرار میشود.
عامل دیگر، برنامههای نوظهور برای استقرار ناوگان آینده پهپادهای Collaborative Combat Aircraft یا CCA است؛ پهپادهایی که از ابتدا برای کار نزدیک با جنگندههای سرنشیندار فعلی و آینده طراحی شدهاند. نیروی هوایی پیشتر گفته بود قصد خرید بیش از ۱٬۰۰۰ فروند CCA را دارد، هرچند این عدد چندین نسل و مرحله از برنامه را پوشش میدهد و در مرحله نخست، خریدی بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ فروند مدنظر است.
در نهایت، هدف برنامه CCA آن است که جرم رزمی ناوگان جنگنده تاکتیکی را بهشدت بالا ببرد و بخشی از افت تعداد جنگندههای سرنشیندار را جبران کند. ابتدا یگانهای فعال F-35 و F-22 این پهپادها را دریافت خواهند کرد و سپس ممکن است با سرعت بیشتری به جنگندههای نسل چهارم هم تعمیم داده شوند. در عین حال، این مفهوم هنوز چیزهای زیادی برای اثبات دارد و بدون ریسک نیست.
در پسزمینه همه این بحثها، نگرانی عمیقتری در رهبری نظامی آمریکا وجود دارد: پیشرفت سریع نیروهای مسلح چین، بهویژه در حوزه هوایی. نیروی هوایی ارتش آزادیبخش خلق چین با سرعتی در حال گسترش و نوسازی است که تهدید میکند آمریکا را هم در تعداد و هم در توانمندی پشت سر بگذارد. نشانههای این گسترش عظیم، از کارخانه ظاهراً جدید J-35 گرفته تا برنامههای متعدد CCA چینی، هر روز بیشتر دیده میشوند.
تا زمانی که دولت آمریکا با نرخهایی بهمراتب کندتر به خرید هواپیما ادامه دهد، چین فرصت خواهد داشت جلو بزند؛ و در عمل نیز همین حالا جنگندههای پیشرفته را در تیراژ بالا تولید میکند. نتیجه، عدمتوازن روبهرشد در منطقه هند-آرام است.
روشن است که در این میان عوامل بسیار زیادی دخیلاند و بودجه فقط یکی از آنهاست. با این حال، فرماندهان گارد ملی هوایی با طرح این پرونده در برابر کنگره یک بار دیگر تأکید میکنند که جنگندههای سرنشیندار همچنان برای نیروی هوایی حیاتیاند و در عین حال نگهداشتن این ناوگان در سطحی واقعاً آماده و مؤثر، هر روز دشوارتر میشود.