شاید A-10 وارثاگ در سالهای پایانی عمر خدمتی خود باشد، اما این به آن معنا نیست که دیگر نمیتواند قابلیتهای تازهای را نشان دهد؛ قابلیتهایی که بعضی از آنها ممکن است بر کل نیروی هوایی تاکتیکی نیروی هوایی آمریکا اثر بگذارند. مهمتر از همه، این هواپیما اکنون دقیقاً یکی از همان قابلیتهایی را آزمایش کرده که مدتهاست آن را فرصتی بزرگ و حتی یک ضرورت بالقوه برای نبردی آینده در اقیانوس آرام میدانیم.
یک فروند A-10 آزمایشی که انگار دماغهاش را از A-6 Intruder قرض گرفته، اوایل همین هفته برای نخستین بار با یک پروب سوختگیری هوایی به پرواز درآمد؛ پروبی که بهجای درگاه سوختگیری هوایی معمول آن روی دماغه نصب شده بود. این برنامه مدتی است در جریان قرار دارد. تنها چند روز پس از آن نخستین پرواز، این «هاگ» آزمایشی توانست با موفقیت به یک فروند C-130 مجهز به شیلنگ و سبد سوختگیری متصل شود. تصویری که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، همین A-10 را در حالی نشان میدهد که به سبد سوختگیری پشت یک Hercules وصل شده است.
این تصویر در X منتشر شد و خود مقاله اصلی نیز به آن ارجاع داده است:
Not AI. Current testing. Hog on a Droge.
— COL (Ret) Jeff in 🇦🇹 (@JeffFisch) April 3, 2026
پیامدهای این آزمایش فقط به خود A-10 محدود نمیشود. ما پیشتر با جزئیات توضیح داده بودیم که جنگندههای نیروی هوایی آمریکا اگر به پروب سوختگیری مجهز شوند، در بحران احتمالی در اقیانوس آرام چه ارزش بالایی خواهند داشت. همینطور بارها استدلال کردهایم که تانکرهای تاکتیکی کوچکتر برای پشتیبانی از این عملیات ضروریاند و میتوانند برای موفقیت نیروی هوایی آمریکا در چنین نبردی نقش حیاتی داشته باشند.
توانایی برخاستن جنگندهها با بار سنگین از باندهای کوتاه، حتی باندهایی که در نبرد آسیب دیدهاند، و سپس سوختگیری فوری پیش از حرکت به عمق قلمرو دشمن، یک امتیاز بسیار بزرگ برای نیروی هوایی آمریکا خواهد بود. در وضعیت فعلی، همه جتهای تاکتیکی این نیرو از روش سوختگیری مبتنی بر درگاه و بوم استفاده میکنند؛ یعنی تانکر جت، که معمولاً در ارتفاع بالا پرواز میکند، به آنها متصل میشود. این مسئله راهبرد Agile Combat Employment یا ACE را تا حدی مشکلدار میکند؛ راهبردی که قرار است جنگندهها را میان فرودگاههای جلودستیِ کمامکانات جابهجا کند تا هم از چرخه هدفگیری دشمن جلو بمانند و هم در بردی قرار گیرند که واقعاً در نبرد مؤثر باشند.
تانکرهای جت به باندهای طولانی نیاز دارند و در ارتفاعهای بسیار پایین هم سوخترسانی نمیکنند. اگر جنگندههای نیروی هوایی آمریکا بتوانند از MC-130ها و HC-130ها، یا حتی KC-130های تفنگداران دریایی، و همچنین C-130Jهای استانداردی که برای سوختگیری هوایی تغییر یافتهاند استفاده کنند، این معادله بهطور جدی تغییر خواهد کرد؛ چون این هواپیماها میتوانند از باندهای کوتاهتر عمل کنند و در کنار جنگندهها انعطاف بسیار بیشتری ایجاد کنند.
علاوه بر این، سوختگیری در ارتفاع، حتی در آن چیزی که برای تانکرهای ویژه عملیات خاص نیروی هوایی آمریکا ارتفاع پایین محسوب میشود، هنوز هم در چندین هزار پا بالاتر از سطح زمین انجام میگیرد. این موضوع هم تانکرها و هم «مشتریان» آنها را در معرض کشف از فاصله دور و سامانههای پدافند هوایی با برد فزاینده قرار میدهد. این مسئله بهویژه در برابر حریفی مانند چین اهمیت دارد؛ حریفی که سرمایهگذاری عظیمی روی راهبرد ضددسترسی/ممانعت منطقهای خود انجام داده و باعث میشود عملیات عادی رزمی در فاصلهای بسیار دورتر از هدف، خطرناکتر از جنگهای گذشته باشد. بنابراین، پایینتر آمدن و سوختگیری زیر افق راداری میتواند در کاهش این تهدید روبهرشد نقش بزرگی بازی کند.
با این ملاحظه، احتمالاً خواهیم دید که سوختگیری هوایی توسط تانکرهای جت نیروی هوایی آمریکا، یعنی KC-135ها و KC-46ها، به ارتفاع پایینتری منتقل شود و آموزشها و رویههای تازهای برای پشتیبانی از آن تدوین گردد. البته ریسکها هم در این ارتفاعات بیشتر میشود، بهویژه چون وضعیت جوی اثر بیشتری پیدا میکند و رفتار هواپیما در هوای غلیظتر تغییر میکند. اما حتی اگر نیروی هوایی ناوگان موجود تانکرهای جت خود را با عملیات سوختگیری در ارتفاع پایین تطبیق دهد، باز هم این هواپیماها نمیتوانند از همان باندهایی استفاده کنند که C-130ها قادر به بهرهگیری از آن هستند. از سوی دیگر، خود نیروی هوایی همین حالا تعداد زیادی C-130 در اختیار دارد که میتوان از آنها در این نقش استفاده کرد و تانکرهای جت را برای مأموریتهای سنتیتر و دوربردتر نگه داشت؛ مأموریتهایی که در یک نبرد بزرگ در اقیانوس آرام از همان ابتدا بارشان بیش از حد خواهد بود.
در نتیجه، اگر A-10 و همچنین دیگر جنگندهها مانند F-16، F-15 و حتی F-35 امکان نصب پروب سوختگیری پیدا کنند و در کنار تانکرهای C-130 بهکار گرفته شوند، معادله ACE برای نیروی هوایی آمریکا میتواند بهطرز چشمگیری تغییر کند و از نظر تاکتیکی بسیار واقعیتر از وضع فعلی شود. C-130ها میتوانند هم نقش ترابری برای گروههای کوچک جنگندههایی را بازی کنند که در سراسر اقیانوس آرام جابهجا میشوند، و هم برای سورتیهای رزمی به آنها پشتیبانی سوختی بدهند.
در عین حال، جالب است که نیروی هوایی آمریکا اکنون به همان نوع هواپیمای اختصاصیای علاقه نشان میدهد که پیشتر برای این مأموریت مطرح شده بود؛ اما خرید یک پلتفرم کاملاً جدید، آن هم با حفظ مفهوم بوم و درگاه، بهمراتب بلندپروازانهتر از تطبیق دادن ناوگان موجود است. بهصورت بالقوه، اگر نیروی هوایی واقعاً روی چشمانداز ACE سرمایهگذاری جدیتری انجام دهد و یک تانکر تاکتیکی بومدار هم بتواند به جنگندههای مجهز به پروب سوخت بدهد، شاید هر دو مفهوم جای خود را در سبد نیرو پیدا کنند.
برای خود A-10، افزودن پروب حتی منطقیتر هم بهنظر میرسد، چون این هواپیماها مأموریت جستوجو و نجات رزمی موسوم به Sandy را بر عهده دارند؛ مأموریتی که در آن مستقیماً بالگردهای عملیات ویژه را در مأموریت بیرون کشیدن نیروها از قلمرو بهشدت مورد مناقشه اسکورت میکنند و برای آنها پشتیبانی نزدیک هوایی فراهم میآورند. همین مجموعه مأموریتی امروز هم در جریان رویدادهای ایران بهشکل برجستهای دوباره مورد توجه قرار گرفته است. HC-130ها و MC-130ها همین حالا نیز برای سوخترسانی به بالگردها در این نوع عملیات تجهیز شدهاند و میتوانند A-10ها را هم از هوا سوختگیری کنند. چنین چیزی برد و ماندگاری مأموریت Sandy را افزایش میدهد و همچنین انعطاف بیشتری به A-10 میدهد تا برای مأموریتهای دیگر از طیف گستردهتری از تانکرها سوخت بگیرد.
باید دید آیا این برنامه از سطح یک نمایش فناورانه فراتر میرود و آیا این قابلیت برای بخش بزرگتری از ناوگان جتهای تاکتیکی نیروی هوایی آمریکا هم مورد توجه قرار میگیرد یا نه. این طرح مدتی در دست کار بود و ظاهراً بهدلیل بازنشستگی قریبالوقوع A-10 به حاشیه رانده شده بود، پیش از آنکه اخیراً دوباره در مسیر سریع قرار گیرد. دستکم همین روند نشان میدهد که نیروی هوایی آمریکا برای این مفهوم مزیت قابل توجهی قائل است.
درباره اینکه جنگندههای نیروی هوایی آمریکا چگونه میتوانند به پروب مجهز شوند هم راهحلهای متعددی وجود دارد؛ از نصب آن روی مخازن سوخت خارجی و مخازن تطبیقی گرفته تا اتصال آن به بخش دم هواپیما. حتی F-35Aهای آینده هم ممکن است همزمان به درگاه سوختگیری و پروب مجهز شوند، چون در نسخههای B و C این گزینه دوم از قبل وجود دارد.
صرفنظر از اینکه در ادامه چه رخ میدهد، همین موضوع نشانهای امیدوارکننده است از اینکه نیروی هوایی آمریکا دستکم در حال بازنگری در رؤیاهای ACE خود است و میکوشد ببیند تغییرات نسبتاً ساده چگونه میتوانند آن را از نظر عملیاتی واقعبینانهتر کنند. اگر هیچ نتیجه دیگری هم نداشته باشد، فراهم شدن این گزینه برای وارثاگ میتواند قابلیتهای CSAR آن را تقویت کند و دامنه تانکرهایی را که میتوانند به آن سوخت بدهند گسترش دهد. با توجه به چالشهای بزرگ عملیات نجات رزمی آینده، جایی که برد یک مشکل اساسی خواهد بود، اینکه A-10 بتواند از همان هواگردهایی سوخت بگیرد که به همتایان بالگردیاش سوخت میدهند، یک امتیاز بزرگ محسوب میشود.
راه ارتباط با نویسنده: Tyler@Twz.com