طبق یک برآورد تازه، توسعه، استقرار و بهرهبرداری از سپر دفاع موشکی تازهای مانند طرح گنبد طلایی که دولت ترامپ پیشنهاد کرده است، میتواند نزدیک به ۱.۲ تریلیون دلار هزینه داشته باشد. استقرار و پشتیبانی از منظومهای متشکل از ۷۸۰۰ رهگیر ضد موشک مستقر در فضا بیش از ۶۰ درصد این برچسب قیمت برآوردی را تشکیل میدهد. این عدد، هزینههای احتمالی آنچه را که شاید حساسترین و بحثبرانگیزترین بخش طرح گنبد طلایی دانسته میشود، برجستهتر میکند. با وجود چنین سرمایهگذاری عظیمی، طبق دفتر بودجه کنگره آمریکا (CBO)، لایه رهگیرهای فضایی فقط میتواند همزمان با ۱۰ هدف درگیر شود.
CBO دیروز برآورد هزینه مفصلی از چیزی منتشر کرد که آن را یک «سامانه دفاع موشکی ملی» فرضی توصیف میکند. رقم ۱.۱۹۱ تریلیون دلاری CBO هزینههای مختلف را در بازهای ۲۰ ساله پوشش میدهد. این رقم بیش از دو برابر برآوردی است که CBO سال گذشته ارائه کرده بود. رئیسجمهور ترامپ نخستین بار در ژانویه ۲۰۲۵ برنامههای خود برای معماری تازه دفاع موشکی ملی را اعلام کرد. این ابتکار ابتدا Iron Dome نامیده شد و بعدتر به Golden Dome تغییر نام داد.
برآورد تازه CBO در آغاز توضیح میدهد که «این تحلیل بر مبنای هدفهایی است که در فرمان اجرایی رئیسجمهور با عنوان "Iron Dome for America" آمده است. اجرای آن فرمان از سوی وزارت دفاع، یعنی ابتکاری که اکنون Golden Dome for America یا GDA نامیده میشود، در مراحل اولیه قرار دارد.» در ادامه آمده است که هرچند اسناد درخواست بودجه وزارت دفاع برای سال مالی ۲۰۲۷، برنامههای تأمین مالی پنجساله برای GDA را نشان میدهد، جزئیات درباره اینکه چه سامانههایی و چه تعداد از آنها مستقر خواهد شد، منتشر نشده است. بنابراین CBO میگوید در نبود برنامه مشخص برای «معماری هدف» GDA، هزینه یک معماری فرضی دفاع موشکی ملی را بر اساس سامانهها و قابلیتهایی برآورد کرده که در فرمان اجرایی مطالبه شدهاند.
ارزیابی CBO اضافه میکند که هزینه اعلامشده وزارت دفاع ظاهراً بازه زمانی کوتاهتری را پوشش میدهد و شاید دامنه متفاوتی از فعالیتها و طبقهبندیهای بودجهای را در بر بگیرد. با این حال، همان رقم نیز بسیار پایینتر از برآورد CBO برای معماری فرضی دفاع موشکی ملی سازگار با فرمان اجرایی Iron Dome است. از نگاه CBO، این شکاف نشان میدهد یا «معماری هدف» گنبد طلایی محدودتر از سامانه فرضی CBO است، یا وزارت دفاع انتظار دارد بودجههای قابل توجهی از حسابهای دیگر به GDA کمک کند، یا هر دو. برای نمونه، خرید رهگیرها میتواند به جای صندوق GDA مستقیماً از حسابهای خرید موشک نیروها تأمین شود.
دولت ترامپ در تازهترین برآورد خود، هزینه «معماری هدف» گنبد طلایی را حدود ۱۸۵ میلیارد دلار اعلام کرده است. سال گذشته خود ترامپ رقم ۱۷۵ میلیارد دلار را مطرح کرده بود و گفته بود این رقم سامانههایی را شامل میشود که «در کمتر از سه سال» عملیاتی میشوند. TWZ چندین بار اشاره کرده است که برآوردهای دولت شاید فقط بخشی از معماری برنامهریزیشده گنبد طلایی را پوشش دهد؛ معماریای که در مجموع میتواند بهراحتی صدها میلیارد دلار برای استقرار و بهرهبرداری هزینه داشته باشد.
اظهارنظر Tyler Rogoway درباره هزینههای تهیه و نگهداری گنبد طلایی
تحلیل CBO به شش عنصر اصلی تقسیم شده است: منظومه رهگیرهای فضایی، پایگاههای سطحی گسترده در لایه بالایی، پایگاههای سطحی گسترده در لایه پایینی، بخشهای منطقهای، دفاع از خود برای چهار پایگاه سطحی موجود، و منظومه ماهوارهای فضایی برای رهگیری اهداف. افزون بر اینها، مجموعهای از هزینههای جانبی متفرقه نیز در برآورد آمده است. دستههای مربوط به پایگاههای سطحی و بخشهای منطقهای عمدتاً شامل هزینههای گسترش قابلیتهای موجود ضد موشکی و حسگری زمینی و دریایی، مانند Aegis Ashore، سامانه Terminal High Altitude Area Defense یا THAAD و Next Generation Interceptor یا NGI است.
منظومه کاملاً تازهای از ۷۸۰۰ رهگیر فضایی، با فاصله، بزرگترین جزء منفرد برآورد CBO است. هزینه خرید این قابلیت ۷۲۳ میلیارد دلار برآورد شده و سپس سالانه یک میلیارد دلار دیگر برای عملیات و نگهداری آن لازم خواهد بود؛ یعنی ۲۰ میلیارد دلار در ۲۰ سال. مجموع این بخش به ۷۴۳ میلیارد دلار میرسد. این عدد ۶۰ درصد از کل برآورد ۱.۱۹۱ تریلیون دلاری و ۷۰ درصد از هزینههای خرید پیشبینیشده را تشکیل میدهد.
CBO توضیح مفصلی درباره نحوه رسیدن به این ارقام ارائه کرده است. طبق این ارزیابی، میانگین هزینه هر ماهواره رهگیر فضایی، یا SBI، حدود ۲۲ میلیون دلار خواهد بود. این میانگین هم ۷۸۰۰ رهگیر اولیه و هم نزدیک به ۱۶۰۰ رهگیری را شامل میشود که پس از آن، هر سال به دلیل عمر عملیاتی کوتاه پنجساله ماهوارهها باید جایگزین شوند. نیاز به جایگزینی دورهای رهگیرهای فضایی باعث میشود هزینه خرید در سراسر عمر سامانه پخش شود. این برآورد بر پایه هزینه ۵۰۰ دلار برای پرتاب هر کیلوگرم رهگیر به مدار است؛ رقمی پایینتر از هزینههای معمول امروز، اما به گفته CBO با نسل تازه راکتهای سنگینبر مانند Starship شرکت SpaceX قابل دستیابی دانسته میشود. حتی اگر هزینههای پرتاب در آینده کمتر شود، اثر آن بر کل هزینه لایه SBI محدود خواهد بود، زیرا حتی با نرخ ۵۰۰ دلار به ازای هر کیلوگرم، پرتاب کمتر از ۵ درصد کل هزینه را تشکیل میدهد.
CBO میگوید تعداد بسیار زیاد رهگیرهای فضایی لازم برای درگیری با فقط ۱۰ هدف همزمان، و عمر کوتاه آنها، هر دو نتیجه شیوه حرکت ماهوارهها در مدار است. برای آنکه رهگیرها به اندازه کافی نزدیک باشند تا در فاصله سه تا پنج دقیقهای موجود در مرحله بوست به اهداف برسند، باید در مدار پایین زمین یا LEO و در ارتفاع حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتر قرار بگیرند. اما ویژگیهای حرکت ماهواره در LEO بر اندازه منظومههایی که قرار است پوشش پیوسته روی نقاط مشخص زمین ایجاد کنند اثر میگذارد. برای رهگیرهای بوستفاز، «پوشش» نسبت به محل شلیک موشک قارهپیما سنجیده میشود، نه محل هدف آن موشک.
در ادامه ارزیابی آمده است که ماهوارههای LEO نمیتوانند روی نقاط مشخصی از زمین ثابت بمانند. آنها در نواری پیرامون استوا و محدود به عرضهای شمالی و جنوبی برابر با میل مداری خود گردش میکنند. بنابراین برای اطمینان از اینکه همیشه تعداد کافی رهگیر، برای مثال ۲۰ رهگیر اگر برای ۱۰ موشک قارهپیما به دو شلیک نیاز باشد، در فاصله مناسب از محلهای احتمالی پرتاب باشند، به منظومههایی با تعداد زیاد SBI نیاز است. تعداد کل ماهوارههای یک منظومه عمدتاً به سرعت رهگیرها، سرعت پرتاب آنها، تعداد اهداف همزمانی که سامانه باید مدیریت کند و عرضهای جغرافیایی تحت پوشش بستگی دارد.
CBO همچنین میگوید به دلیل کشش جوی در ارتفاعهایی که SBIها در آن گردش میکنند، مدار هر ماهواره به مرور افت میکند و هر ماهواره باید تقریباً هر پنج سال جایگزین شود. در مقابل، عمر عملیاتی رهگیرهای سطحی میتواند ۲۰ سال یا بیشتر باشد و آنها در همان دوره قابل نگهداری و ارتقا هستند. برای منظومه فرضی CBO، حدود ۳۰ هزار ماهواره لازم خواهد بود تا در طول ۲۰ سال، ۷۸۰۰ رهگیر در مدار باقی بمانند.
با همه اینها، معماری فرضی رهگیرهای فضایی CBO فقط برای شکست دادن یک حمله نسبتاً محدود، یعنی یک موج شامل ۱۰ موشک بالستیک قارهپیما از سوی یک «دشمن منطقهای»، طراحی شده است؛ اصطلاحی که معمولاً برای کشورهایی مانند کره شمالی و ایران به کار میرود. دولت ترامپ در گذشته اشاره کرده است که گنبد طلایی قرار است در برابر طیف بسیار گستردهتری از تهدیدها دفاع کند؛ از جمله تهدیدهای رقبای همتراز مانند روسیه و چین.
علاوه بر این، CBO اشاره میکند که برآورد هزینهاش شامل رهگیرهای فضایی اضافی برای درگیری با موشکها در بخش میانی پرواز نیست؛ قابلیتی که اکنون به عنوان بخشی از طرح گنبد طلایی در حال بررسی است.
در آخرین برآورد هزینه CBO تأکید شده است که هرچند سامانه فرضی دفاع موشکی ملی در این تحلیل بسیار توانمندتر از دفاعهایی خواهد بود که آمریکا امروز در اختیار دارد، سپری نفوذناپذیر نخواهد بود و نمیتواند یک حمله بزرگ از جنس آنچه روسیه یا چین قادر به اجرای آن هستند را کاملاً خنثی کند. در نتیجه، پیامدهای راهبردی استقرار سامانهای با ظرفیت بررسیشده روشن نیست، زیرا به برداشت دشمن از قابلیت دفاع و نحوه پاسخ او بستگی دارد.
این ارزیابی یادآور میشود چنین استقراری میتواند دشمنان منطقهای را به افزایش موجودی موشکهای دوربرد هستهای یا متعارف، یا دنبال کردن اقدامات مقابلهای مؤثرتر برای افزایش شانس نفوذ در سامانه دفاع موشکی ملی ترغیب کند. دشمنان همتراز یا نزدیک به همتراز نیز میتوانند سامانه فرضی CBO را با شلیک انبوه شمار زیادی موشک در یک حمله بزرگ با نیروهای هستهای فعلی خود اشباع کنند، هرچند شاید باز هم برای تضمین حفظ این توان، زرادخانه موشکهای دوربرد هستهای و متعارف خود را افزایش دهند.
CBO هشدار میدهد که وزارت دفاع میتواند تصمیم بگیرد سامانه دفاع موشکی ملی کوچکتر یا بزرگتر از سامانه فرضی CBO، یا حتی کاملاً متفاوت با آن، بسازد. برای نمونه، سامانهای بزرگتر که برای مقابله با حمله تمامعیار موشکهای قارهپیمای روسیه طراحی شود، میتواند رهگیرهای فضایی بیشتر یا NGIهای بیشتری در سه پایگاه سطحی گسترده لایه بالایی داشته باشد. چنین سامانهای همچنین میتواند در لایههای پایینتر رهگیرهای بیشتری داشته باشد. در مقابل، سامانهای کوچکتر شاید بتواند با تعداد کمتری موشک درگیر شود یا مناطق کمتری را حفاظت کند. تعداد کل بخشهای منطقهای در سامانه فرضی CBO نیز بر مبنای فراهم کردن نوعی پوشش ترمینال برای کل کشور تعیین شده است؛ چیزی که از زبان فرمان اجرایی Iron Dome برداشت میشود.
همانطور که گفته شد، قرار دادن رهگیرها در فضا از آغاز یکی از برجستهترین، اگر نه برجستهترین، جنبههای طرح اعلامشده Iron Dome/Golden Dome بوده است. جنگافزارهای فضایی همچنین بخش مرکزی ابتکار دفاع راهبردی دوران ریگان یا SDI بودند؛ برنامهای که در فرمان اجرایی اولیه تشریح ابتکار تازه دفاع موشکی مستقیماً به آن اشاره شده بود. SDI که منتقدانش آن را «جنگ ستارگان» مینامیدند، هرگز به تحقق اهداف بلندپروازانه خود نزدیک نشد. قابلیتهای ضد موشکی برنامهریزیشده آن در مدار، بهویژه با چالشهای فنی و هزینههای بالا روبهرو بود.
نیروی فضایی آمریکا اکنون هدایت یک برنامه تازه SBI را بر عهده دارد، و هدف اعلامشده آن نمایش یک قابلیت مرتبط و یکپارچهشده در معماری بزرگتر گنبد طلایی تا سال ۲۰۲۸ است. نیروی فضایی تاکنون قراردادهایی به ارزش مجموع ۳.۲ میلیارد دلار با ۱۲ شرکت برای کارهای مرتبط با SBI اعطا کرده است. چندین شرکت، از جمله Lockheed Martin، Northrop Grumman و Anduril نیز کار روی طرحهای نمونه رهگیر را اعلام کردهاند.
ویدیوی Northrop Grumman در ادامه، از ثانیه ۰:۱۳، یک کلیپ رایانهای از درگیری یک رهگیر فضایی با هدفی بیرون از جو زمین را نشان میدهد.
در حدود یک سال و نیم گذشته، مقامهای نظامی آمریکا پشتیبانی ویژهای از جزء فضایی گنبد طلایی ابراز کردهاند و گفتهاند پیشرفت فناوریهای مرتبط در دهههای پس از SDI این مفهوم را امروز عملیتر کرده است. آنها همچنین هزینهها و پیامدهای ژئوپلیتیکی تسلیح بیشتر فضا را برای دفاع از آمریکاییها در برابر تهدیدهای فزاینده موشکی ضروری دانسته و کماهمیتتر جلوه دادهاند.
ژنرال Chance Saltzman، رئیس عملیات فضایی، سال گذشته در گفتوگویی زنده در رویداد مجازی State of Defense 2025: Air Force and Space Force متعلق به Defense One گفت چالشهای فنی زیادی وجود دارد، اما او از روح نوآورانه صنعت فضایی آمریکا بسیار متأثر است و قانع شده که این چالشها از نظر فنی قابل حل خواهند بود.
Saltzman همان زمان، در پاسخ به پرسشی درباره اثرهای بالقوه بیثباتکننده گنبد طلایی، گفت موضوع به جایگاه نگاه افراد بستگی دارد، اما اینکه دولت آمریکا مسئولیت حفاظت از شهروندان خود در برابر تهدیدهای نوظهور را بر عهده داشته باشد، از نظر او کاملاً منطقی است. او به سرمایهگذاری سنگین جمهوری خلق چین در تهدیدهایی مانند جنگافزارهای هایپرسونیک و تهدیدهای فضایی اشاره کرد و گفت اکنون زمان آن رسیده که دولت آمریکا برای حفاظت از شهروندانش در برابر آن تهدیدها اقدام کند.
Saltzman اخیراً نیز در پاسخ به پرسش Howard Altman از TWZ در میزگردی در حاشیه سمپوزیوم سالانه جنگافزارهای انجمن نیروهای هوایی و فضایی در فوریه گفت آمریکا اساساً به حوزه رزمیای پاسخ میدهد که دشمنانش پیشتر رهگیرهایی در فضا قرار دادهاند و واشنگتن میخواهد توازن بازدارندگی را دوباره برقرار کند.
سخنگوی نیروی فضایی بعداً در پاسخ به پرسش TWZ درباره جزئیات بیشتر «رهگیرهای در فضا» که Saltzman به آن اشاره کرده بود، توضیح داد که اصطلاح رهگیرها بنا به تعریف به مجموعهای از قابلیتهای شناختهشده دیگر کشورها اشاره دارد؛ از موشکهای ضد ماهواره زمینپرتاب و هواپرتاب گرفته تا قابلیتهایی مانند SJ-21 که بازوی گیرنده دارد.
همه اینها چشمانداز بسیار واقعی جنگ در فضا در درگیریهای آینده را برجسته میکند؛ چیزی که ارتش آمریکا به شکل فزایندهای خود را برای آن آماده میکند. آنچه برای حفاظت از ۷۸۰۰ رهگیر ضد موشک در مدار، همراه با منظومههای حیاتی حسگری و ارتباطی فضایی مرتبط لازم باشد، میتواند بهراحتی به کل هزینه گنبد طلایی اضافه کند.
همانطور که CBO در ارزیابی تازه خود روشن میکند، هنوز چیزهای زیادی درباره مقیاس و دامنه واقعی گنبد طلایی و هزینه نهایی احتمالی آن برای عموم نامعلوم است. همزمان، رهگیرهای فضایی بخشی واقعی از معماری برنامهریزیشده هستند و کار برای توسعه آن قابلیتها اکنون در جریان است.
مفهومی که CBO ترسیم کرده، همین حالا مستلزم هزینه و منابعی بسیار سنگین است؛ آن هم برای قابلیتی که خود CBO همچنان آن را فقط در برابر رگبارهای نسبتاً محدود از سوی دولتهای یاغی مفید ارزیابی میکند. این تهدیدها شاید با سامانههای سطحی بسیار کمهزینهتر نیز قابل رسیدگی باشند، هرچند نه سامانههایی که بتوانند اهداف را در مرحله بوست رهگیری کنند.
همانگونه که برآورد تازه CBO اکنون نشان میدهد، اگر منظومهای مرتبط از رهگیرها در فضا اصلاً به مرحله اجرا برسد، احتمالاً پرهزینهترین و پیچیدهترین جنبه گنبد طلایی خواهد بود.